فرجی: ضرورت میدان دادن به نسل جدید فیلمسازان دفاع مقدس/ رسانه ملی در جنگ کارنامه قابل قبولی داشت
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، مهدی فرجی از مدیران باسابقه تلویزیون است که علاوه بر شناخت ساختارهای رسمی رسانه و ورود در عرصههای تولیدات تلویزیونی و سینمایی، ذائقه مخاطب را بهخوبی میشناسد.
موضوع جنگ و واکنشهای رسانهای، عملکرد رسانه ملی، پرداختهای مستند و سینمایی به جنگ و بایدونبایدهای آن، بهانهای شد تا با این تهیهکننده سینما به گفتوگو بنشینیم که در ادامه میخوانید؛

دفاعپرس: آقای فرجی، شما از مدیران باسابقه تلویزیون هستید که شناخت و اشراف خوبی بر ساختار رسانه ملی دارید و بهخوبی میدانید تصمیمگیری در این مجموعه همواره با موافقان و منتقدانی همراه است. در جریان جنگهای اخیر، صداوسیما یکی از بازوان اصلی اطلاعرسانی و پوشش رسانهای رویدادها بود. عملکرد تلویزیون را در این زمینه چگونه ارزیابی میکنید و به نظر شما چه بایدها و نبایدهایی میتوانست به موفقیت بیشتر رسانه ملی در این شرایط کمک کند؟
فرجی: به اعتقاد من، صداوسیما در دورههای گوناگون، بهویژه در سه، چهار یا پنج سال اخیر، عملکرد متفاوتی داشته است. در جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان، از نظر اطلاعرسانی و اعلام مواضع سیاسی، بهعنوان رسانهای که بخش مهمی از وظایفش در شرایط جنگی بر اطلاعرسانی متمرکز بود، عملکرد خوبی داشت. اطلاعرسانی از همان ثانیههای نخست آغاز شد و تا روزهای پایانی ادامه پیدا کرد. صداوسیما در این زمینه از رسانههایی بود که مورد اعتماد و توجه بخشهای مختلف مردم قرار داشت.
در بخش خبری و اطلاعرسانی، به اعتقاد من عملکرد رسانه ملی خوب بود. در حوزه برنامههای تحلیلی نیز برخی برنامهها توفیقات خوبی داشت. برای مثال، برنامه «به وقت ایران» و برنامه دیگری که در آن مقطع پخش میشد، بینندگان زیادی داشتند. در مجموع، در این برنامهها تلاش میشد بیطرفی رعایت شود و مواضع یکجانبه کمتر دیده میشد. مهمانانی با دیدگاههای متفاوت حضور و نظرات خود را مطرح میکردند.
«من ایرانم» برنامه دیگری نیز با اجرای محمدرضا شهیدیفر پخش میشد، این برنامه هم از جمله برنامههایی بود که خودم و خانوادهام آن را دنبال میکردیم.
با این حال، اگر از بخشهای خبری، سیاسی و تحلیلی عبور کنیم، به نظرم صداوسیما از تمام ظرفیتهایی که در حوزههای دیگر در اختیار داشت، استفاده نکرد. در آن مقطع، اینترنت فیلتر یا قطع بود و مردم به بسیاری از شبکههای اجتماعی دسترسی نداشتند. حتی برخی برنامهها و شبکههای داخلی نیز با مشکلاتی در دسترسی به اینترنت مواجه بودند. بنابراین، در داخل کشور، یکی از اصلیترین راههای دسترسی مردم به اطلاعات و برنامههای رسانهای، صداوسیما بود.
به اعتقاد من، رسانه ملی میتوانست در حوزههای دیگر عملکرد بهتری داشته باشد. بالاخره یکی از مأموریتهای اصلی تلویزیون، فراهم کردن شرایط اوقات فراغت مردم و ارائه برنامههای تفریحی و سرگرمکننده است. به نظرم در آن شرایط، از این فرصت بهاندازه کافی استفاده نشد و این مسئله همچنان یکی از نقاط قابل نقد در عملکرد تلویزیون است.
من همیشه گفتهام اگر تلویزیون در حوزه سرگرمی عملکرد خوبی داشته باشد و برنامههایی تولید کند که مردم برای تماشای آنها تلویزیون را روشن کنند، اتفاق مهمی رخ داده است. باید برنامههایی داشته باشیم که مخاطب برای دیدن آنها سراغ تلویزیون برود. برای مثال، خودم در روزهای جنگ تلویزیون را روشن میکردم تا برنامه «به وقت ایران» یا برنامه شهیدیفر را ببینم.
اگر چنین برنامههایی در حوزههای دیگر و در قالبهای مختلف نیز تولید شوند، مردم برای تماشای سریال، مسابقه، برنامههای تفریحی و سرگرمکننده یا برنامههای جذاب کودک و نوجوان، تلویزیون را روشن خواهند کرد. وقتی مردم با تلویزیون همراه باشند و به تماشای برنامههای آن عادت کنند، در لحظات حساس و شرایط بحرانی نیز همراهی بیشتری با رسانه ملی خواهند داشت. در چنین شرایطی، وقتی انتخابات یا رویداد مهم دیگری پیش میآید، مردم نیز با رسانه همراهتر خواهند بود و مشارکت بیشتری از خود نشان میدهند.
به نظرم حوزه سرگرمی و برنامهسازی متنوع، یکی از بخشهایی است که میتوان عملکرد تلویزیون را در آن نقد کرد. موضوع دیگر این است که مردم باید بتوانند دیدگاههای مختلف را در حوزههای گوناگون بشنوند؛ این مسئله فقط به موضوعات سیاسی محدود نمیشود.
برای مثال، به نظرم تلویزیون در حوزه ورزش توانسته است تا حدودی این فضا را ایجاد کند. چهرههای مختلف ورزشی با دیدگاههای متفاوت، موافق و مخالف، در برنامهها حاضر میشوند و نظراتشان را مطرح میکنند. در این حوزه، محدودیتها و مرزبندیها کمتر به چشم میآید و افراد میتوانند دیدگاههای خود را بیان کنند. به اعتقاد من، چنین فضایی میتواند در موضوعات و حوزههای دیگر نیز شکل بگیرد تا مردم به شنیدن صرفاً یک نوع نگاه عادت نکنند.
برای روشن شدن این موضوع، میخواهم به تجربهای اشاره کنم که پیش از این گفتوگو نیز درباره آن صحبت کرده بودم. خودم در جریان جنگ شاهد بودم که در یکی از ایستهای بازرسی، سه خانم با حضور در محل، به نیروهایی که آنجا فعالیت میکردند، خستهنباشید گفتند و چند بسته آب برای آنها آوردند. آنها با نیروهای حاضر رفتار خوبی داشتند و از زحماتشان تشکر کردند.
شاید پوشش این سه خانم با پوششی که معمولاً در تلویزیون نمایش داده میشود یا با حجاب متعارف جامعه تفاوت داشت، اما آنها پای کشور و نظام ایستاده بودند و برای کمک به نیروهای حاضر در ایست بازرسی اقدام کرده بودند.
به نظرم اینکه بتوانیم مسئله کشور و بحرانهایی مانند جنگ را به مسئله همه مردم تبدیل کنیم، یک هنر است. باید کاری کنیم که مردم، با وجود تفاوت در سبک زندگی، پوشش و دیدگاههایشان، احساس کنند سرنوشت کشور به همه آنها مربوط است و دفاع از آن، دغدغه مشترکشان محسوب میشود.
به نظرم نباید اینطور تصور کنیم که جنگ هشتساله دفاع مقدس فقط مسئله گروه خاصی از مردم بود یا جنگ ۴۰روزه و جنگهای اخیر صرفاً به عدهای از افراد مربوط میشود. جنگ، مسئله یک کشور و همه مردم آن است. اگر بتوانیم این موضوع را به دغدغه مشترک همه مردم تبدیل کنیم، به توفیق بزرگی دست یافتهایم و این خودش هنر بزرگی است.
در جریان جنگ رمضان و جنگ ۱۲روزه، همدلی بسیار قابلتوجهی میان اقشار مختلف جامعه وجود داشت. ما باید بتوانیم همه این همدلیها و همراهیها را به تصویر بکشیم. جریان خاکستری جامعه، افرادی که با نظام همراه هستند و همچنین جریانهای منتقد، همگی بخشی از جامعهاند و باید بتوانند دیدگاهها و مواضع خود را بیان کنند. فکر میکنم تلویزیون از این جهت میتواند بهتر و فعالتر عمل کند.
در جنگ ۱۲روزه، همکاران ما در تلویزیون، هنرمندان و فیلمسازان تجربیات زیادی به دست آوردند. انتظار میرود بهتدریج از این تجربهها نتیجه بگیریم و آنها را در تولید آثار مختلف به کار ببندیم؛ از مستندها و سریالها گرفته تا فیلمهای سینمایی و برنامههای گفتوگومحور. به اعتقاد من، زمان آن رسیده است که این تجربهها در قالب تولیدات متنوع رسانهای نمود پیدا کند.
دفاعپرس: بسیاری معتقدند در اتفاقات سال ۱۳۸۸ تلویزیون با پخش برنامهها و مستندهای مختلف به مدیریت بحران کمک کرد؛ لذا رسانه در بحران میتواند نقش تعیین کننده داشته باشد. از طرف دیگر، ما در این ایام شهادت رهبر شهید را داشتیم که اتفاقی تاریخی است که در سالهای آینده نیز درباره آن صحبت خواهد شد، اما تا امروز تولیدات رسانهای متناسب با این رویداد چندان به چشم نیامده است. آیا باید منتظر واکنش سینما و تلویزیون در آینده باشیم یا معتقدید در این زمینه کمکاری صورت گرفته است؟
به نظرم برای پاسخ به این سؤال باید تجربه سال ۱۳۸۸ و سالهای بعد از آن را مرور کنیم. سال ۱۳۸۸ از نظر سیاسی با بحران بزرگی همراه شد و شکاف و دوقطبی قابلتوجهی در جامعه به وجود آمد. البته در سال ۱۳۷۶ نیز شاهد شکلگیری نوعی دوقطبی بودیم، اما آن شرایط به همان شکل ادامه پیدا نکرد و با آغاز به کار دولت، فضای جامعه بهتدریج تغییر کرد. در سال ۱۳۸۸، شرایط متفاوت بود و بحران ابعاد گستردهتری پیدا کرد.
یکی از نکات مهم در آن دوره، نحوه برنامهسازی تلویزیون بود. اگر به برنامههای انتخاباتی آن سال نگاه کنیم، میبینیم که چهرههای مختلف سیاسی و نمایندگان جریانهای گوناگون در برنامهها حضور پیدا میکردند و دیدگاههایشان را مطرح میکردند. این امکان باعث میشد مردم با نظرات مختلف آشنا شوند و اهمیت انتخابات را بهتر درک کنند. در نهایت نیز شاهد انتخاباتی با مشارکت گسترده مردم بودیم.
این تجربه در سال ۱۳۹۲ نیز تکرار شد. در آن مقطع، به نظر میرسید به دلیل وجود شکافهای سیاسی، ممکن است مردم مشارکت کمتری در انتخابات داشته باشند؛ اما مناظرههای تلویزیونی آن سال، با شیوهای متفاوت و برنامهسازی هنرمندانه، توانست توجه مردم را جلب کند. رهبر شهید نیز از این مناظرهها بهعنوان نمونهای از برنامهسازی هنرمندانه یاد کرده بودند. در نهایت، میزان مشارکت مردم در انتخابات سال ۱۳۹۲ نیز با اختلافی اندک نسبت به سال ۱۳۸۸، در سطح بالایی قرار گرفت.
نکته دیگر این است که تلویزیون در سال ۱۳۸۸، حتی در اوج بحرانهای سیاسی، در حوزههای غیرسیاسی نیز فعال بود و برنامههای پربینندهای پخش میکرد. برای مثال، شبکه دو سریال «شمسالعماره» را روی آنتن برد و شبکه سه نیز سریالهایی مانند «رستگاران» و «جراحت» را پخش کرد. این مجموعهها مخاطبان زیادی داشتند. در کنار آنها، فیلمهای سینمایی جذابی نیز از شبکههای مختلف پخش میشد؛ بنابراین تلویزیون در آن مقطع فقط به برنامههای سیاسی و اخبار بحران محدود نبود؛ بلکه با پخش سریالها و برنامههای سرگرمکننده، همچنان مخاطبان را پای تلویزیون نگه میداشت. به تصور من، همین همراهی مردم با تلویزیون در حوزههای مختلف، در شرایط حساس نیز اهمیت داشت. ما باید برای چنین شرایطی همیشه آمادگی داشته باشیم.
اکنون نیز در شرایطی قرار داریم که تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، تهدیدها و پیامدهای آن همچنان ادامه دارد و نمیتوان گفت همهچیز به پایان رسیده است. ممکن است در مقاطعی حملات موشکی متوقف شده باشد، اما تهدیدها همچنان وجود دارند. محاصره دریایی، تهدیدهای مختلف و حتی شلیکهایی که هر از گاهی گزارش میشود، نشان میدهد که شرایط کشور کاملاً عادی نیست.
از طرف دیگر، دولت نیز در چنین شرایطی نمیتواند مانند وضعیت عادی همه امور را پیش ببرد؛ زیرا همواره احتمال ترور شخصیتها، دولتمردان و فرماندهان وجود دارد. مردم باید از این شرایط اطلاع داشته باشند و بدانند کشور با چه وضعیتی روبهروست.
به همین دلیل، رسانه ملی وظیفه دارد مردم را در جریان تحولات قرار دهد و به آنها کمک کند شرایط را بهتر بشناسند، تحلیل کنند و نسبت به وظایف و مسئولیتهای خود آگاهی داشته باشند. مردم باید بدانند در چه شرایطی زندگی میکنند و چگونه میتوانند خود را برای وضعیتهای احتمالی آماده کنند. برای تحقق این هدف نیز لازم است ارتباط مردم با تلویزیون حفظ شود و رسانه بتواند اعتماد و همراهی آنها را جلب کند.
تلویزیون باید برای جذب مخاطب، دست پُری از برنامههای متنوع داشته باشد
به نظر من، مردم باید تلویزیون ببینند و بخش قابلتوجهی از اوقات خود را با برنامههای تلویزیونی سپری کنند؛ اما واقعیت این است که بسیاری از مردم برای دریافت اخبار، دیگر منتظر تلویزیون نمیمانند. خود من از طریق کانالهای تلگرامی و شبکههای اجتماعی، اخبار را با فاصله زمانی کوتاهی دنبال میکنم و برای اطلاع از اتفاقات روز، کمتر منتظر پخش خبر از تلویزیون میمانم.

مردم معمولاً زمانی سراغ تلویزیون میروند که بخواهند بخشی از اوقات فراغت خود را سپری کنند یا برنامهای تحلیلی ببینند که تصور میکنند میتواند بر زندگی و سرنوشتشان تأثیر بگذارد. بنابراین، تلویزیون باید برای چنین شرایطی آماده باشد و دست پُری از برنامههای متنوع داشته باشد. اگر نتواند نیازهای مختلف مخاطبان را پاسخ دهد، نمیتواند در ایفای نقش خود موفق باشد.
دفاعپرس: وقتی کارنامه سینمای ایران در دوران دفاع مقدس را بررسی میکنیم، به آثاری میرسیم که به قلههای سینمای جنگ تبدیل شدند؛ آثاری از احمدرضا درویش، رسول ملاقلیپور و ابراهیم حاتمیکیا که در حافظه جمعی چند نسل ماندگار شدهاند و بخش انکارناپذیری از تاریخ سینمای ایران را تشکیل میدهند. با این حال، در شرایط فعلی هنوز شاهد همراهی جریان اصلی سینما با اتفاقات جنگی اخیر نیستیم. هرچند فیلمسازانی مانند محمدحسین مهدویان آثاری همچون «نیمهشب» را تولید کردهاند، به نظر شما، این عدم همراهی ناشی از درکنکردن شرایط و نشناختن موقعیت فعلی است یا دلایل دیگری دارد؟
واقعیت این است که فکر میکنم هنرمندان ما در صورت وقوع جنگی دیگر، حتماً همراهی و همدلی خواهند کرد، احساس دلسوزی نشان خواهند داد و از کشور و نظام حمایت خواهند کرد. اما آیا این همراهی بهاندازه کافی در تولیدات هنری و جلوههای بیرونی آن، از جمله فیلمهای سینمایی و سریالها، دیده میشود؟ به نظر من، خیر؛ دستکم بهاندازه کافی شاهد چنین اتفاقی نیستیم.
البته آثاری تولید شدهاند. برای مثال، سریالهای تکقسمتی «سرو سپید سرخ» ساخته و در فاصله زمانی مناسبی پس از تجاوز به ایران پخش شدند. یکی دو اثر سینمایی، از جمله «نیمهشب» که به آن اشاره کردید، نیز تولید شدهاند؛ اما واقعیت این است که همچنان بخش قابلتوجهی از جامعه هنری ما در حاشیه این موضوع قرار دارند. به نظر میرسد اطلاعات کامل و سوژههای لازم در اختیار بسیاری از هنرمندان قرار نگرفته و آنها همچنان منتظرند ببینند چه زمانی شرایط کشور به ثبات میرسد تا دوربینهایشان را بردارند و به این موضوعات بپردازند.
در نقطه مقابل، رژیم صهیونیستی و جریان رسانهای و سینمایی وابسته به آن، از جمله هالیوود، با جدیت مشغول کار هستند و روایت خود را از این مسائل ارائه میکنند. آنها حتی مجموعههای چندفصلی تولید میکنند و در آثارشان به موضوعاتی مانند حادثه هفتم اکتبر میپردازند. در واقع، جریان مقابل ما مشغول روایتسازی است و این کار را از سالها قبل آغاز کرده است.
اگر آثار سینمایی و تلویزیونی سالهای اخیر آنها را بررسی کنید، بهسختی میتوانید اثری پیدا کنید که به شکلی به این موضوعات نپرداخته باشد. در بسیاری از تولیداتشان، حوادث تروریستی به ایران نسبت داده میشود؛ هرجا یک تروریست خطرناک یا فردی آدمکش حضور دارد، تلاش میکنند ردپایی از ایران در ماجرا نشان دهند. تقریباً بهندرت میتوان در آثار آنها نمونهای پیدا کرد که چنین رویکردی در آن وجود نداشته باشد.
در مقابل، به اعتقاد من، طی سالهای گذشته آثار سینمایی موردنیاز ما در این حوزه بهاندازه کافی تولید نشده است. تعامل میان فیلمسازان و مدیران فرهنگی، از یک سو، و صاحبنظرانی که از پشتپرده مسائل سیاسی اطلاع دارند، از سوی دیگر، بهاندازه کافی مؤثر نبوده است. در نتیجه، در مجموع، تولیدات متناسب با نیازهای جمهوری اسلامی در این زمینه چندان پرشمار نبودهاند.
دفاعپرس: این کمکاری را بیشتر متوجه مدیریت فرهنگی میدانید یا معتقدید جریان دیگری نیز در آن نقش داشته است؟
به نظر من، هم مدیران فرهنگی و هم هنرمندان و فیلمسازان در این زمینه مسئولیت دارند. البته معتقدم هرگاه فیلمسازی پیشقدم شده و تصمیم گرفته اثری در این حوزه تولید کند، مدیریت فرهنگی نیز از آن استقبال کرده است؛ اما مدیریت فرهنگی نباید صرفاً منتظر بماند تا فیلمسازی خودش به سراغ چنین موضوعی برود و سپس از او حمایت کند.

مدیران فرهنگی باید خودشان برای تولید اثر برنامه داشته باشند؛ موضوعات و سوژهها را شناسایی کنند، هدفگذاری داشته باشند، اولویتها را مشخص کنند، از هنرمندان دعوت به همکاری کنند و سفارش تولید بدهند. به اعتقاد من، این روند در سالهای گذشته کمتر اتفاق افتاده است.
البته نکتهای که در سالهای اخیر مشاهده کردهام و امیدوارکننده است، این است که هرگاه فیلمسازی قدمی برداشته و برای تولید اثری در این حوزه اقدام کرده، از سوی دستگاهی که وظیفه حمایت را بر عهده داشته، پشتیبانی مناسبی صورت گرفته است.
البته در این زمینه، هم از سوی دستگاههای فرهنگی حمایتهایی صورت گرفته و هم بودجه، امکانات و پشتیبانی لازم در اختیار برخی تولیدات قرار گرفته است. به نظر من، این حمایتها در سطح خوبی انجام شدهاند؛ اما همانطور که گفتم، بخشی از مسئله به این برمیگردد که ما منتظر میمانیم تا یک فیلمساز پیشقدم شود و بعد از او حمایت کنیم. در حالی که گاهی لازم است خودمان به سراغ فیلمسازان برویم، افراد مناسب را انتخاب کنیم، سفارش تولید بدهیم، درباره موضوعات موردنیاز گفتوگو کنیم و شرایط را برای ساخت آثار موردنظر فراهم کنیم.
به همین دلیل معتقدم هر دو طرف، یعنی هم مدیران فرهنگی و هم هنرمندان و فیلمسازان، به سهم خودشان در این زمینه کوتاهیهایی داشتهاند.
دفاعپرس: آقای فرجی، شما به شرایط خاص جامعه اشاره کردید. اکنون در وضعیتی قرار داریم که میتوان آن را شرایط نه جنگ و نه صلح دانست؛ هرچند کفه جنگ سنگینتر است و جامعه همچنان با استرس و نگرانی ناشی از این وضعیت روبهروست. به نظر شما، اولویتهای سینمای ایران در چنین شرایطی چیست؟ فیلمسازان باید به چه موضوعاتی بپردازند تا هم به التیام جامعه کمک کنند و هم آمادگی لازم را برای مواجهه با اتفاقات آینده به وجود آورند؟
واقعیت این است که به اعتقاد من، اولویتهای کشور ما در دو سال اخیر نسبت به سالهای گذشته بسیار تغییر کرده است. اگر مسیر کشور را از سالهای پس از انقلاب تا سال ۱۴۰۰ بررسی کنیم، با مجموعهای از مسائل و موضوعات روبهرو میشویم؛ اما از سال ۱۴۰۰ و بهویژه از سال ۱۴۰۱ به بعد، هم در کشور خودمان و هم در سطح جهان، شرایط و موضوعات متفاوتی شکل گرفته است. مسائل و تحولاتی پیش آمدهاند که پیش از این، دستکم با این شکل و سرعت، با آنها مواجه نبودیم.
سرعت تحولات بهاندازهای است که در همین سه، چهار سال اخیر با رخدادهایی روبهرو شدهایم که شاید در چهار دهه قبل از آن، نمونههای مشابهی نداشتند. بنابراین، واقعاً باید خودمان را برای این شرایط آماده کنیم.
نخستین مسئله این است که بتوانیم ذهن افکار عمومی را روشن کنیم و به مردم درباره برخی مسائل توضیح بدهیم. جامعه نسبت به اتفاقات مختلف پرسشهایی دارد، درباره بعضی موضوعات نظر دارد و میخواهد دیدگاهش را بیان کند، حرف بزند، حرف دیگران را بشنود، تعامل داشته باشد و درباره برخی رخدادها به اقناع برسد. دیگر نمیتوان تصور کرد که ما در یک سوی ماجرا قرار بگیریم، از طریق تلویزیون یکطرفه صحبت کنیم و انتظار داشته باشیم مردم صرفاً شنونده باشند و همان چیزی را بپذیرند که به آنها گفته میشود.

امروز شرایط به این شکل نیست. با گستردگی فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، ذهن و نگاه مخاطبان و مردم تغییر کرده است. دیگر نمیتوان بهسادگی درباره یک موضوع صحبت کرد، آن را توضیح داد و انتظار داشت همه همان الگو را بپذیرند و از کنار مسئله عبور کنند. باید مسائل و پرسشهای مخاطب را حل کنیم. به اعتقاد من، لازم است ذهن مخاطب روشن شود و درباره موضوعاتی که برای او سؤالبرانگیز است، توضیح و گفتوگوی واقعی شکل بگیرد. نمیتوان مسائل را نادیده گرفت، آنها را کنار گذاشت و بدون پاسخگویی از کنارشان عبور کرد. فکر میکنم در این زمینه عقبماندگی قابلتوجهی داریم.
از سوی دیگر، باید در موضوعات اجتماعیای که دستمایه تولید فیلمها و سریالهای ما قرار میگیرند، تجدیدنظر کنیم. در حوزه دفاع مقدس نیز لازم است به موضوعات جدید فکر کنیم و متناسب با شرایط امروز، سراغ سوژههایی برویم که بتوانند مسائل و تحولات جدید را بازتاب دهند.
همچنین، نباید آثارمان را صرفاً برای مخاطبان خودمان تولید کنیم. با توجه به گستردگی فضای مجازی و تحولات دنیای رسانههای بینالمللی، باید به این سمت حرکت کنیم که حرفی برای مردم دیگر نقاط جهان نیز داشته باشیم. این موضوع هم در فیلمسازی و مستندسازی اهمیت دارد و هم باید در تولید برنامههای سیاسی مورد توجه قرار بگیرد.
به اعتقاد من، رسانه امروز بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است و سینما نیز جایگاه مهمتری نسبت به گذشته دارد. رسانهها در شکلدهی به افکار عمومی، تصمیمسازی و حتی الگوسازی نقش تعیینکنندهای دارند و این نقش را نباید دستکم گرفت.
گاهی ممکن است یک فرد بهتنهایی به یک رسانه بزرگ تبدیل شود. فردی را میبینیم که در یک شبکه اجتماعی، میلیونها و حتی دهها میلیون دنبالکننده دارد و بهواسطه همین مخاطبان گسترده، میتواند بر افکار عمومی تأثیر بگذارد. گاهی نیز خود یک رسانه یا شبکه اجتماعی، به دلیل گستره فعالیت و میزان نفوذش، به ابزاری قدرتمند برای اثرگذاری و شکلدهی به افکار تبدیل میشود. بسیاری از شبکههای ماهوارهای و شبکههای اجتماعی امروز چنین نقشی دارند و بهطور جدی در حال تأثیرگذاری بر نگاه و ذهن مردم هستند.
بنابراین، به نظر من، نقش رسانه در شرایط فعلی هم مهمتر شده و هم حساسیت بیشتری پیدا کرده است. به همین دلیل، ارتباط میان هنرمندان، اهالی فرهنگ، فعالان رسانهای، مدیران فرهنگی و دولتمردان کشور، بیش از گذشته ضرورت دارد. همان وحدت و همدلیای که درباره آن صحبت میکنیم، بدون شکلگیری این ارتباط مؤثر نمیتواند بهدرستی تحقق پیدا کند.
نمیتوان افراد را تنها گذاشت و گفت خودشان وظیفه دارند ذهنشان را شکل بدهند، اطلاعات موردنیازشان را به دست بیاورند و مسائل را برای خودشان تحلیل کنند. گاهی لازم است ما خوراک فکری و اطلاعاتی مناسب در اختیار جامعه قرار دهیم. مدیران فرهنگی باید تحلیلهای لازم را مطرح کنند، درباره مسائل توضیح بدهند و زمینهای فراهم کنند تا مردم بتوانند با آگاهی بیشتری موضوعات را دنبال کنند.
اگر ما این نیاز را بهدرستی پاسخ ندهیم، طبیعی است که مردم برای دریافت اطلاعات و تحلیلهای موردنظرشان به سراغ رسانههای دیگر، شبکههای اجتماعی و منابع مختلفی بروند که در دسترسشان قرار دارد. به اعتقاد من، تقویت ارتباط میان مدیران فرهنگی، هنرمندان، فعالان رسانهای و جامعه، یکی از ضرورتهای جدی امروز ماست.
دفاعپرس: آقای فرجی، از صحبتهای شما میتوان این برداشت را داشت که میان نیازهای امروز جامعه و آنچه در سینما و مجموعه رسانهای کشور تولید میشود، تناسب چندانی وجود ندارد. به نظر شما، این فاصله چقدر جدی است و برای برطرفکردن آن چه باید کرد؟
من معتقدم میان موضوعاتی که امروز در کشور مطرح است و آنچه در سینمای ما اتفاق میافتد، تفاوت زیادی وجود دارد. این فاصله معنادار است و ما به تولیدات بیشتری نیاز داریم که به مسائل روز کشور و دغدغههای مردم بپردازند.
البته منظورم این نیست که همه تولیدات سینمای ایران باید به سمت مسائل سیاسی و اجتماعی روز کشور بروند. طبیعتاً سینمای ما به تنوع موضوعی نیاز دارد و باید گونههای مختلف فیلم در آن تولید شود؛ اما اگر بخواهیم سهم مسائل امروز کشور، دغدغههای مردم و شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه را در تولیدات سینمایی بررسی کنیم، به اعتقاد من، این سهم با آنچه امروز در جامعه میگذرد، تناسب ندارد و کمتر از حدی است که باید باشد. سینما باید نقش بیشتری ایفا کند و حضور جدیتری در پرداختن به این مسائل داشته باشد.

البته این مسئله فقط به سینما محدود نمیشود و مجموعه تولیدات فرهنگی و رسانهای، از جمله سریالهایی که در پلتفرمها منتشر میشوند، را نیز دربرمیگیرد. بخشی از این وضعیت هم به این دلیل است که تولیدات سینمایی و سریالی زمانبر هستند و بسیاری از آثاری که امروز منتشر میشوند، از مدتها قبل در مرحله تولید بودهاند. با این حال، امیدوارم در روزها و ماههای آینده سهم این موضوعات در تولیدات فرهنگی و رسانهای بیشتر شود.
امیدوارم در جشنواره فیلم فجر امسال نیز شاهد حضور آثار بیشتری باشیم که به رویدادهای اخیر، از جمله جنگ ۱۲ روزه، همدلی و وحدت مردم، اتفاقاتی که بر کشور گذشت، ظلمهایی که متجاوزان در حق مردم ایران کردند و کشتار زنان و کودکان میپردازند. در این جنگ، شمار زیادی از کودکان به شهادت رسیدند و این اتفاقات ظرفیتهای فراوانی برای روایت در سینما، تلویزیون و پلتفرمها دارند. لازم است این موضوعات در آثار بیشتری بازتاب پیدا کنند.
دفاعپرس: شما به ضرورت روایت این اتفاقات اشاره کردید. از طرف دیگر، با توجه به جایگاه ایران در جبهه مقاومت، آیا تولیدات سینمایی ما میتوانند علاوه بر مخاطبان داخلی، مخاطبان دیگری را نیز در منطقه و جهان جذب کنند؟
بله، به اعتقاد من، این ظرفیت وجود دارد. ما امروز در جبههای قرار داریم که جریان مقاومت یکی از مؤلفههای اصلی آن است، اما این جریان از نظر تولیدات سینمایی با کمبودهایی روبهروست. اگر بتوانیم آثار مناسبی در این زمینه تولید کنیم، مخاطبان زیادی خواهیم داشت.
برای مثال، در عراق و کشورهای فارسیزبان و دیگر کشورهایی که مردمشان از نظر فرهنگی، دینی و مذهبی با ما اشتراکاتی دارند، ظرفیت قابلتوجهی برای ارتباط با تولیدات سینمای ایران وجود دارد. سینمای ایران میتواند از این ظرفیت مخاطب استفاده کند و آثار خود را به مخاطبان بیشتری برساند. البته این ظرفیت فقط به کشورهای همسایه یا کشورهایی که با ما اشتراکات زبانی و مذهبی دارند، محدود نمیشود.
به اعتقاد من، هیچگاه ایران تا این اندازه در میان ملتهای جهان مورد توجه قرار نگرفته بود. ما میتوانیم با روایت یک رخداد مانند حادثه مدرسه میناب، افکار عمومی جهان را تحت تأثیر قرار دهیم و حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشیم. میتوانیم ابعاد مختلف تجاوز به ایران و اتفاقاتی را که برای مردم کشورمان رخ داده است، بهخوبی تشریح کنیم. امروز زمینه مناسبی برای چنین روایتهایی در سطح جهان وجود دارد.
بنابراین، همانطور که پیشتر گفتم، باید نگاه تازهای به تولیداتمان داشته باشیم و زبان ارتباط با مخاطبان بینالمللی را بشناسیم. لازم است بدانیم مردم جهان چگونه با روایتهای رسانهای ارتباط برقرار میکنند و آثارمان را متناسب با این شناخت تولید کنیم. به اعتقاد من، اگر این مسیر را بهدرستی طی کنیم، تولیدات ما میتوانند جایگاه خود را در میان مخاطبان بینالمللی پیدا کنند.
امروز فرصت مناسبی برای سینمای ایران فراهم شده است تا از این ظرفیت استفاده کند. معتقدم ایران در حال حاضر بیش از بسیاری از دورههای گذشته در کانون توجه ملتهای جهان قرار دارد و همین وضعیت میتواند زمینهای برای ارتباط بیشتر آثار ایرانی با مخاطبان خارجی فراهم کند. فیلمسازان ما نیز میتوانند از این موقعیت استفاده کنند و روایت خودشان را از اتفاقات و مسائل روز ارائه دهند.
دفاعپرس: آقای فرجی، در سالهای اخیر و پس از فاصلهگرفتن از مدیریت تلویزیون، بیشتر شما را با آثاری در فضای کمدی میشناسیم. ابتدا میخواهم بدانم چه عاملی باعث شد به این حوزه بیشتر توجه کنید؟ آیا ذائقه مخاطب و استقبال مردم از آثار کمدی برای شما اولویت داشت؟
واقعیت این است که زمانی که در تلویزیون مدیر بودم و در شکلگیری و پایهگذاری مجموعههایی مانند «پایتخت» و دیگر سریالهای کمدی نقش داشتم، به این نتیجه رسیده بودم که مردم به سریالهای کمدی علاقه زیادی دارند و از آنها استقبال میکنند. احساس من این بود که سهم شادی و نشاط در جامعه ما بهاندازه کافی نیست و مردم به برنامهها و آثاری نیاز دارند که بتوانند با آنها سرگرم شوند و بخشی از انرژی و فشارهای روزمره خود را تخلیه کنند.

من اعتقاد دارم شادکردن مردم، وظیفه دولت و نظام حکمرانی است. البته نمیدانم در کدامیک از دولتهای پس از انقلاب، موضوع شادی مردم بهعنوان یکی از محورهای اصلی برنامهریزی و دستور کار دولت مطرح شده است. دستکم من چنین چیزی را ندیدهام یا نشنیدهام که در یک کابینه، بهطور مشخص درباره این موضوع بحث شود که چگونه میتوان مردم را شاد کرد، کاری کرد که کشورشان را دوست داشته باشند، به آن احساس افتخار کنند و از زندگی در سرزمین خود احساس غرور داشته باشند.
نباید تصور کنیم که این مسئله فقط به کشور ما مربوط میشود یا کشورهای دیگر بدون برنامهریزی در این زمینه عمل میکنند. اگر به برخی کشورهای اروپایی نگاه کنید، با وجود امکانات فراوانی که برای سرگرمی مردم دارند، باز هم مناسبتهای مختلفی تعریف میکنند و برنامههای متنوعی ترتیب میدهند تا مردم احساس شادی و نشاط داشته باشند.
در کشورهایی مانند ترکیه نیز برنامهها و رویدادهای مختلفی برای ایجاد شادی جمعی برگزار میشود. حتی در برخی کشورها، مردم در جشنها و مناسبتهای عمومی، برای مثال با پرتاب میوههایی مانند پرتقال و گوجهفرنگی به سمت یکدیگر یا انجام فعالیتهای جمعی مشابه، انرژی خود را تخلیه میکنند و در فضایی شاد حضور مییابند. بخشی از فلسفه این برنامهها نیز ایجاد نشاط و فراهمکردن زمینهای برای تخلیه انرژی مردم است.
ما هم باید به این موضوع توجه کنیم و برای شادی و سرگرمی مردم برنامه داشته باشیم. به اعتقاد من، تولید آثار کمدی و برنامههای سرگرمکننده میتواند بخشی از این نیاز را پاسخ دهد.
در کشور ما معمولاً وقتی درباره وظایف دولتها صحبت میکنیم، مسائلی مانند اینکه کجا سد بسازیم، کجا جاده احداث کنیم، کجا اعتبارات بیشتری اختصاص بدهیم یا یارانهها را افزایش دهیم، در اولویت قرار میگیرند؛ اما من کمتر دیدهام که شادی مردم بهعنوان یکی از موضوعات اصلی و جدی دولتها مطرح شود. به اعتقاد من، این مسئله باید مورد توجه قرار بگیرد.
من خودم احساس میکردم مردم به آثار کمدی علاقهمندند و از این آثار استقبال میکنند. بعد از اینکه از تلویزیون خارج شدم و بازنشسته شدم، این مسیر را در ادامه تجربههایی که با مجموعه «پایتخت» در شبکه یک آغاز کرده بودیم، دنبال کردم. در همین راستا، به ساخت سریال «نونخ» فکر کردیم و این مجموعه شکل گرفت. مردم هم استقبال بسیار خوبی از آن کردند و میزان بینندگان در فصلهای مختلف نشان میداد که این سریال تا چه اندازه مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است.
بنابراین، تمایل به تولید آثار کمدی در من وجود داشت. حتی سریالهای کمدی دیگری نیز در این مسیر تولید کردم؛ اما آخرین سریالی که روی آن کار کردم، «یامامورا» است که فضایی اجتماعی دارد و به زندگی مادران شهدا میپردازد.

به نظر من، ما تاکنون آنطور که شایسته است، برای مادران شهدا اثر تولید نکردهایم. مادران شهدا انسانهایی هستند که حق بزرگی بر گردن این ملت و انقلاب اسلامی دارند. آنها فرزندان خود را در راه کشور و انقلاب تقدیم کردهاند و به اعتقاد من، باید آثار بیشتری درباره زندگی، شخصیت و جایگاهشان ساخته شود. با وجود این جایگاه بزرگ، اثر ماندگار و جذابی که بتواند بهخوبی به زندگی این مادران بپردازد، کمتر تولید شده است.
این فرصت فراهم شد تا با همکاری حوزه هنری و سیمافیلم، سریال «یامامورا» را تولید کنیم. در بخشی از مسیر تولید نیز بنیاد شهید و امور ایثارگران به این پروژه پیوست و به ما کمک کرد. امیدوارم نتیجه کار، اثری خوب و قابلقبول باشد و بتواند رضایت مردم و بهویژه مادران شهدا را جلب کند.
دفاعپرس: با توجه به ظرفیتهایی که پیشتر درباره مخاطبان خارج از ایران مطرح کردید، آیا فکر میکنید سریال «یامامورا» نیز بتواند در کشورهای دیگر دیده شود؟ برای مثال، با توجه به حضور شخصیتهای ژاپنی در این مجموعه، آیا امکان عرضه آن در کشورهای آسیای شرقی وجود دارد؟
بله، ما نیز چنین ظرفیتی را در این سریال میبینیم و تلاشمان این است که بتوانیم آن را در کشورهای آسیای شرقی هم پخش کنیم. به اعتقاد من، موضوع و فضای این مجموعه میتواند برای مخاطبان این کشورها نیز قابلتوجه باشد. البته این ظرفیت به کشورهای آسیای شرقی محدود نمیشود و امیدوارم بتوانیم زمینه نمایش آن را در کشورهای منطقه خلیج فارس و کشورهای فارسیزبان نیز فراهم کنیم.
در تولید این مجموعه، گروهی از عوامل و همکاران حرفهای حضور داشتند که تجربههای ارزشمندی در عرصه سینما و تلویزیون دارند. امیدوارم با فراهمشدن زمینه پخش، مخاطبان بیشتری بتوانند این اثر را ببینند و ارتباط خوبی با آن برقرار کنند. امیدوارم خداوند متعال نیز به ما توفیق دهد اثری تولید کنیم که روح مادران شهدا از آن راضی باشد.
دفاعپرس: تولید سریال به پایان رسیده است؟ چه زمانی و از کدام شبکه پخش خواهد شد؟
بله، تولید سریال به پایان رسیده و مجموعه در حال تدوین و آمادهسازی برای پخش است؛ اما زمان پخش آن دیگر در اختیار من نیست و باید درباره آن تصمیمگیری شود. در حال حاضر، زمان پخش و شبکهای که قرار است سریال از آن روی آنتن برود، بهطور قطعی مشخص نشده است.
دفاعپرس: آقای فرجی، به مجموعه «پایتخت» هم اشاره کردید. این سریال در بخشهایی به موضوع جنگ و اتفاقات سوریه و داعش پرداخت. میخواهم درباره ظرفیت سینمای کمدی برای پرداختن به موضوع جنگ نیز صحبت کنیم. ما در دوران دفاع مقدس تجربه آثار موفقی را داشتیم. با این حال، در پرداختن به موضوع جنگ از طریق آثار کمدی، همواره خطوط قرمزی وجود داشته که شاید بخشی از آنها ساخته ذهن خودمان بوده و بخشی دیگر نیز از محدودیتهای مدیریتی ناشی شده باشد. به نظر شما، سینما و تلویزیون کمدی تا چه اندازه میتوانند به این موضوعات بپردازند؟
واقعیت این است که به اعتقاد من، سریالهای کمدی و حتی فیلمهای سینمایی کمدی، ظرفیت بزرگی برای پرداختن به موضوعاتی از جنس دفاع مقدس دارند؛ چه جنگ هشتساله و چه جنگهای اخیر و تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران. همه این موضوعات میتوانند دستمایه تولید فیلمها و سریالهای کمدی قرار بگیرند.
در ساختار کمدی، ظرفیتهایی وجود دارد که به ما اجازه میدهد درباره برخی موضوعات شوخی کنیم و در عین حال، مسائل را به زبانی ساده، قابلفهم و ملموس برای مردم روایت کنیم. به این ترتیب، مخاطب میتواند با موضوع ارتباط برقرار کند، آن را بهتر درک کند و در کنار آن، لحظات شیرینی را نیز تجربه کند.
ما پیشتر این تجربه را داشتهایم. برای مثال، در مجموعه «پایتخت» به موضوع داعش و اتفاقات مرتبط با آن پرداخته شد. همچنین، در فصل سوم سریال «نونخ» سکانسی وجود داشت که به یاد دارم بسیار مورد توجه قرار گرفت و در فضای مجازی دستبهدست شد. در آن بخش، نورالدین درباره مقاومت مردم و ایستادگی آنها در برابر دشمن صحبت میکرد؛ درباره مردمی که در دوران دفاع مقدس برای دفاع از خاک و مرزهای کشور ایستادند و عقبنشینی نکردند.
این بخش از سریال با استقبال زیادی روبهرو شد و بهخوبی نشان داد که میتوان در دل یک مجموعه کمدی نیز به موضوعات جدی و مهم پرداخت. به اعتقاد من، در چنین مواردی، هنرمندان ما توانستند از ظرفیتهای ساختار کمدی استفاده کنند و بخشی از حق مطلب را ادا کنند.
این ظرفیت همچنان وجود دارد و میتوان آن را در آثار آینده نیز ادامه داد. در جنگ اخیر هم میتوانیم به همین شیوه به موضوعات مرتبط با جنگ، مقاومت، ایستادگی مردم و دفاع از کشور بپردازیم. البته این پرداخت نباید به آثار کمدی محدود شود؛ بلکه باید در قالبهای مختلف هنری و رسانهای، از جمله آثار اجتماعی، فیلمهای جنگی و مجموعههای کمدی، به این موضوعات توجه کنیم.
به اعتقاد من، در همه این قالبها باید به فداکاری، ایستادگی و مقاومت مردم بپردازیم. مردم ما در این مدت، روزهای طولانی در خیابانها حضور داشتهاند و از کشور و نظام خود دفاع کردهاند. آنها حماسه بزرگی خلق کردهاند که به اعتقاد من، نمونهای کمنظیر در جهان است.
بخش قابلتوجهی از این حماسه را هنرمندان ما میتوانند در آثارشان به تصویر بکشند و روایت کنند. وظیفه هنر و رسانه این است که این فداکاریها و ایستادگیها را ثبت کند و به مخاطبان نشان دهد. نباید اجازه دهیم چنین رویداد بزرگی بدون بازتاب شایسته در آثار فرهنگی و هنری باقی بماند.
به نظر من، هیچ اشکالی ندارد که در سریالهایی که امروز تولید میکنیم، زندگی طبیعی مردم و اتفاقاتی را که در جامعه جریان دارد، به تصویر بکشیم. وقتی شب به خانه برمیگردیم و میبینیم عدهای در نقطهای از شهر جمع شدهاند و شعار میدهند، چرا نباید این اتفاق در یک سریال هم دیده شود؟
مگر ما غذا خوردن خودمان را در سریالها پنهان میکنیم؟ مگر تلفن زدن یا اختلاف و دعوای میان دختران و پسرانمان را نشان نمیدهیم؟ اینها موضوعات معمولی زندگی و جامعه هستند و وقتی آنها را بهدرستی به تصویر میکشیم، در واقع بخشی از واقعیت زندگی مردم را روایت کردهایم.
امروز حضور مردم در خیابانها و برنامههایی که در آنجا برگزار میشود، به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل شده است. مردم به خیابان میروند، در این تجمعها شرکت میکنند و این اتفاقات را از نزدیک میبینند. حتی ممکن است خودرویی کنار خودروی ما پارک کند و ببینیم خانمی پرچمی در دست دارد و به سمت خانهاش میرود. این اتفاقات دیگر برای ما عجیب نیست و بخشی از زندگی روزمرهمان شده است.
اما آیا این واقعیت به همان اندازه در فیلمها، سریالها و دیگر برنامههای رسانهای ما بازتاب پیدا میکند؟ به نظر من، خیر. ما باید کاری کنیم که این اتفاقات نیز به همان شکل طبیعی که در جامعه جریان دارند، در آثار هنری و رسانهای دیده شوند. قرار نیست هر بار که چنین صحنهای را نشان میدهیم، آن را به اتفاقی غیرعادی تبدیل کنیم؛ کافی است زندگی واقعی مردم را درست روایت کنیم.
