دفاع‌پرس گزارش می‌دهد؛

زوال هیبت هالیوودی ارتش تروریستی آمریکا در غرب آسیا+ تصاویر

تصاویر ماهواره‌ای جدید از وارد آمدن خسارت سنگین به ۲۶ پایگاه تروریستی آمریکا در حملات ویرانگر نیروهای مسلح ایران حکایت دارد.
کد خبر: ۸۷۳۹۳۷
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۱ - 01November 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: در طول یکسال گذشته، نقشه ژئوپلیتیک و نظامی منطقه غرب آسیا دستخوش تحولات بنیادین و بی‌سابقه‌ای شده است. گزارش‌های گوناگونی درباره حملات به پایگاه‌های تحت کنترل یا اجاره‌شده توسط آمریکا، اکنون با انتشار یک تحلیل جامع و مبتنی بر شواهد غیرقابل‌انکار ماهواره‌ای، تأیید شده است. این تحلیل پرده از یک الگوی عملیاتی دقیق، هماهنگ و هدفمند برمی‌دارد. برخلاف روایت‌های رسمی پنتاگون که تلاش در کوچک‌نمایی این حوادث داشتند، شواهد نشان می‌دهد که نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران و نیرو‌های هم‌پیمان آن یک استراتژی فرسایشی مرحله‌ای را علیه ارتش تروریستی آمریکا در پیش گرفتند. 

آمریکا

در این دکترین نظامی نوین، ابتدا «چشم‌ها و گوش‌های» پدافندی آمریکا با هدف قرار دادن رادار‌ها و سامانه‌های تشخیص تهدید کور می‌شود و سپس در مراحل بعدی، ضربات مهلک و ویرانگر به زیرساخت‌های حیاتی، از جمله آشیانه‌های جنگنده‌ها و مراکز فرماندهی وارد می‌آید. این گزارش با استناد به تصاویر ماهواره‌ای تهیه‌شده توسط شرکت‌های معتبری مانند ایرباس (Airbus) و پلنت لبز (Planet Labs) و همچنین مصاحبه با چهار منبع آگاه منطقه‌ای، تصویری روشن و تکان‌دهنده از وسعت خسارات وارده به پایگاه‌هایی در بحرین، کویت، امارات متحده عربی، اردن و عربستان سعودی ارائه می‌دهد. این اسناد نشان می‌دهند که چگونه این فشار نظامی بی‌امان، واشنگتن را به بازنگری اجباری، پرهزینه و شتاب‌زده در آرایش نیرو‌های نظامی خود در خلیج فارس واداشته است.

عکس

از کور کردن پدافند تا ویرانی زیرساخت‌ها 

بر اساس تحلیل مستقل رسانه‌های غربی، حملات در ماه‌های اخیر از یک الگوی عملیاتی مشخص و هوشمندانه پیروی کرده است. هدف اولیه و استراتژیک این حملات، سامانه‌های هشدار زودهنگام و رادار‌های پیشرفته پدافندی بوده است. برای نمونه، تصاویر ماهواره‌ای با وضوح بالا که در ژوئن و ژوئیه ۲۰۲۶ ثبت شده‌اند؛ بقایای گنبد راداری (Radome) در تأسیسات هشدار زودهنگام «جبل الدخان» در بحرین را به وضوح نشان می‌دهند که توسط موشک‌های بالستیک منهدم شده است. به طور مشابه، تصاویر ثبت‌شده در مارس ۲۰۲۶ از پایگاه هوایی «موفق السلطی» در اردن، آسیب جدی و از کار افتادگی رادار‌های سامانه پدافندی «تاد» را یک روز پس از حمله به نمایش می‌گذارد. 

این اقدام هوشمندانه، راه را برای موج دوم حملات علیه پایگاه‌های هوایی آمریکا در منطقه غرب آسیا هموار کرد؛ پس از تضعیف یا نابودی چتر پدافندی، حملات به سمت آشیانه‌های هواپیما، انبار‌های مهمات و سامانه‌های ارتباطی ماهواره‌ای هدایت شد. در پایگاه هوایی «الظفره» در امارات متحده عربی، تصاویر ماهواره‌ای مارس ۲۰۲۶ سه آشیانه بزرگ و حیاتی را نشان می‌دهد که به شدت آسیب دیده و عملاً از رده خارج شده‌اند. این الگوی تخریب در پایگاه هوایی «علی السالم» در کویت نیز با شدت بیشتری تکرار شد؛ جایی که ماه‌ها حمله پی‌درپی و هماهنگ، ده‌ها تأسیسات حیاتی را در این پایگاه راهبردی نابود کرد. حتی پایگاه دریایی پشتیبانی آمریکا در بحرین نیز از این گزند در امان نماند و تصاویر ژوئیه ۲۰۲۶، آسیب گسترده به سامانه‌های ارتباطی ماهواره‌ای و انبار‌های این پایگاه را مستند می‌کند.

آمریکا

 

وسعت خسارات مالی و جابجایی اجباری دارایی‌های استراتژیک 

وسعت این تخریب‌ها فراتر از اعداد و ارقام محدودی است که پنتاگون مایل به تأیید یا انتشار آنهاست. برآورد‌های اولیه کارشناسان نظامی حاکی از آن است که خسارات واردشده به تجهیزات، از هواپیما‌های گران‌قیمت رزمی و ترابری گرفته تا سامانه‌های ارتباطی پیشرفته و زیرساخت‌های مسکونی، به میلیارد‌ها دلار می‌رسد. گزارش منابع میدانی نشان می‌دهد که تنها در بازه زمانی اول آوریل تا ۳۰ ژوئن، حملات انجام‌شده صد‌ها ساختمان و سازه را در پایگاه‌های آمریکا تخریب یا به شدت آسیب‌پذیر کرده است. این سطح از آسیب‌پذیری و تداوم حملات، واشنگتن را مجبور به اتخاذ یک تصمیم استراتژیک پرهزینه و بی‌سابقه کرده است؛ جابجایی بخش قابل توجهی از دارایی‌های نظامی خود از منطقه خلیج فارس؛ دو منبع آگاه منطقه‌ای که مستقیماً از این تحولات مطلع هستند، تأیید کرده‌اند که این جابجایی شامل خروج جنگنده‌ها، سامانه‌های پدافندی هوایی و تجهیزات حیاتی ارتباطی از پایگاه‌های در معرض خطر است.

علاوه بر این، تخریب زیرساخت‌های مسکونی و پشتیبانی، روحیه نیرو‌های آمریکایی مستقر در منطقه را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. گزارش‌های میدانی حاکی از آن است که فشار روانی ناشی از حملات پی‌درپی و ناامنی مداوم، باعث افزایش درخواست‌های انتقالی و کاهش کارایی عملیاتی در برخی از این پایگاه‌ها شده است. این موضوع در کنار خسارات مالی، یک بحران نیروی انسانی را نیز برای فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در منطقه ایجاد کرده است؛ این در حالی است که برد کوپر فرمانده سنتکام با لفاظی و ژست‌های هالیوودی تلاش می‌کند تا به جهانیان نشان دهد که آمریکا مالک تنگه هرمز است؛ طنز مضحکی که با بالا رفتن قیمت نفت موجبات تمسخر هر چه بیشتر آمریکا را در جهان موجب می‌شود. 

آمریکا

پیامد‌های سیاسی، منطقه‌ای و چشم‌انداز آینده

این تحولات میدانی در حالی رخ می‌دهد که فضای سیاسی واشنگتن نیز به شدت تحت تأثیر این شکست‌های عملیاتی قرار گرفته است. گزارش‌ها حاکی از آن است که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، با فشار‌های فزاینده‌ای از سوی گروه‌های تندرو برای پاسخ‌های نظامی جدید و گسترده مواجه است. با این حال، تهران به صراحت و با قاطعیت اعلام کرده است که هرگونه اقدام تهاجمی جدید از سوی آمریکا، با پاسخی قاطع و بدون «محدودیت جغرافیایی» مواجه خواهد شد. این بن‌بست استراتژیک، ابهامات جدی و عمیقی را درباره آینده حضور نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا ایجاد کرده است. 

سؤال اساسی اینجاست: آیا واشنگتن تمایل و توان مالی لازم برای بازسازی این پایگاه‌های ویران‌شده را در شرایطی که خطر حملات مجدد همواره به عنوان یک شمشیر داموکلس بر سر آنها وجود دارد، خواهد داشت؟ تحلیلگران مسائل منطقه غرب آسیا معتقدند که تداوم این فشار‌های نظامی فرسایشی، می‌تواند منجر به تغییر دائمی در نقشه حضور نظامی آمریکا شود. از سوی دیگر، این تحولات تأثیر عمیقی بر متحدان منطقه‌ای آمریکا گذاشته است؛ در حقیقت کشور‌هایی که میزبان پایگاه‌های آمریکایی هستند، اکنون خود را در خط مقدم درگیری‌های نیابتی و مستقیم می‌بینند. این موضوع باعث شده است که برخی از این دولت‌ها به طور غیررسمی از واشنگتن بخواهند تا حضور نظامی خود را کاهش دهد یا حداقل تجهیزات حساس و پرسنل غیرضروری را از معرض خطر خارج کند. این درخواست‌ها، شکافی عمیق در ائتلاف‌های امنیتی سنتی آمریکا در منطقه ایجاد کرده و نشان می‌دهد که هزینه میزبانی از نیرو‌های آمریکایی برای کشور‌های منطقه، از منافع آن‌ها فراتر رفته است.

در نهایت، تحلیل دقیق داده‌ها و شواهد یک سال اخیر به وضوح نشان می‌دهد که حملات به پایگاه‌های تروریستی آمریکا در غرب آسیا بخشی از یک کمپین نظامی هماهنگ، دقیق، هوشمند و فرسایشی است. آسیب دیدن پایگاه‌ها و تخریب صد‌ها سازه حیاتی، نه تنها هزینه‌های گزاف مالی و عملیاتی را بر پنتاگون تحمیل کرده، بلکه اسطوره شکست‌ناپذیری و بازدارندگی مطلق نظامی آمریکا در منطقه را به طور جدی خدشه‌دار ساخته است. 

در شرایطی که تهران بر حق پاسخگویی نامحدود و مشروع خود تأکید دارد و واشنگتن بر سر دوراهی دشوارِ پاسخ نظامی پرهزینه یا عقب‌نشینی استراتژیک قرار گرفته است، آینده حضور آمریکا در منطقه غرب آسیا بیش از هر زمان دیگری در هاله‌ای از ابهام و بی‌ثباتی فرو رفته است.

انتهای پیام/281

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار