قادری: نباید هنر را صرفاً از دریچه مخالفت با حاکمیت خواند
به گزارش گروه فرهنگ دفاعپرس، مراسم رونمایی از رمان «سونامی» نوشته سیروس همتی شامگاه چهارشنبه سیزده آبان ماه در خانه خسرو افشار برگزار شد. در این مراسم جمعی از هنرمندان کشور، نویسندگان، بازیگران و اهالی سینما حضور داشتند و مهدی شفیعی معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم از مهمانان ویژه این مراسم بود. شهرام شکیبا هم اجرای این برنامه را برعهده داشت.
در ابتدای این مراسم، سیدمهدی شجاعی صحبت کرد؛ او ضمن خیرمقدم به حاضران و چهرههای برجسته حاضر در این جلسه گفت: افتخار داریم در این محفل از هنرمند گرانمایه، آقای سیروس همتی تقدیر و تجلیل کنیم. بهانه ما، کتاب سونامی است، اما این کتاب فقط یک بهانه است؛ بلکه آن چیزی که برای من اهمیت دارد این است که عبارت هنرمند واقعا زیبنده ایشان است و آن چیزی که در طول این سالها از ایشان دیدیم، اخلاق، ادب، مردانگی و مروت است. دقت داشته باشید که در این روزها ادب بسیار نایاب است. معتقدم، آن ترازهایی که میتوان در یک هنرمند دید را در ایشان میبینیم.
وی ادامه داد: باور من این است که خالق اثر از خود اثر مهمتر است؛ بنابراین معتقدم بهتر است که این محفل را به عنوان محلی برای قدردانی از این شخصیت بدانیم و بگوییم که داشتن این کمالات در هنر، تا چه اندازه ارزشمند است. کمالاتی که شاید امروز خیلی رایج نباشد، اما ما به خوبی قدرش را میدانیم.

در ادامه این مراسم سیروس همتی صحبت کرد. او گفت: از همه عزیزانی که به این مراسم آمدند تشکر میکنم؛ به ویژه، آقای شفیعی معاونت محترم هنری که روز گذشته با خرید ۱۰۰ جلد از کتاب سونامی، پرچم هنر و قلم را بالا بردند.
وی ادامه داد: کتاب سونامی، سال گذشته نوشته شد. خرداد و تیر سال گذشته میخواستیم این کتاب را رونمایی کنیم که به دلیل وقوع جنگ ۱۲ روزه، محقق نشد. در ادامه، جنگ رمضان رخ داد و باز هم نشد، اما این بار تصمیم گرفتیم به مناسبت ۵ نوامبر، روز جهانی سونامی، مراسم رونمایی این کتاب را برگزار کنیم. خوشحالم که این مراسم برگزار شد و در خدمت شما هستم. از آقای قادری تشکر میکنم که با جایگاه ویژه خود قبول کردند کتاب بنده را نقد و بررسی کنند. همچنین از آقای رسول نجفیان تشکر میکنم؛ وقتی پیشنهاد شد که ایشان کتابم را نقد کنند، بسیار خوشحال شدم. به یاد دارم که ایشان در پشت صحنه تئاتر «مردههای بی کفن و دفن» و در تمام روزهای تمرین و حتی ۳۰ شب اجرا، تا زمانی که صحنه آماده بشود، کتاب میخواند و مطالعه میکرد. آقای نجفیان وجهه ادبی بسیار بالایی دارند و حضورشان برایم افتخار است.
او گفت: امشب قرار است بخشی از کتاب را سونامی خوانی کنیم. به عبارت دیگر قرار است ۳ بخش از کتاب را انتخاب کنیم و بخوانیم. دلیل اول این کار این است که تنوعی در جلسه ایجاد بشود و دوم اینکه در آن بخشها توصیف حالات و روحیات شخصیت را کم کردیم و به دیالوگ اضافه کردیم تا دراماتیزه بودن آن بخشها از کتاب بالا برود.
