روایت «زهرا عبادی‌نژاد» از بصیرت «محمد کیهانی»

همسر شهید، بصیرت شهید را از ویژگی‌های برجسته او می‌داند و می‌گوید محمد اجازه نمی‌داد افراد از شخصیت یا فعالیت‌های فرهنگی‌اش برای اهداف خود سوءاستفاده کنند.
کد خبر: ۸۷۲۱۳۲
تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۷ - 31October 2026

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، در دهمین سالگرد شهادت شهید مدافع حرم «محمد کیهانی»، «زهرا عبادی‌نژاد»، همسر این شهید عزیز با بازخوانی خاطرات ۱۸ سال زندگی مشترک خود، از ایمان، بصیرت، فعالیت‌های فرهنگی و روحیه جهادی این شهید سخن می‌گوید؛ طلبه‌ای که در کنار فعالیت‌های فرهنگی و تربیتی، تحولات منطقه و جنگ سوریه را با جدیت دنبال می‌کرد و سرانجام در آبان سال ۱۳۹۵ به شهادت رسید.

شهید محمد کیهانی

او می‌گوید با وجود علاقه عمیق به همسرش و دشواری پذیرش فقدان او، خدا را شاکر است که محمد کیهانی به آرمان خود، یعنی رسیدن به خداوند، دست یافت.

شهید محمد کیهانی از جمله مدافعان حرم بود که زندگی شخصی، فعالیت‌های فرهنگی و اعتقادات دینی‌اش در مسیری واحد قرار داشت. زهرا عبادی‌نژاد، همسر این شهید، در گفت‌و‌گو با تشریح خاطرات زندگی مشترکشان، تصویری از شخصیتی ارائه می‌دهد که با وجود پایبندی به اصول و انضباط فردی، برای اقناع دیگران به استدلال و منطق تکیه می‌کرد و بخش عمده وقت خود را به فعالیت‌های فرهنگی اختصاص می‌داد.

او همچنین از روز‌هایی می‌گوید که اعزام همسرش به سوریه، نگرانی از شهادت را به یکی از دغدغه‌های اصلی خانواده تبدیل کرده بود؛ نگرانی‌ای که سرانجام با دریافت خبر شهادت محمد کیهانی به واقعیتی تلخ بدل شد.

انتخابی برخلاف انتظار خانواده

زهرا عبادی‌نژاد درباره چگونگی آشنایی با شهید کیهانی می‌گوید انتخاب همسر آینده محمد به مادرش سپرده شده بود و او نیز انتخاب مادر شهید بود. مادر محمد پیش از آنکه خواستگاری به‌صورت رسمی انجام شود، در نماز جمعه به او گفته بود که پسرش طلبه‌ای بسیار مذهبی و تا اندازه‌ای سختگیر است.

عبادی‌نژاد می‌گوید وقتی درباره معنای این سختگیری پرس‌وجو کرد، پاسخ روشنی دریافت نکرد؛ اما همین توصیف از تدین و پایبندی محمد به اصول دینی، او را به این ازدواج علاقه‌مند کرد. به گفته او، در همان زمان به مادرش گفته بود اگر این خواستگار حتی روی ویلچر هم باشد، به او پاسخ مثبت خواهد داد.

او متولد سال ۱۳۵۴ است و شهید کیهانی در سال ۱۳۵۷ متولد شده بود؛ بنابراین سه سال از همسرش بزرگ‌تر بود. هر دو اهل اندیمشک بودند و زندگی مشترکشان را نیز در همین شهر آغاز کردند. حاصل این ازدواج سه پسر بود که در زمان انجام گفت‌و‌گو به‌ترتیب ۱۸، ۱۲ و ۱۱ سال داشتند.

عبادی‌نژاد می‌گوید هنگام ازدواج ۲۰ ساله بود و محمد ۱۷ سال داشت. او با خنده به یاد می‌آورد که همسرش به دلیل نرسیدن به سن قانونی دریافت گواهینامه، حدود دو سال بدون گواهینامه رانندگی می‌کرد.

خانواده عبادی‌نژاد نسبت به موضوع مهریه حساسیت زیادی داشتند و حتی برخی خواستگاران را به دلیل پیشنهاد مهریه پایین یا ناتوانی در پرداخت مهریه موردنظر خانواده نمی‌پذیرفتند. از همین رو، با ازدواج او و محمد نیز مخالفت کردند؛ اما عبادی‌نژاد با اصرار و گفت‌و‌گو‌های فراوان توانست رضایت خانواده را جلب کند.

او به خاطره‌ای از روز‌های تصمیم‌گیری برای ازدواج اشاره می‌کند و می‌گوید زمانی که کنار مادرش نشسته و در قالی‌بافی به او کمک می‌کرد، اعلام کرده بود که قصد دارد با محمد ازدواج کند؛ با این حال، خانواده سخنانش را جدی نمی‌گرفتند و تصور نمی‌کردند این وصلت به سرانجام برسد.

 اختلاف سن و زندگی با طلبه‌ای جوان

همسر شهید کیهانی درباره اختلاف سنی خود با همسرش معتقد است که سن به‌تنهایی تعیین‌کننده میزان پختگی افراد نیست. به گفته او، محمد به‌عنوان یک طلبه، معیار‌های دیگری برای زندگی مشترک داشت و اختلاف سنی میان آن دو نیز با رفتار و شیوه تعاملشان تا حد زیادی بی‌اثر شد.

عبادی‌نژاد می‌گوید خواسته‌های معقول و اصولی همسرش و توجهی که به نظرات او داشت، در شکل‌گیری این تعادل مؤثر بود. او همچنین از جلسه خواستگاری یاد می‌کند که در آن محمد با زیرکی، موضوعاتی را مطرح کرد که عملاً بسیاری از خواسته‌های احتمالی عروس را تحت‌تأثیر قرار داد.

به گفته او، شهید کیهانی در آن جلسه پیشنهاد کرده بود عقدشان در محضر رهبر معظم انقلاب برگزار شود؛ پیشنهادی که برای تحقق آن نیز تلاش کرد، اما در نهایت عملی نشد. او همچنین به موضوع مهریه اشاره کرده و می‌گوید محمد با بیان اینکه حضرت آقا مهریه بیش از ۱۴ سکه را نمی‌پذیرند، از همان ابتدا چارچوب موردنظر خود را روشن کرده بود.

عبادی‌نژاد در ادامه، زندگی مشترک ۱۸ ساله خود را تجربه‌ای می‌داند که در آن، اختلاف‌نظر‌ها اغلب با گفت‌و‌گو و استدلال حل می‌شد. برای نمونه، او به تصمیم انتقال زندگی از اندیمشک به اهواز اشاره می‌کند و می‌گوید محمد توانست با دلایل قانع‌کننده نظر مخالف او را تغییر دهد.

او تأکید می‌کند که همسرش فردی زورگو نبود، بلکه با منطق و استدلال نظر خود را توضیح می‌داد. عبادی‌نژاد خود را فردی سرسخت و تا اندازه‌ای لجباز توصیف می‌کند و معتقد است در زندگی مشترک، گاهی پافشاری بر نظر شخصی نیز در کنار منطق و انعطاف، بخشی از ایجاد تعادل است.

همسر شهید کیهانی، ریشه ایمان و خلوص نیت او را در تربیت خانوادگی‌اش می‌داند. به اعتقاد او، رسیدن به اهداف متعالی و پیمودن مسیر شهادت، بدون توجه به گذشته فرد و شیوه تربیت او قابل بررسی نیست.

عبادی‌نژاد می‌گوید شهید در خانواده‌ای رشد کرده بود که پدرش با زحمت و تلاش، روزی حلال به خانه می‌آورد و مادرش نیز با ذکر «بسم‌الله الرحمن الرحیم» به او شیر می‌داد و لقمه در دهانش می‌گذاشت. از نگاه او، همین جزئیات تربیتی و رعایت اصول دینی در محیط خانواده، از دوران کودکی بر جهت‌گیری رفتاری محمد اثر گذاشت.

او تأکید می‌کند که پایبندی شهید به ارزش‌های دینی، از خانواده‌ای سرچشمه می‌گرفت که خود به این اصول عمل می‌کردند. به گفته وی، غیرت دینی محمد نیز در همین بستر شکل گرفت و حضور در بسیج مسجد و شرکت در جلسات مذهبی و پای منبر، این ویژگی را تقویت کرد و به آن جهت و هدف بخشید.

عبادی‌نژاد برای توضیح تفاوت میان پایبندی ظاهری و باور هدفمند، به تجربه شخصی خود اشاره می‌کند و می‌گوید از کودکی حجاب داشته و پدربزرگش از کلاس چهارم یا پنجم ابتدایی او را به پوشیدن چادر تشویق کرده بود؛ اما در آن سن، هنوز درک و هدف مشخصی از این رفتار نداشت. به باور او، آنچه در شخصیت محمد شکل گرفته بود، فراتر از رعایت ظاهری ارزش‌ها و مبتنی بر شناخت و هدفمندی بود.

او می‌گوید غیرت دینی همسرش چنان گسترده بود که تحولات و اتفاقات نقاط مختلف جهان را با حساسیت دنبال می‌کرد. محمد برای اعضای خانواده به منبع اصلی دریافت و تحلیل اخبار تبدیل شده بود؛ به‌گونه‌ای که آنان با وجود تماشای اخبار، گاهی پس از توضیحات او تازه ابعاد و مفهوم رویداد‌ها را بهتر درک می‌کردند.

فعالیت‌های فرهنگی

به گفته عبادی‌نژاد، خانه پدری شهید در محله‌ای قرار داشت که مسجد امام رضا (ع) در ابتدای خیابان آن واقع شده بود. محمد در دوران مدرسه، در کنار فعالیت‌های تحصیلی، با بچه‌های مسجد نیز ارتباط داشت و پس از آن از مسیر مدرسه به حوزه علمیه راه یافت.

او توضیح می‌دهد که همسرش روحانی بود، اما تمایلی نداشت لباس روحانیت بپوشد یا دیگران از طلبه‌بودنش مطلع شوند. حتی برخی از همکارانش نیز تا زمان شهادت او از این موضوع اطلاع نداشتند.

عبادی‌نژاد به عکسی اشاره می‌کند که محمد در سوریه، با عمامه و لباس رزم گرفته بود. به گفته او، شهید تأکید کرده بود که اگر به شهادت رسید، عکس منتشر شود؛ اما اگر به ایران بازگشت، تصویر باید پیش از بازگشتش پاک شده باشد.

او می‌گوید محمد برخلاف برخی روحانیون، فعالیت تبلیغی خود را بیشتر از مسیر‌های متعارف مانند حضور به‌عنوان پیش‌نماز در مساجد دنبال نمی‌کرد، بلکه بخش عمده توان خود را صرف فعالیت‌های فرهنگی می‌کرد. عبادی‌نژاد تأکید می‌کند که در طول ۱۸ سال زندگی مشترک، همسرش بیشتر وقت خود را به همین فعالیت‌ها اختصاص می‌داد.

با وجود آنکه به گفته او، در شهرشان همکاری و همراهی کافی با محمد صورت نمی‌گرفت، این موضوع باعث دلسردی‌اش نمی‌شد. اعضای خانواده گاهی از او می‌پرسیدند وقتی دیگران به فعالیت‌هایش اهمیت نمی‌دهند، چه زمانی خسته خواهد شد؛ اما محمد همچنان به کار خود ادامه می‌داد.

عبادی‌نژاد همچنین بصیرت شهید را از ویژگی‌های برجسته او می‌داند و می‌گوید محمد اجازه نمی‌داد افراد از شخصیت یا فعالیت‌های فرهنگی‌اش برای اهداف خود سوءاستفاده کنند.

از پیگیری اخبار سوریه تا پذیرش مأموریت دفاع از حرم

همسر شهید کیهانی می‌گوید محمد همواره درباره شهادت صحبت می‌کرد، اما خودش تا پیش از اعزام او به سوریه، شناخت چندانی از شرایط جنگ و ابعاد تحولات آن منطقه نداشت.

او توضیح می‌دهد که محمد در خانه، از طریق اینترنت اخبار سوریه را پیگیری می‌کرد و درباره تحولات آن مطالعه داشت، اما خودش اهمیت چندانی به این موضوع نمی‌داد. عبادی‌نژاد می‌گوید تصور نمی‌کرد شرایط سوریه تا این اندازه جدی باشد و در آن زمان با اعزام همسرش نیز موافق نبود.

نخستین اعزام شهید کیهانی به سوریه در محرم سال ۱۳۹۴ انجام شد. عبادی‌نژاد می‌گوید هنگامی که محمد خبر رفتنش را اعلام کرد، احساس کرد ممکن است او به شهادت برسد و همان لحظه نگرانی شدیدی وجودش را فراگرفت.

او به یاد می‌آورد که در آن مقطع، تمام گریه‌هایش را کرد و پیش از رفتن همسرش به او گفت اگر به سوریه برود، حلالش نخواهد کرد. فرزندانشان نیز از این تصمیم ناراحت بودند و به مادرشان می‌گفتند اگر پدرشان شهید شود، با خدا قهر خواهند کرد.

با این حال، محمد تصمیم خود را عملی کرد. عبادی‌نژاد معتقد است همسرش می‌دانست که سخنان خانواده از شدت نگرانی و دلبستگی ناشی می‌شود و به همین دلیل، با وجود مخالفت آنان، با استواری مسیر خود را ادامه داد.

به گفته او، دوره معمول آمادگی و اعزام نیرو‌ها ۴۵ روز بود، اما هر بار حضور محمد در سوریه به‌اندازه دو دوره طول می‌کشید. او از محرم سال ۱۳۹۴ تا محرم سال ۱۳۹۵ در میدان‌های جنگ سوریه حضور داشت و در این مدت چندین بار به ایران بازگشت و دوباره اعزام شد. به‌تدریج، رفت‌وآمد‌های او برای خانواده عادی‌تر شد و نگرانی روز‌های نخست تا اندازه‌ای کاهش یافت.

تلاش برای به‌تعویق‌انداختن نگرانی از شهادت

عبادی‌نژاد می‌گوید با گذشت زمان، برای آرام‌کردن خود تلاش می‌کرد رفتار‌های همسرش را بررسی کند و از نشانه‌های کوچک به این نتیجه برسد که شهادت او به این زودی اتفاق نخواهد افتاد. او به برخی رفتار‌های محمد توجه می‌کرد و به این برداشت دل خوش کرده بود که شاید شهادتش به سال‌های دورتر موکول شود.

در نخستین دوره اعزام، شهید اجازه همراه‌داشتن تلفن همراه را نداشت؛ اما در دوره‌های بعد با خود تلفن می‌برد و از این طریق با خانواده در ارتباط بود. به گفته عبادی‌نژاد، این ارتباط تا حدی موجب آرامش او و فرزندانش می‌شد.

او یکی از پیام‌هایی را که در زمان حضور محمد در سوریه برایش فرستاده بود، به یاد می‌آورد؛ پیامی که در آن نوشته بود: «فکر می‌کنم بیشتر از اینها باید تلاش کنید تا در سوریه شهید شوید.»

این جمله، به روایت همسر شهید، بازتابی از نگرانی و دلبستگی او در آن روز‌ها بود؛ نگرانی‌ای که با وجود تکرار اعزام‌ها، هیچ‌گاه به‌طور کامل از میان نرفت.

خبر شهادت محمد کیهانی

عبادی‌نژاد می‌گوید محمد در طول یک سال حضور در میدان‌های جنگ سوریه، به‌تدریج خانواده را برای پذیرش شهادت آماده می‌کرد. پیش از یکی از عملیات‌ها به همسرش گفته بود که مأموریتی در پیش دارند و ممکن است به دلیل قطع دسترسی به اینترنت، مدتی خبری از او نرسد.

او همچنین یادآوری می‌کند که شهید چندی پیش از شهادت، در تماسی با مادرش گفته بود روز دوشنبه به ایران بازمی‌گردد؛ وعده‌ای که با شهادتش محقق نشد.

به گفته عبادی‌نژاد، روز چهارم محرم سال ۱۳۹۵، برابر با هشتم آبان ۱۳۹۵، حدود ساعت ۷:۴۵ تیری به ناحیه سر محمد اصابت کرد. او تا ساعت چهار بامداد در بیمارستان حلب بستری بود و سرانجام همان‌جا به شهادت رسید. پیکر شهید نیز روز بعد، نهم آبان، به ایران بازگشت.

همسر شهید می‌گوید در پیام‌هایش بار‌ها به محمد گفته بود که او و فرزندانشان تحمل شهادتش را ندارند و زندگی‌شان پس از او به پایان خواهد رسید؛ اما هنگامی که خبر شهادت را دریافت کرد، شرایط روحی‌اش چنان دگرگون شد که احساس می‌کرد دیگر خودش نیست و حتی فرزندانش را نیز در آن لحظه به‌درستی نمی‌شناسد.

او با یادآوری این تجربه، از فاصله میان تصور روز‌های پیش از شهادت و مواجهه واقعی با خبر فقدان همسرش سخن می‌گوید؛ فاصله‌ای که به گفته او، هیچ‌یک از نگرانی‌ها و حرف‌های پیشین نمی‌توانستند او را برای آن آماده کنند.

 پذیرش شهادت

عبادی‌نژاد در پاسخ به این پرسش که اگر زمان به عقب بازگردد، آیا بار دیگر اجازه اعزام همسرش را می‌دهد، می‌گوید از اینکه محمد به مقام شهادت رسیده پشیمان نیست، اما اگر امروز دوباره در موقعیت انتخاب قرار بگیرد، همچنان با رفتن او مخالفت خواهد کرد.

او توضیح می‌دهد که میان دوست‌داشتن شهادت و آمادگی برای ازدست‌دادن عزیزترین فرد زندگی، فاصله‌ای وجود دارد. به گفته او، با وجود علاقه‌اش به شهادت و سخن‌گفتن از این آرمان، هنوز خود را در جایگاهی نمی‌بیند که بتواند به‌طور کامل به نقطه‌ای برسد که همسرش به آن رسیده بود.

در خانواده آنان همواره از شهادت سخن گفته می‌شد و برخی از بستگانشان نیز به این مقام رسیده بودند؛ با این حال، عبادی‌نژاد می‌گوید هنوز نمی‌تواند به‌طور کامل درک کند که محمد به چه مرحله‌ای از ایمان و بصیرت رسیده بود که شهادت نصیبش شد.

او گاهی ساعت‌ها گریه می‌کند و از خود می‌پرسد اکنون چه کاری باید انجام دهد تا در آینده پشیمان نشود. با وجود این اندوه، خدا را شاکر است که همسرش به مقصدی که می‌خواست، یعنی رسیدن به خداوند، دست یافته است.

عبادی‌نژاد، بصیرت بالای محمد را یکی از عواملی می‌داند که باعث شد او زودتر از اطرافیانش مسیر خود را بشناسد و به آنچه درست و دارای نتیجه مثبت می‌دانست، عمل کند. او معتقد است شناخت ناکافی خانواده از عمق شخصیت همسرش و فاصله‌ای که در بصیرت میان آنان وجود داشت، سبب شد خود را عقب‌مانده از مسیر او احساس کند.

ولایت‌پذیری مطلق

همسر شهید کیهانی درباره محتوای وصیت و تأکید‌های فکری او می‌گوید ولایت‌پذیری مطلق از موضوعاتی بود که محمد حتی در زمان حیات نیز بار‌ها درباره آن صحبت می‌کرد.

به گفته عبادی‌نژاد، شهید بر واژه «مطلق» تأکید ویژه‌ای داشت و معتقد بود اگر ولایت‌پذیری به‌صورت کامل و بدون قیدوشرط نباشد، زمینه برای ورود مسائل و انحرافات دیگر فراهم می‌شود. از نگاه او، پایبندی کامل به ولایت باید به‌گونه‌ای باشد که راه‌های نفوذ و انحراف در این مسیر بسته بماند.

این تأکید، به روایت همسر شهید، بخشی از منظومه اعتقادی محمد کیهانی بود؛ منظومه‌ای که در آن، ایمان، بصیرت و مسئولیت‌پذیری در کنار یکدیگر قرار داشتند و در تصمیم‌های شخصی و اجتماعی او نقش ایفا می‌کردند.

پیام به مسئولان و مردم

عبادی‌نژاد در پایان گفت‌و‌گو، مسیر شهدا را روشن و قابل‌شناسایی می‌داند و معتقد است کسانی که برای کمرنگ‌کردن این مسیر تلاش می‌کنند یا در برابر آن مانع می‌تراشند، به تصور خود می‌خواهند به هدفی برسند؛ اما در نهایت نمی‌توانند مانع تداوم راه شهدا شوند.

او برای توضیح این دیدگاه، به گروه تروریستی داعش اشاره می‌کند و می‌گوید اگر این گروه تصور می‌کرد با شهادت همسرش کار به پایان می‌رسد، در اشتباه بود؛ زیرا به باور او، شهادت نه‌تنها مسیر را متوقف نمی‌کند، بلکه آن را روشن‌تر می‌سازد.

همسر شهید کیهانی تأکید می‌کند مسئولانی که مدعی کمک به دنیا و آخرت مردم هستند، باید بدانند از نگاه او راه شهدا مسیر دستیابی به این هدف است. او همچنین با اشاره به اینکه رهبر معظم انقلاب نیز شهادت را برای خود طلب کرده‌اند، از تلاش برای کمرنگ‌کردن موضوع شهادت انتقاد می‌کند.

عبادی‌نژاد در پایان یادآور می‌شود خانواده‌های شهدا برای این مسیر هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند و به‌آسانی از آرمان‌های خود دست نخواهند کشید. او معتقد است شهادت محمد کیهانی پایان راه او نبود، بلکه ادامه مسیری بود که از ایمان، فعالیت فرهنگی، بصیرت و دفاع از ارزش‌های دینی سرچشمه می‌گرفت.

انتهای پیام/ 122

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار