بدرقه خالق تصاویر مقاومت خرمشهر و روایتگر خانواده ایرانی/ او دلبسته ایران بود

مراسم تشییع پیکر محسن راستانی، عکاس دوران دفاع مقدس و خالق تصاویر ماندگار مقاومت خرمشهر و مجموعه «خانواده ایرانی» از خانه هنرمندان تا بهشت‌زهرا برگزار شد.
کد خبر: ۸۷۲۷۹۴
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۹ - 27October 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، مراسم تشییع پیکر «محسن راستانی»، عکاس پیشکسوت، صبح امروز (سه‌شنبه) با حضور جمعی از هنرمندان، عکاسان و اهالی فرهنگ و هنر در مقابل خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

در این مراسم، شماری از دوستان، همکاران و همراهان قدیمی راستانی با بیان خاطراتی از زندگی شخصی و حرفه‌ای او، از جایگاه این عکاس در ثبت رویداد‌های جنگ، توجه ویژه‌اش به خانواده ایرانی و نگاه انسانی و متفاوتش به عکاسی سخن گفتند.

سیف‌الله صمدیان: محسن راستانی به تصاویرش فضای معنوی می‌بخشید

سیف‌الله صمدیان، عکاس پیشکسوت، در این مراسم با اشاره به نخستین آشنایی خود با نام محسن راستانی اظهار کرد: من محسن را برای نخستین بار ندیدم، بلکه نامش را شنیدم. زمانی که همراه همسرم مشغول صرف ناهار بودم، صدای تلویزیون را می‌شنیدم که درباره جنگ و خرمشهر صحبت می‌کرد. در آن برنامه، درباره گرمای خورشید در خرمشهر سخن گفته می‌شد و از همان لحظه، این پسر به دل خانواده ما راه پیدا کرد.

وی با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی و هنری راستانی افزود: محسن راستانی، علاوه بر آنکه استعدادی استثنایی در سخن گفتن داشت، با بیان خاص خود به عکس‌هایش فضایی معنوی می‌بخشید؛ فضایی که ما گاهی در بیان احساساتمان از طریق تصویر، از دستیابی به آن ناتوان می‌مانیم.

عکس

این عکاس پیشکسوت با تأکید بر جایگاه راستانی در میان عکاسان کشور گفت: انجمن‌های مختلف عکاسی، از عکاسان جنگ و دفاع مقدس گرفته تا فعالان حوزه میراث فرهنگی و دیگر شاخه‌های عکاسی، همگی ذهنیتی روشن و شیرین از محسن راستانی دارند. از این رو، احساس می‌کنم باید از طرف یکی از شخصیت‌های مهم تاریخ تصویری ایران سخن بگویم.

صمدیان در ادامه، به همکاری خود با راستانی در مجله «تصویر» اشاره کرد و گفت: در دوره‌ای که کار در مجله تصویر را آغاز کردیم و هنرمندانی همچون ممیز بزرگ و محمود کلاری در کنار ما بودند، با اطمینان می‌گفتم که دبیر عکس مجله باید محسن راستانی باشد. او نیز این مسئولیت را بر عهده گرفت؛ اما روحیه ناسازگار و کودک درونش باعث شد به‌جای ادامه کار در مجله تصویر، سر از بوسنی دربیاورد.

وی افزود: با وجود این، هیچ‌کس از رفتن او خشمگین نبود و همه از حضورش در بوسنی و نقشی که در رقم خوردن آن اتفاق بزرگ در خانواده ایرانی داشت، احساس رضایت می‌کردند.

صمدیان با اشاره به قدرت روان‌شناختی راستانی در عکاسی تصریح کرد: وقتی آثار راستانی را می‌بینیم، متوجه می‌شویم که او تا چه اندازه ایران و نماد ایران، یعنی خانواده، را دوست داشت. زمانی که فایل تصاویرش را بررسی می‌کردم، به این نتیجه رسیدم که کسی مانند او نمی‌تواند این مجموعه درباره خانواده ایرانی را به همان شکل ادامه دهد.

وی ادامه داد: محسن راستانی در برابر دوربین خود، جلوه‌هایی از خود واقعی افراد را آشکار می‌کرد؛ ویژگی‌ای که در آثار او کاملاً مشهود است.

این عکاس پیشکسوت در پایان از نام‌گذاری جایزه‌ای به نام راستانی خبر داد و گفت: در جایزه سال عکس ایران، جایزه‌ای با عنوان «خانواده ایرانی» را به نام محسن راستانی نام‌گذاری خواهیم کرد.