در ادامه کلیپی از تمرین سونامی خوانی سیروس همتی و تیم همکار او پخش شد.
رسول نجفیان نخستین منتقد این جلسه بود که برای نقد و بررسی سونامی، به روی صحنه آمد. او گفت: از سیروس همتی تشکر میکنم که مرا قابل دانستند تا درباره اثرش صحبت کنم. آقای همتی، انسان بسیار پرتلاشی در هر زمینه است و هیچ وقت او را ناامید ندیدم. معتقدم تا زمانی که کسانی در عرصه هنر حضور دارند و تلاش میکنند، هیچ وقت نباید ناامیدی پیدا کنیم.
وی ادامه داد: در سالهای ابتدایی خلقت، ضرورت هنر فقط شکم بود؛ در غارها، هر کسی که بیشتر شکار میکرد، هنرمند و سلطان بود و احترام داشت. دلیل این بود که اگر شکار نمیکردند، از گرسنگی میمردند. شاید بتوان گفت که نیاز، باعث کشاندن بشر به هنر میشود. از مارلون براندو پرسیدند اولین درس بازیگری چیست؟ پاسخ داد: اینکه هنرمند گرسنه جلوی دوربین نرود. گرسنگی، شور را از بین میبرد. به نظرم نیاز و ضرورت باعث ایجاد شور در افراد میشود و همه چیز را به حرکت وا میدارد. چخوف در نوشتهای میگوید: هنر، درک ضرورت است. شاخکهای حسی و عاطفی هنرمند زودتر از مردم شهرش به حرکت و فهم میآید و درد را فریاد میزند.
سونامی؛ روایت چیزهایی که به بشر تحمیل میشود
نجفیان درباره سونامی گفت: مولانا درباره گزاف و زایش جنون، از سونامی یاد کرده است. دقت داشته باشید که سونامی فقط در آب نیست؛ آب وقتی دیوانه میشود، سیل راه میافتد و آب به جنون میرسد. زلزله، جنون خاک است و آتشفشان، جنون آتش؛ با همین تعریف، سونامی هم جنون آب است. البته سونامی دومی هم داریم که دستساز بشر است. در کتاب سیروس همتی، این نوع از سونامی را میبینیم؛ چیزهایی که به بشر تحمیل میشود و شبیه به یک سونامی است. جانیهای امروز این قدر زیاد شدند و دست به جنایتهای بزرگ میزنند که مهلکتر از سونامی آب هستند. بچهها و آدمهای بیگناهی که تکه و پاره شدند و متاسفانه کار به جایی رسیده است که میگویند: هیتلر، خیلی ملاطفت میکرده است!
وی ادامه داد: سونامی دستساز و تحمیلی از طرف قدرت رخ میدهد. وقتی رمان سونامی را میخواندم دیدم چه قدر مقوله «اراده معطوف به قدرت» نیچه جدی است. او اشاره میکند که فاتحان، سلطهگران نظامی هستند و به قول فوکو، آنها هستند که حرف آخر را میزنند. آنها برای ما مد و فرهنگ میسازند و ماجرا این قدر جدی میشود که ما احساس حقارت میکنیم که چرا شبیه به آنان نیستیم؟ کتاب سونامی سیروس همتی به این مقولات اشاره دارد؛ ماجرا از این قرار است که عدهای قدرتمند، به صورت پنهانی جزیرهای را غصب میکنند و مردمی که تکیه بر تبار و خاطرات خود دارند، مجبور میشوند از خاطرات و نوستالژیهای خود دور شوند. خاطرات و نوستالژیها در تمامی آثار بشری وجود دارد؛ از دوران کهن ادبیات گرفته تا به امروز؛ از شکسپیر تا مارسل پروست که هفت جلد کتاب «در جستجوی زمان از دست رفته» را مینویسد. همه اینها بازآفرینی خاطرات است و این پرسش را مطرح میکنند که ما کجا بودیم و از کجا آمدیم و چرا ما را به این غربت انداختید؟ شاعران ادبیات ما از بهشتی یاد میکنند که ما از آن رانده شدهایم و میپرسند آن بهشت کجاست؟ همه ما دنبال آن بهشت هستیم و بسیار دردناک است که خانه ما را سرمان خراب میکنند و مجبور میشویم از خانهمان خارج شویم.
ایده سونامی از یک فیلم مستند آمد
نجفیان با اشاره به شکلگیری ایده نوشتن رمان سونامی گفت: سیروس همتی فیلم مستندی از ساتیار امامی میبیند و همان فیلم شاخکهای این هنرمند را تکان میدهد و سونامی را مینویسد. باید اشاره کنم که ساتیار امامی فیلمی از جزیره آشوراده در شمال شرق کشورمان ساخته است که آب گرفته و مردمش مجبور میشوند آنجا را ترک کنند. آن جزیره، تکیه گاه عاطفی آن مردم است و بسیار سخت است که آنها را از تکیه گاه عاطفیشان خارج کنند. در ادامه، زمانی که این خاک دوباره بالا میآید و نمایان میشود، اجازه پیدا نمیکنند که به وطن خود بازگردند. سیروس همتی تحت تاثیر آن فیلم و تلاشهای مردم آن جزیره علیرغم اسناد و مدارکی که دارند و اجازه حضور و زندگی دوباره در آنجا را پیدا نمیکنند، کتاب سونامی خود را مینویسد. البته جالب است بدانید که آن مردم از لطف امام حسین علیه السلام استفاده میکنند و هر سال عاشورا اجازه پیدا میکنند که مراسمی را در جزیره اجرا کنند. جالب است بدانید که مردم آنجا تعریف میکردند که وقتی برای مراسم روز عاشورا به آشوراده میروند، در خلال مراسم به داخل جزیره میروند تا رد و اثری از خانهشان پیدا کنند. سونامی تحت تاثیر این فیلم شکل گرفته و بسیار زیباست. به نظرم مارسل پروست باید میگفت: «در جستجوی زمان و مکان از دست رفته»! چرا که خیلیها به دنبال مکان از دست رفته هستند.
نجفیان با اشاره به اینکه رمان سونامی سیروس همتی او را به یاد فیلم مشهور فرانسچکو رزی انداخته است، گفت: فرانچسکو رزی اشاره میکند که با وقوع انقلاب مائوییستها، شاهزادهها از قصر به بیرون رانده میشوند. یکی از این شاهزادهها پسر بچهای است که بسیاری از خاطراتش در همین قصر بوده است. انقلابیون برای اینکه او را تحقیر کنند، میگویند تو باید رفتگر این قصر بشوی! او در آن فیلم مشهور، مشغول تمیزکردن قصر است که ناگهان دیواری را پیدا میکند که در زمان شاهزاده بودن خودش یک قوطی کبریت را در آنجا جا گذاشته است. قوطی کبریتی که داخلش یک سوسک قرار داده بود! او قوطی را درمیآورد و آن را نگاه میکند و صحنه بدیعی را خلق میکند. رمان سونامی از این نظر شبیه به همان فیلم است.
ماجرای زمینی که غصب شد
سیروس همتی درباره فیلم مستند ساتیار امامی درباره جزیره آشوراده توضیح داد: نام فیلم «رویای بچههای آشور» است. ساتیار امامی فیلمساز و عکاس حرفهای است و یک روز از من دعوت کرد درباره فیلمنامهای صحبت کنیم. وقتی فیلمنامه تمام شد از من پرسید: حوصله تماشای یک فیلم مستند را داری؟ پاسخ دادم: من عاشق فیلم مستند هستم. فیلم رویای بچههای آشور را دیدیم که درباره جزیره آشوراده در گرگان است. جزیره را آب میگیرد و به همین بهانه مردم آنجا را به شهرهای اطراف میبرند و از آن زمان به بعد این مردم، حق ورود به جزیره مادری خود را ندارند و فقط روزهای عاشورا و تاسوعا اجازه دارند به آنجا بیایند و مراسم برگزار کنند. بسیاری از همان افراد به خارج از کشور رفتهاند، اما شب عاشورا و تاسوعا به ایران میآیند و مراسم خود را برگزار میکنند.

رمان سونامی از افسانههای کهن به خوبی استفاده کرده است
نجفیان درباره شکل و شیوه رمان سونامی توضیح داد: پرداخت سیروس همتی در این رمان فوق العاده است. او چند صفحه را خالی میگذارد که در ابتدا از دیدن آنها تعجب کردم، اما سپس متوجه شدم چه پرداخت زیبایی در پس آن نهفته است. با روح معنای خود در شکل و صورت هوا و هوس درگیر میشود. این اتفاق بسیار خوب است. از نظر جملهبندی دستوری هم اتفاق خوبی رخ داده است؛ برخی جملات در زمان حال هستند، برخی در زمان ماضی و .... نویسنده خودش را از عباراتی مثل او گفت و او جواب داد، خلاص کرده و نمایش را در رمان آورده است. از سویی دیگر، رمان سونامی از افسانههای کهن به خوبی استفاده کرده است؛ از پری و غول دریایی تا غول رباتیک فلزی را در دل خود جای داده است. به نظرم در این کتاب عشق وجود دارد؛ وقتی شعری از غزلیات شمس آورده میشود، دغدغههای او دیده میشود. به نظرم یک جامعه از قحطی و گرسنگی هیچ بلایی سرش نمیآید و خودش را تجدید میکند، اما زمانی که از آن جامعه فرهنگ و خاطراتش را بگیرند، نابود میشود. متاسفانه در برخی لحظات زندگی جوانهای عصر خود میبینم که هیچ نوستالژی در ذهن ندارند و این موضوع فاجعه است. پس به هنرمندانی که درد را فریاد میزنند و همدل میشوند، درود میفرستم.
توانئی سیروس همتی در پرداخت به مضامین مختلف اجتماعی
شمس دیگر کارشناس برنامه که موفق به شرکت در برنامه نشده بود در قالب یک پیام ویدئویی گفت: به واسطه مشغله ناخواسته توفیق حضور در جمع شما را از دست دادم. قبل از هر چیز باید بگویم که از اواسط دهه ۱۳۸۰ با قلم سیروس همتی و نمایش نامههای او آشنا شدم. قلم او در پرداخت به مضامین مختلف به ویژه موضوعات اجتماعی بسیار تواناست و مرا به وجد میآورد. در قلم او همواره شوخ طبعی، شیرینکنشی و روانی وجود دارد. این داستان بلند هم از کارهای قبلی او مستثنا نیست. پس از خواندن سونامی، اولین چیزی که از ذهنم گذشت، عبارت غریب آشنا بود. اینکه چه طور یک محصول توامان که نزدیک و در دسترس هست، دور و بعید از مخاطبش میایستد. در تاریخ رمان مدرن، آثار متعددی را داریم که بتوان آنها را ذیل عنوان غریب آشنا فهم کرد. آثاری که در جغرافیایِ ظاهرا نزدیک، اما دور ساخته میشود. در آن جغرافیا قوانین و ضوابطی شکل میگیرد که با زیست تجربه شده ما دارای هم نواییهای جالبی است. کتاب سونامی سیروس همتی هم همین گونه است. او جغرافیایی خیالی، اما مطلوب را میسازد. زندگی روزمره را به مردمش آسان میگیرد و روابط انسانی جالبی در آنجا حکمفرماست، اما این جغرافیای برساخته ذیل شیرینی قلم سیروس به سمت یک تراژدی و احتمالا یک دستکاری توسط بیگانگان میرود و همان جغرافیایی مثالین را به یک تبعیدگاه بغرنج تبدیل میکند.
