راهکارهای رفع «محاصره دریایی ایران» چیست؟
گروه دفاعی امنیتی دفاعپرس- محمد زرچینی؛ از سیزدهم آوریل ۲۰۲۶، ارتش تروریست آمریکا محاصره دریایی گستردهای را علیه بنادر و کشتیرانی ایران آغاز کرده است؛ اقدامی که به گفته مقامات پنتاگون، تاکنون ایران را از ۴.۸ میلیارد دلار درآمد نفتی محروم کرده است. این محاصره که با تغییر مسیر بیش از ۲۷۰ کشتی تجاری و انهدام حدود ۲۲ شناور همراه بوده، بخش عمدهای از تجارت خارجی ایران را که از مسیر بنادر جنوبی انجام میشود، هدف قرار داده است.

در چنین شرایطی، شناسایی و بهکارگیری راهکارهای مؤثر برای رفع یا خنثیسازی این محاصره به ضرورتی انکارناپذیر برای اقتصاد و امنیت ملی ایران تبدیل شده است. در این مطلب، راهکارهای موجود در این زمینه، در چهار حوزه حقوقی و دیپلماتیک، اقتصادی و تجاری، نظامی و امنیتی و بینالمللی بررسی شده است.
راهکارهای حقوقی و دیپلماتیک
نخستین و بنیادیترین راهکار، به چالش کشیدن مشروعیت حقوقی محاصره در مجامع بینالمللی است. کارشناسان سازمان ملل متحد در موارد مشابه تأکید کردهاند که محاصره مسلحانه، مصداق استفاده ممنوع از زور علیه یک کشور دیگر بر اساس ماده ۲ (۴) منشور ملل متحد است و هیچ حقی برای اعمال تحریمهای یکجانبه از طریق محاصره نظامی وجود ندارد؛ همچنین جمهوری اسلامی ایران میتواند با استناد به کنوانسیون حقوق دریاها ۱۹۸۲ و اصل آزادی دریانوردی، شکایت رسمی خود را در دیوان بینالمللی دادگستری و سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) ثبت کند. در بُعد دیپلماتیک؛ فعالسازی ظرفیت کشورهای عضو پیمان شانگهای و سازمان همکاری اسلامی از اهمیت بالایی برخوردار است.
جمهوری خلق چین و جمهوری فدراتیو روسیه پیشتر با وتوی قطعنامههای مرتبط با تحریمهای ایران در شورای امنیت، عملاً یکجانبهگرایی آمریکا را به چالش کشیدهاند. وزارت بازرگانی چین نیز رسماً اجرای تحریمهای آمریکا علیه پالایشگاههای چینی به اتهام خرید نفت از ایران را «غیرقانونی» اعلام کرده است؛ بنابراین، دیپلماسی فعال منطقهای و فرامنطقهای میتواند فشار حقوقی و سیاسی لازم را بر واشنگتن اعمال کند.
راهکارهای اقتصادی و تجاری
در حوزه اقتصادی، راهبرد اصلی کاهش وابستگی به بنادر جنوبی و فعالسازی مسیرهای جایگزین است. دولت ایران طرح جامعی شامل هفت تا هشت مسیر و کریدور جدید زمینی، ریلی و دریایی تدوین کرده است. بندر «کراچی» پاکستان بهعنوان جایگزین «بندرعباس» و «چابهار» در نظر گرفته شده و کالاها از طریق مرزهای «ریمدان» و «میرجاوه» وارد یا خارج میشوند؛ همچنین بندر چابهار به دلیل اتصال مستقیم به اقیانوس هند و عدم قرارگیری در تنگه هرمز، ظرفیت مهمی برای تداوم تجارت دریایی فراهم میکند.
مسیرهای شمالی نیز نقش کلیدی دارند؛ برای مثال بنادر «انزلی»، «آستارا» و «امیرآباد» در دریای خزر از طریق کریدور شمال-جنوب به روسیه و آسیای مرکزی متصل هستند و میتوانند ظرفیت خود را در بازه شش تا ۱۸ ماه افزایش دهند؛ علاوه بر این، ایران در حال احیای سایتهای ذخیرهسازی متروکه و استفاده از کانتینرهای دستساز برای ذخیره نفت خام است و تلاش میکند نفت را از طریق راهآهن به جمهوری خلق چین ارسال کند. این اقدامات اگرچه هزینهبر هستند؛ اما جریان تجاری کشور را زنده نگه میدارند.
راهکارهای نظامی و امنیتی
در بُعد نظامی، ایران مجموعهای از توانمندیهای نامتقارن را در اختیار دارد که میتواند هزینه اجرای محاصره را برای آمریکا بهطور قابل توجهی افزایش دهد. «دیوید پترائوس» فرمانده پیشین سنتکام، در این زمینه میگوید: تهدید مینهای دریایی ایران و افزایش احتمالی قیمت نفت، دو مانع جدی پیش روی اجرای پایدار این محاصره است.

توانمندی موشکی ایران شامل موشکهای ضدکشتی با برد ۳۰۰ تا هزار و ۷۰۰ کیلومتر، از جمله «خلیج فارس»، «هرمز-۲» و «ابومهدی» است که میتوانند اهداف دریایی را در فواصل دور مورد اصابت قرار دهند.
تاکتیک «ازدحام کوچک» با صدها قایق تندرو موشکانداز و انتحاری، همراه با پهپادهای انتحاری «شاهد ۱۳۶» و «آرش»، میتواند در نزدیکی تنگه هرمز محدودیت جدی برای نیروی دریایی آمریکا ایجاد کند.

راهبرد «مدیریت هوشمندانه تردد» ابزاری راهبردی برای شکستن کمر دولت تروریست آمریکا
راهبرد «مدیریت هوشمندانه تردد» در تنگه هرمز نیز بهعنوان یک اهرم فشار متقابل مطرح شده است که میتواند به تدریج هزینههای سیاسی و اقتصادی محاصره را برای واشنگتن افزایش دهد.
راهکارهای منطقهای و بینالمللی
در سطح منطقهای، تقویت همکاری با کشورهای همسایه و استفاده از ظرفیت ترانزیتی آنها میتواند اثرات محاصره را کاهش دهد. پاکستان به دلیل همجواری با چین و ایران، ظرفیت ویژهای برای مبادلات تجاری فراهم کرده و ترانزیت کالا از مسیر ایران به آسیای میانه را افزایش داده است. کریدورهای اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) و ابتکار «یک کمربند-یک جاده» نیز میتوانند ایران را بهعنوان پل ارتباطی جنوب آسیا به اوراسیا تبدیل کنند.

همکاری با کشورهای بلوک شرق
در بُعد بینالمللی، همکاری با کشورهایی که تحریمهای یکجانبه آمریکا را به رسمیت نمیشناسند، از جمله جمهوری خلق چین، جمهوری فدراتیو روسیه و هند، میتواند به حفظ جریان تجاری کمک کند؛ همچنین عبور نفتکشهای مرتبط با هند از تنگه هرمز نشاندهنده ظرفیت شکاف در اجماع بینالمللی علیه ایران است. دیپلماسی اقتصادی فعال در سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا نیز میتواند به تثبیت مسیرهای تجاری جایگزین کمک کند.
محاصره دریایی اگرچه فشار اقتصادی قابل توجهی را به ایران وارد کرده، اما نتوانسته است به انزوای کامل یا توقف مطلق تجارت منجر شود. تجربه ماههای اخیر نشان میدهد که ترکیبی از راهکارهای حقوقی (به چالش کشیدن مشروعیت محاصره)، دیپلماتیک (اتحاد با جمهوری خلق چین و جمهوری فدراتیو روسیه و کشورهای همسوی منطقه)، اقتصادی (فعالسازی کریدورهای جایگزین شمالی و شرقی) و نظامی (بازدارندگی نامتقارن در تنگه هرمز) میتواند به تدریج اثرات این محاصره را کاهش دهد.
راهبرد موفق، نه اتکا به یک ابزار واحد، بلکه ترکیب هوشمندانه همه این ظرفیتها در چارچوب یک دیپلماسی فعال است. تجربه نشان داده که ایران در سالهای تحریم، توانسته با تنوعبخشی به مسیرهای تجاری و تقویت تولید داخلی، تابآوری خود را افزایش دهد و این بار نیز میتواند با اتکا به همین راهبرد، محاصره را به فرصتی برای بازتعریف جایگاه ژئواکونومیک خود تبدیل کند.
انتهای پیام/ 281
