از اشغال تا آزادسازي - اصلي شدن اشغال خرمشهر و ادامه مقاومت
اين لشكر علاوه بر دو تيپ6 و26 زرهي كه از هجوم سراسري وارد عمل شده بودند، تيپ تقويت شده33 نيروي مخصوص را نيز مامور اشغال خرمشهر كرد. تجمع اين تيپ در تاريخ6/7/59 صورت گرفت تا خرمشهر در تاريخ7/7/59 به تصرف در آيد. يك هفته پس از هجوم سراسري دشمن و تلاش براي تصرف خرمشهر، يگانهاي دشمن در سطح وسيعي گسترش يافتند و نيروهاي پياده، مكانيزه و زرهي خود را از غرب تا شمال خرمشهر (از نزديكي اروندرود تا نزديكي رود كارون) به فاصله5 -6 كيلومتري شهرآرايش دادند و جبهههاي متعددي را به سوي خرمشهر گشودند. نيروهاي بي پشتيبان سپاه و بسيج بدون برخورداري از تجهيزات كافي و مناسب با استقرار در محورهاي ورودي، از جان خود براي سد هجوم دشمن مايه گذاشتند و مردان و زنان فداكار خرمشهر نيز در حد توان تلاش مينمودند. يگانهاي نظامي مستقر درخرمشهر، سازمان خود را از دست داده بودند و تعدادي از برادران متعهد ارتشي، ديگر رزمندگان را همراهي ميكردند. فرمانده سپاه دائم درپي تهيه سلاح و تجهيزات و نيرو بود تا خرمشهر را از محاصره و اشغال دشمن نجات دهد. وعده ارسال نيرو، سلاح، توپخانه و زرهي داده ميشد، امااز رسيدن آن خبري نبود. به تدريج دستههاي معدودي از برادران پاسدار به سوي خرمشهر اعزام شدند و اندكي سلاحهاي سبك از شهرهاي نزديك جمعآوري شد. همچنين گروههايي از نيروهاي مردمي به خرمشهر اعزام شدند كه غالبا داراي سازمان و تجهيزات نبودند. آنها كه سلاح همراه داشتند با ورود به خرمشهر، عازم نقاط درگيري شدند يا در گوشهاي از مسجد جامع منتظر درخواست كمك از جبهههاي مختلف گرديدند0در محوري تجمع نيرو وجود داشت و در محورهاي ديگر كمبود نيرو0 نبودن وسايل ارتباطي برمشكلات افزوده بود. فعاليت ستون پنجم دشمن و ضدانقلاب آشنا به منطقه درهمكاري با دشمن و دادن اطلاعات به او نيز چشمگير بود. به اين ترتيب، در حاليكه دشمن مصمم به اشغال خرمشهر و آبادان بود و دو تيپ زرهي و يك تيپ تقويت شده نيروي مخصوص را با چندين گردان توپخانه و خمپارهانداز وارد كارزار كرده بود، هنوز اقدام اساسي براي مقابله با دشمن صورت نگرفته و همان نيروي سپاه و مردم خرمشهربا معدود نيروهاي ارتشي و نيروهاي اعزامي و تجهيزات اندك، خود را براي مقابلهاي سخت تراز گذشته آماده مي كردند0 نيروهاي زرهي دشمن در منطقه غرب پل نو مستقرشدند. ارتش از برادران مستقر در پلنو خواست كه پل نو را كه قبلا خراب شده بود، ترميم كنند تا بتوانند تانكهاي دشمن را منهدم نمايند.پل ترميم مي شود0ستون پنجم اطلاعات دقيق تعداد نيرو و تجهيزات را به دشمن خبر مي دادند0 تامين پل نياز به نيروي بيشتري داشت و با اندك نيروهاي سپاه آغاجاري كه در اين محور مستقر بودند، نگهداري پل و جلوگيري از پيشروي دشمن غير ممكن بود.
در روز هفتم مهر ماه سال1359 ، قبل از روشنايي هوا،دشمن چنان محور پل نو را زيرآتش خود گرفت كه ديگر احتمال زندهماندن كسي نميرفت. درپي آن نيروهاي مهاجم به سوي خرمشهر، به حركت درآمدند0 مهاجمين به گمان اينكه مدافعي سرراهشان نيست به پيش آمدند. اما وقتي با رگبار آتش نيروهاي مدافع مواجه ميشوند، از خودروها پياده شده و از فاصله200 متري، مدافعين را زير آتش ميگيرند. نبردي نابرابر شروع ميشود. ايستادگي و مقاومت رزمندگان اسلام، موجب كشته و مجروح شدن تعداد زيادي از دشمن و نهايتا فرار آنها ميشود. درگيري براي به اسارت گرفتن دشمن ادامه مييابد. ناگهان نيروهاي زرهي دشمن از سمت شمال به سوي دور بند حركت مي كنند. بچه ها كه خود را در خطر محاصره شدن مي بينند، با حركت به سمت نخلستانهاي جنوب جاده شلمچه، به2 گروه تقسيم شده تا از محاصره نجات يابند0 با هجوم عراقيها از چند جهت در محور پلنو به سوي خرمشهر و تخليه بچهها براي نجات از محاصره دشمن، عراقيها با تجديد قوا و به كارگيري يگانهاي زرهي اقدام به پيشروي مي كنند، اما استقرار نيروهاي خودي در دوربند و تيراندازي به سوي دشمن موجب توقف دشمن مي شود0
نيروهاي مردمي در اطراف ساختمانهاي پيشساخته پليس راه تجمع كرده، مشتاقانه آماده انجام عمليات بودند. در شب7/7/59 كسي پلك برهم نميگذارد. پس از نماز صبح، ناگهان صداي آتش سنگين، خواب رااز سرهمه مي پراند. فاصله تكاوران عراقي با بچهها فقط15 متر بود. درگيري تن به تن شروع مي شود0
با روشن شدن هوا و آمدن تدريجي نيروهاي مردمي، از اضطراب بچهها كاسته شد، اما آتش دشمن هرلحظه سنگين تر و كماندوهايش بيشتر ميشدند. ظهر نزديك شد، در حالي كه بچهها خسته شده و از هر اقدام موثري براي عقب زدن يا خاموش كردن آتش دشمن باز مانده بودند. دشمن زمينه را براي پيشروي مناسب ديد و در عين هراس، حركت خود را شروع كرد.وضعيت به همين صورت ادامه مييافت، دشمن همه را قتل عام كرده و به سرعت وارد شهر ميشد. ناگهان بچهها با كمك نيروهاي مردمي، در يك حركت متهورانه و با فريادهاي الله اكبر،چنان بر نيروهاي دشمن هجومآوردند كهآنان در يك چشم برهم زدن تاپشت سيلبند و انبارهاي عمومي عقب نشيني كردند. تعدادي از دشمن كشته و مجروح شدند و تعداد ديگري به اسارت نيروهاي اسلام در آمدند0پس از مواجه شدن نظاميان عراقي با مقاومت رزمندگان اسلام و پي بردن به محاسبات غلط خود، فرماندهان ارتش عراق به فكر چاره انديشي افتادند0 بعداز تغيير اهداف نظامي عراق از اشغال سريع و كامل خوزستان به تصرف بخشي از آن، فرماندهان عراقي در نهمين روز، واحدهاي مهاجم خود را در سه محور بندر (محور غربي)، دور بند (محور مركزي) و پليس راه (محور شمالي) براي هجوم آماده كردند0
با پيشروي و استقرار نيروهاي عراقي در ساحل اروندرود، برادران اطلاعات سپاه خبر را به اطلاع فرمانده سپاه مي رسانند. برادر جهانآرا به چند گروه از بچهها دستور حضور در گمرك و دفاع از آن را مي دهد. ولي در اين محور تا چند ساعت هجومي صورت نمي گيرد.بعدازظهردر حالي كه بچههااز روبهرو منتظر هجوم دشمن بودند، افراد دشمن را پشت سر خود ميبينند. درگيري آغاز شده و به مدت نيم ساعت ادامه مي يابد. عراقيها به جاي وارد شدن از در فيليه، با پيشروي به سوي شهر و عبور دادن تانكهايشان از خط آهن وارد جاده سنتاب گمرك شدهاند. قواي دشمن بدون برخورد با مقاومت اساسي، پيشروي به سوي گمرك را ادامه ميدهند. ساعت يك بعدازظهر9/7/59 نبردي نابرابر در نزديكي گمرك آغازشد0 با مقاومت دليرانه رزمندگان اسلام، كماندوهاي عراقي مجبوربه عقب نشيني شده و تا نزديكي پاسگاه خين به عقب برمي گردند.
