بلوف تاکتیکی در سه صفحه
گروه بینالملل دفاعپرس - الناز رحمتنژاد؛ انتشار سند امنیتی جدید بنیامین نتانیاهو که در آن از توان اقدام نظامی مستقل علیه تأسیسات هستهای ایران سخن گفته شده، بیش از آنکه یک دکترین دفاعی منسجم و قابل تحقق باشد، نمایشی انتخاباتی برای انحراف افکار عمومی از بحرانهای عمیق ساختاری اسرائیل است؛ متنی کوتاه و فاقد جزئیات عملیاتی که حتی در داخل ساختار سیاسی و نظامی تلآویو نیز با برچسبهایی، چون «شعار توخالی» و «انشای هوش مصنوعی رایگان» به سخره گرفته شده است.

رؤیای اقدام مستقل علیه ایران
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، اخیراً از سندی امنیتی پردهبرداری کرده که محور اصلی آن بر تقابل مستقیم با جمهوری اسلامی ایران و ارتقای توانمندیهای نظامی اسرائیل استوار است.
در این مانیفست ادعایی، نتانیاهو خطوط راهبردی جدیدی را ترسیم میکند که مهمترین آنها عبارتاند از:
- کسب توانایی اقدام نظامی علیه تأسیسات هستهای ایران، حتی بدون مشارکت یا همراهی ایالات متحده آمریکا.
- تثبیت دکترین «ضربات پیشدستانه» و گسترش «مناطق حائل پیرامونی» بهمنظور کاهش خطرات امنیتی در مرزها.
- بومیسازی گستردهتر تولید تسلیحات در داخل اراضی اشغالی با هدف کاهش آسیبپذیری زنجیره تأمین نظامی.
- حفظ برتری تکنولوژیک مطلق از طریق پیشرفت در فناوریهای نوین نظامی، بهویژه هوش مصنوعی.
نتانیاهو تلاش کرده این سند را مانیفستی برای دستیابی به «استقلال استراتژیک» معرفی کند؛ پروژهای که ادعا میکند تلآویو میتواند محاسبات بازدارندگی را رأساً و بدون وابستگی کامل به چراغسبز کاخ سفید بازتعریف نماید.
تناقض بنیادین میان سندسازی و واقعیت میدانی
واکاوی محتوایی این سند از منظر تحلیل راهبردی، از چندین تناقض عمیق و غیرقابلانکار پرده برمیدارد. رژیمی که تنفس امنیتی، اقتصادی و دفاعی آن به پلهای هوایی تسلیحاتی پنتاگون، پشتیبانی اطلاعاتی-ماهوارهای سنتکام و چتر حفاظتی دیپلماتیک و مالی واشنگتن گره خورده است، چگونه میتواند با انشای یک سند از «خودکفایی و اقدام مستقل علیه عمق استراتژیک ایران» دم بزند؟ ادعای نتانیاهو پیش از هر چیز، اعتراف ناخواسته به عمق بحران و شکنندگی ناشی از این وابستگی است، نه نشانهای از اقتدار خوداتکا.
یک سند امنیتی واقعی، نیازمند برآورد بودجه پایدار، لجستیک تابآور، سرمایه انسانی متخصص و محاسبه ریسکهای نامتقارن است. رویارویی با ایران ثابت کرده که برتری هوایی، توان تحمیل اراده سیاسی یا خنثیسازی توان پاسخ موشکی و پهپادی تهران را به همراه ندارد.
عملیات نظامی یا ضربه زدن به برخی اهداف، هرگز به معنای نابودی توان بازدارندگی، زیرساختهای متکثر و تغییر رفتار استراتژیک جمهوری اسلامی نخواهد بود. نتانیاهو همچنان میان توان وارد کردن ضربه و کسب پیروزی راهبردی دچار خلط محاسباتی است؛ امری که منطقه در تمامی ماههای گذشته شواهد آشکار آن را لمس کرده است.
سند ارائهشده از سوی نتانیاهو بهشدت کلی، کوتاه و تهی از هرگونه پیوست عملیاتی، اولویتبندی منابع و برآورد دقیق از سناریوهای تلافیجویانه طرف مقابل است؛ مسائلی که نشان میدهد این متن کارکردی شعاری دارد، نه نظامی.
طوفان انتقادهای داخلی
ابتذال این سند امنیتی به حدی بود که فوراً با واکنش تمسخرآمیز نخبگان و رهبران اپوزیسیون در ساختار سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی روبهرو شد. یائیر لاپید، نخستوزیر پیشین و رهبر اپوزیسیون، با انتقادی تند و کنایهآمیز این سند را به سخره گرفت و تصریح کرد که این متن بیشتر شبیه خروجی یک «هوش مصنوعی رایگان و بیکیفیت» است تا یک سند راهبردی ملی؛ سندی که جز بازتولید کلیشهها چیز جدیدی برای امنیت اسرائیل به همراه ندارد.
گادی آیزنکوت، رئیس اسبق ستاد مشترک ارتش، متن را «مجموعهای از شعارهای توخالی» ارزیابی کرد که هیچ راهحل واقعی برای بحرانهای امنیتی موجود ارائه نمیدهد.
این طعنهها صرفاً ناشی از یک تسویهحساب جناحی ساده نیست؛ این واقعیت که ژنرالها و بازیگران اصلی دستگاه امنیتی تلآویو چنین مواضعی میگیرند، نشاندهنده شکاف عمیق ساختاری در ارزیابی نخبگان صهیونیست از توان عملیاتی نتانیاهو و بیپاسخ ماندن چالشهای راهبردی این رژیم است.
ایرانهراسی انتخاباتی
قرار دادن دائمی ایران در مرکز تهدیدات و معرفی آن به عنوان منشأ تمام ناکامیهای اسرائیل، شگردی کهنه در کارنامه سیاسی نتانیاهو است. وی در آستانه تحولات حساس سیاسی و کارزارهای انتخاباتی، به شدت نیازمند بازسازی پرستیژ خود به عنوان «آقای امنیت» است؛ عنوانی که پس از ضربات امنیتی سنگین اخیر به شدت تخریب شده است.
نتانیاهو تلاش میکند با کشاندن تمرکز افکار عمومی به سمت سناریوی حمله به ایران، پاسخگویی درباره تصمیمات فاجعهبار، ناکامیهای پدافندی و بحرانهای امنیتی جاری را به حاشیه براند. اما پرسش بیپاسخ جامعه صهیونیستی همچنان پابرجاست: اگر دههها هزینهکرد میلیاردی، انباشت مدرنترین تسلیحات غربی و پشتیبانی همهجانبه واشنگتن نتوانسته امنیت پایدار ایجاد کند، چگونه میتوان با یک جزوه تبلیغاتی سهصفحهای، موازنه وحشت را دگرگون کرد؟
امنیت با سندسازی تزریق نمیشود
برای تهران، سیاهمشقهای سهصفحهای نتانیاهو نه نشانهای از آغاز یک تغییر ژئوپلیتیک، بلکه نماد انفعال در برابر بنبستهای فراگیر تلآویو است. نه تکرار کلیدواژههای نمایشی و نه بهرهگیری از الگوریتمهای هوش مصنوعی برای تولید بیانیههای پر زرقوبرق، هیچکدام نمیتوانند واقعیتهای جغرافیایی، آسیبپذیریهای ارضی و توان پاسخ بازدارنده محور مقاومت را تغییر دهند.
امنیت ملی نه در اتاقهای تبلیغات سیاسی و از طریق تولید تهدیدات توخالی، بلکه با درک دقیق محدودیتها و پرهیز از محاسبات غلط میدانی تعریف میشود. تداوم توهم عقبنشاندن ایران از طریق نمایشهای رسانهای، تنها نتیجهای که برای نتانیاهو و کابینهاش در پی خواهد داشت، فرورفتن در یک شکست راهبردی عمیقتر خواهد بود.
انتهای پیام/ ۱۳۴
