نامهای منسوب به شهید امیر سید عبدالرحیم موسوی از سال ۶۷ منتشر شده که در آن آمادگی خود را برای هرگونه عملیات در مقابل آمریکا اعلام میکند.
پدر شهید ارشد ابوالفتحزاده در نامهای به دکتر کمال خرازی به عنوان سرپرست ستاد تبلیغات جنگ، از او درباره تعیین سرنوشت فرزند شهیدش چند درخواست کرده است.
سردار شهید قاسم نصرالهی در فرازی از وصیتنامه خود آورده است: «از تمام دوستان و آشنایان طلب عفو کرده و از همه میخواهم که اعمالشان را با ضوابط اسلامی منطبق نموده تا ره سعادت جویند».
شهید «بهروز مرادی قهدریجانی» در یکی از وصیتنامههای خود که در جریان عملیات «کربلای پنج» آن را نوشته، تأکید کرده است: اگر خدای نکرده کسی به امام و انقلاب توهین کند، شما موظف هستید دهان او را ببندید.
شهید «جعفر کیوانی صدر» در یکی از دستنوشتههای خود آورده است: «مگر نه آنکه از اوئیم، از او بودن یعنی، چون او بودن و در او بودن و با او بودن و... بِلاتشبیه همچو عضوی از پیکری هستیم؛ پس باید تماماً صبغه الهی داشته باشیم. چگونه است که اینگونه صبغه دنیایی داریم!».
فرزند شهید «سید علی لاجوردیان» در نامهای به یکی از رزمندگان دفاع مقدس تأکید کرده است: تو با اسلحه به صدام میفهمانی که همیشه اسلام پیروز بوده، و من هم با قلم خودم بر دهان آمریکا میزنم.
شهید «اسکندر چترچی» در فرازی از وصیتنامه خود آورده است: این راه را باید طی کرد، چه امروز چه فردا، پس بهتر که در راه دوست باشد. پس بر آنان که این راه را با معرفت طی کردهاند، غصه خوردن بسی بیمعرفتی است. باید که رهرو آنان بود و از آنان در این وادی عقب نماند؛ ولی هدف رضایت حق باشد که تجلّیش یا در شهادت است، یا در بقاء با عزّت.
شهید «علیاکبر ریکایی» در فرازی از وصیتنامه خود آورده است: «انشاءالله همه برادرانم از دست من راضی باشند، از آنها میخواهم چنانچه خداوند شهادت نصیبم کرد، راه من را ادامه و از رهروان راستین انقلاب و سربازان حسینی و پیروان خمینی باشند».
حضرت آیتالله خامنهای پس از شهادت سرداران رشید اسلام «حسن باقری» و «مجید بقایی» در منطقه فکه، پیامی را خطاب به سردار شهید محمدابراهیم همت فرمانده وقت قرارگاه نجف اشرف صادر کردند.
شهید «کاظم کاهه» در فرازی از وصیتنامه خود آورده است: نماز که پیوند صحیح با پروردگار متعال و عزیز میباشد را با عمل به آن و اهمیت آن و در وقت آن که مورد قبول واقع شود [انجام دهید]، که در بقیه اعمال و افعال دیگر با قبول نماز در گرد او که توجه و نظر به ما دارد، پذیرفته میشود.
فرمانده معظم کل قوا پانزدهم بهمن سال ۱۳۶۸، نشان درجه سه «فتح» را به سردار شهید «احمد سیافزاده» اهدا کردند
شهید «سید علیرضا جوزی» در فرازی از وصیتنامه خود آورده است: «توصیه کوچکم به دوستانم؛ ای دوستان من! سنگر مدرسه و سنگر جهاد را رها نسازید و تا آخرین قطره خون مبارزه کنید».
شهید «کاظم کاهه» در فرازی از وصیتنامه خود آورده است: «هرچه از مال و زندگی و خانه و... است را با تحت نظارت همسرم، این مسئله دقیق و با قوانین و موازین قرآن کریم و اسلام انجام بگیرد و بدهد [به] فرزندانم».
پاسدار شهید «مرتضی کهن» در فرازی از وصیتنامه خود چنین آورده است: «نه خون من از خون جوانان دیگر رنگینتر است، نه از خون امام حسین (ع) و علی اکبر (ع) و…؛ فقط یادتان باشد که مسئله مهم، ماندن اسلام است؛ زیرا سعادت انسانها را در بردارد».
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس با صدور پیامی بهمناسبت آغاز عملیات «والفجر هشت»، تأکید کرد: «اگر قرار باشد که فقط و فقط عاشورا بسازیم، این افتخار ماست. ما با دشمن نمیتوانیم سازشی داشته باشیم. ما مرد جهادیم. ننگ است برای ما که سرهای خود را به جای سجده در مقابل خدا، در برابر آمریکا کج کنیم».
سردار سرتیپ پاسدار «محمد کوثری» که در دوران برگزاری عملیات کربلای پنج، فرماندهی لشکر ۲۷ محمدرسولالله (ص) را برعهده داشته است، با صدور پیامی پس از آغاز این عملیات، تأکید کرده است: «سرنوشت اسلام، سرنوشت انقلاب و سرنوشت این مملکت همه در گرو این جنگ بوده و به فرمان امام عزیزمان، عزت و شرف حیثیت و اعتبار اسلامی ما همگی با سرنوشت این جنگ گره خورده و پیوند یافته است».
شهید «مجتبی غیوران» زندگی پر فراز و نشیب خود را به رشته تحریر درآورده و در آن از دورانی تلخ کودکی سخن گفته که پدر و مادرش توسط رژیم پهلوی دستگیر، شکنجه و زندانی شده بودند.
سردار شهید «علیرضا عاصمی» ۴۸ ساعت قبل از شهادت، گفتوگویی با خبرنگار روزنامه کیهان داشته و در آن گفتوگو به تشریح مجاهدتهای رزمندگان تخریبچی در دوران هشت سال دفاع مقدس از جمله مجاهدت آنها در عملیات «والفجر یک» در باز کردن یک معبر سخت که موجب شگفتی صدام شد و همچنین روایتهایی از امدادهای الهی در مواقع حساس پرداخته است.
شهید «بهروز مرادی» در یکی از دستنوشتههای خود آورده است: این دنیا، دنیایی است که در روز دهم مهرش بچهها با دست خالی تانکهای دشمن را در بین کشتارگاه و راهآهن تکه پاره کردند، و بعد در حالی که دشمن پا به فرار بود، بهجای تعقیب او، روی سنگفرش داغ خیابان و در هوای دمکرده مهرماه، با آبی که از زرهپوش دشمن به غنیمت گرفته بودند، وضو گرفته به نماز ایستادند؛ زیراکه خورشید در وقت غروب بود، وقت برای جنگیدن بسیار؛ اما برای نماز اندک و مگر نه اینکه ما برای نماز میجنگیم؟
شهید «علی محمدی نجفآبادی» در یکی از نامههای خود آورده است: آمریکا دریافته است که اگر با ایران اسلامی صلح نکند و از در سازش وارد نشود، شاه دیگری را در این منطقه از دست خواهد داد؛ و لذا میکوشد تا مانند جنگ تحمیلی، مذاکرهای را که به سود ما نباشد به ما تحمیل کند.