مقالات - امام خميني و انگيزه معطوف به ارزشها
در تبيين ديدگاه هر انديشمندي نسبت به امري از امور انساني كه اراده و اختيار در آن نقشي اساسي دارد، عوامل متعدد فردي و اجتماعي دخيل هستند. براي نمونه، نوع شخصيت فرد اعم از وراثت و محيط سلايق و علائق فردي، ديدگاه و مكتب كلي يا جهان نگري، فرهنگ، مليت، آداب و رسوم قومي و ملي و بسياري از مسائل ديگر در شكل گيري انگيزه و تعيين هدف نقش دارند، اما در اين ميان، جهان بيني و نوع نگرش انسان از اهميت بيشتري برخوردار است؛ به تعبيري: " هدفهايي كه يك مكتب عرضه مي دارد و به تعقيب آنها دعوت مي كند و راه و روشهايي كه تعيين مي كند و بايدها و نبايدهايي كه انشا مي كند و مسئوليتهايي كه به وجود مي آورد، همه به منزله نتايج لازم و ضروري جهان بيني اي است كه عرضه داشته است"
بنابراين، پاسخهايي كه به چرايي جنگ در بعد انگيزه هاي معطوف به ارزشها داده مي شود، مي تواند بسيار متنوع باشد؛ تنوعي كه به تنوع ديدگاهها و نگرشها نسبت به نوع انسان، جهان هستي و مسائل آن بر مي گردد. در طول تاريخ بشر، همواره جنگ از زاويه ارزشي براي رسيدن به مصلحت يا منفعتي اعم از مادي يا معنوي انجام شده است، به ويژه در اعصار كهن، اين ارزشهاي از پيش تعيين شده بيشتر جنبه مادي داشتند. براي نمونه، در تاريخ مصر باستان آمده است:
" در زمان سلسله ششم، كشتيراني در درياي سرخ و رود نيل توسعه يافت و كشتيها مملو از سرباز در طول نيل از آبشار اول گذشته، پس از غارت و دستبردهايي كه انجام مي دادند با غنيمت سرشار مراجعت مي كردند"
در شهرهاي باستاني ميان دو رود [بين النهرين] نيز، گاه نبردها با هدف رسيدن به منافع مشخصي انجام مي شد كه آن منابع ارزش اساسي محسوب مي شده است. براي نمونه، در يكي از نبردها:
" مانيشتو سو، شاه آكد، با كمال صراحت اعلان كرد كه براي دست يافتن به كانهاي نقره و رسيدن به سنگ ديوريت به سرزمين ايلام حمله مي كند تا پس از به دست آوردن اين سنگ مجسمه هايي از خود بسازد و نام خويش را جاويدان كند و اين تنها جنگي است كه در آن سربازان براي منظورهاي هنري به نبرد برخاسته اند"
در واقع، منظور از زاويه ارزشي، انگيزه معطوف به ارزش و هدفي است كه جنگ في نفسه و ذاتاً، براي تحقق آن صورت مي گيرد و هدف اوليه و اساسي جنگجويان را تعيين مي كند. از اين زاويه اهداف كلي، مي توان جنگها را به سه دسته تقسيم بندي كرد:
1- اهداف متعالي، كه بر جهان بينيهاي معنوي و متعالي مبتني اند.
2- اهداف اين جهاني، كه هر چند مي توانند بر انواعي از جهان بينيها مبتني باشند، اما در پي تأمين مقاصد كوتاه مدت اين جهاني هستند، هرچند مسائل اخلاقي و انساني در آنها مورد توجه باشد.
3- اهداف پست مادي، اين گونه اهداف اساساً يا بر جهان بيني مادي محض مبتني اند يا عواملي چون نژاد، مليت، تعصب قومي و قبيله اي يا تعصب فردي در آنها نقش اساسي دارد.
بالاخره اينكه در بررسي انگيزه ها از اين بعد، جهان بيني و نوع نگرش انسان و زاويه ديد او به جهان، جامعه و انسان معيار اساسي و اوليه است و نقش تعيين كننده اي دارد.
امام خميني (س) با توجه به نگرش اسلامي خويش در مقام عارف برجسته و فقيهي اسلام شناس، در نگرش به جنگ از بعد ارزشها و منافع، امور متعالي انساني و برتر از همه عدالت و سعادت نوع بشر و شكوفايي و كمال او يا رسيدنش به خدا را به منزله والاترين هدف در نظر مي گيرد. از اين رو، از نظر ايشان، جنگ مادامي ارزشمند مي باشد و از نظر عقلي و شرعي، موجه است كه در راه تحقق اهداف عالي سبيل الله صورت گيرد. براي نمونه، در بيان راه خدا و راه مستضعفين به منزله يكي از اهداف جهاد و جنگ مي گويند:
" برنامه اسلام از صدر اسلام تاكنون، بر شهادت توام با شهامت بوده است. قتال در راه خدا و راه مستضعفين در راس برنامه هاي اسلام است. ما لكم لا تقاتلون في سبيل الله. . ."
يا در باب فضيلت چنين جنگي با اشاره به سخن حضرت علي(ع) <ان الجهاد باب من ابواب الجنه. . .>، مي فرمايند:
" اين فضيلت بزرگ در بين فضايل بي شماري كه براي مجاهدين في سبيل الله نقل شده بيشتر جلب توجه مي كند... اين مدال الهي بر بازوان مجاهدان، چون خورشيد در نزد صاحبان اسرار غيبي و ملكوتي مي درخشد. مگر اين جلوه همان خلقت نيست كه ابراهيم خليل الرحمان را مفتخر كرد؟. . ."
ايشان در بيان ديگري در توضيح و تبيين مصداق في سبيل الله به مرام امام حسين(ع) اشاره مي كنند و اجر شهيدان جنگ في سبيل الله را حيات عندالرب و ورود در ضيافت خدا ضيافه الله قلمداد مي نمايند:
"چه مژد ه اي براي شهيدان در راه مرام حسين سلام الله عليه كه همان سبيل الله است، از اين بالاتر كه در جنتّي كه آن بزرگوار شهيد في سبيل الله وارد مي شود و در ضيافتي كه آن حضرت حاضرند"
يا در سخن ديگري، با تأكيد بر سيره پيامبر اسلام(ص) و حضرت علي (ع) كه تمام دوران زندگاني خويش را در جنگ با ستم و ستمگران و در راه دفاع از حق و اسلام به عنوان دين حق و عدالت كوشيدند، پيروي از سيره آنان را مورد توجه قرار داده و هدف جهاد را مبارزه با ستم و دفاع از حق قلمداد كرده اند. تبيين اين هدف و انگيزه، يعني متعالي شدن انسان و رهايي او از عالم طبيعت در بيان ديگري از او به اين صورت بيان شده كه جنگ مسلحانه در راه خدا نردبان ترقي انسان به عالم فوق اين عوالم است و در برابر آن، حركتهايي شيطاني قرار دارد كه ره به سوي اسفل السافلين خواهند داشت:
"اگر انسان با جهاد براي خدا از اين دنيا برود يعني از عالم پست به عالم بالا مي رود، به عالمي مي رود كه فوق اين عوالم است. . ."
بدين ترتيب، در نگاه ايشان، جنگ مسلحانه و جنگ با نفس (جهاد اكبر) در راستاي خدمت به خلق و دفاع از حق و عدالت در يك مقام قرار مي گيرند و دومي مقدمه اولي مي شود؛ زيرا، اين دو به مثابه دو بال براي رسيدن انسان به حقيقت خويش و رهايي از عالم طبيعت ديده مي شوند؛ بنابراين، جنگ در اين نگاه، جهادي معنوي و متعالي است، نه صوري و مادي؛ زيرا، معيار آن ايده آل مطلق هستي، يعني خدا و آفريده هاي اوست، يعني ارزشهاي متعالي انساني، مانند حق و حقيقت، آزادي و عدالت، ايمان و معنويت و خودسازي و مبارزه با فساد و ستم و بي عدالتي در جهان.
وقتي كه جهاد براي خدا شد، براي اسلام شد، جهادي است كه جهاد معنوي است، نه جهاد صوري و مادي. وقتي بنا شد كه جهاد معنوي باشد تا آن فرد آخر هم براي جهاد حاضر است"
براساس چنين نگرشي، از ديدگاه امام خميني (س)، جنگ ايران و عراق براي ايرانيان كه مورد ستم و تجاوز قرار گرفته و حقوقشان پايمال شده است، جهادي مقدس، معنوي و متعالي است. از اين رو، ايشان در بيانات خود در مورد جنگ تحميلي ايران و عراق بارها از واژه هايي، چون جهاد مقدس، جنگ مقدس، جهاد اسلامي، دفاع مقدس و
ياد مي كردند؛ زيرا، معيار و اساس آن حفظ حق و عقيده حق است. براي نمونه، ايشان در وصف جنگ ايران و عراق مي فرمايند:
"مبارزات كشور ما عقيدتي است و جهاد در راه عقيده، شكست ناپذير است . . . پيروز است ملتي كه راه خود را كه صراط مستقيم انسانيت است يافته و در راه آن به جهاد مقدس برخاسته است . . "
بنابراين، پاسخهايي كه به چرايي جنگ در بعد انگيزه هاي معطوف به ارزشها داده مي شود، مي تواند بسيار متنوع باشد؛ تنوعي كه به تنوع ديدگاهها و نگرشها نسبت به نوع انسان، جهان هستي و مسائل آن بر مي گردد. در طول تاريخ بشر، همواره جنگ از زاويه ارزشي براي رسيدن به مصلحت يا منفعتي اعم از مادي يا معنوي انجام شده است، به ويژه در اعصار كهن، اين ارزشهاي از پيش تعيين شده بيشتر جنبه مادي داشتند. براي نمونه، در تاريخ مصر باستان آمده است:
" در زمان سلسله ششم، كشتيراني در درياي سرخ و رود نيل توسعه يافت و كشتيها مملو از سرباز در طول نيل از آبشار اول گذشته، پس از غارت و دستبردهايي كه انجام مي دادند با غنيمت سرشار مراجعت مي كردند"
در شهرهاي باستاني ميان دو رود [بين النهرين] نيز، گاه نبردها با هدف رسيدن به منافع مشخصي انجام مي شد كه آن منابع ارزش اساسي محسوب مي شده است. براي نمونه، در يكي از نبردها:
" مانيشتو سو، شاه آكد، با كمال صراحت اعلان كرد كه براي دست يافتن به كانهاي نقره و رسيدن به سنگ ديوريت به سرزمين ايلام حمله مي كند تا پس از به دست آوردن اين سنگ مجسمه هايي از خود بسازد و نام خويش را جاويدان كند و اين تنها جنگي است كه در آن سربازان براي منظورهاي هنري به نبرد برخاسته اند"
در واقع، منظور از زاويه ارزشي، انگيزه معطوف به ارزش و هدفي است كه جنگ في نفسه و ذاتاً، براي تحقق آن صورت مي گيرد و هدف اوليه و اساسي جنگجويان را تعيين مي كند. از اين زاويه اهداف كلي، مي توان جنگها را به سه دسته تقسيم بندي كرد:
1- اهداف متعالي، كه بر جهان بينيهاي معنوي و متعالي مبتني اند.
2- اهداف اين جهاني، كه هر چند مي توانند بر انواعي از جهان بينيها مبتني باشند، اما در پي تأمين مقاصد كوتاه مدت اين جهاني هستند، هرچند مسائل اخلاقي و انساني در آنها مورد توجه باشد.
3- اهداف پست مادي، اين گونه اهداف اساساً يا بر جهان بيني مادي محض مبتني اند يا عواملي چون نژاد، مليت، تعصب قومي و قبيله اي يا تعصب فردي در آنها نقش اساسي دارد.
بالاخره اينكه در بررسي انگيزه ها از اين بعد، جهان بيني و نوع نگرش انسان و زاويه ديد او به جهان، جامعه و انسان معيار اساسي و اوليه است و نقش تعيين كننده اي دارد.
امام خميني (س) با توجه به نگرش اسلامي خويش در مقام عارف برجسته و فقيهي اسلام شناس، در نگرش به جنگ از بعد ارزشها و منافع، امور متعالي انساني و برتر از همه عدالت و سعادت نوع بشر و شكوفايي و كمال او يا رسيدنش به خدا را به منزله والاترين هدف در نظر مي گيرد. از اين رو، از نظر ايشان، جنگ مادامي ارزشمند مي باشد و از نظر عقلي و شرعي، موجه است كه در راه تحقق اهداف عالي سبيل الله صورت گيرد. براي نمونه، در بيان راه خدا و راه مستضعفين به منزله يكي از اهداف جهاد و جنگ مي گويند:
" برنامه اسلام از صدر اسلام تاكنون، بر شهادت توام با شهامت بوده است. قتال در راه خدا و راه مستضعفين در راس برنامه هاي اسلام است. ما لكم لا تقاتلون في سبيل الله. . ."
يا در باب فضيلت چنين جنگي با اشاره به سخن حضرت علي(ع) <ان الجهاد باب من ابواب الجنه. . .>، مي فرمايند:
" اين فضيلت بزرگ در بين فضايل بي شماري كه براي مجاهدين في سبيل الله نقل شده بيشتر جلب توجه مي كند... اين مدال الهي بر بازوان مجاهدان، چون خورشيد در نزد صاحبان اسرار غيبي و ملكوتي مي درخشد. مگر اين جلوه همان خلقت نيست كه ابراهيم خليل الرحمان را مفتخر كرد؟. . ."
ايشان در بيان ديگري در توضيح و تبيين مصداق في سبيل الله به مرام امام حسين(ع) اشاره مي كنند و اجر شهيدان جنگ في سبيل الله را حيات عندالرب و ورود در ضيافت خدا ضيافه الله قلمداد مي نمايند:
"چه مژد ه اي براي شهيدان در راه مرام حسين سلام الله عليه كه همان سبيل الله است، از اين بالاتر كه در جنتّي كه آن بزرگوار شهيد في سبيل الله وارد مي شود و در ضيافتي كه آن حضرت حاضرند"
يا در سخن ديگري، با تأكيد بر سيره پيامبر اسلام(ص) و حضرت علي (ع) كه تمام دوران زندگاني خويش را در جنگ با ستم و ستمگران و در راه دفاع از حق و اسلام به عنوان دين حق و عدالت كوشيدند، پيروي از سيره آنان را مورد توجه قرار داده و هدف جهاد را مبارزه با ستم و دفاع از حق قلمداد كرده اند. تبيين اين هدف و انگيزه، يعني متعالي شدن انسان و رهايي او از عالم طبيعت در بيان ديگري از او به اين صورت بيان شده كه جنگ مسلحانه در راه خدا نردبان ترقي انسان به عالم فوق اين عوالم است و در برابر آن، حركتهايي شيطاني قرار دارد كه ره به سوي اسفل السافلين خواهند داشت:
"اگر انسان با جهاد براي خدا از اين دنيا برود يعني از عالم پست به عالم بالا مي رود، به عالمي مي رود كه فوق اين عوالم است. . ."
بدين ترتيب، در نگاه ايشان، جنگ مسلحانه و جنگ با نفس (جهاد اكبر) در راستاي خدمت به خلق و دفاع از حق و عدالت در يك مقام قرار مي گيرند و دومي مقدمه اولي مي شود؛ زيرا، اين دو به مثابه دو بال براي رسيدن انسان به حقيقت خويش و رهايي از عالم طبيعت ديده مي شوند؛ بنابراين، جنگ در اين نگاه، جهادي معنوي و متعالي است، نه صوري و مادي؛ زيرا، معيار آن ايده آل مطلق هستي، يعني خدا و آفريده هاي اوست، يعني ارزشهاي متعالي انساني، مانند حق و حقيقت، آزادي و عدالت، ايمان و معنويت و خودسازي و مبارزه با فساد و ستم و بي عدالتي در جهان.
وقتي كه جهاد براي خدا شد، براي اسلام شد، جهادي است كه جهاد معنوي است، نه جهاد صوري و مادي. وقتي بنا شد كه جهاد معنوي باشد تا آن فرد آخر هم براي جهاد حاضر است"
براساس چنين نگرشي، از ديدگاه امام خميني (س)، جنگ ايران و عراق براي ايرانيان كه مورد ستم و تجاوز قرار گرفته و حقوقشان پايمال شده است، جهادي مقدس، معنوي و متعالي است. از اين رو، ايشان در بيانات خود در مورد جنگ تحميلي ايران و عراق بارها از واژه هايي، چون جهاد مقدس، جنگ مقدس، جهاد اسلامي، دفاع مقدس و
ياد مي كردند؛ زيرا، معيار و اساس آن حفظ حق و عقيده حق است. براي نمونه، ايشان در وصف جنگ ايران و عراق مي فرمايند:
"مبارزات كشور ما عقيدتي است و جهاد در راه عقيده، شكست ناپذير است . . . پيروز است ملتي كه راه خود را كه صراط مستقيم انسانيت است يافته و در راه آن به جهاد مقدس برخاسته است . . "
لینک کپی شد
نظر شما
