زمستان بود و از همدان مرخصی آمده بود قم. دیدم کت تنش نیست و در آن سوز سرما با یک لا پیراهن آمده. گفتم: «باباجان چرا توی این سرما لباس نمیپوشی؟ مریض میشوی.»...
کد خبر: ۴۴۹۸۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۱/۲۹
شرایط سخت و نفس گیر بود و باید در سرمای زمستان و در سکوت شب به آب میزدند و معلوم نبود چند نفر از آن همه بر خواهند گشت و یکبار دیگر روی خاک قدم خواهند زد.
کد خبر: ۴۱۳۸۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۱/۲۸