ويژگيهاي اخلاقي شخصيتي - كجا ميروي ؟
بعد ، از ماشين پياده شد و سوئيچ ماشين را داد دستم و گفت : «راه من زياد دور نيست . من ميخوام پياده قدم بزنم . تو با اين ماشين برو كه زودتر برسي .»
نميخواستم ماشين را بگيرم ، اما با اصرار او ، مجبور شدم قبول كنم .(كتاب چون كوه با شكوه)
نميخواستم ماشين را بگيرم ، اما با اصرار او ، مجبور شدم قبول كنم .(كتاب چون كوه با شكوه)
لینک کپی شد
نظر شما