همزمان با هجوم دشمن به سوي بندر و گمرك خرمشهر تلاش ديگري نيز در محور جاده شلمچه بسوي مركز شهر آغاز ميشود. به دليل اعزام برخي از نيروهاي مدافع محور مركزي به بندر و گمرك خرمشهر، توان نيروي خودي در اين محور كاهش مي يابد0 ستون تانكها و زرهپوشهاي عراقي و در پناه آنهانيروهاي پياده، باپشتيباني آتش تهيه سنگين،حمله را آغاز كرده و با پيشروي در جاده شلمچه، خود را به پشت كشتارگاه رسانده، سنگر ميگيرند.بچهها كه از قبل در كوچهها و پشت خانهها موضع گرفتهاند، شروع به مقابله ميكنند. خانه ها و ساختماي رديف اول از كشتارگاه تا پليس راه، هدف تير مستقيم تانكها و تيربارهاي دشمن قرار ميگيرد. تعدادي از بچه ها به شهادت ميرسند،اما آنها مصمم هستند به هر قيمتي شده، از ورود دشمن به شهر جلوگيري كنند5 . نفراز بچهها داوطلب عمليات شهادت طلبانه ميشوند تا پيشروي تانكها را سد كنند0درپي عمليات شهادت طلبانه اين پنج نفر، تانكهاي عراقي به عقب برميگردند. درگيريهاي تن به تن در منطقه دوربند درميگيرد. با ادامه درگيري، دشمن به تلافي شكست خود، حجم عظيمي ازآتش توپخانه و بمباران را شروع مي كند0 رزمندگان پس ازكشته و مجروح كردن تعدادي از افراد دشمن، دراثر شدت آتش دشمن و خستگي به عقب برميگردند0 در محور جاده اهواز- خرمشهر (محور شمالي)، دشمن در روز8/7/59 قواي خود را از سمت شمال و جاده كمربندي به سمت خرمشهر به حركت درآورد.همچنين از صبح روز9/7/59، حملات هوايي شروع شد و تمام شهر، پل خرمشهر،بيمارستان و... زير بمباران دشمن قرار گرفت و تماس با خرمشهر غيرممكن گرديد0
صبح روز9/7/59، نيروهاي زرهي دشمن دردشت شرق جاده خرمشهر- اهوازگسترده شده و شروع به پيشروي به سمت خرمشهر، پادگان دژ و رودخانه كارون كردند و همزمان با حركت خود، آتش سنگين روي خرمشهر و محورهاي ورودي آن، پليس راه و پادگان دژاجراكردند.جهنمي از آتش برپا شده بود و نيروهاي مردمي توان مقابله خود را از دست داده بودند. بچهها با بيسيم، با دو قبضه كاتيوشا در جاده آبادان تماس مي گيرند و پس از دادن گرا و مختصات، درخواست آتش مي كنند. طولي نميكشد كه يك خط آتش سنگين روي تانكهاي دشمن شروع ميشود. تانكهاآتشگرفته و دودسياه غليظي برميخيزد. اجراي خط دوم آتش، تانكها را مجبور به توقف ميكند. درهمين حين دو فروند هواپيما نيز سررسيده و قواي دشمن رابمباران ميكنند. تانكهاي دشمن شروع به فرار ميكنند. نيروهاي خودي كه روحيه تازهاي گرفتهاند به تعقيب تانكها ميپردازند. تانكها پشت انبارهاي عمومي پناه گرفته و بچه ها نيز در مقابل دشمن سنگر مي گيرند0
از روز9/7/59، در پي گسترش محورهاي هجوم دشمن، جبهههاي متعددي به سوي خرمشهر گشوده شد. تااين زمان نيروي نظامي سازمان يافتهاي به خرمشهر اعزام نشده بودند. با شهادت و جراحت رزمندگان اسلام، نيروي دفاعي كاهش يافته بود. مشكل كمبود نيرو و عدم اقدام موثر از سوي مسوولين نظامي، موجب شد كه حتي مسوولين سپاه خرمشهر نيز وارد ميدان نبرد شوند. فرماندهي سپاه خرمشهر، نيروها را سازماندهي كرد و هريك از محورها را به گروهي سپرد0 فرماندهي دشمن طي گزارش خود از عمليات9/7/59، ضمن توصيف روحيه بالا و ايستادگي رزمندگان اسلام و اظهار ناتواني از انجام ماموريت، تقاضاي نيروي كمكي و پشتيباني بيشتر ميكند. درنهايت قرارميشود ماموريت اشغال خرمشهر با كمك چند يگان زرهي ، مكانيزه و پياده ديگر، در روز10/7/59 انجامشود0 با فرارسيدن ساعت مقرر در روز10/7/59، يگانهاي تقويت شده دشمن، متشكل از چند گردان زرهي، مكانيزه، نيروي مخصوص و پياده، در دو محور بندر(گمرك) و دوربند - كشتارگاه با هدف اشغال خرمشهر وارد عمل شدند. حدود ساعت8 صبح، پيشروي تانكها در محور گمرك آغاز شد. بچهها كمين كرده بودند تا تانكها كاملا نزديك شوند. با رسيدن تانك به50 متري، آرپيجي شليك شد و به تانك اصابت كرد. تانكهاي ديگر نيز هدف آرپي جي نيروهاي خودي قرارگرفتند0 با تمام شدن گلوله آرپيجي، بچههابا نارنجك تفنگي تلاش ميكنند جلوي حركت تانكها را بگيرند. سرانجام تانكها در محوطه گمرك منهدم شده يا از كار افتادند. بچهها با خوشحالي از محاصره دشمن خارج شده و خود را به پشت دروازه گمرك مي رسانند0
لشكر3 زرهي عراق براي يكسره كردن كار خرمشهر دراين روز ( 10/7/59 )،در محور مركزي ( دوربند- كشتارگاه- راهآهن)، قوايي متشكلاز يك گردان تانك ، يك گردان نيروي مكانيزه ويك گردان نيروي پياده را باپشتيباني يك گردان تانك وارد عمل كرد0 رزمندگان اسلام در محور مركزي موضع گرفتند. پس از ساعاتي، تانكهاي دشمن با آرايش گرفتن در منطقه دوربند و سرحانيه،آتش شديدي راروي شهر شروع ميكنند و با تيربارهاي كاليبر50 به طرف راهآهن شليك مينمايند. از پيشروي تانكها به سمت راه آهن خبري نبود. ناگهان بچهها متوجه پيشروي در سمت چپ خود- از دوربند بهسمت كشتارگاه - شده و خود را در محاصره مييابند و با ذكر شهادتين اقدام به برگشت مي كنند. آتش خمپاره روي آنها شروع مي شود. عدهاي از بچهها شهيد وعدهاي هم مجروح مي شوند0
دشمن در ابتداي حركت چنان آتشي در محور پليسراه تا انبارهاي عمومي به اجرا درآورده كه هيچ جنبندهاي را باقي نميگذارد. بچهها راه خود را بهسمت راهآهن ادامه ميدهند. خبرهاي دريافتي حاكياز حركت دشمن به سوي استاديوم ورزشي است، لذا بچه ها عازم ميدان مقبل شده و در ساختمانهاي بلند مشرف بر استاديوم موضع ميگيرند. ولي با گذشت نيم ساعت خبري از رسيدن عراقيها نميشود. پس تصميم ميگيرند بسوي دشمن حركت كنند.بچهها عازم استاديوم شده،زير آتش شديد رهسپار فلكه راهآهن مي شوند. چند تانك دشمن از طرف درسنتاب گمرك وارد شهر شدهاند. درپي شليك آرپيجي، تانكهاي دشمن به عقب برگشته،به سوي سنتاب مي روند0 از سوي ديگر، تانكهاي دشمن درمحور مركزي (جاده شلمچه) پس از پاكسازي محور پليس راه و اطمينان ازسمت چپ (شمال) خود، به سوي كشتارگاه حركت كرده، در چهار راه كشتارگاه متوقف ميشوند و در نتيجه نيروهاي زرهي، مكانيزه و پياده دشمن از كشتارگاه تا صد دستگاه موضع گرفته، آماده ورود به شهر ميشوند. دشمن با آتش سنگين تانك و تيربارها چنان رعبي در فلكه راهآهن و اطراف آن انداخته كه امكان هر اقدامي را از بچهها سلب مينمود. با توجه به تواني كه دشمن به ميدان آورده كسي احتمال زنده ماندن نميداد. همه شهادت را رو در روي خود ميديدند. بعضي از بچهها از طريق بيسيم شروع به وصيت كردند. وحشت از مدافعان مانع از پيشروي دشمن گرديده بود. بچهها براي مقابله با دشمن سازمان ميگيرند. ساعاتي از ظهر گذشته و هوا به شدت گرم شدهبود، اماخبري از پيشروي دشمن نبود. بچهها خود را به كشتارگاه مي رسانند و با آرپي جي و نارنجك و... به تانكهاي دشمن هجوم مي برند. عراقي ها با تحمل تعدادي كشته و زخمي و انهدام تعدادي تانك و نفربر، پا به فرار مي گذارند. در تعقيب دشمن، مهمات بچهها روبه پايان گذاشته و توانشان كم ميشود و از فرط خستگي بازميگردند. نيم ساعت بعد دشمن دوباره تجديد قوا كرده و اقدام به پيشروي مي كند. تنها سلاح بچهها يك قبضه آرپي جي با يك گلوله است. گلوله شليك شده و از بالاي تانك رد مي شود.موقعيت خطرناكي بود. بچهها اقدام به عقب نشيني مي كنند و تانكهاي عراقي هم بدنبال آنان حركت مي كنند. در بين راه يك تانك خودي رودرروي تانكهاي عراقي قرار گرفته و به سوي آنها شليك مي كند. تانك جلويي منهدم مي شود.گلوله آر پي جي و تفنگهاي106 هم مي رسند. بچهها حمله مي كنند. چند تانك عراقي منهدم مي شود و نيروهاي دشمن100 دستگاه و دوربند را هم تخليه كرده و پا به فرار مي گذارند.شكست بزرگي بر دشمن تحميل گرديد0 بچهها از خوشحالي خستگي را فراموش كرده بودند0 نيروهاي رزمنده و مدافعان خرمشهر كه موفق شده بودند بدون داشتن سازمان كلاسيك نظامي و تجهيزات لازم چند يگان زرهي، مكانيزه و پياده دشمن را منهدم نموده و يا به عقب برانند، پس از اين پيروزي به مقرهاي خود بازگشتند تا با تجديد قوا براي نبرد ديگري آماده شوند. برادران سپاه مدرسه "دريابد رسايي" را مقر خود ساخته و در آنجا استراحت مي كردند. اما ستون پنجم گراي اين مقر را به دشمن مي دهد. آتش دشمن هر لحظه به مدرسه نزديكتر مي شود. تا اينكه گلوله توپي سقف مدرسه را شكافته و وسط بچهها فرود ميآيد. دلاور مردان خرمشهر به خاك و خون مي غلتند، كربلايي ديگر برپا شد.اما مقاومت همچنان ادامه داشت .
در روز هفتم مهر ماه سال1359 ، قبل از روشنايي هوا،دشمن چنان محور پل نو را زيرآتش خود گرفت كه ديگر احتمال زندهماندن كسي نميرفت. درپي آن نيروهاي مهاجم به سوي خرمشهر، به حركت درآمدند0 مهاجمين به گمان اينكه مدافعي سرراهشان نيست به پيش آمدند. اما وقتي با رگبار آتش نيروهاي مدافع مواجه ميشوند، از خودروها پياده شده و از فاصله200 متري، مدافعين را زير آتش ميگيرند. نبردي نابرابر شروع ميشود. ايستادگي و مقاومت رزمندگان اسلام، موجب كشته و مجروح شدن تعداد زيادي از دشمن و نهايتا فرار آنها ميشود. درگيري براي به اسارت گرفتن دشمن ادامه مييابد. ناگهان نيروهاي زرهي دشمن از سمت شمال به سوي دور بند حركت مي كنند. بچه ها كه خود را در خطر محاصره شدن مي بينند، با حركت به سمت نخلستانهاي جنوب جاده شلمچه، به2 گروه تقسيم شده تا از محاصره نجات يابند0 با هجوم عراقيها از چند جهت در محور پلنو به سوي خرمشهر و تخليه بچهها براي نجات از محاصره دشمن، عراقيها با تجديد قوا و به كارگيري يگانهاي زرهي اقدام به پيشروي مي كنند، اما استقرار نيروهاي خودي در دوربند و تيراندازي به سوي دشمن موجب توقف دشمن مي شود0
نيروهاي مردمي در اطراف ساختمانهاي پيشساخته پليس راه تجمع كرده، مشتاقانه آماده انجام عمليات بودند. در شب7/7/59 كسي پلك برهم نميگذارد. پس از نماز صبح، ناگهان صداي آتش سنگين، خواب رااز سرهمه مي پراند. فاصله تكاوران عراقي با بچهها فقط15 متر بود. درگيري تن به تن شروع مي شود0
