وقتی دوربین هست، اما روایت نیست؛ ضرورت روایت سینمایی جنگ در هرمزگان
گروه استانهای دفاعپرس ـ «محسن عباسی» کارگردان هرمزگانی، در یادداشتی نوشت:
جنگ با پایان درگیریها به پایان نمیرسد. آثار آن در زندگی بازماندگان، خانوادههای داغدار و کودکانی ادامه پیدا میکند که روزهای جنگ را از سر گذراندهاند. آنچه در هرمزگان رخ داده، بخشی از تاریخ این منطقه است که ثبت و روایت آن نباید به انتشار خبرها و تصاویر روزهای درگیری محدود بماند.

هرمزگان یکی از مناطقی است که جنگ را تجربه کرده و مردم آن حتی در دورههای آتشبس نیز با پیامدها و نگرانیهای ناشی از آن روبهرو بودهاند. این تجربهها بخشی از زندگی مردم و حافظه تاریخی منطقهاند و برای ثبت آنها باید فراتر از خبررسانی روزانه رفت. آنچه اهمیت دارد، شکلگیری روایتهایی است که بتوانند تجربه مردم را ثبت کنند و برای نسلهای آینده باقی بگذارند.
ثبت تصاویر جنگ، بهتنهایی به معنای روایت آن نیست. دوربین میتواند لحظه وقوع یک حادثه را ثبت کند، اما روایت زمانی شکل میگیرد که از سطح تصویر عبور کنیم و به زندگی آدمها، تجربههای انسانی و پیامدهایی بپردازیم که جنگ در زندگی افراد و جامعه بر جای میگذارد. به همین دلیل، روایت سینمایی و ساخت فیلم و مستند درباره تجربه جنگ در هرمزگان ضرورتی جدی دارد؛ ضرورتی که به شناخت بهتر این تجربه و انتقال آن به مخاطبان داخلی و خارجی کمک میکند.
برای رسیدن به چنین روایتی، صرف حضور دوربین کافی نیست. روایتگر باید با سینما و داستانگویی آشنا باشد، تجربه لازم را داشته باشد و در کنار شناخت مسائل اجتماعی و امنیتی، فرهنگ، مردم و ویژگیهای بومی منطقه را نیز بشناسد. روایت جنگ در هرمزگان باید با شناخت همین ویژگیها شکل بگیرد؛ زیرا بدون شناخت جامعه محلی، امکان بازنمایی درست تجربه مردم و ابعاد انسانی حوادث کاهش پیدا میکند.
در کنار ضرورت ثبت و روایت حرفهای، باید به شیوه فعالیت برخی تولیدکنندگان محتوا و بلاگرها نیز توجه داشت. گاهی میل به دیدهشدن و جلب توجه مخاطب بر مسئولیت اخلاقی غلبه میکند و انتشار تصاویر یا اطلاعات بدون بررسی کافی، به شایعهسازی، ایجاد نگرانی و افزایش ناامیدی در جامعه دامن میزند. در شرایط جنگی، انتشار برخی تصاویر و اطلاعات میتواند علاوه بر آسیبهای اجتماعی، پیامدهای امنیتی نیز داشته باشد.
مسئله فقط انتشار یک تصویر نیست؛ باید دید آن تصویر چه تأثیری بر زندگی افرادی میگذارد که خودشان حادثهای تلخ را تجربه کردهاند. بازنشر مکرر تصاویر دردناک، بدون توجه به شرایط بازماندگان و خانوادههای داغدار، ممکن است بهجای آگاهیبخشی، رنج آنها را دوباره زنده کند. هر محتوایی که قابلیت انتشار دارد، لزوماً نباید منتشر شود و هر تصویری که توجه مخاطب را جلب میکند، الزاماً به فهم بهتر حادثه کمک نمیکند.
در مورد کودکانی که از حادثه مدرسه میناب جان سالم به در بردهاند و خانوادهها و افرادی که از حادثه مرتبط با مراسم عروسی در سیریک آسیب دیدهاند نیز باید این ملاحظه جدی گرفته شود. روایت این حوادث نباید به بازنشر مکرر لحظههای دردناک و یادآوری مداوم رنج افراد محدود شود. باید مراقب بود که تلاش برای ثبت و بازگویی یک حادثه، خود به عاملی برای تداوم رنج بازماندگان تبدیل نشود.
این مسئله به معنای نادیده گرفتن حوادث یا کنار گذاشتن ثبت واقعیتها نیست؛ بحث بر سر چگونگی روایت آنهاست. میان ثبت یک واقعیت و بازنشر بیملاحظه تصاویر آن تفاوت وجود دارد. روایت مسئولانه باید هم به حقیقت وفادار باشد و هم حرمت و شرایط کسانی را که درگیر حادثه بودهاند، در نظر بگیرد. هدف نباید صرفاً جلب توجه مخاطب باشد، بلکه باید به ثبت تجربهها و انتقال درست آنها کمک کند.
هرمزگان داستانهای بسیاری برای روایت دارد و در این منطقه نیز افرادی توانمند برای ساخت فیلم و مستند حضور دارند. لازم است از ظرفیت این هنرمندان استفاده شود و به روایتهایی فرصت داده شود که با شناخت مردم و فرهنگ منطقه شکل میگیرند. ثبت سینمایی جنگ میتواند تجربههای پراکنده را به بخشی از حافظه تاریخی جامعه تبدیل کند؛ به شرط آنکه روایتگران، هم به زبان سینما مسلط باشند و هم نسبت به مسئولیت اجتماعی و اخلاقی کار خود آگاهی داشته باشند.
جنگ باید برای مخاطب درست، با زبان مناسب و به شیوهای مسئولانه روایت شود. هدف، صرفاً ثبت لحظههای تلخ یا بازنشر تصاویر نیست؛ هدف این است که آنچه بر مردم گذشته، بهدرستی فهمیده و برای آینده ثبت شود. هرمزگان ظرفیت چنین روایتهایی را دارد و اکنون باید بیش از گذشته به ضرورت ساخت آثار سینمایی و مستند درباره تجربه جنگ در این منطقه توجه کرد.
انتهای پیام/