رایحه راستانی: پدرم سرسخت، جسور، دقیق و خلاق بود

در ادامه این مراسم، رایحه راستانی، فرزند محسن راستانی، با بیان خاطراتی از پدرش، به توصیف ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی او پرداخت.

وی گفت: سیاه و سفید، با اندکی خاکستری، توصیف مناسبی از اخلاق، حرف زدن و راه رفتن پدرم بود. او یا دنیا را مانند صلح، سبک، پاک و سفید می‌دید یا مانند جنگ، سرشار از حادثه‌های تلخ و تاریک. کسانی که در کنارش بودند نیز به همان اندازه دچار این نوسان‌ها می‌شدند.

رایحه راستانی با اشاره به روحیه پرجنب‌وجوش و گاه تند پدرش اظهار کرد: او یکباره عصبانی می‌شد، اما بسیار خلاق، دقیق، جسور و سریع بود. هرچه می‌دویدم، به او نمی‌رسیدم. نمی‌دانم چرا این‌قدر با من بحث می‌کردیم؛ او تند و صریح بود و بر قاطع بودن تأکید داشت. این همه سرسختی گاهی کلافه‌ام می‌کرد.

عکس

وی افزود: پدرم سرسخت بود؛ سخت و محکم، درست مانند عکس‌هایش. استوار بود و دست‌هایم را حتی در کودکی با همین استواری می‌گرفت.

فرزند این عکاس پیشکسوت با اشاره به نگاه دقیق و جست‌وجوگر او ادامه داد: چشمانش مدام می‌دوید و شکار می‌کرد؛ او نادیده‌ها را می‌دید. برایم جالب است بدانم اکنون در آن جای دیگر چه خواهد دید.

وی در ادامه، خطاب به پدرش گفت: عکس‌هایت را در خواب برایم بفرست. امتداد خانواده ایرانی باش، در هر جهانی که هستی، و بگذار تا همیشه تکه‌ای از تو باشند.

رایحه راستانی در بخش دیگری از سخنانش، از دوستان، همراهان و برگزارکنندگان مراسم قدردانی کرد و گفت: لازم می‌دانم از تمام دوستانی که از زمان ورود پدرم به ایران و حتی پیش از آن، با تماس‌ها، ارسال پیام‌ها و حضورشان در کنار ما، باعث تسلی خاطر و خوشحالی او شدند، تشکر کنم.

وی افزود: از دوستانی که از راه‌های دور و شهر‌های مختلف آمدند و همچنین عزیزانی که امروز برای بدرقه او به اینجا تشریف آوردند، سپاسگزارم. از برگزارکنندگان این مراسم و دوستانی که از زمان درگذشت پدرم، با تشکیل جلسات و صرف وقت فراوان تلاش کردند مراسم بدرقه به بهترین شکل برگزار شود نیز قدردانی می‌کنم.

روایت محسن راستانی از عکاسی، زندگی روزمره و تجربه بوسنی

در بخش دیگری از مراسم، سخنانی از محسن راستانی پخش شد که در آنها از نگاه خود به عکاسی، زندگی روزمره و تجربه حضور در مناطق جنگی سخن می‌گفت.

راستانی در این سخنان اظهار کرده بود: عکاسی برای من کاری استودیویی و انتزاعی نبود، بلکه در کف خیابان جریان داشت. یکی از تمایلات آدمی مثل من، درگیر بودن با زندگی معمولی و روزمره بود.

عکس

وی با اشاره به نقش عکاسی در شرایط اجتماعی و تاریخی افزود: نقش عکاسی در شرایطی همچون انقلاب و جنگ برای من وضوح بیشتری داشت و همین مسئله شوق بسیاری در من ایجاد می‌کرد.

راستانی همچنین درباره تجربه حضور در بوسنی گفته بود: بوسنی برای من یک کارگاه بزرگ بود تا بفهمم یک خبرنگار چه می‌کند و کار او تا چه اندازه اهمیت دارد.

در ادامه این بخش، اعلام شد که غلام کویتی‌پور قرار بود در مراسم حضور پیدا کند و برنامه‌ای اجرا کند؛ با این حال، در متن پیاده‌شده سخنان بعدی، نام اقبال‌پور نیز آمده است.

اقبال‌پور: محسن راستانی در روز‌های جنگ همراه و مراقب ما بود

اقبال‌پور در سخنانی با تسلیت درگذشت محسن راستانی به جامعه هنری، به بیان خاطراتی از همراهی با او در دوران جنگ پرداخت.

وی با اشاره به تجربه حضور خود در جمع خانواده‌های شهدا و سرداران، بخشی از اشعار عرفانی و حماسی را قرائت کرد و با اشاره به مضمون مبارزه با نفس و ضرورت غلبه انسان بر خویشتن، به جایگاه خودسازی و شجاعت در زندگی انسان پرداخت.

او در بخشی از سخنانش با اشاره به این مضمون که شکست دادن دشمن بیرونی به‌تنهایی کافی نیست و انسان باید بر ضعف‌های درونی خود نیز غلبه کند، گفت که در گفت‌وگوهایش با محسن راستانی، درباره موضوعاتی همچون هنر، ادبیات و مفاهیم انسانی صحبت می‌کردند.

عکس

اقبال‌پور در ادامه، یکی از خاطرات خود از دوران جنگ را بازگو کرد و گفت: پس از جنگ، یکی از زیباترین خاطراتی که محسن برای من تعریف کرد، به روز‌های عملیات بیت‌المقدس بازمی‌گشت؛ زمانی که با هم در منطقه حضور داشتیم.

وی افزود: با وجود اینکه برادر دومم به شهادت رسیده بود، نزدیک به شش یا هفت روز در منطقه مانده بودم و محسن از من و تعدادی دیگر از دوستان مراقبت می‌کرد. او مرتب می‌گفت که نمی‌توانیم پاسخ خانواده‌ها را بدهیم و نگران بود که چرا این‌قدر اصرار دارم به خط مقدم بروم.

اقبال‌پور با اشاره به شرایط دشوار عکاسی در میدان جنگ اظهار کرد: محسن در آن عملیات عکس می‌گرفت و ما لحظات بسیار وحشتناکی را از نظر ترس و اضطراب پشت سر می‌گذاشتیم.

وی سپس به خاطره‌ای از گفت‌وگوی راستانی با یک عکاس و خبرنگار عراقی اشاره کرد و گفت: محسن خاطره بسیار زیبایی از عکاس و خبرنگاری عراقی تعریف می‌کرد که در آن سوی مرز حضور داشت و خودش در این سوی مرز بود. هر دو در جریان عملیات‌ها تصاویر و فیلم‌هایی ثبت کرده بودند.

به گفته اقبال‌پور، این دو پس از مدتی در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و هرکدام خاطرات و مشاهدات خود را از روز‌های جنگ برای دیگری بازگو کردند.

وی افزود: محسن این خاطرات را از دو سوی میدان جنگ کنار هم قرار می‌داد و از دل آنها مجموعه‌ای با ظرفیت روایی و تصویری شکل می‌گرفت؛ موضوعی که بخشی از هنر و نگاه متفاوت او را نشان می‌داد.

اقبال‌پور با اشاره به دوستی دیرینه خود با خانواده راستانی گفت: افتخار داشتم از کودکی با خانواده راستانی بزرگ شوم و خاطرات زیادی از آنها دارم. در اینجا فقط می‌توانم عرض تسلیت داشته باشم و به قول محسن، همه ما زنده‌ایم و تا زنده‌ایم، زنده‌ایم.

صدیقه وسمقی: نام محسن راستانی با خرمشهر و روز‌های دفاع گره خورده است

صدیقه وسمقی، فعال اجتماعی و از هم‌دوره‌ای‌های محسن راستانی، نیز در این مراسم با اشاره به پیوند عمیق این عکاس با خرمشهر و روز‌های جنگ اظهار کرد: نام محسن برای من، پیش از هر چیز، با خرمشهر و بچه‌های خرمشهر پیوند دارد؛ با بچه‌های جبهه و جنگ و کسانی که تا آخرین فشنگ و حتی با دست خالی، برای حفظ شهر جان‌فشانی کردند.

وی افزود: نام محسن با نام جهان‌آرا و خاطرات آن روز‌ها گره خورده است. او دلبستگی زیادی به این موضوعات داشت و به خرمشهر و خاطرات آن دوران بسیار علاقه‌مند بود.

وسمقی با اشاره به تلاش‌های راستانی برای ثبت خاطرات جنگ گفت: او بسیار تلاش می‌کرد لحظه‌ها و خاطرات آن دوران را ثبت کند؛ چه از طریق عکس، چه با مستندسازی و مصاحبه با شاهدان آن صحنه‌ها. به نظر من، قریحه و نبوغ عکاسی محسن نیز در همان صحنه‌ها ظاهر شد و شکوفا شد.

این فعال اجتماعی با اشاره به آشنایی خود با راستانی در دوران جوانی ادامه داد: زمانی که با محسن آشنا شدم، هر دوی ما جوان بودیم. من سررشته‌ای از عکاسی نداشتم، اما درک می‌کردم که او در این زمینه نبوغ دارد. همیشه به او تأکید می‌کردم که عکاسی را به‌عنوان کار اصلی خود دنبال کند.

وی افزود: محسن مستندسازی را دوست داشت و به فیلم‌برداری و فعالیت در حوزه سینما نیز علاقه‌مند بود، اما من معتقد بودم که باید تمام سرمایه و توانایی خود را روی عکاسی بگذارد.

وسمقی با توصیف نگاه تصویری راستانی گفت: می‌توانم بگویم چشم او دوربین عکاسی بود. با آن دوربین به جهان نگاه می‌کرد و همه‌چیز را به شکل تصویر می‌دید.

وی در ادامه به علاقه راستانی به عکاسی سیاه‌وسفید اشاره کرد و گفت: او اساساً عکس رنگی را قبول نداشت. همان‌طور که آقای صمدیان نیز اشاره کردند، انگار رنگ‌ها را به رسمیت نمی‌شناخت.

وسمقی افزود: فارغ از اینکه او عکس سیاه‌وسفید را تنها شکل معتبر عکاسی هنری می‌دانست یا نه، این ویژگی شاید به روحیه درونی‌اش نیز بازمی‌گشت؛ اینکه بسیاری از مسائل را در قالب دو قطب متضاد می‌دید. رایحه نیز به شکلی به این ویژگی اشاره کرد.

وی با اشاره به بی‌قراری و آینده‌نگری راستانی اظهار کرد: یکی دیگر از ویژگی‌های او که شاید همه دوستان با آن آشنا باشند، ناآرام بودنش بود. او همیشه به دنبال فردا بود. به نظر من، در حال و امروز زندگی نمی‌کرد؛ انگار می‌خواست فردا را به دست بیاورد.

وسمقی ادامه داد: محسن همیشه فکر می‌کرد فردا اتفاقی خواهد افتاد که امروز نیفتاده است و فردا بهتر از امروز خواهد بود. به همین دلیل، انگار برای فردا زندگی می‌کرد.

وی با ابراز امیدواری نسبت به آرامش روح این عکاس گفت: امیدوارم اکنون، در جایی دور از جهان پرهیاهو و سرشار از رنج و درد ما زندگان، با اتفاقی خوب روبه‌رو شده باشد؛ اتفاقی که در این جهان برایش رخ نداد. امیدوارم در جهانی زیبا، رنگارنگ، سرشار از صلح و آرامش، قرین رحمت خداوند باشد.

جاسم غضبان‌پور: انسانیت محسن راستانی بر عکاس بودنش غلبه داشت

جاسم غضبان‌پور، عکاس و از هم‌دوره‌ای‌های محسن راستانی، نیز در این مراسم با تأکید بر ویژگی‌های انسانی او گفت: من همیشه معتقد بوده‌ام که هنرمند، پیش از هر چیز، باید انسان باشد. دلیل حضور من در اینجا نیز همین است؛ محسن راستانی برای من نماد انسانیت بود.

وی افزود: البته محسن عکاس خوبی بود و در زمینه عکاسی، فردی پیشرو و آوانگارد به شمار می‌رفت، اما آنچه بیش از هر چیز در شخصیت او اهمیت داشت، انسانیتش بود.

غضبان‌پور با اشاره به غیبت غلام کویتی‌پور در این مراسم گفت: یکی از دلایل حضور من این بود که قرار بود غلام کویتی‌پور بیاید و نوحه‌خوانی کند، اما متأسفانه تماس گرفت و گفت نمی‌تواند در مراسم حاضر شود. محسن خاطرات بسیاری برای او زنده می‌کرد و همین موضوع باعث شده بود که نتواند برای او نوحه بخواند.

عکس

وی در ادامه با اشاره به سابقه فعالیت‌های هنری راستانی گفت: محسن کارش را از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در خرمشهر آغاز کرد. او در ابتدا بیشتر با ادبیات سروکار داشت و عکاس نبود. سپس به فیلم‌نامه‌نویسی روی آورد و بعد وارد عرصه کارگردانی شد.

غضبان‌پور همچنین به فعالیت راستانی در سینما اشاره کرد و از همکاری او در یکی از آثار اولیه محسن مخملباف سخن گفت؛ با این توضیح که راستانی در آن اثر در زمینه فیلم‌نامه و کارگردانی نقش داشت.

وی با تأکید بر توانایی‌های ادبی و طنز راستانی افزود: محسن از نظر ادبی توانمند بود و در زمینه طنز نیز نگاهی پیشرو داشت. کسانی که با او در ارتباط بودند، خاطرات بسیاری از شوخ‌طبعی و روحیه خاصش داشتند.

این عکاس در ادامه به یکی از خاطرات خود از سال ۱۳۶۲ اشاره کرد و گفت: آن سال، محسن به مقر بچه‌های خرمشهر آمد؛ جایی که بخش زیادی از دوستان و رزمندگان آن دوران در آنجا حضور داشتند. به اعتقاد من، او پروژه «خانواده ایرانی» را از همان فضا آغاز کرد.

غضبان‌پور درباره ویژگی‌های پرتره‌های راستانی توضیح داد: محسن پرتره‌هایی ثبت می‌کرد که بعد‌ها به یکی از شاخصه‌های آثارش تبدیل شدند. این تصاویر با پس‌زمینه‌ای ساده ثبت می‌شدند و در برخی موارد، فضای اطراف و نشانه‌های زندگی افراد نیز در قاب عکس حضور داشتند.

وی با اشاره به یکی از تصاویر شناخته‌شده از بهنام محمدی، نوجوان رزمنده، گفت: بسیاری از شما عکس بهنام محمدی، رزمنده ۱۳ ساله‌ای را که در برابر تانک‌ها می‌جنگید، دیده‌اید. آن تصویر از جمله آثاری است که نگاه خاص محسن به سوژه و محیط اطرافش را نشان می‌دهد.

غضبان‌پور سپس خاطره‌ای از حضور راستانی در منطقه جنگی در سال ۱۳۶۲ بازگو کرد و گفت: یک روز بعدازظهر، محسن به محل استقرار ما آمد. در آن منطقه، به دلیل گرما و شرایط دشوار، آتش و درگیری در هر دو سوی خط وجود داشت و ما با وضعیت بسیار سختی روبه‌رو بودیم.

وی افزود: محسن آمده بود تا برای ازدواجش اقدام کند. در آن شرایط، به او گفتیم که از ما پذیرایی کند و او نیز در همان فضای دشوار در کنارمان بود.

غضبان‌پور با اشاره به حضور راستانی در منطقه و توجه او به همراهانش گفت: در آن دوران، شرایط به‌گونه‌ای بود که حتی ماندن در منطقه می‌توانست خطرناک باشد. به او گفتم که از آنجا برود، زیرا ممکن بود خمپاره‌ای اصابت کند و جانش به خطر بیفتد؛ اما محسن روحیه خاص خودش را داشت و به‌سادگی حاضر نبود از آن فضا فاصله بگیرد.

وی در پایان، بار دیگر بر اهمیت ویژگی‌های انسانی راستانی تأکید کرد و گفت: از نظر من، انسانیت و نگاه پیشرو محسن بر عکاس بودنش غلبه داشت. او هنرمندی بود که علاوه بر توانایی‌های حرفه‌ای، به انسان‌ها و سرنوشت آنها توجهی عمیق داشت.

غضبان‌پور از حاضران، به‌ویژه دوستان و همرزمان خرمشهری راستانی، قدردانی کرد و با اشاره به حضور آنان در مراسم، یاد و خاطره مقاومت و حماسه مردم خرمشهر را گرامی داشت.

در مراسم تشییع پیکر محسن راستانی، جمعی از چهره‌های فرهنگی و هنری، مدیران و عکاسان پیشکسوت حضور داشتند.

از جمله حاضران در این مراسم می‌توان به انسیه شاه‌حسینی، نیکنام حسینی‌پور مشاور وزیر فرهنگ، محمدمهدی عسگرپور مدیرعامل خانه هنرمندان ایران، امیرعلی جوادیان، محمدحسین حیدری، سیف‌الله صمدیان، حسن غفاری، مسعود زنده‌رود کرمانی، سیف‌الله طاهری، سعید صادقی، ساعد نیک‌ذات، محمد فرنود، محمد صیاد، محمد نوروزی، علی کاوه، کمال‌الدین شاهرخ و جاسم غضبان‌پور اشاره کرد.

در پایان، پس از اقامه نماز بر پیکر محسن راستانی، پیکر این عکاس دوران دفاع مقدس برای خاک‌سپاری به قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) منتقل شد.

انتهای پیام/ 121

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار