برش کتاب/

از حجره طلبگی تا سنگر شهادت؛ روایت زندگی روحانی شهید «حمزه سیدآبادی»

کتاب «کیمیای سعادت» به کوشش مهدی عسکرآبادی و شهرزاد بهادری، روایتی از زندگی روحانی شهید حمزه سیدآبادی است؛ جوانی که از حجره‌های طلبگی در مشهد و قم تا جبهه‌های نبرد، مسیر علم‌آموزی، تهذیب نفس و مجاهدت را پیمود و سرانجام در ۲۴ دی ۱۳۶۵، در جریان عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید. این اثر با بازخوانی سیره اخلاقی، تربیتی و وصایای این شهید، جلوه‌هایی از ایمان، اخلاص و مسئولیت‌پذیری او را به تصویر می‌کشد.
کد خبر: ۸۷۳۹۹۱
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۵ - 01November 2026

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از خراسان رضوی، چشم در چشم آینه‌ی زندگانی مردی دوخته‌ایم که علم، عمل و جهاد را در هم آمیخت؛ کتاب «کیمیای سعادت» به کوشش مهدی عسکرآبادی و شهرزاد بهادری که توسط انتشارات زلال اندیشه به زیور طبع آراسته شده، مروری است بر زندگی، سیره اخلاقی، تربیتی و وصایای ارزشمند روحانی شهید «حمزه سیدآبادی». این اثر تلاش کرده است تا با بازخوانی ابعاد شخصیتی این شهید والامقام، نقشه راهی از پاکی، تقوا و سعادت واقعی را برای نسل امروز ترسیم کند.

برشی از کتاب

در ادامه بخش‌هایی از این کتاب را می‌خوانید:

حمزه سیدآبادی در ۲۰ مرداد ۱۳۴۸ در روستای عسگرآباد از توابع شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی در خانواده متدین دیده به جهان گشود. پدرش حسن قالیباف بود و مادرش فاطمه سلطان نام داشت. 
تحصیلات ابتدایی را تا سال چهارم در روستای حسن آباد، از روستا‌های همجوار زادگاهش گذراند قالی بافی را از پدرش آموخت و مدتی به این حرفه اشتغال داشت. 

او در مهر ۱۳۵۸ برای ادامه تحصیل به مشهد مقدس مهاجرت کرد و در جوار حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در مدرسه حضرت مهدی (عج) کسب مقدمات، نحو و منطق پرداخت. درس ۱۳۶۳ ش رهسپار شهر قم شد و در جوار بارگاه مبارک کریمه اهل‌بیت حضرت معصومه (س) در مدرسه رسالت به تحصیل و تحصیل نفس پرداخت و دروس حوزوی را تا اتمام مقدمات با موفقیت سپری کرد. وی همزمان تحصیل در حوزه علمیه، تحصیلات کلاسیک را نیز به صورت متفرقه و غیر حضوری تا دوم راهنمایی ادامه داد.

سیدآبادی پس از تاسیس بسیج با پایگاه بسیج مسجد محل همکاری داشت. در ۱۵ سالگی (۱۳۶۳ ش) پس از گذراندن آموزش‌های رزمی عازم مناطق عملیاتی گردید و حدود سه ماه از مناطق غربی (کردستان) به مقابله با دشمنان داخلی و خارجی پرداخت و پس از پایان مأموریتش به قم بازگشت و به تحصیل ادامه داد. 
وی سه بار دیگر نیز به جبهه‌های جنوب اعزام گردید و در عملیات‌های والفجر ۸ (۲۰ بهمن ۱۳۶۴) که در جبهه جنوبی، در منطقه فاو با هدف تصرف فاو و تهدید بصره از جنوب اجرا شد و عملیات کربلای یک (۹ تیر ۱۳۶۵) که در جبهه میانی، در منطقه مهران با هدف آزادسازی شهر مهران و ارتفاعات آن صورت گرفت، و عملیات کربلای ۵ (۱۹ دی ۱۳۶۵) که در جبهه جنوبی، در منطقه شلمچه و با هدف تصرف شلمچه و پیش‌روی به سوی بصره طراحی و اجرا شد، به سمت غواص و تخریب چی شرکت کرد و بر اثر اصابت ترکش به دست و پایش در ۲۴ دی ۱۳۶۵ در منطقه پاسگاه زید عراق به شهادت رسید. پیکرش پس از تشییع در گلزار شهدای بهشت رضای مشهد به خاک سپرده شد.

شهید سید آبادی به مسائل دینی و اقامه نماز اول وقت در مسجد مقید بود. نماز‌های پنج‌گانه را در مسجد سبزواری (کوی طلاب) یا مسجد گوهرشاد اقامه می‌کرد. اهل دعا و مناجات و تهجد و شب زنده‌داری و اقامه نماز شب بود. بین الطلوعین به ذکر ادعیه مشغول بود. به شهیدان ارادت داشت و در ایام مرخصی و فراغت در مزار شهدا حاضر می‌شد. رفتن بر سر مزار شهیدان را دین و حقی می‌دانست که آنها بر گردن ما دارند.

او در قسمتی از وصیت‌نامه‌اش ضمن توصیه به قدردانی از امام و رهبری می‌نویسد: «با یکدیگر مهربان باشید. اشتباهات یکدیگر را تذکر دهید. نگذارید که در ذهنتان به یکدیگر کینه داشته باشید. هر قشری با قشر دیگر مهربان باشید. حوزه با دانشگاه، ارتش با سپاه و… خوبی‌ها را از یکدیگر کسب و بدی‌ها را کنار بگذارید.»
در فراز دیگری از وصیتش خواهران و برادرانش را به عمل به وظیفه توصیه می‌نماید و می‌نویسد: «خواهران عزیزم! صبری زینبی داشته باشید. خود را به وظایف دینی بیشتر آشنا کنید و به وظایف عمل کنید.

برادران عزیزم! همیشه مواظب باشید به وظیفه عمل کنید. اگر نیاز بود، به جبهه بروید وگرنه خوب درس بخوانید و برای احیای اسلام با نیت خالص درس بخوانید.»

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار