فراستی: سینمای دفاع مقدس میتوانست ژانر ملی ما باشد
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، اولین روز از برگزاری نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت در پردیس سینمایی ملت با حضور جمعی از علاقهمندان، هنرجویان و سینمادوستان برگزار شد.

اول باید سینما را یاد بگیریم
فراستی در این نشست درباره نقطه شروع سینمای مقاومت کدام یک از عناصر محتوا، فیلمنامه یا فرم و کارگردانی است، عنوانکرد: قبل از این تقسیمبندیها باید روشن کنیم اصلاً سینما چیست و ادعای ما در سینما چیست. مسئله اصلی این است که ما هنوز باید سینما یاد بگیریم. آمریکاییها سینما را بلدند و همین تسلط به زبان رسانه باعث شده بتوانند در جهان اثرگذار باشند. وقتی میگویم یک فیلم خوب است، الزاماً درباره اخلاقی یا غیراخلاقی بودن آن حرف نمیزنم؛ منظورم این است که سازنده کارش را بلد است. اگر میخواهیم در جهان امروز مؤثر باشیم، قدم اول این است که سینما را جدی و حرفهای یاد بگیریم.
وی اظهار کرد: در دوران جنگ هشتساله چیزی به نام سینمای دفاع مقدس داشتیم که از نظر من ظرفیت آن را داشت که ژانر ملی ما باشد. آن سینما در آغاز الزاماً پخته نبود، اما آدم و تجربه تولید کرد و بخشی از گفتمان ملی ما را شکل داد. فیلمسازانی از دل همین فضا بیرون آمدند و آثاری مانند «دیدهبان» و «مهاجر» در همان مسیر قابل بررسیاند. مسئله این است که آن جریان امروز به آن معنای زنده و رو به رشد، وجود ندارد.
مقاومت را نباید فقط به جنگ محدود کرد
فراستی گفت: مقاومت فقط مربوط به جنگ نیست. اصلاً انسان بدون مقاومت معنا ندارد. مقاومت میتواند در برابر یک ایده غلط، در برابر وضعیتی که انسان را متوقف میکند یا در برابر شرایطی باشد که اجازه رشد نمیدهد. اگر مفهوم مقاومت را فقط به میدان نبرد محدود کنیم، دامنه انسانی و اجتماعی آن را کوچک کردهایم.
نقد حیات است؛ جامعه باید برای نقد شدن تربیت شود
وی عنوان کرد: نقد اساس کار است؛ در جنگ، صلح و هر وضعیت دیگری. اینکه بگوییم «الان نقد نکنید چون اختلاف ایجاد میشود» منطق درستی نیست. وقتی اختلافها گفته نشوند، فقط پنهان میشوند. نقد لازم و حیاتی است. در خانه، مدرسه، دانشگاه و جامعه باید هم نقد کنیم و هم آماده نقد شدن باشیم. هیچکس نباید خودش را از نقد مصون بداند. این تعریفهای قلابی از یکدیگر و تعارفهای دائمی، ما را جلو نمیبرد.
او در ادامه با تأکید بر پیوند مقاومت و نقد افزود: انسان بدون مقاومت معنا ندارد و بدون نقد هم معنا ندارد؛ مقاومت و نقد دو بال حرکتاند. کسی که همیشه فقط «آری» میگوید، ممکن است وضع موجود را تثبیت کند؛ اما «نه» گفتن، حتی اگر گاهی با خطا همراه باشد، میتواند امکان حرکت ایجاد کند.
هر لودگیای کمدی نیست
این منتقد سینما در پاسخ به این پرسش که «ارزیابی از شما وضعیت غالب امروز سینمای ایران چیست؟» نیز گفت: بخش مهمی از آنچه امروز به عنوان کمدی عرضه میشود، لزوماً کمدی نیست. میگویند مردم خستهاند و میخواهند بخندند؛ بسیار خوب، من خودم طرفدار کمدیام، اما سؤال این است که به چه چیزی میخندیم و با چه کیفیتی؟ هر لودگیای کمدی نیست. کمدی هم مثل هر گونه جدی دیگر به شناخت، تکنیک و فرم نیاز دارد. در سینمای دفاع مقدس، آثاری مثل «لیلی با من است» یا «ضدگلوله» نمونههایی هستند که میشود درباره کیفیت کمدیشان جدیتر حرف زد.
محتوا با فرم ساخته میشود
فراستی افزود: من با تعریف رایج از «محتوا» مسئله دارم. مضمون و ایده وجود دارند، اما محتوا به صورت آماده و مستقل از فرم در اثر هنری حاضر نیست. محتوا با فرم ساخته میشود. این فرم است که به یک ایده یا مضمون امکان میدهد به محتوای هنری تبدیل شود. برای همین، جدا کردن کامل فرم از محتوا و گفتن اینکه «با محتوای فیلم موافقم اما با فرم آن نه» همیشه دقیق نیست؛ چون فرم در حال ساختن همان چیزی است که بعداً محتوا مینامیم.
بدون تکنیک، ادعای فرم شوخی است
این نویسنده و پژوهشگر حوزه سینما در پاسخ به این سوال که « اگر فرم شخصی است، آیا هر فیلمسازی میتواند ضعفهای اثر خود را با عبارت «فرم من این است» توجیه کند؟» نیز اظهار کرد: نه، قبل از فرم، تکنیک وجود دارد و تکنیک الفبای کار است. در سینما باید دوربین، لنز، نور، میزانسن و ابزارهای حرفهای را شناخت. کسی که تکنیک بلد نیست و میگوید «فرم من همین است»، در واقع چیزی برای دفاع ندارد. بدون تکنیک هرگز به فرم نمیرسیم. بخشی از خطاهای ابتدایی فیلمهای ما نشان میدهد که گاهی همین پایههای تکنیکی هم جدی گرفته نشدهاند.
تکنیک را میآموزیم تا از آن عبور کنیم
وی افزود: تکنیک را یاد میگیریم تا بتوانیم از آن عبور کنیم. این به معنای فراموش کردن تکنیک نیست؛ فقط کسی میتواند از تکنیک عبور کند که آن را تا انتها یاد گرفته باشد. اگر تکنیک وبال گردن هنرمند باشد، در همان مرحله تکنسینی باقی میماند. ممکن است نور یا دوربین را بسیار خوب بلد باشد، اما کار جان نداشته باشد. هنر از جایی شروع میشود که ابزار کاملاً در اختیار هنرمند قرار میگیرد و او میتواند به فرم برسد.
فرم آموختنی نیست؛ زیستنی است
فراستی گفت: تکنیک آموختنی است، اما فرم فقط آموختنی نیست؛ زیستنی است. فرم از جهان زیسته هنرمند میآید و در ناخودآگاه او پرورش پیدا میکند. دانش و تکنیک پشتوانهاند، اما در نهایت نوع زندگی و مواجهه هنرمند با جهان است که امکان رسیدن به فرم را فراهم میکند. به زبان ساده، تکنیک بیشتر با ذهن و آگاهی سر و کار دارد و فرم با بخش عمیقتری از تجربه و دریافت انسان. عقل حذف نمیشود؛ عقل برای این دریافت چراغ میگیرد، اما جای آن را نمیگیرد.
فیلمساز با چند فیلم دیدن ساخته نمیشود
وی عنوان کرد: مطالعه ادبیات و تاریخ سینما در شکلگیری فیلمساز نقش اساسی دارد. فیلمساز نمیتواند فقط با دیدن چند فیلم به پشتوانه لازم برسد. باید کلاسیکهای ادبیات جهان را خواند؛ داستایفسکی، بالزاک، دیکنز و دیگران. در سینما هم باید آثار فیلمسازان مهم را دید؛ از جان فورد و هیچکاک تا برگمان. اینها باید پشت هنرمند باشد. اگر پشتوانه ادبی و سینمایی خالی باشد، ابزار و ادعا جای تجربه و شناخت را نمیگیرند.
تضاد، موتور حرکت اثر و زندگی است
فراستی افزود: هر پدیدهای در جهان پر از تضاد است و حرکت از دل تضاد شکل میگیرد. هر فرد با خودش و جامعهاش تضادهای مختلف دارد، اما در هر لحظه یکی از آنها عمده است. تا تضاد عمده را پیدا نکنیم، دنبال راهحل واقعی نمیرویم. هنرمند هم باید بتواند تضاد را در آدمها و موقعیتها ببیند؛ چون اگر تضاد حذف شود، بخش بزرگی از حرکت و زندگی اثر از بین میرود.
فرم یک خط صاف نیست
وی در پاسخ به این پرسش که «آیا فرم قواعد مشخصی دارد یا کاملاً شهودی است؟» عنوان کرد: فرم بیقاعده نیست. فرم حرکت و قوس دارد و از تضاد تغذیه میکند. اثری که فقط یک خط صاف باشد، زنده نیست. آنچه در مواجهه با هنر برای مخاطب ایجاد لذت میکند، از کیفیت فرم میآید. من به سراغ هنر نمیروم که صرفاً تکنیک ببینم؛ میروم تا تجربه کنم و لذت ببرم. هنرمند هم باید بتواند اثری بسازد که مخاطب امکان چنین تجربهای را داشته باشد.
فرم شخصی با امضای تکراری فرق دارد
این منتقد سینما عنوانکرد: فرم را نباید با چند نشانه ظاهری یا امضای تکراری اشتباه گرفت. فرم از زیست هنرمند میآید و گاهی برای رسیدن به یک تصویر، رنگ، میزانسن یا لحن درست باید زمان صرف کرد. هنرمند جدی برای هر اثر نسخه حاضر و آماده ندارد. فرم وقتی واقعی است که از دل تجربه، تکنیک و زیست اثر بیرون آمده باشد.
زبان سینما را باید مثل زبان ترجمه از آنِ خود کرد
وی در پاسخ به این پرسش که «چرا برای توضیح تکنیک و فرم از مثال ترجمه استفاده میکنید؟» عنوان کرد: چون مترجم هم ابتدا باید زبان مبدأ و زبان مقصد را درست بداند. کسی که فارسی را خوب نمیشناسد، حتی اگر زبان خارجی بداند، هنوز مترجم کاملی نیست. اما این شناخت فقط پایه تکنیکی است. مرحله بعد جایی است که مترجم با متن درگیر میشود و برای واژه و جمله، معادل زنده و درست در زبان مقصد پیدا میکند. در سینما هم ابتدا باید زبان سینما را یاد گرفت و بعد آن را از آنِ خود کرد.
هنر باید بتواند مخاطب و اقتصاد خود را پیدا کند
وی گفت: هنر باید بتواند مخاطب و اقتصاد خودش را داشته باشد. اینکه هنرمند بیرون از حرفهاش کار کند و درآمد را دوباره برای تئاتر یا سینما خرج کند، یک مسئله جدی است. اثر هنری قرار نیست فقط برای سازنده باشد. هنرمند باید از خلق اثر لذت ببرد و کاری بسازد که مخاطب هم بتواند با آن ارتباط برقرار کند.
نقدپذیری یک شیوه زندگی است
فراستی افزود: نقدپذیری دستورالعمل کوتاه ندارد؛ یک شیوه زندگی است. آدم باید مدام خودش را زیر سؤال ببرد و خودش را موجودی تمامشده نبیند. من میگویم به خودتان رحم نکنید؛ روزی نباشد که همان آدم دیروز باشید. روزی نباشد که چیز تازهای نخوانده، چیزی یاد نگرفته یا خودتان را دوباره نقد نکرده باشید. از همینجا امکان حرکت آغاز میشود.
لازم به یادآوری است، نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت از هفتم تا چهاردهم آبان ۱۴۰۵ به دبیری جلال غفاری در پردیس سینمایی ملت برگزار می شود.
انتهای پیام/ 121
