آغازی بر پایان ترامپ و جنبش ماگا
گروه بینالملل دفاعپرس: شکست ارتش تروریستی آمریکا در جنگ منطقهای ایران و به دنبال آن فشار تورم فزاینده بر خانوادههای آمریکایی، سنگینترین شکست را طی نیم قرن اخیر بر حزب جمهوریخواه تحمیل کرد و چشمانداز پایان جنبش نوظهور «ماگا» را در دسترس قرار داد. در این میان، ناظران سیاسی معتقدند که این تحولات میتواند موازنههای قدرت در کنگره و آینده جریانهای سیاسی آمریکا را به کلی دگرگون سازد.

در همین رابطه اندیشکده «نشنال اینترست» تحلیلی منتشر کرده که در آن، زوایای این شکست انتخاباتی و پیامدهای آن بر آینده سیاسی آمریکا را واکاوی میکند.
متن کامل این تحلیل بدین شرح است:
معلوم شد که تزیین دفتر بیضیشکل کاخ سفید با طلا، آن هم در زمانی که قیمت سوخت سر به فلک کشیده، ایده چندان خوبی نبوده است. مشخص شد که اعمال تعرفههای گمرکی در بحبوحهی افزایش نرخ تورم، با استقبال مواجه نمیشود. معلوم شد که به جیب زدن میلیونها دلار به صورت رمزارز، در حالی که خانوادههای آمریکایی برای پرداخت هزینههای خواربار خود با مشکل مواجهاند، ترفند هوشمندانهای نیست و همچنین روشن شد که به راه انداختن جنگی منطقهای در غرب آسیا، آن هم پس از وعدهی «پایان دادن به جنگهای بیپایان» چندان هم نزد مردم محبوبیت ندارد.
دونالد ترامپ که بیش از یک دهه بر موجی از لافزنیها و ادعاهای توخالی سوار بود، با شکست قاطع حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای، به شدت سقوط کرد. اوهایو از دست رفت؛ تگزاس به رنگ آبی درآمد و کانزاس برای نخستین بار از سال ۱۹۳۲ یک دموکرات را به عنوان سناتور خود برگزید. دوران ۳۰ سالهی حضور «سوزان کالینز» سناتور جمهوریخواه از ایالت مِین در کنگره به پایان رسید. «کیشا لنس باتمز» به عنوان فرماندار جدید جورجیا انتخاب شد. ابعاد این شکستها چنان گسترده بود که دونالد ترامپ حتی فرصت به چالش کشیدن نتایج را هم از دست داد. در عوض، او اعلام کرد که آماده است با دموکراتها همکاری کند و ضمناً مدعی شد که دو سال نخست ریاستجمهوریاش بسیار موفقیتآمیز بوده است!
ترامپ در تمام این مدت کاملاً لجبازانه و یکسویه عمل کرده است. وی با هدر دادن فرصتِ هدایتِ نیروهای پوپولیستی، همان نیروهایی که در ابتدا او را به ریاستجمهوری رساندند؛ حزب جمهوریخواه را نیز به ویرانی کشانده است. نتیجه این عملکرد این است که ترامپ دقیقاً به همان چیزی تبدیل شده که از آن متنفر است: یک بازنده. همانطور که نشریه «نشنال ریویو» در سرمقالهای درباره انتخابات میاندورهای با لحنی نسبتاً مؤدبانه نوشت: «اگرچه دورههای ریاستجمهوری ترامپ پیدرپی نبودند، اما آشکار است که خستگی مفرطی نسبت به چهرهای سیاسی وجود دارد که از زمان پایین آمدن از آن پلهبرقی در بیش از یازده سال پیش، بر فضای گفتمان سیاسی کشور مسلط بوده است.»
جنبش «آمریکا را دوباره با عظمت کنیم» یا «ماگا» دیگر پیش نمیرود. قلدریها، عربدهکشیها و جنگطلبیهای خاصِ ترامپ دستکم از منظر کارایی سیاسی به پایان خط رسیدهاند. ترامپ در کاری که ناممکن به نظر میرسید، موفق شد: او مردم آمریکا را علیه خودش متحد کرد.
حزب جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای سال ۱۹۷۴ متحمل شکستی سنگین شد، اما شش سال بعد دوباره قد علم کرد و به ریاستجمهوری رسید. این بار ممکن است بازگشت جمهوریخواهان زمان بیشتری ببرد، چرا که شکستهای آنها در سطح ایالتی بسیار گسترده بوده است. بسیاری از مرزبندیهای انتخاباتی که در دهه گذشته به نفع آنها شکل گرفته بود، اکنون معکوس شده است.
برای «جیدی ونس» معاون رئیسجمهور، نتایج انتخابات میاندورهای باید زنگ خطری بسیار بلند و جدی باشد. ونس سرنوشت سیاسی خود را به ترامپ گره زده است؛ او که زمانی ترامپ را چهرهای هیتلری میخواند، بعدها او را به عنوان ناجی ملی پذیرفت. به نظر میرسد که ونس، همچون ترامپ دست فراموشی سپرده خواهد شد. آیا مارکو روبیو که سعی کرده کمتر در کانون توجه باشد، به عنوان چهره پیشتاز جدید حزب جمهوریخواه ظهور خواهد کرد؟ یا شاید «کریس کریستی» فرماندار پیشین نیوجرسی که به منتقدی صریح و پرسروصدا علیه ترامپ تبدیل شده است؟
دموکراتها با کسب حدود ۲۲۸ کرسی در مجلس نمایندگان و ۵۴ کرسی در مجلس سنا، به یک پیروزی تاریخی دست یافتند. رقابت برای نامزدی حزب دموکرات در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ بسیار داغ خواهد بود. «جان آساف» که دوباره به مجلس سنا راه یافت، دیشب «فساد اخلاقی، تباهی و بیکفایتی» دولت ترامپ را به شدت محکوم کرد. در همین حال، توانایی ترامپ برای انتصاب اعضای جدید دیوان عالی یا قضات فدرال متوقف شده است. تحقیقات درباره دولت او نیز افزایش خواهد یافت. نمایندگان دموکرات کنگره که در دو سال گذشته، حجم بسیار بالایی از توهین و تحقیر را از رئیس جمهور آمریکا تحمل کردهاند، اکنون آمادهاند که با شدتی چندبرابری، دو سال پایانی ریاست جمهوری ترامپ را برای او به یک کابوس وحستناک تبدیل کنند.
اگرچه ترامپ بهویژه در حوزه سیاست خارجی همچنان از اختیارات گستردهای برخوردار است، اما حمله به ایران تنها مشکلات ترامپ در غرب آسیا را دوچندان خواهد کرد؛ حل مسئله اوکراین نیز بیش از آنکه به آمریکا وابسته باشد، به اروپا متکی است؛ ضمن اینکه سران کشورهای خارجی بهخوبی میدانند که دوران او دیگر به سر آمده است.
انتهای پیام/ 999