این رمان، کمیک است، کمدی سطح بالا
در بخش دیگری از این مراسم، نصرالله قادری نویسنده و فیلمساز صحبت کرد. او در مقدمه صحبتهای خود گفت: سیروس همتی را از دهه ۱۳۶۰ میشناسم؛ زمانی که بازیگر من بود و کارهای محیرالعقول میکرد؛ این آشنایی تا به امروز که مو سپید کرده است، ادامه داشته است، اما در این جلسه ازمعرفی او در این زمان کوتاه میگذرم. اما درباره دنیای رمان باید بگویم که این اثر یک معنی دارد که در ذهن نویسنده قرار دارد؛ ممکن است این معنی به ذهن مخاطب برسد یا بعدا آن را کشف کند. عمده نمایشنامهها و فیلمنامهها دارای معناهای متکثر هستند؛ شاید بهتر باشد بگویم به تعداد مخاطبان آنها، معنا برایش وجود دارد و هر کس براساس دانش و نگرش خود معنایی از اثر را استناج میکند که الزاما نمیتواند معنای مورد نظر نویسنده باشد. هنر و ادبیات ما از دهه ۱۳۴۰ تحت تاثیر یک حزبی قرار میگیرد که همچنان این دیدگاه در خوانش ما از هنر وجود دارد. این دیدگاه این است که هنر ما همیشه باید بر حکومت باشد، نه در حکومت. یعنی نوع نگاه، سیاسی است و هنرمند باید چیزی گفته باشد که در برابر با حاکمیت باشد، اما من فقط با شکل رمان کار دارم. این رمان، کمیک است. به محض اینکه از کمیک سخن میگوییم به دلیل تصوری که از کمدی داریم و آن را هنر بیارزش میدانیم، تصور میکنیم که این رمان هم نمیتواند معنای عمیقی داشته باشد. متاسفانه تصور از کمیک، کمدی سطح پایین است، نه کمدی سطح بالا.
مفهوم خانه اولین نگاه برجسته در رمان سونامی
وی ادامه داد: چنین نوع از کمدی از طریق کتاب مرشد و مارگریتا نوشته بولگاکف وارد ادبیات شد. این آثار تراژدینما هستند و به همین دلیل سعی میکنند ژانری به نام تراژدی و کمدی را خلق کنند. دنیای گروتسک دنیای وحشت و ترس از جنگ است؛ بنابراین باید با نگاه کمیک به اثر نگاه کرد تا ادراک عمیقی از آن داشته باشیم. در این نگاه، اولین نگاه برجسته، مفهوم خانه است. خانه در برابر بی خانمانی قرار میگیرد که رعبآور است. زمانی که یک انسان به دنیا میآید، ۴ خانه دارد. همه این ۴ خانه در رمان آقای همتی مورد اشاره قرار گرفته است. اولین خانه هر انسان، آغوش مادر است. دومین خانه، وطن است که محدود به خاک و جغرافیا نیست. گاهی اوقات انسان در وطن خود زندگی میکند، اما احساس غربت میکند. سومین خانه، عشق است. عاشق در برابر معشوق حاضر است که هر آن چیزی که دارد را قربانی بکند. چهارمین خانه هم نیستان است که منظورم همان خانهای است که مشتاقیم به آن برگردیم و باید برگردیم؛ بنابراین مشخصترین وجهه این رمان، خانه در برابر بیخانمانی است. سونامی باعث میشود که آدمها خانه خود را از دست بدهند و بیخانمان بشوند.
استفاده از تکنیک شهرزاد قصهگو
قادری گفت: سیروس همتی برای رسیدن به این مفهوم، از تکنیک شهرزاد قصهگو استفاده میکند که استاد تعلیق جهان هستی است. این تعلیق، خودآگاه یا ناخودآگاه از هوشیاری زنانه استفاده میکند که الزاما مختص به زنان نیست. هر هنرمندی باید دارای هوشیاری زنانه باشد که اولین گام آن مَکر است؛ بنابراین وقتی در قصه ما خانه از دست میرود، دوباره باید به خانه برگردند. در این خانه مادری هست که قصهگو است و برای نوه خود قصه میگوید. رمان سونامی تلاش میکند از مادر استفاده کند تا داستان را پیش ببرد. علت کمیک بودن این اثر این است که هر ۳ پارامتری که هانری برگسون در رساله خنده اشاره میکند، در این رمان وجود دارد. اولین مولفه، تکرار است. منظور از تکرار، تکرار کلمات نیست، بلکه وضعیتی ثابت میماند و زندگی تحول پیدا میکند. از آنجا که این وضعیت مکررا تکرار میشود، خندهدار میشود. اگر ادراک ما از خنده، قهقهه باشد، در دنیای اثر با خنده برون ریز یا قهقهه روبهرو نیستید، بلکه خنده انواعی دارد که دنیای گروتسک، خنده بر لب خشک شده معنا پیدا میکند. آن قدر وحشت زیاد است که اتفاقات خندهدار جلوه میکند، اما جرات خندیدن از آدم سلب میشود.
این رمان، بسیاری از فرمولهای متعارف که منتقدین آنها را میشناسند، رعایت نمیکند، بلکه از تکنیک هوشیاری زنانه شهرزاد قصهگو استفاده میکند.
اتفاق مهم در سونامی، قلب یا وارونهسازی است
اتفاق مهم دیگر در این رمان، قلب یا وارونهسازی است. کسی برای از بین بردن دیگری دست به کارهایی میزند، اما خودش در همان دامی که ایجاد کرده، از بین میرود. نکته سوم، تداخل متقابل رشتههاست. در جریان رمان، رشتههای مختلفی را میبینیم که در آخر داستان به جای اینکه به اغتشاش کامل برسند، به یک انسجام میرسند و داستان تمام میشود. با این ۳ دیدگاه که بیان کردم، مهمترین نکته برای معناگیری مخاطب این است که رمان به صورت حلقوی پیش میرود. به عبارت دیگر، این گونه نیست که سهل و ساده از یک جایی آغاز کند و سپس به میانه و پایان برسد. این رمان، بسیاری از فرمولهای متعارف که منتقدین آنها را میشناسند، رعایت نمیکند، بلکه از تکنیک هوشیاری زنانه شهرزاد قصهگو استفاده میکند. نکته اساسی این تکنیک این است که بانوی نقش اصلی، یک زن نجاتدهنده است. او کسی را نجات داده که غریبه است و به همین دلیل در جامعه مطرود شده است، تنها به این دلیل که چرا به عنوان یک زن، مردی نامحرم را از درون آب نجات داده است. در نقطه مقابل، غریبهای را داریم که عاشق این زن است و حتی موضوع بیخانمانی. ستیزی که در این داستان صورت میگیرد به مخاطب هشدار میدهد.
در بخشی از رمان، عدهای زندهماندن را مترادف با زندگی کردن میدانند؛ افرادی که حاضرند سند خانه خود را بدهند تا لقمهای نان بگیرند و زنده بمانند. از سویی دیگر، نشانههایی وجود دارد که رمزهای ادبی رمان است. ۳ بخشی که صفحه را خالی میگذارد و به مخاطب میگوید آن جایی که من چیزی نگفتم، تو هم نتوانستی کاری انجام بدهی! افرادی که فقط حاضر نیستند زنده بمانند، بلکه میخواهند زندگی کنند. زندگی کردن یعنی در حد توان، باید چیزی را به این کائنات اضافه بکنیم. نویسنده به ما هشدار میدهد که باید خودت را جای تک تک افراد حاضر در داستان قرار بدهی، چرا که خویشتن خودت را از تو دزدیدهاند! در رمان از سنت جنوب استفاده میشود، مراسمی برای برگرداندن آدمهایی که دریا آنها را بلعیده است. از سنت شمال هم استفاده میکند. یعنی از هر دو مکانی حرف میزند که دریا دارند. او از جنان حرف میزند؛ تکهای از بهشت که روی زمین افتاده است و انگار میخواهند این تکه را بدزدند. این قطعه بهشت که میخواهند از ما بدزدند، همان منِ درون است.
در یکی از جلسات نقد و بررسی از آقای یونسکو سوال میپرسند که آیا زمانی که رمان کرگدن را مینوشتید، آیا به حقوق زنان هم فکر میکردید؟ ایشان هم پاسخ میدهد: بله. در پایان همان جلسه به آقای یونسکو میگویند اگر حرف نگفتهای دارید، بفرمایید. ایشان هم میگوید: تا به امروز، این نمایشنامه در همه کشورها به جز شوروی اجرا شده و ۴ هزار رساله هم از آن نوشته شده است. تا به امروز هیچ کسی درباره اینکه آیا این کتاب درباره آزادی زنان هم نوشته شده است، حرفی نزده بود و من هم به آن فکر نکردم. اما اکنون که درباره این موضوع صحبت شد، احساس میکنم بله من هم به همین موضوع فکر کرده بودم!
جهانبینی متفاوت سیروس همتی در سونامی
در بخش پایانی این جلسه، نظرات تعدادی از مخاطبان کتاب سونامی درباره این اثر در قالب پیامهای ویدئویی به نمایش درآمد. یکی از خوانندگان رمان سونامی درباره این اثر گفت: پیشتر از آقای همتی کتابهای ریحانه و آینه را خواندهام. آن چیزی که در این کتاب مشهود است، جهان بینی متفاوت آقای همتی است. به نظرم نگاه او به موضوعات بسیار متفاوتتر از ۱۰ سال قبل شده است. سیروس همتی دارای وجهههای گوناگونی است. او هم معلم بوده، هم نویسنده است و هم وجهه بازیگری دارد. به نظرم تلفیق این جنبه به او بسیار کمک کرده تا بتواند رمان کم نقص و درستی را بنویسد. این کتاب، علاوه بر اینکه ادبیات است، سینما هم هست. دکوپاژ دارد، پی رنگ دارد، شخصیت پردازی دارد و .... برداشت من این است که گاهی اوقات باید بتوانیم با سونامی درون خود مبارزه کنیم تا به هدف خود برسیم. علاوه براین، شکل دیگری از آداب و رسوم جامعه ایرانی را در این رمان به تصویر کشید که برایم بسیار جذاب بود.
سونامی قابلیت جهانی شدن دارد
یکی دیگر از مخاطبان هم گفت: مهمترین چیزی که میتوانم درباره رمان سونامی بگویم این است که این کتاب قابلیت جهانی شدن دارد. موضوع آن بسیار جهان شمول است و محدود به هیچ قاره، منطقه و کشوری نمیشود. هر آدمی در هر جای دنیا، این کتاب را بخواند میتواند احساس کند که نویسنده اثر، کتاب را منحصرا برای مردم آن ناحیه نوشته است. در این رمان، اتفاقات بسیار جذابی در جریان است؛ عاشقانه خوبی بین آشور و بلوا در جریان است، تعلیق و کشش خوبی در متن برقرار است و هیجان بزرگی در پیش است. البته یک پایان بندی تکان دهنده را داریم که مشخص میکند دلیل این سونامی برای چه بوده است.
مخاطب دیگری هم گفت: خوبی سوژه این کتاب این است که پیوند فرهنگهای بومی ایران را به تصویر کشیده است. این اثر زمانی به اوج خودش میرسد که مخاطب بعد از خواندن آن تا مدتها درگیرش خواهد بود و با شخصیتها زندگی خواهد کرد. این کتاب را به شما پیشنهاد میدهم.
برنامه با رونمائی کتاب سونامی و جشن امضای آثار سیروی همتی پایان پذیرفت.
انتهای پیام/ 121
