دلنوشته/

مرهمی بر دلتنگی در آستان «حضرت ماه»؛ نامه‌ای که حال دلمان را خوب کرد

پخش ناگهانی پاسخ پرمهر رهبر انقلاب به نامه یک دانش‌آموز در رسانه‌ملی، موجی از اشک شوق و امید را در دل خانواده‌های ایرانی جاری کرد؛ روایتی صمیمانه از پیوندی ناگسستنی میان نسل‌های جدید انقلاب و مقتدایشان که یادآور نامه‌نگاری‌های پرشور دهه ۶۰ بود.
کد خبر: ۸۷۴۴۶۳
تاریخ انتشار: ۱۲ آبان ۱۴۰۵ - ۰۷:۱۸ - 03November 2026
گروه استان‌های دفاع‌پرس- سمیه اقدامی سندی؛ عصر روزی پاییزی بود؛ طبق قرار هر روز، من و فرزندان دهه نودی و هزار و چهارصدی‌ام پای تلویزیون نشسته بودیم تا کارتون مورد علاقه‌مان را از شبکه پویا تماشا کنیم. عقربه‌ها ساعت ۱۹:۳۰ را نشان می‌داد که ناگهان پخش برنامه متوقف شد. به‌جای کارتون، چهره آشنای خبرنگار برنامه‌ی «بدون تعارف» روی آنتن رفت که از یک مدرسه پسرانه گزارش می‌داد. 
رشت
ابتدا خواستیم کانال را عوض کنیم، اما لحن پرشور خبرنگار و صحبت از یک «نامه» ما را سر جایمان میخکوب کرد؛ نامه‌ای از دانش‌آموز پایه چهارم ابتدایی، «علیرضا بخشی ایرج» از یکی از مدارس تهران.
 
حال و هوای صمیمی آقای رضوانی و آن دانش‌آموز، همزمان با پخش تصاویر زنده از خیابان کشوردوست تهران، هیجان ما را دوچندان کرد. لحظه‌به‌لحظه بر این هیجان افزوده می‌شد؛ تا جایی که ناخودآگاه قطره‌های اشک از گوشه‌ی چشم‌های من و فرزندانم سرازیر شد؛ اشک شوقی که به باران‌های زلال شمال ما مانَد. 
 
اما آنچه بیش از متن صمیمانه و بی‌ریای آن نوجوان، همه‌ی ما را ذوق‌زده و شعف‌زده کرد، دریافت پاسخ از سوی رهبر عزیز و مهربانمان بود. پس از ماه‌ها انتظار و دلتنگیِ جانکاه برای دیدن نشان، خط و نویدی از سوی رهبر فرزانه، این دست‌خط مبارک- که چه زیبا شباهتی به دست‌خطِ آسمانی رهبر شهیدمان داشت- مرهمی شد بر زخم دلتنگی‌هایمان. 
 
دست‌خطی که نه‌تنها دهان بدخواهان و یاوه‌گویان را بست، بلکه گواهی روشن بر این حقیقت داد که رهبر معظم انقلاب، اگرچه این روز‌ها بر اساس مصلحت نظام در مجامع عمومی کمتر ظاهر می‌شوند، اما قلبشان با تک‌تک ملت تپیده و در لحظه‌به‌لحظه‌ی زندگی‌مان حاضرند. این نامه، فراتر از یک پاسخ ساده، «نشانی از حضور» مقتدایی بود که عطر وجودش دل‌های بی‌قرار ما را گرم کرد.
 
با دیدن این محبت پدرانه، آتشی در دل‌هایمان شعله‌ور شد. همه‌ی ما، پابه‌پای علیرضای عزیز، از صمیم قلب به رهبر عزیزمان سلام می‌فرستیم و در هر لحظه دعاگوی وجود نازنین ایشان هستیم. دلمان برای دیدنِ روی ماه و شنیدن صدای زیبایشان لحظه‌شماری می‌کند و بی‌تاب است. ما جملگی از دوستان، محبان و دلدادگان رهبر معظم انقلاب هستیم و شبانه‌روز دعا می‌کنیم تا هرچه زودتر شاهد حضور و ظهور توأمان امام زمان (عج) و نائب برحق ایشان باشیم تا طعم شیرین عدالت و آرامش در سراسر گیتی مستقر شود.
 
اینجا، با چشمانی اشکبار به مولایمان وعده می‌دهیم که ما و فرزندانمان تا پای جان برای آن حرکت بزرگ جهانی آماده‌ایم. ما آماده‌ایم تا خون خود، جوانی‌مان و هر آنچه در چنته داریم را فدای ظهور و حضورشان کنیم. آرزوی بزرگ تک‌تک ما ایرانیان، همچون علیرضا بخشی ایرج، این است که امام و رهبرمان ما را دوست بدارند، فرزندان خود بدانند و در حقمان دعا کنند. 
 
به مقتدایمان سوگند یاد می‌کنیم که تا آخرین نفس و آخرین قطره خون، پشت‌سرشان ایستاده‌ایم و هرگز اجازه نخواهیم داد حتی یک تار مو از سرِ نازنینِ ایشان و امام زمانمان کم شود. این پیمان، مسئولیت سنگینی بر دوش نسل جوان، نوجوان، دهه‌هشتادی و دهه‌نودی ما گذاشته است تا استوارتر از همیشه در مسیر پرشکوه انقلاب قدم برداریم.
 
با خواندن این سطور، ناخودآگاه خاطره‌ی نامه‌نگاری‌های پرشور دانش‌آموزان دهه‌ی ۶۰ در ذهنمان زنده شد؛ از نامه‌ی ماندگار «نورعلی بشیری»، دانش‌آموز بهشهری در آبان ۱۳۶۲ که از امام خمینی (ره) خواسته بود فرمان تعطیلی مدارس را صادر کند تا بچه‌ها راهی جبهه‌های حق علیه باطل شوند، تا نامه‌ی صمیمانه و سرشار از اخلاصِ کودکانه‌ی جمعی از دانش‌آموزان روستای «معدن فیروزه نیشابور» در اسفند ۱۳۶۰ و پاسخ پدرانه‌ی امام راحل (ره) که آنها را به زیور علم و دانش آراسته بود.
 
امروز نیز، اگرچه به ظاهر دیدار روی «حضرت ماه» بنا بر مصالح نظام میسر نیست، اما همین نشان و نامه‌ی صمیمانه، چنان موجی از امید، شیرینی و شور در دل تک‌تک ما انداخت که مقتدرانه و با قلبی سرشار از عشق، در مسیری که برای آن مبعوث شده‌ایم، گام برمی‌داریم.
 
انتهای پیام/
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار