فرضیایی: در قبال آنچه به کودکان میآموزیم، مسئولیم
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، فیلم سینمایی «عموی بچهها» به کارگردانی احمد درویشعلیپور و تهیهکنندگی علی قائممقامی در بخش مسابقه سیوهشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان حضور داشت؛ اثری که با حضور داریوش فرضیایی، چهره شناختهشده برنامههای کودک و نوجوان، تلاش میکند بخشی از زندگی و مسیر حرفهای او را از زاویهای متفاوت روایت کند.
در ادامه گفتوگویی با احمد درویشعلیپور، کارگردان «عموی بچهها» و داریوش فرضیایی، بازیگر این فیلم، درباره ساخت این اثر، حضور او در سینما، اهمیت خانواده و جایگاه جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان را میخوانید؛
«عموی بچهها» حاصل یک مسیر ۲۵ ساله است
دفاعپرس: آقای درویشعلیپور، در دهههای گذشته نمونههایی مانند «کلاهقرمزی» و «شهر موشها» را داشتیم که از تلویزیون به سینما آمدند. آیا میتوان «عموی بچهها» را نیز در ادامه همین مسیر دانست؟
درویشعلیپور: داریوش فرضیایی یا عموپورنگ، هر اسمی که برای این شخصیت در نظر بگیریم، در نتیجه تداوم فعالیت و استقبال مخاطبان طی بیش از دو دهه، تبدیل به یک برند بیننسلی شده است. گاهی یک شخصیت چند سال شناخته میشود و بعد تصمیم میگیرند از آن یک فیلم سینمایی بسازند، اما وقتی صحبت از ۲۵ سال فعالیت است، شرایط متفاوت میشود.
برای ما ساخت «عموی بچهها» شبیه رسیدن به یک ایستگاه بعد از طی کردن مسیری طولانی بود. نمیخواهم بگویم پایان یک مسیر است، اما احساس میکنم بعد از سالها تجربه، بالاخره به آرامشی رسیدیم که کاری را که مدتها دوست داشتیم انجام دهیم، به سرانجام رساندیم.

ما چند سال بود که میخواستیم یک فیلم سینمایی بسازیم و این موضوع حتی در دهه ۹۰ نیز چند بار رسانهای شد. جالب است بدانید نسخه اولیه فیلمنامه در سال ۱۳۹۸ نوشته شد، اما شیوع کرونا و همچنین مشغلههای مختلف در تلویزیون و پلتفرمها باعث شد ساخت آن به تعویق بیفتد. فیلمنامه چند بار بازنویسی شد و حتی در مرحله نهایی نیز نظرات دوستان در بنیاد سینمایی فارابی در آن لحاظ شد.
داریوش فرضیایی؛ شخصیتی فراتر از عموپورنگ
دفاعپرس: آقای فرضیایی، سالهاست مخاطبان شما را از تلویزیون میشناسند. حضور این شخصیت روی پرده سینما برایتان چه حسی داشت؟
فرضیایی: مقایسه من با «کلاهقرمزی» از یک جهت متفاوت است؛ «کلاهقرمزی» یک عروسک است و من یک انسان هستم. اما چیزی که برای من اهمیت دارد، مسیری است که طی ۲۵ سال پشت این شخصیت شکل گرفته است.
من این فیلم را صرفاً یک فیلم کودک نمیدانم. به نظرم مخاطب آن نوجوان و خانواده هم هستند. فیلم بخشی از زندگی داریوش فرضیایی را روایت میکند و لزوماً قرار نیست فقط درباره عموپورنگ باشد.
داریوش فرضیایی از یک جایی به عموپورنگ تبدیل شد، اما این مسیر فقط به اجرای برنامه کودک محدود نبود. او در رادیو فعالیت کرد، در تلویزیون کار کرد و تجربههای مختلفی به دست آورد. فیلم نیز تلاش کرده بخشی از این مسیر را نشان دهد.
«عموی بچهها» فقط برای کودکان نیست
دفاعپرس: شما تأکید زیادی روی مخاطب نوجوان دارید. این انتخاب عامدانه بوده است؟
بله، چون نوجوانی یک دوره حساس است. نوجوانها دوست دارند آدمهایی را بشناسند و الگو قرار دهند که حرفی برای گفتن داشته باشند. من ادعایی ندارم، اما فکر میکنم بعد از ۲۵ سال فعالیت، میتوانم بخشی از تجربه خودم را در اختیار نوجوانها قرار بدهم.
خیلی وقتها وقتی بیرون از خانه من را میبینند، میگویند «عموپورنگ، یک جمله به ما بگو». برای من مهم است جملهای که میگویم نصیحت نباشد؛ باید چیزی باشد که خودم آن را باور داشته باشم و تجربه کرده باشم.

