چگونه عملیات محرم با غافلگیری دشمن به پیروزی رسید
به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاعپرس، عملیات محرم از ۱۰ تا ۱۶ آبان ۱۳۶۱ در جبهه جنوبی، منطقه عینخوش–زبیدات، با هدف تصرف سرپل در منطقه العماره و آزادسازی ارتفاعات مرزی اجرا شد؛ عملیاتی که با همکاری مشترک سپاه و ارتش و بهرهگیری از تغییرات جوی، دشمن را غافلگیر کرد و به آزادسازی ارتفاعات ۴۰۰ و ۲۹۸، حوزه نفتی بیات، نهر عنبر، پل و پاسگاه چمسری و موسیان انجامید. علت انتخاب این نام هم همزمانی آن با ایام محرم هممان سال بود، لذا رمز عملیات هم یا زینت کبری سلام الله علیها انتخاب شد. در ادامه روایتی از این عملیات بر پایه اسناد و منابع مکتوب دسته اول موجود میخوانید.

بر اساس آنچه در کتاب «اطلس جنگ ایران و عراق (فشرده نبردهای زمینی)» نوشته جمعی از نویسندگان آمده است، عملیات محرم از تاریخ از ۱۰ تا ۱۶ آبان ۱۳۶۱ در جبهه جنوبی جنگ، منطقه عینخوش–زبیدات، و با هدف تصرف سرپل در منطقه العماره و آزادسازی ارتفاعات مرزی انجام شد. در این عملیات که با طراحی و فرماندهی مشترک سپاه و ارتش اجرا شد، رزمندگان خودی در سه مرحله موفق شدند ارتفاعات ۴۰۰ و ۲۹۸، حوزه نفتی بیات، نهر عنبر، پل و پاسگاه چمسری و موسیان را آزاد کنند. علاوه بر این، جاده عینخوش–دهلران نیز از دید و تیر دشمن خارج شد و در مقابل، شهرک طیب عراق در دید و تیررس خودی درآمد.
در همین منبع آمده است که سه رودخانه میمه، دویرج و چیخواب فصلی هستند و بارندگی، آب آنها را تا ده برابر میافزاید؛ هنگام اجرای عملیات محرم نیز بر اثر بارش باران شدید، برخی از رزمندگان خودی گرفتار سیلاب و جریان تند رودخانه شدند و اهداف این محور به تمامی تصرف نشد.
همکاری ابر و ماه در پیشروی رزمندگان
بر پایه آنچه در کتاب «روز شمار جنگ ایران و عراق، جلد ۲۲ (عملیات محرم)» نوشته علیرضا لطفاللهزادگان آمده است، با در دستور قرار گرفتن اجرای عملیات در منطقه عمومی زبیدات–عینخوش و افزایش فعالیتهای مهندسی و تردد در این منطقه، بخشی از توجه عراق معطوف به فعالیتها در این منطقه شد.
بر اساس این کتاب، شرایط جغرافیایی و حضور عراق روی ارتفاعات مسلط منطقه که امکان دید و تیر نیروهای عراقی را بر بخشهای عمدهای از منطقه و جادههای مواصلاتی تا محدوده پادگان عینخوش فراهم میکرد، بر حساسیت دشمن درباره اقدامات آتی ایران افزود. از این رو، عراق از آمادگی و هوشیاری کامل در این منطقه برخوردار بود و فعالیت بمبافکنهای دشمن در بمباران این منطقه و محدوده پادگان عینخوش از حدود ۱۰ روز قبل از آغاز عملیات محرم که تقریباً به شکل منظم و روزمره انجام میشد، از افزایش این هوشیاری حکایت میکرد. از سوی دیگر، اطلاعات دریافتی از شنود مبنی بر اینکه ارتش عراق به نیروهای زمینی و هوایی مستقر در شرق بصره، اروند و جبهههای اطراف آمادهباش داده است نیز مؤید همین مطلب بود.
در ادامه این کتاب آمده است که بخشی از حساسیتهای ارتش عراق، علاوه بر اطلاع از فعالیتهای در خط و اقدامات مهندسی نیروهای ایرانی، به دلیل مصادف بودن این روزها با ایام دهه اول و دوم محرم بود و عراق بهطور طبیعی، با نزدیکی به روزهای تاسوعا و عاشورا، منتظر اقدامات نیروهای ایران بود. اما با وجود اطلاعات کافی که ارتش عراق از فعالیت نیروهای ایرانی داشت و اعلام آمادهباش دو هفته قبل ارتش بعثی به نیروهای مستقر در این منطقه، به دلیل رخدادهای جوی، این نیروها به طرز غیرمنتظرهای، آن هم چند ساعت قبل از آغاز عملیات، غافلگیر شدند.
بر اساس روایت این کتاب، پس از اعلام رسیدن نیروها به منطقه رهائی، نگرانی تازهای ایجاد شد و آن صاف شدن هوا با وجود ماه و در نتیجه روشن شدن منطقه و ایجاد دید غیرمسلح نیروهای عراقی در محدوده اطراف نیروهای در خط و کمین بود؛ زیرا در این لحظات حساس، نیروهای خودی باید به آرامی و بدون جلب توجه دشمن، از نقطه رهائی حرکت میکردند و خود را تا پای کمین و معبرهای جلو دشمن میرساندند. این لحظات، لحظات حساسی بود و نیروهای عراقی بر این محورها که مسافت آنها از صد متر تا یک کیلومتر متفاوت بود، کاملاً دید و تیر داشتند.
در همین منبع آمده است که راهحل این مشکل، متحمل شدن تلفاتی بود که اجتنابناپذیر به نظر میرسید، اما باز هم اتفاق دیگری افتاد و درست در همان زمانی که نیروها باید از نقطه رهائی به سمت خط دشمن حرکت میکردند، ابر غلیظی که ارتفاعات داخلی ایران را پوشانده بود، در مقابل ماه قرار گرفت و به یکباره منطقه عملیات در تاریکی مطلقی فرو رفت، تا جایی که یکی از نیروهای سنگر فرماندهی میگفت: «از سنگر که بیرون آمدم، حتی تا ۴ متری خودم را هم نمیدیدم و منطقه بهطور کامل تاریک شد.» این تاریکی، نگرانی و دلهره نیروها را از بین برد و آنها در همین وضعیت تاریکی حرکت کردند و بدون آنکه توجه دشمن را به خود جلب کنند، زیر پای نیروهای عراقی در کمینها، همچنین معبرها و خط اول دشمن قرار گرفتند.
رمز آغاز عملیات
بر پایه روایت کتاب «روز شمار جنگ ایران و عراق، جلد ۲۲»، قائم ۲ (تیپ ۲۵ کربلا) در ساعت ۱۹ شامگاه ۱۰ آبان ۱۳۶۱، قائم ۴ (تیپ ۱۴ امام حسین(ع) و تیپ ۸۴ خرمآباد) در ساعت ۱۹:۳۰ و قائم ۳ (تیپ ۱۷ علی بن ابیطالب(ع) و تیپ ۱ لشکر ۲۱ حمزه) در ساعت ۲۰:۱۵، آمادگی خود را برای آغاز عملیات اعلام کردند. در ساعت ۲۲:۱۰، حسین خرازی پس از دریافت رمز آغاز عملیات از حسن باقری، رمز را به فرماندهان یگانهای تحت امر قرارگاه فتح اعلام کرد و آنها نیز دستور شروع عملیات را به نیروهای خود ابلاغ کردند.
در ادامه این کتاب آمده است که در لحظاتی که نیروهای خودی آماده درگیری با دشمن بودند، اتفاق دیگری رخ داد و در حالی که نیروهای خودی بعد از استقرار در پای معبرها و سنگرهای عراقی، آماده هجوم به خط دشمن بودند، بار دیگر به دلیل حرکت ابرها در آسمان و تابش نور ماه، منطقه عملیاتی روشن شد.
راوی لشکر فتح در این باره میگوید: «بعد از اینکه نیروهای خودی به خط و سنگرهای دشمن رسیدند، از اینجا به بعد ارتفاعات بود که پیچیدگی و دردسر داشت و نیاز بود که روشنایی وجود داشته باشد. خیلی عجیب بود، چون همان ابری که در آسمان پدیدار شده و جلوی تابش نور ماه را گرفته بود، دوباره کنار رفت و مثل این بود که به دست نیروها چراغقوه داده باشند. آنها میگفتند که ما، تکتک سنگرها را با چشم میدیدیم و سراغ آنها میرفتیم و به این ترتیب درگیری شروع شد.» دشمن به دلیل تغییر وضعیت جوی که از غروب شروع شده بود، غافلگیر شد و این کاملاً به نفع نیروهای خودی تمام شد.
بر اساس آنچه در این کتاب آمده است، با وجود مشکلات فراوان، تا آخرین ساعات روز (ساعت ۲۴)، نیروهای خودی توانستند در همه محورها، خطوط دشمن را بشکنند و نیروهای تیپ ۸، ۲۵ و ۱۷ به حرکت خود برای تصرف کامل اهداف ادامه دادند؛ به نحوی که گردانهای خطشکن تیپ ۸ نجف با شکستن خط و بدون درگیری اساسی، راه نفوذ به پشت ارتفاعات ۲۹۲ را یافته، اقدام به دور زدن ارتفاع کردند و نیروهای تیپ ۲۵ کربلا هم بدون درگیری اساسی، به عمق منطقه و با قصد دور زدن ارتفاعات نفوذ کردند.
در ادامه روایت این کتاب آمده است که از تیپ ۱۴ امام حسین(ع) نیز یک محور، موفق به شکستن خط و آزاد کردن پل چمسری شد و نیروهای دو محور دیگر آن، عمدتاً به دلیل طغیان رود دویرج و درگیر شدن با مشکلات آن، متوقف شدند و در جستجوی یافتن راهی برای عبور بودند.
شدت جریان آب را شاید تا حدی بتوان از سخنان محسن رخصتطلب، راوی قرارگاه لشکر ۳ صاحبالزمان(عج) در این عملیات، دریافت: «سرعت و قدرت آب به میزانی بود که لولهای قطور فولادی به طول ۱۰ متر و قطر ۷۰ سانتیمتر را که برای ساختن پل به منطقه آورده بودند، با خود برده و لولههایی به این عظمت را به هم پیچانده بود. نیروها در چنین شرایطی به آب زدند و فقط خدا میداند که چگونه عبور کردند؟! بعضیها که به داخل آب رفتند، چند صد متر جلوتر، خود را به آن طرف رودخانه رساندند.»
حماسهسازی گردان امام حسن(ع) لشکر ۱۷ علی بن ابیطالب(ع)
بر پایه آنچه در کتاب «اطلس لشکر ۱۷ علی بن ابیطالب(ع) در دوران دفاع مقدس» نوشته نادر زارعزاده آمده است، فصیح رامندی، جانشین دوم گردان امام حسن(ع) لشکر ۱۷ علی بن ابیطالب(ع)، از شرایط این گردان در عملیات محرم میگوید: «۲۴ ساعت در کانال بجلیه مستقر بودیم. شرایط سختی بود. میبایست تحمل میکردیم. با تاریکی هوا، از کانال خارج شدیم. هوا ناگهان ابری و بارانی شد. شدت باران بسیار زیاد بود و حرکت گردان را با دشواری روبرو کرده بود ولی بارندگی شدید باعث شده بود که دشمن اصلاً فکر نکند که ما عملیات خواهیم کرد.
پشت میدان مین رسیدیم. معبر را باز کردیم. عراقیها متوجه حضور ما شده بودند و گاهی بهصورت نامنظم شلیک میکردند. نیروها را عبور دادیم و منتظر دستور حمله شدیم. با اعلام رمز عملیات، درگیری آغاز شد. دشمن که غافلگیر شده بود، مقاومت چندانی نکرد، اما یک تیربارچی بود که خیلی سرسختی میکرد و بچهها را زمینگیر کرده بود. در حین درگیری، علیمردانی فرمانده گردان شهید شد. مجید نبیل، فرمانده گروهان یکم هم به علت اصابت گلوله قطع نخاع شد. غلامپور جانشین گردان هم در ادامه درگیری پایش تیر خورد و بهشدت مجروح شد.
خودم را به غلامپور رساندم و گفتم: الآن تو فرمانده گردان هستی. باید عملیات را هدایت کنی. گفت: من هستم؛ نگران نباش. عملیات را ادامه دادیم و سنگر به سنگر پاکسازی میکردیم و بهپیش میرفتیم. خود من آنقدر آر. پی. جی زده بودم که گوشم پر از خون شده بود ولی با عنایت خداوند و سرعت عمل بچههای گردان با حداقل تلفات، توانستیم روی ارتفاعات حمرین مستقر شویم.»
اتفاق تلخ عملیات محرم
بر اساس آنچه در کتاب «تاریخ شفاهی دفاع مقدس: از شرق بصره تا مهران: روایت رحیم صفوی (جلد دوم)» نوشته حسین اردستانی آمده است، سرلشکر رحیم (سید یحیی) صفوی در این باره میگوید:
«در عملیات محرم اتفاق خیلی بدی افتاد. در این عملیات، تیپ ۱۴ امام حسین(ع) روی رودخانه دویرج پلی زده بود تا از روی آن عبور کند. آن شب در ارتفاعات بارندگی شد. ارتفاعات پشت کوه و سیاهکوه ارتفاعات بلندیاند که از ایلام تا خوزستان کشیده شدهاند و تا دزفول ادامه پیدا میکنند. طول این ارتفاعات دویست کیلومتر است. بر اثر بارندگی، سیلاب بزرگی راه افتاد و توی رودخانه دویرج و چیخواب ریخت و در حالی که نیروهای تیپ امام حسین(ع) داشتند از روی پل عبور میکردند، پل منهدم شد و تقریباً دو گردان از نیروها را سیل برد.
سیل که گلآلود بود، توی دهن رزمندگان رفته و دهانشان خشک شده بود. خاطرم هست که برای تشییع جنازه آنها به اصفهان رفتم. مردم اصفهان سیصد شهید را در یک روز به خاک سپردند.
امام بزرگوار هم در پیامی فرمودند: کجای دنیا شهری مثل اصفهان میتوانید پیدا کنید که در یک روز، سیصد شهید را تشییع کنند. شهادت این عزیزان جزء اتفاقات فراموشنشدنی این عملیات است. ما در دوران دفاع مقدس حادثهای مشابه این نداشتیم.»
انتهای پیام/ 119
