زنان ایران؛ پیشگامان مقاومت در پشت خطوط جنگ سخت
گروه سیاسی دفاعپرس: جنگ در جهان امروز صرفاً به رویارویی نیروهای نظامی محدود نیست. در کنار عملیات نظامی، عرصههایی همچون افکار عمومی، انسجام اجتماعی، جریان اطلاعات، روحیه شهروندان و استمرار فعالیتهای حیاتی جامعه نیز اهمیت پیدا میکنند. در چنین شرایطی، توان یک کشور برای حفظ ثبات داخلی و تداوم زندگی اجتماعی، از مؤلفههای مهم تابآوری ملی محسوب میشود.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام خود به مناسبت میلاد حضرت زینب (س)، با اشاره به حضور بانوان ایرانی در عرصههای مختلف اجتماعی، تأکید کردند: «اینک بانوان زینبیِ ایران اسلامی، با حضور پررنگ خود در عرصههای مختلف بهخصوص میادین در شهرها و روستاها، پیشگامان تبیین عملی و مقاومت در پشت خطوط جنگِ سخت هستند.»
این عبارت، دو مفهوم مرتبط، اما متمایز را در کنار یکدیگر قرار میدهد: «تبیین عملی» و «مقاومت». تبیین عملی به معنای انتقال یک پیام صرفاً از طریق سخن و موضعگیری نیست؛ بلکه رفتار اجتماعی و حضور میدانی نیز میتواند حامل معنا و پیام باشد. هنگامی که فعالیتهای اجتماعی ادامه مییابد، خدمات ضروری برقرار میماند و افراد در شرایط دشوار به یاری یکدیگر میشتابند، این رفتارها میتوانند به نشانههایی از پایداری جامعه تبدیل شوند.
از این منظر، مقاومت در پشت خطوط جنگ سخت، لزوماً به معنای حضور در یک میدان نظامی نیست؛ بلکه میتواند مجموعهای از کنشهای اجتماعی، فرهنگی، امدادی و خدماتی را دربرگیرد که به حفظ توان جامعه برای عبور از بحران کمک میکنند.
زنان در ساختار اجتماعی ایران، در حوزههای متعددی از جمله خانواده، آموزش، سلامت، فعالیتهای فرهنگی و خدمات عمومی نقش دارند. در شرایط بحرانی، تداوم این فعالیتها میتواند در حفظ نظم زندگی روزمره، کاهش آسیبهای اجتماعی و حمایت از گروههای آسیبپذیر مؤثر باشد.
در دوران جنگ، نیاز جامعه به مراقبت، همدلی و حمایت روانی افزایش مییابد. خانوادههایی که با اضطراب ناشی از تهدیدهای امنیتی مواجهاند، کودکان و سالمندانی که به مراقبت بیشتری نیاز دارند و افرادی که از پیامدهای جسمی و روانی بحران آسیب دیدهاند، همگی به شبکهای از حمایتهای اجتماعی نیازمندند. بخشی از این مسئولیت بر دوش زنان قرار میگیرد؛ هرچند نباید آن را وظیفهای انحصاری برای زنان دانست یا نقش مردان و نهادهای مسئول را نادیده گرفت.
اهمیت حضور زنان در چنین شرایطی، در همین پیوند میان مسئولیت اجتماعی و حفظ پایداری جامعه قابل درک است. مشارکت آنان در فعالیتهای امدادی و داوطلبانه، استمرار خدمات عمومی و کمک به حفظ ارتباطات اجتماعی میتواند به کاهش آثار بحران کمک کند. در عین حال، حضور مؤثر زنان در عرصههای عمومی باید با فراهم بودن امکانات، حمایت نهادی و رعایت حقوق و کرامت آنان همراه باشد.
رهبر انقلاب در بخش نخست پیام خود، شخصیت حضرت زینب کبری (س) را با دو ویژگی برجسته معرفی کردند: شفقت و خیرخواهی از یک سو و صلابت و شجاعت از سوی دیگر. این دو ویژگی، چارچوب معنایی مهمی برای فهم تعبیر «بانوان زینبی» در بخش بعدی پیام فراهم میکنند.
در این چارچوب، شجاعت صرفاً به معنای ایستادگی در برابر تهدید نیست؛ بلکه مسئولیتپذیری در برابر رنج دیگران، حفظ آرامش در شرایط دشوار و تلاش برای جلوگیری از گسترش ناامیدی نیز میتواند جلوهای از آن باشد. از سوی دیگر، شفقت و مهربانی به معنای انفعال نیست؛ بلکه میتواند با اراده، پایداری و حضور فعال در عرصه اجتماعی همراه شود.
حضرت زینب (س) در حافظه تاریخی و مذهبی جامعه شیعی، افزون بر پیوند با واقعه عاشورا، با روایتگری و انتقال پیام این واقعه نیز شناخته میشود. از این رو، استناد به الگوی زینبی در شرایط جنگی، میتواند بر اهمیت دو مسئولیت تأکید کند: نخست، ایستادگی در برابر فشارها و دوم، حفظ امکان روایت تجربه جامعه و انتقال واقعیتها به افکار عمومی.
بر این اساس، نقش زنان در عرصه تبیین را نمیتوان تنها به انتشار پیامهای رسمی تقلیل داد. روایت دقیق تجربههای اجتماعی، بازتاب دادن مشکلات مردم، اطلاعرسانی مسئولانه و جلوگیری از انتشار اطلاعات نادرست نیز میتوانند در تقویت آگاهی عمومی نقش داشته باشند. تبیین مؤثر، زمانی به اعتماد عمومی کمک میکند که بر واقعیتهای قابل بررسی استوار باشد و بتواند در کنار نقاط قوت، مشکلات و مطالبات جامعه را نیز منعکس کند.
تعبیر «پشت خطوط جنگ سخت» در پیام رهبر انقلاب، توجه را به عرصهای جلب میکند که ممکن است در روایتهای صرفاً نظامی کمتر دیده شود: جامعهای که باید در شرایط تهدید، به زندگی خود ادامه دهد. فعالیت مراکز درمانی، استمرار آموزش، خدماترسانی عمومی، حمایت از خانوادههای آسیبدیده و حفظ ارتباطات اجتماعی، همگی در این عرصه اهمیت دارند.
با این حال، تابآوری اجتماعی نباید صرفاً با میزان تحمل دشواریها سنجیده شود. جامعه مقاوم، جامعهای نیست که مشکلات آن نادیده گرفته شود؛ بلکه جامعهای است که در آن، مردم از حمایت لازم برخوردارند، مسئولان نسبت به مطالبات پاسخگو هستند و سازوکارهای مؤثر برای کاهش آسیبها وجود دارد.
در این میان، نقش زنان زمانی میتواند به ظرفیت پایدار ملی تبدیل شود که مشارکت آنان با حمایت واقعی همراه باشد. دسترسی به خدمات درمانی، حمایت از خانوادههای آسیبدیده، فراهم کردن شرایط مناسب برای فعالیتهای داوطلبانه و توجه به امنیت و سلامت جسمی و روانی زنان، از جمله الزامات این مسیر است. همچنین نباید از زنان انتظار داشت که بهتنهایی بار حفظ آرامش خانواده و جامعه را در شرایط جنگی بر دوش بکشند؛ این مسئولیت به مشارکت همه شهروندان و عملکرد مؤثر نهادهای عمومی نیاز دارد.
تأکید بر نقش بانوان زینبی ایران در پیام ۲۴ مهر رهبر معظم انقلاب اسلامی، فرصتی برای بازاندیشی در مفهوم مقاومت اجتماعی فراهم میکند. اگر میدان جنگ سخت با ابزارهای نظامی تعریف شود، عرصه پشت خطوط جنگ را باید در مجموعهای از روابط انسانی، مسئولیتهای اجتماعی و فعالیتهای ضروری جستوجو کرد که استمرار زندگی جامعه را ممکن میسازند.
در این نگاه، زنان نه صرفاً مخاطبان پیامهای مربوط به مقاومت، بلکه کنشگرانی هستند که میتوانند در شکلگیری و انتقال تجربه اجتماعی نقش داشته باشند. حضور آنان در شهرها و روستاها، در فعالیتهای عمومی و در حمایت از افراد آسیبپذیر، ظرفیتهایی را آشکار میکند که در ارزیابی توان یک جامعه برای عبور از بحران نباید نادیده گرفته شوند.
با این همه، تبدیل این ظرفیت به سرمایهای ماندگار، نیازمند فراتر رفتن از تقدیرهای مناسبتی است. به رسمیت شناختن نقش زنان، حمایت از مشارکت آنان، توجه به نیازهای واقعی خانوادهها و ایجاد زمینهای برای حضور مؤثر و امن در عرصه عمومی، میتواند پیوند میان مسئولیت اجتماعی و تابآوری ملی را تقویت کند.
پیام رهبر انقلاب با برجسته کردن مفهوم «بانوان زینبی» بر این نکته تأکید دارد که مقاومت، تنها در میدان رویارویی نظامی شکل نمیگیرد؛ بخشی از آن در متن جامعه، در رفتارهای مسئولانه و در تلاش برای حفظ امید و انسجام عمومی پدیدار میشود. در چنین برداشتی، حضور زنان در پشت خطوط جنگ سخت، نه حاشیهای بر روایت جنگ، بلکه بخشی از روایت اجتماعی آن است؛ روایتی که فهم کامل آن، مستلزم توجه همزمان به مشارکت مردم، مسئولیت نهادهای حکومتی و هزینههایی است که جامعه در مسیر عبور از بحران متحمل میشود.
انتهای پیام/381