به همین دلیل فکر میکنم این فیلم میتواند برای نوجوانها حرفی داشته باشد. در فیلم، من هم مانند هر انسان دیگری شکست و موفقیت داشتهام و برای رسیدن به موفقیت سختی کشیدهام. بخش فانتزی هم به فیلم اضافه شده، اما بخش واقعی زندگی شخصیت، به نظرم به شکلی قابل توجه روایت شده است.
خانواده و عشق؛ دو مفهوم محوری فیلم
دفاعپرس: آقای درویشعلیپور، فیلم روایت چند دهه فعالیت داریوش فرضیایی و از طرفی کاراکترهایی از چند نسل را به همراه دارد، این مسئله چه نقشی در روایت داستان دارد؟
درویشعلیپور: در فیلم شخصیتهایی داریم که هر کدام نماینده نسلهای مختلف هستند؛ از نسلی که پدر و مادرهای ما بودند تا نسل خودمان، نوجوانان، جوانان و کودکان. همین موضوع باعث میشود فیلم بتواند چند نسل را در کنار هم قرار دهد.
به نظرم «عموی بچهها» دربرگیرنده دو مفهوم کلی است؛ یکی خانواده و دیگری عشق. عشق در فیلم ابعاد مختلفی دارد؛ از عشق به خانواده و انتخاب همسر گرفته تا عشق به کار.
نمیخواهم درباره قصه و جزئیات آن صحبت کنم، اما یکی از موضوعات مهم فیلم این است که داریوش فرضیایی چقدر عاشق کارش بوده و در این مسیر حاضر شده چه چیزهایی را فدا کند.

خانواده نیز امنترین مأمن انسان است. هر جا که گرفتار باشیم، در نهایت دوباره به خانواده برمیگردیم. تلاش کردیم این مفهوم را بدون شعارزدگی در فیلم مطرح کنیم.
من خودم را بازی نکردم؛ خود واقعیام را به تصویر کشیدم
دفاعپرس: آقای فرضیایی، چقدر از آنچه در فیلم میبینیم به زندگی واقعی شما نزدیک است؟
فرضیایی: فیلم حدود ۵۰ درصد واقعیت و ۵۰ درصد فانتزی دارد. اگر قرار بود تمام زندگی من عیناً و بدون تغییر روایت شود، شاید فیلم بسیار دراماتیک و حتی تراژیک میشد.
من دوست داشتم بخشی از زندگی واقعیام روی پرده سینما دیده شود. این فیلم برای من فقط بازی کردن یک شخصیت نبود. در واقع خودم را در بخشی از این فیلم به تصویر کشیدم.
یکی از سختترین کارها برای کسی که قرار است زندگی خودش را بازی کند، این است که همان آدم واقعی باشد. من تلاش کردم چیزی را که در واقعیت هستم، بازی کنم و آقای درویشعلیپور و تیم نویسندگی نیز در این مسیر خیلی به من کمک کردند.
من پیشنهادهای دیگری هم برای حضور در سینما داشتم، اما خوشحالم که اولین فیلم سینماییام درباره زندگی خودم و با تیمی ساخته شد که سالهاست من را میشناسند؛ کسانی که نقاط ضعف، احساسات و خستگیهای من را میدانند.
هیچ جایگاهی بدون رنج و سختی به دست نمیآید
دفاعپرس: فکر میکنید این فیلم چه پیامی برای نسل جدید و بهخصوص نوجوانان دارد؟
میخواهم به نسل جدید بگویم هیچ چیزی بدون رنج به دست نمیآید. هیچ جایگاهی بدون سختی و تلاش به دست نمیآید.
ما در دههای بزرگ شدیم که خانواده، مدرسه و حتی جامعه کنترل بیشتری روی زندگی بچهها داشتند. بخشی از این تجربهها در فیلم دیده میشود. در دیالوگهای پایانی نیز بخشی از گذشته نسلی که من متعلق به آن هستم روایت میشود؛ اینکه در نظام آموزشی، خانواده و جامعه چگونه تربیت شدیم.
این حرفها قرار نیست به شکل مستقیم و شعاری مطرح شود، اما مخاطب میتواند مفاهیم آن را دریافت کند.
از ابتدا خانواده دوست بودم
دفاعپرس: خانواده در زندگی شما همیشه جایگاه ویژهای داشته است. این موضوع در فیلم نیز پررنگ است، در خصوص علیت این رویکرد صحبتی دارید؟
من از همان ابتدا خانوادهدوست بودم و خانواده همیشه برایم اهمیت داشته است.
گاهی در فضای مجازی صحبتهایی مطرح میشود که با باور من درباره خانواده تفاوت دارد. اخیراً نیز ویدیویی منتشر شد که فردی در آن درباره والدین و سالمندان صحبتهایی مطرح کرده بود. من نسبت به آن واکنش نشان دادم، چون احساس کردم این حرفها ممکن است توسط نوجوانان و جوانان دیده شود و روی نگاه آنها به خانواده تأثیر بگذارد.

من خودم سالها با سالمند زندگی کردهام و درباره مراقبت از مادرم بسیار فکر کردهام. اعتقادم این است که پدر و مادر را نباید به سادگی از زندگی خودمان حذف کنیم. حتی اگر امکانات زیادی نداریم، باید تا جایی که میتوانیم در کنار آنها باشیم.
این حرف را نه برای دیده شدن و نه برای وایرال شدن گفتم؛ به عنوان کسی گفتم که خودش این تجربه را داشته است.
رفتار اجتماعی داریوش فرضیایی، اعتماد مخاطب را شکل داده است
دفاعپرس: آقای درویشعلیپور، وقتی میخواهیم درباره مفاهیم ارزشمند و باورهایمان صحبت کنیم، گاهی کار به شعارزدگی میرسد. به نظر شما چطور میتوان از شعارزدگی فاصله گرفت و این مفاهیم را درست و باورپذیر روایت کرد؟
درویشعلیپور: وقتی یک شخصیت طی سالها چیزی را بیان کرده و در زندگی واقعی نیز به آن عمل کرده است، این موضوع به باورپذیری او کمک میکند.
در مورد داریوش فرضیایی، مخاطب سالهاست رفتار او را دیده است. احترام به خانواده و بهخصوص مادرش، تنها موضوعی نیست که در فیلم مطرح شده باشد؛ بخشی از زندگی واقعی او نیز بوده است.
این مسئله باعث میشود یک چهره فرهنگی، علاوه بر فعالیت هنری، بتواند کارکرد اجتماعی هم پیدا کند. وقتی آنچه میگوید با آنچه انجام میدهد هماهنگ باشد، اعتماد مخاطب شکل میگیرد و این اعتماد میتواند ماندگار شود.
جشنواره کودک؛ میعادگاه گروه عموپورنگ
دفاعپرس: جشنواره فیلم کودک مهمترین رویداد سینمایی در حوزه کودک و نوجوان است. شما اهمیت این جشنواره را چطور میبینید؟
جشنواره کودک اصفهان برای گروه ما یک میعادگاه بوده است. ما یک ارتباط ۲۰ و چند ساله با این جشنواره داریم؛ از زمانی که نخستین بار آقای فرضیایی یا همان عموپورنگ روی استیج جشنواره برنامه اجرا کرد تا امروز که فیلم سینمایی او در همین جشنواره به نمایش درمیآید.
در سالهای مختلف با شخصیتها و برنامههای متفاوت در جشنواره حضور داشتیم؛ از «پهلوان پنبه» و «سلطان» گرفته تا دورههایی که امیرمحمد در کنار گروه بود. این سالها برای ما یک تجربه مشترک ساخته است.
در واقع میتوان گفت بخشی از آنچه در این ۲۵ سال تجربه کردیم، در «عموی بچهها» جمع شده است. به همین دلیل فیلم ریتم تندی دارد؛ چون مواد و تجربههای زیادی برای روایت داشتیم.
جشنواره باید از سال قبلش بهتر باشد
دفاعپرس: آقای فرضیایی، با توجه به سابقه حضورتان در جشنواره کودک، این رویداد را چگونه ارزیابی میکنید؟
فرضیایی: جشنوارههای قدیم، بهخصوص در دهه ۸۰، شور و استقبال زیادی داشتند. در طول سالها شرایط اجتماعی و اتفاقات مختلف طبیعتاً روی جشنواره و حتی انگیزه فیلمسازان تأثیر گذاشته است.
به نظر من جشنواره زمانی میتواند جشنواره باشد که نسبت به سال قبل و سالهای قبل، بازتر و رو به پیشرفت باشد. آثار تولیدشده باید واقعاً موضوعاتی داشته باشند که با زندگی و دغدغههای کودکان ارتباط داشته باشد.
گاهی فیلم برای کودک ساخته میشود، اما موضوع آن واقعاً موضوع کودک نیست. این مسئلهای است که به نظرم باید درباره آن جدیتر فکر کرد.
از طرف دیگر، جشنواره یک رویداد بینالمللی است و فیلمهایی از کشورهای مختلف در آن حضور دارند؛ بنابراین ما هم باید آثاری تولید کنیم که حرفی برای گفتن داشته باشند و بتوانند تأثیر خود را فراتر از مرزها نشان دهند.
