نوشدارو پس از مرگ سهراب؛ انتخابات در سایه شکافهای سیاسی آمریکا و رژیم صهیونیستی
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از البرز، همزمان با نزدیکشدن به رقابتهای انتخاباتی در آمریکا و استمرار بحرانهای سیاسی و امنیتی در رژیم صهیونیستی، تحولات داخلی این دو دشمن جمهوری اسلامی ایران بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؛ تحولاتی که میتواند بر تصمیمات آینده واشنگتن و تلآویو در قبال ایران و معادلات منطقهای اثرگذار باشد.
آمریکا طی دهههای گذشته با استفاده از ابزارهایی همچون تحریم، فشار اقتصادی، تهدید و اقدامات سیاسی و امنیتی، تلاش کرده است جمهوری اسلامی ایران را از مسیر مستقل خود بازدارد. با این حال، استمرار این سیاستها نهتنها به تغییر محاسبات ایران منجر نشده، بلکه هزینههای سیاسی و اقتصادی قابل توجهی نیز برای واشنگتن به همراه داشته است.
اکنون در آستانه انتخابات، فضای سیاسی آمریکا بیش از گذشته تحت تأثیر رقابتهای جناحی و اختلاف بر سر موضوعات مهم داخلی و خارجی قرار دارد. مسائل اقتصادی و اجتماعی، مهاجرت، سیاست خارجی و نحوه حمایت از رژیم صهیونیستی از جمله موضوعاتی هستند که به میدان رقابت جریانهای سیاسی تبدیل شدهاند.
در این میان، سیاست واشنگتن در غرب آسیا نیز با پرسشهای جدی روبهرو است. حمایت گسترده آمریکا از رژیم صهیونیستی، علاوه بر افزایش هزینههای مالی و سیاسی برای واشنگتن، موجب شده است بخشی از مناقشات سیاست خارجی این کشور به موضوعی برای رقابتهای داخلی تبدیل شود.
رژیم صهیونیستی نیز در شرایطی قرار دارد که تصمیمات امنیتی و نظامی، بیش از گذشته در معرض مناقشه سیاسی قرار گرفته است. اختلاف بر سر نحوه اداره جنگ، آینده سیاستهای امنیتی و عملکرد دولت، جریانهای سیاسی مختلف را در برابر یکدیگر قرار داده و فشار بر ساختار حاکمیتی این رژیم را افزایش داده است.
یکی از پیامدهای این وضعیت، دشوارترشدن مدیریت همزمان بحرانهای داخلی و خارجی برای تلآویو است. رژیمی که تلاش میکند تصویر قدرت و ثبات را در منطقه حفظ کند، اکنون ناچار است بخش قابل توجهی از ظرفیت سیاسی خود را صرف مدیریت اختلافات داخلی کند.
از سوی دیگر، استمرار حمایت آمریکا از تلآویو نیز واشنگتن را با چالشهای تازهای مواجه کرده است. هرچه جنگ و بحران در منطقه طولانیتر شود، هزینههای سیاسی حمایت از رژیم صهیونیستی برای دولت آمریکا افزایش خواهد یافت و این مسئله میتواند در رقابتهای انتخاباتی نیز مورد بهرهبرداری جریانهای رقیب قرار گیرد.
در چنین شرایطی، هرگونه تغییر موضع یا تعدیل سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی باید با دقت مورد ارزیابی قرار گیرد؛ زیرا تغییر ادبیات سیاسی الزاماً به معنای تغییر راهبرد نیست و ممکن است با هدف مدیریت افکار عمومی یا کاهش هزینههای سیاسی صورت گیرد.
جمهوری اسلامی ایران نیز در مواجهه با این تحولات، ضمن رصد دقیق رفتار دشمنان، بر حفظ منافع ملی و تقویت توانمندیهای داخلی تأکید دارد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که فشار و تهدید، نتوانسته اراده ملت ایران را برای حفظ استقلال و حقوق خود تغییر دهد.
از این منظر، اگر واشنگتن و تلآویو پس از سالها اتخاذ سیاستهای تقابلی به دنبال اصلاح برخی رویکردهای خود باشند، این پرسش مطرح خواهد بود که آیا این تغییر ناشی از یک بازنگری واقعی و راهبردی است یا واکنشی موقت به هزینههای انباشتهشده سیاستهای گذشته.
واقعیت آن است که سیاستهای خصمانه علیه ایران، در کنار ایجاد هزینه برای ملت ایران، برای طراحان آن نیز پیامدهایی به همراه داشته است. جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر ظرفیتهای داخلی و تقویت توان دفاعی و راهبردی خود، تلاش کرده است آسیبپذیری در برابر فشارهای خارجی را کاهش دهد.
بر همین اساس، تعبیر «نوشدارو پس از مرگ سهراب» میتواند ناظر بر شرایطی باشد که آمریکا و رژیم صهیونیستی پس از تجربه هزینههای سنگین سیاستهای گذشته، به فکر اصلاح برخی تصمیمات خود افتادهاند؛ اصلاحی که اگر دیرهنگام و صرفاً با هدف عبور از بحران باشد، الزاماً به معنای حل ریشهای مشکلات نخواهد بود.
اکنون باید دید تحولات انتخاباتی آمریکا و بحرانهای سیاسی رژیم صهیونیستی در نهایت به تغییر واقعی در سیاستهای آنها منجر خواهد شد یا صرفاً پوششی برای مدیریت یک دوره حساس سیاسی خواهد بود.
در این میان، برای جمهوری اسلامی ایران، معیار ارزیابی نه تغییر شعارها و مواضع مقطعی، بلکه تغییر عملی رفتار و پایان رویکردهای خصمانه خواهد بود؛ چراکه تجربه نشان داده است ملت ایران در برابر فشار و تهدید عقبنشینی نمیکند و هرگونه تغییر در معادلات باید بر اساس واقعیتهای جدید منطقه و جایگاه جمهوری اسلامی ایران صورت گیرد.
انتهای پیام/