با روشن شدن هوا و آمدن تدريجي نيروهاي مردمي، از اضطراب بچهها كاسته شد، اما آتش دشمن هرلحظه سنگين تر و كماندوهايش بيشتر ميشدند. ظهر نزديك شد، در حالي كه بچهها خسته شده و از هر اقدام موثري براي عقب زدن يا خاموش كردن آتش دشمن باز مانده بودند. دشمن زمينه را براي پيشروي مناسب ديد و در عين هراس، حركت خود را شروع كرد.وضعيت به همين صورت ادامه مييافت، دشمن همه را قتل عام كرده و به سرعت وارد شهر ميشد. ناگهان بچهها با كمك نيروهاي مردمي، در يك حركت متهورانه و با فريادهاي الله اكبر،چنان بر نيروهاي دشمن هجومآوردند كهآنان در يك چشم برهم زدن تاپشت سيلبند و انبارهاي عمومي عقب نشيني كردند. تعدادي از دشمن كشته و مجروح شدند و تعداد ديگري به اسارت نيروهاي اسلام در آمدند0پس از مواجه شدن نظاميان عراقي با مقاومت رزمندگان اسلام و پي بردن به محاسبات غلط خود، فرماندهان ارتش عراق به فكر چاره انديشي افتادند0 بعداز تغيير اهداف نظامي عراق از اشغال سريع و كامل خوزستان به تصرف بخشي از آن، فرماندهان عراقي در نهمين روز، واحدهاي مهاجم خود را در سه محور بندر (محور غربي)، دور بند (محور مركزي) و پليس راه (محور شمالي) براي هجوم آماده كردند0
با پيشروي و استقرار نيروهاي عراقي در ساحل اروندرود، برادران اطلاعات سپاه خبر را به اطلاع فرمانده سپاه مي رسانند. برادر جهانآرا به چند گروه از بچهها دستور حضور در گمرك و دفاع از آن را مي دهد. ولي در اين محور تا چند ساعت هجومي صورت نمي گيرد.بعدازظهردر حالي كه بچههااز روبهرو منتظر هجوم دشمن بودند، افراد دشمن را پشت سر خود ميبينند. درگيري آغاز شده و به مدت نيم ساعت ادامه مي يابد. عراقيها به جاي وارد شدن از در فيليه، با پيشروي به سوي شهر و عبور دادن تانكهايشان از خط آهن وارد جاده سنتاب گمرك شدهاند. قواي دشمن بدون برخورد با مقاومت اساسي، پيشروي به سوي گمرك را ادامه ميدهند. ساعت يك بعدازظهر9/7/59 نبردي نابرابر در نزديكي گمرك آغازشد0 با مقاومت دليرانه رزمندگان اسلام، كماندوهاي عراقي مجبوربه عقب نشيني شده و تا نزديكي پاسگاه خين به عقب برمي گردند.
همزمان با هجوم دشمن به سوي بندر و گمرك خرمشهر تلاش ديگري نيز در محور جاده شلمچه بسوي مركز شهر آغاز ميشود. به دليل اعزام برخي از نيروهاي مدافع محور مركزي به بندر و گمرك خرمشهر، توان نيروي خودي در اين محور كاهش مي يابد0 ستون تانكها و زرهپوشهاي عراقي و در پناه آنهانيروهاي پياده، باپشتيباني آتش تهيه سنگين،حمله را آغاز كرده و با پيشروي در جاده شلمچه، خود را به پشت كشتارگاه رسانده، سنگر ميگيرند.بچهها كه از قبل در كوچهها و پشت خانهها موضع گرفتهاند، شروع به مقابله ميكنند. خانه ها و ساختماي رديف اول از كشتارگاه تا پليس راه، هدف تير مستقيم تانكها و تيربارهاي دشمن قرار ميگيرد. تعدادي از بچه ها به شهادت ميرسند،اما آنها مصمم هستند به هر قيمتي شده، از ورود دشمن به شهر جلوگيري كنند5 . نفراز بچهها داوطلب عمليات شهادت طلبانه ميشوند تا پيشروي تانكها را سد كنند0درپي عمليات شهادت طلبانه اين پنج نفر، تانكهاي عراقي به عقب برميگردند. درگيريهاي تن به تن در منطقه دوربند درميگيرد. با ادامه درگيري، دشمن به تلافي شكست خود، حجم عظيمي ازآتش توپخانه و بمباران را شروع مي كند0 رزمندگان پس ازكشته و مجروح كردن تعدادي از افراد دشمن، دراثر شدت آتش دشمن و خستگي به عقب برميگردند0 در محور جاده اهواز- خرمشهر (محور شمالي)، دشمن در روز8/7/59 قواي خود را از سمت شمال و جاده كمربندي به سمت خرمشهر به حركت درآورد.همچنين از صبح روز9/7/59، حملات هوايي شروع شد و تمام شهر، پل خرمشهر،بيمارستان و... زير بمباران دشمن قرار گرفت و تماس با خرمشهر غيرممكن گرديد0
صبح روز9/7/59، نيروهاي زرهي دشمن دردشت شرق جاده خرمشهر- اهوازگسترده شده و شروع به پيشروي به سمت خرمشهر، پادگان دژ و رودخانه كارون كردند و همزمان با حركت خود، آتش سنگين روي خرمشهر و محورهاي ورودي آن، پليس راه و پادگان دژاجراكردند.جهنمي از آتش برپا شده بود و نيروهاي مردمي توان مقابله خود را از دست داده بودند. بچهها با بيسيم، با دو قبضه كاتيوشا در جاده آبادان تماس مي گيرند و پس از دادن گرا و مختصات، درخواست آتش مي كنند. طولي نميكشد كه يك خط آتش سنگين روي تانكهاي دشمن شروع ميشود. تانكهاآتشگرفته و دودسياه غليظي برميخيزد. اجراي خط دوم آتش، تانكها را مجبور به توقف ميكند. درهمين حين دو فروند هواپيما نيز سررسيده و قواي دشمن رابمباران ميكنند. تانكهاي دشمن شروع به فرار ميكنند. نيروهاي خودي كه روحيه تازهاي گرفتهاند به تعقيب تانكها ميپردازند. تانكها پشت انبارهاي عمومي پناه گرفته و بچه ها نيز در مقابل دشمن سنگر مي گيرند0
از روز9/7/59، در پي گسترش محورهاي هجوم دشمن، جبهههاي متعددي به سوي خرمشهر گشوده شد. تااين زمان نيروي نظامي سازمان يافتهاي به خرمشهر اعزام نشده بودند. با شهادت و جراحت رزمندگان اسلام، نيروي دفاعي كاهش يافته بود. مشكل كمبود نيرو و عدم اقدام موثر از سوي مسوولين نظامي، موجب شد كه حتي مسوولين سپاه خرمشهر نيز وارد ميدان نبرد شوند. فرماندهي سپاه خرمشهر، نيروها را سازماندهي كرد و هريك از محورها را به گروهي سپرد0 فرماندهي دشمن طي گزارش خود از عمليات9/7/59، ضمن توصيف روحيه بالا و ايستادگي رزمندگان اسلام و اظهار ناتواني از انجام ماموريت، تقاضاي نيروي كمكي و پشتيباني بيشتر ميكند. درنهايت قرارميشود ماموريت اشغال خرمشهر با كمك چند يگان زرهي ، مكانيزه و پياده ديگر، در روز10/7/59 انجامشود0 با فرارسيدن ساعت مقرر در روز10/7/59، يگانهاي تقويت شده دشمن، متشكل از چند گردان زرهي، مكانيزه، نيروي مخصوص و پياده، در دو محور بندر(گمرك) و دوربند - كشتارگاه با هدف اشغال خرمشهر وارد عمل شدند. حدود ساعت8 صبح، پيشروي تانكها در محور گمرك آغاز شد. بچهها كمين كرده بودند تا تانكها كاملا نزديك شوند. با رسيدن تانك به50 متري، آرپيجي شليك شد و به تانك اصابت كرد. تانكهاي ديگر نيز هدف آرپي جي نيروهاي خودي قرارگرفتند0 با تمام شدن گلوله آرپيجي، بچههابا نارنجك تفنگي تلاش ميكنند جلوي حركت تانكها را بگيرند. سرانجام تانكها در محوطه گمرك منهدم شده يا از كار افتادند. بچهها با خوشحالي از محاصره دشمن خارج شده و خود را به پشت دروازه گمرك مي رسانند0
لشكر3 زرهي عراق براي يكسره كردن كار خرمشهر دراين روز ( 10/7/59 )،در محور مركزي ( دوربند- كشتارگاه- راهآهن)، قوايي متشكلاز يك گردان تانك ، يك گردان نيروي مكانيزه ويك گردان نيروي پياده را باپشتيباني يك گردان تانك وارد عمل كرد0 رزمندگان اسلام در محور مركزي موضع گرفتند. پس از ساعاتي، تانكهاي دشمن با آرايش گرفتن در منطقه دوربند و سرحانيه،آتش شديدي راروي شهر شروع ميكنند و با تيربارهاي كاليبر50 به طرف راهآهن شليك مينمايند. از پيشروي تانكها به سمت راه آهن خبري نبود. ناگهان بچهها متوجه پيشروي در سمت چپ خود- از دوربند بهسمت كشتارگاه - شده و خود را در محاصره مييابند و با ذكر شهادتين اقدام به برگشت مي كنند. آتش خمپاره روي آنها شروع مي شود. عدهاي از بچهها شهيد وعدهاي هم مجروح مي شوند0
دشمن در ابتداي حركت چنان آتشي در محور پليسراه تا انبارهاي عمومي به اجرا درآورده كه هيچ جنبندهاي را باقي نميگذارد. بچهها راه خود را بهسمت راهآهن ادامه ميدهند. خبرهاي دريافتي حاكياز حركت دشمن به سوي استاديوم ورزشي است، لذا بچه ها عازم ميدان مقبل شده و در ساختمانهاي بلند مشرف بر استاديوم موضع ميگيرند. ولي با گذشت نيم ساعت خبري از رسيدن عراقيها نميشود. پس تصميم ميگيرند بسوي دشمن حركت كنند.بچهها عازم استاديوم شده،زير آتش شديد رهسپار فلكه راهآهن مي شوند. چند تانك دشمن از طرف درسنتاب گمرك وارد شهر شدهاند. درپي شليك آرپيجي، تانكهاي دشمن به عقب برگشته،به سوي سنتاب مي روند0 از سوي ديگر، تانكهاي دشمن درمحور مركزي (جاده شلمچه) پس از پاكسازي محور پليس راه و اطمينان ازسمت چپ (شمال) خود، به سوي كشتارگاه حركت كرده، در چهار راه كشتارگاه متوقف ميشوند و در نتيجه نيروهاي زرهي، مكانيزه و پياده دشمن از كشتارگاه تا صد دستگاه موضع گرفته، آماده ورود به شهر ميشوند. دشمن با آتش سنگين تانك و تيربارها چنان رعبي در فلكه راهآهن و اطراف آن انداخته كه امكان هر اقدامي را از بچهها سلب مينمود. با توجه به تواني كه دشمن به ميدان آورده كسي احتمال زنده ماندن نميداد. همه شهادت را رو در روي خود ميديدند. بعضي از بچهها از طريق بيسيم شروع به وصيت كردند. وحشت از مدافعان مانع از پيشروي دشمن گرديده بود. بچهها براي مقابله با دشمن سازمان ميگيرند. ساعاتي از ظهر گذشته و هوا به شدت گرم شدهبود، اماخبري از پيشروي دشمن نبود. بچهها خود را به كشتارگاه مي رسانند و با آرپي جي و نارنجك و... به تانكهاي دشمن هجوم مي برند. عراقي ها با تحمل تعدادي كشته و زخمي و انهدام تعدادي تانك و نفربر، پا به فرار مي گذارند. در تعقيب دشمن، مهمات بچهها روبه پايان گذاشته و توانشان كم ميشود و از فرط خستگي بازميگردند. نيم ساعت بعد دشمن دوباره تجديد قوا كرده و اقدام به پيشروي مي كند. تنها سلاح بچهها يك قبضه آرپي جي با يك گلوله است. گلوله شليك شده و از بالاي تانك رد مي شود.موقعيت خطرناكي بود. بچهها اقدام به عقب نشيني مي كنند و تانكهاي عراقي هم بدنبال آنان حركت مي كنند. در بين راه يك تانك خودي رودرروي تانكهاي عراقي قرار گرفته و به سوي آنها شليك مي كند. تانك جلويي منهدم مي شود.گلوله آر پي جي و تفنگهاي106 هم مي رسند. بچهها حمله مي كنند. چند تانك عراقي منهدم مي شود و نيروهاي دشمن100 دستگاه و دوربند را هم تخليه كرده و پا به فرار مي گذارند.شكست بزرگي بر دشمن تحميل گرديد0 بچهها از خوشحالي خستگي را فراموش كرده بودند0 نيروهاي رزمنده و مدافعان خرمشهر كه موفق شده بودند بدون داشتن سازمان كلاسيك نظامي و تجهيزات لازم چند يگان زرهي، مكانيزه و پياده دشمن را منهدم نموده و يا به عقب برانند، پس از اين پيروزي به مقرهاي خود بازگشتند تا با تجديد قوا براي نبرد ديگري آماده شوند. برادران سپاه مدرسه "دريابد رسايي" را مقر خود ساخته و در آنجا استراحت مي كردند. اما ستون پنجم گراي اين مقر را به دشمن مي دهد. آتش دشمن هر لحظه به مدرسه نزديكتر مي شود. تا اينكه گلوله توپي سقف مدرسه را شكافته و وسط بچهها فرود ميآيد. دلاور مردان خرمشهر به خاك و خون مي غلتند، كربلايي ديگر برپا شد.اما مقاومت همچنان ادامه داشت .
لینک کپی شد
نظر شما