فیلم کودک باید خوشساخت و محتوامحور باشد
دفاعپرس: اگر بخواهیم چند مؤلفه اصلی برای فیلم کودک و نوجوان تعریف کنیم، از نظر شما چه چیزهایی اهمیت بیشتری دارد؟
درویشعلیپور: به نظر من اول از همه کیفیت مهم است. کیفیت را هم در دو شاخص میبینم؛ خوشسلیقگی و محتوامحور بودن.
فیلم باید بستهبندی درست و جذابی داشته باشد. بازیگر، طراحی صحنه، طراحی لباس، جلوههای ویژه، قاببندی و دیگر بخشهای فنی همه در این خوشسلیقگی نقش دارند. در کنار آن، فیلم باید محتوا داشته باشد.
صرف سرگرمکننده بودن برای فیلم کودک کافی نیست. باید پشت فیلم یک دغدغه و یک «که چی؟» وجود داشته باشد. یعنی مخاطب بعد از دیدن فیلم چیزی با خودش به خانه ببرد.
یکی از دلایل ماندگاری یک برند نیز همین است. اگر به نخستین آثار تصویری عموپورنگ نگاه کنید، با وجود امکانات محدود آن زمان، استانداردهایی در اجرا وجود داشت. با گذشت زمان و افزایش امکانات، کیفیت تولید هم بالاتر رفت، اما حفظ این کیفیت نیازمند انگیزه است.
کسی که برای کودک کار میکند، عاشق است
دفاعپرس: مهمترین مسئله برای ساخت فیلم کودک چیست؟
درویشعلیپور: انگیزه بسیار مهم است. یکی از دلایل اینکه برخی گروهها در طولانیمدت از هم میپاشند، همین مسئله است. فیلمساز باید همچنان دغدغه ارائه یک کار باکیفیت را داشته باشد.
جشنواره هم میتواند یکی از انگیزهها باشد. هرچقدر جشنواره باشکوهتر و معتبرتر برگزار شود و رقابت در آن جدیتر باشد، انگیزه فیلمساز برای ارائه اثر باکیفیت نیز بیشتر میشود.
البته انگیزه اصلی باید درونی باشد. کسی که برای کودک کار میکند، باید واقعاً کودک را دوست داشته باشد. یکی از دوستان ما جمله جالبی دارد؛ میگوید کسی که برای کودک کار میکند یا دیوانه است یا عاشق. ما فکر میکنیم خودمان از گروه دوم هستیم؛ عاشق کار کودک هستیم.
در بدترین شرایط جلوی دوربین آمدم
دفاعپرس: آقای فرضیایی، این فیلم در شرایطی ساخته شد که شما بهتازگی مادرتان را از دست داده بودید و از نظر روحی روزهای سختی داشتید. چطور توانستید در چنین شرایطی جلوی دوربین حاضر شوید؟
فرضیایی: بله من زمانی جلوی دوربین آمدم که بدترین فاجعه زندگیام را تجربه کرده بودم. این موضوع خیلی سخت بود، اما ما از قبل تعهد داده بودیم و قرارمان این بود که فیلم را بسازیم.

فیلم برای بچهها بود و باید انرژی و شادی خودش را حفظ میکرد. من حتی سر مزار مادرم رفتم و از او کمک خواستم تا بتوانم این کار را انجام بدهم.
در بدترین شرایط روحی سر فیلمبرداری حاضر شدم، اما همان کار برای من به یکی از زیباترین تجربهها تبدیل شد. احساس میکردم مادرم کمکم کرده تا بتوانم از آن بحران روحی کمی عبور کنم.
برای کسی که مادرش را از دست داده، خیلی سخت است که بعد از آن جلوی دوربین بایستد، دیالوگ بگوید و بازی کند. اما فکر میکنم این اتفاق برای من نوعی باقیات صالحات بود و خوشحالم که این تعهد را کنار نگذاشتم.
دفاعپرس: با توجه به سابقه تلویزیونی گروه، آیا امکان ساخت نسخههای بعدی یا حتی سریالی از این اثر وجود دارد؟
درویشعلیپور: نسخه اولیه فیلمنامه در سال ۱۳۹۸ حتی با این نگاه نوشته شده بود که امکان تولید تلویزیونی هم داشته باشد. اما در روند کار، دغدغههای تلویزیون، آنتن، کنداکتور و برخی محدودیتهای اجرایی باعث شد مسیر سینمایی را جدیتر دنبال کنیم.
با این حال، امکان ادامه این قصه یا حتی روایت قصههای دیگری از این شخصیت وجود دارد. باید ببینیم تجربه حضور فیلم در سینما و جشنواره چه بازخوردی خواهد داشت و مخاطب چه واکنشی نشان میدهد. اگر مخاطب فیلم را بپسندد و از آن حمایت کند، این امکان وجود دارد که در آینده قصههای دیگری از این جهان ساخته شود.
انتهای پیام/ 121