دفاعپرس: آقای فرجی، میخواهم به نکتهای اشاره کنم که شما درباره سختگیری در سینمای دفاع مقدس مطرح کرده بودید. به نظر میرسد گاهی در ارزیابی آثار این حوزه، بیش از اندازه بر بازنمایی دقیق و عینبهعین واقعیت تأکید میشود؛ در حالی که سینما اساساً بر تخیل و بازآفرینی استوار است. در این زمینه شما چطور فکر میکنید؟
من میخواهم توضیح کوتاهی درباره این موضوع بدهم. در مصاحبهای که درباره مشکلات سینمای دفاع مقدس داشتم، به این مسئله اشاره کردم که دستگاههای مسئول باید از فیلمسازان این حوزه حمایت کنند و در عین حال، در ارزیابی آثار نیز نباید به شکلی برخورد شود که امکان خلاقیت از فیلمساز گرفته شود.
من در سالهایی که با این موضوع مواجه بودم، فیلمهایی را دیدهام که درباره میزان واقعگرایی آنها بحث میشد. گاهی میگفتند این صحنه واقعی نیست یا چنین اتفاقی به این شکل رخ نداده است. در پاسخ باید پرسید چه کسی گفته است که سینما باید همه اتفاقات را دقیقاً به همان شکلی که در واقعیت رخ دادهاند، بازسازی کند؟ سینما بر تخیل و بازآفرینی استوار است. ممکن است فیلمساز از یک نقطه واقعی شروع کند، اما آن را به اثری هنری تبدیل کند که الزاماً تمام جزئیاتش عین واقعیت نیست.
مهم این است که اثر بتواند عزت مردم، فداکاریهای آنها و حقیقت کلی ماجرا را بهدرستی بازتاب دهد. به اعتقاد من، باید در این زمینه نگاه درستی داشته باشیم و اجازه بدهیم فیلمسازان با بهرهگیری از ظرفیتهای سینما، روایت خودشان را ارائه کنند.
دفاعپرس: آقای فرجی، شما سالهای دفاع مقدس را به خاطر دارید. در آن دوران، فیلمسازانی مانند رسول ملاقلیپور و ابراهیم حاتمیکیا در سنین جوانی فعالیت میکردند و بعدها به چهرههای شاخص سینمای دفاع مقدس تبدیل شدند. امروز نیز با فیلمهایی مانند آثار حاضر در مجموعه «سرو سپید سرخ»، شاهد حضور نسل تازهای از فیلمسازان هستیم؛ نسلی که برخی از آنها تجربه چندانی در این حوزه ندارند و برای بعضی نیز این آثار نخستین تجربههای جدی محسوب میشود. با توجه به ظرفیتهایی که در جریان جنگهای اخیر در سینما و تلویزیون آشکار شد، آیا میتوان به شکلگیری اتفاقی تازه در سینمای ایران امیدوار بود؟ بهویژه با توجه به اینکه شما بر ضرورت تغییر نگرش در تولیدات دفاع مقدس و پرداختن به شخصیتهای جدید تأکید دارید.
بله، من معتقدم باید به این جوانها میدان داد و از آنها حمایت کرد. به یاد دارم زمانی که آقای احمدرضا درویش درباره شروع فعالیت سینمایی خود صحبت میکردند، اشاره داشتند که نخستین فیلم سینماییشان را در ۲۴سالگی ساختهاند. ایشان نیز در دوران جوانی و با همان شور و انگیزه وارد این عرصه شدند و بعدها به یکی از فیلمسازان بزرگ سینمای دفاع مقدس تبدیل شدند و آثار ماندگاری از خود بهجا گذاشتند.
طبیعتاً برای شکلگیری چنین مسیری باید به نسل تازه فرصت داد. ما تجربههایی داشتهایم که برخی از آنها ممکن است ضعیف بوده باشند و برخی دیگر کیفیت خوبی داشته باشند؛ همانطور که در هر حوزهای از فیلمسازی، آثار با سطوح کیفی متفاوت تولید میشوند. مهم این است که از این مسیر حمایت کنیم. اگر فیلمسازی اثر خوبی تولید کرده است، باید از او حمایت کنیم؛ اگر جایی نیاز به اصلاح وجود دارد، باید توصیه و راهنمایی کنیم و اگر لازم است، سفارش تولید بدهیم و امکانات موردنیاز را در اختیارش قرار دهیم.

به اعتقاد من، اگر این مسیر بهدرستی دنبال شود، اتفاقات خوبی در سینمای دفاع مقدس رخ خواهد داد. نباید صرفاً به این دلیل که فیلمسازان جوان تجربه زیادی ندارند، آنها را کنار بگذاریم یا به تواناییهایشان اعتماد نکنیم. باید به آنها فضا بدهیم، امکانات لازم را فراهم کنیم و اجازه دهیم تجربه کسب کنند.
اگر به تاریخ سینمای ایران پس از انقلاب نگاه کنیم، میبینیم که بخش مهمی از آثار شاخص سینمای ما در دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ تولید شدهاند؛ دورانی که بسیاری از فیلمسازان هنوز تجربه طولانی و گستردهای در این عرصه نداشتند. با این حال، فرصت پیدا کردند تا فیلم بسازند، تجربه کنند و به مرور به فیلمسازانی صاحبسبک و تأثیرگذار تبدیل شوند. امروز نیز باید همین اعتماد را به نسل جوان داشته باشیم.
من فکر میکنم این روند هماکنون نیز تا اندازهای در حال شکلگیری است. اگر به جشنوارههای فیلم فجر در سالهای اخیر نگاه کنید، میبینید که آثار متعددی با موضوع دفاع مقدس هشتساله در آنها حضور داشتهاند. در جشنواره امسال نیز آثاری با این موضوعات وجود دارد و در سال گذشته و سالهای پیش از آن هم تولیدات قابلتوجهی در این زمینه داشتهایم.
بخش زیادی از این آثار با حمایت سازمانها و دستگاههایی تولید میشوند که امکانات و ظرفیتهای حوزه دفاع مقدس را در اختیار دارند. با این حال، متأسفانه نهادهای خصوصی و سینمای خصوصی ما کمتر به این موضوعات اقبال نشان دادهاند؛ در حالی که در بسیاری از کشورهای دیگر، وقتی موضوعی مهم و تأثیرگذار در جامعه رخ میدهد، سینماگران نیز به سراغ آن میروند و آثاری درباره آن تولید میکنند.
به اعتقاد من، اگر بتوانیم زمینه حضور بیشتر بخش خصوصی را نیز در این حوزه فراهم کنیم و در کنار آن از فیلمسازان جوان حمایت کنیم، امکان شکلگیری آثار تازه و ماندگار در سینمای دفاع مقدس افزایش پیدا میکند.
انتهای پیام/ 121
