«آقا رجب»، مردی از تبار آسمان

سردار رشید شهید «رجبعلی محمدزاده» یادگار دوران دفاع مقدس و در واقع مخزن الاسرار راه فرزندان امام خمینی (ره) در شهرستان بجنورد و خراسان بود، آن روز‌ها بسیجیان دلاور افتخار می‌کردند که در گردان نصرالله (لشگر ۵ نصر) باشند تا هم از شجاعت و دلاوری سردار برخوردار شوند و هم در تشعشع معنویات روحی و اخلاص بی حد ایشان روح و قلبشان را گرما ببخشند.
کد خبر: ۸۷۱۰۱۹
تاریخ انتشار: ۲۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۷ - 20October 2026

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از خراسان‌ شمالی، «آقا رجب» نامی بسیار آشنا برای تمامی بسیجیان شهرستان بجنورد بود او که در سال‌های گذشته به عنوان «سردار رجبعلی محمدزاده» شناخته می‌شد و جوانان استان نیز چهره زیبا و دلنشین او را به عنوان اولین فرمانده سپاه استان جدیدالتاسیس خراسان شمالی می‌دیدند، دوست داشت تا همچنان بی آلایش و ساده به عنوان «برادر محمدزاده» صدایش کنند.

شهید رجبعلی محمدزادهاو یادگار دوران دفاع مقدس و در واقع مخزن الاسرار راه فرزندان امام خمینی (ره) در شهرستان بجنورد و خراسان بود، آن روز‌ها بسیجیان دلاور افتخار می‌کردند که در گردان نصرالله (لشگر ۵ نصر) باشند تا هم از شجاعت و دلاوری برادر محمدزاده برخوردار شوند و هم در تشعشع معنویات روحی و اخلاص بی حد ایشان روح و قلبشان را گرما ببخشند او در عملیات‌های والفجر ۸ و کربلای ۴ و ۵ و بیت المقدس ۲ و ۳ و ... در قامت فرماندهی یگان دریایی و گردان نصرالله بیشتر معلم اخلاق و مراد نیروهایش بود، سعی می‌کرد لباس ساده بسیجی بپوشد با آنها نشست و برخواست کند و... با اینکه بیشترین کار و تلاش را داشت، اما در جلسات و مصاحبه‌ها کار‌های خودش را هم بنام دیگران معرفی می‌کرد، نخلستان‌های اروندکنار و فاو و شلمچه و خرمشهر و جنگل‌های ارتفاعات ایلام و مهران و کله قندی همه و همه شاهد راز و نیاز‌ها و گریه‌های شبانه او بوده‌اند.

او در شجاعت هم کم نظیر بود در تمامی عملیات‌ها سعی می‌کرد خط شکن باشد و خود نیز پیشاپیش نیروهایش حرکت می‌کرد حتی در کربلای ۴ که به بسیاری از بسیجیانش به دیدار معشوق شتافتند و ایشان هم جراحت‌های متعدد برداشت و نیمی از پایش را در کنار نهر خین جاگذاشت او از همان موقع دلگیر بود و خود را بازمانده از شهدا می‌دانست.

شهید محمدزاده در بیت المقدس ۲ با همان نصفه دیگر پایش ارتفاعات ماوت و استان سلیمانیه عراق فتح کرد تا درس مقاومت و ایستادگی و خستگی ناپذیری را به ما بیاموزد.

جنگ که تمام شد از همه بیشتر غصه می‌خورد، چون نگاه می‌کرد همه دوستان و همرزمانش را با همان دستهایش به سوی حق رهسپار کرده بود و انگار تنهای تنها مانده بود، اما بیشتر زمانی تنها شد که امام (ره) هم رفت دیگر طاقتش تمام شده بود که گفت: اگر امام و شهدا نیستند راه آنها که هست. این بود که همچنان لباس پرافتخاری سربازی نائب امام زمان (عج) را رها نکرد تا در عمل به گفته هایش هم همچنان پیش باشد.

چه کسی فکرش را می‌کرد شهید محمدزاده و نورعلی شوشتری آن همه سختی‌ها ۸ ساله دفاع مقدس را با پیروزی به پایان برسانند و بعد از ۲۰ سال در گوشه دیگری از کشور به شهادت برسند، ماموریت الهی، ایشان را از کوه‌های خراسان شمالی به کوه‌های تفتان در سیستان بلوچستان کشید، او در ایجاد آرامش در این استان محروم نقش بسیار موثری داشت طوریکه جندالشیطان و یزیدیان زمان به شدت کینه او را به دل گرفته بودند؛ و چه زیبا به دست شقی‌ترین مردم از نسل ابن ملجم‌ها به شهادت رسید به دست مزدوران آمریکا و انگلیس، عبدالشیطان ریگی سال‌ها در دستگاه‌های امنیتی آمریکا و انگلیس در پاکستان آموزش دید و از تمامی امکانات آنها بهره برد تا توانست به شهید محمدزاده دست یابد و ۲۶ مهرماه با فتنه و طراحی سازمان‌های جاسوسی در حادثه تروریستی در استان سیستان و بلوچستان او را به شهادت رسانند. دشمنان گمان کردند که علمداران جهاد و مقاومت را از پای درآورده‌اند غافل از آنکه پیکر پاک این شهدا خود، علم‌ها و پرچم‌های جهادند.

گفتنی است؛ کتاب «آقا رجب» روایت داستانی از زندگی سردار رشید شهید «رجبعلی محمدزاده» به قلم «مائده گوهری» از انتشارات معبر وابسته به اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و مقاومت خراسان شمالی است که داستان های کوتاه از زندگی شهید را روایت می کند.

انتهای پیام/

 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار