گفتاري از دكتر سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي
اشاره:
متن حاضر خلاصه سخنراني دكتر سعيد جليلي، دبير شوراي عالي امنيت ملي است كه سال گذشته در همايش ملي بزرگداشت حماسه نهم دي 1388 ايراد شد.
پس از 9 دي كتابي منتشر شد حاوي مجموعه اشعاري كه شاعران انقلاب در مورد پديده 9دي سروده بودند. نام كتاب اين بود كه مسئله، 22خرداد نبود، مسئله، 22بهمن بود. اين جمله، جمله بسيار عميق و بسيار پر مفهومي است. به نظر من ما اگر بخواهيم در مورد 9 دي به خوبي تبيين كنيم، ضروري است كه رابطه 9دي را با 22خرداد و مهم تر از آن، رابطه 22خرداد را با 22بهمن به خوبي درك كنيم. در 22بهمن چه اتفاقي افتاد؟ 22بهمن اهميتش در اين بود كه يك نظريه و يك انديشه جديد براي مناسبات حاكم در جامعه و مناسبات بين الملل ارائه مي كرد تحت عنوان نظريه جمهوري اسلامي؛ نظريه مردم سالاري ديني؛ يعني نظريه اي ارائه مي كرد مبني بر انتخاب حركت مردم در سايه دين و تحقق وعده هاي الهي. اينكه انتخاب مردم، ارزش هاي اسلامي باشد. اين نظريه، مدعي بود هم براي مبارزه و مقاومت و هم براي پيشرفت و تعالي حرف دارد. مبدأ و مبدع اين نظريه هم امامي بود كه توانست با همراهي مردم اين نظريه را محقق كند.
ظهور انقلاب اسلامي با مخالفت تمام قدرت هاي وقت بود. اما انقلاب اسلامي پيروز شد و خودش را بر آنها تحميل كرد. طبيعي است نبايد اجازه بدهند آنچه ثمره انقلاب اسلامي است در قالب نظريه جمهوري اسلامي تثبيت شود و شكل بگيرد؛ بايد با آن مقابله شود. حداقل رفتارشان اين را نشان مي دهد كه در دهه اول از 57 تا 67 با عملياتي سخت و با جنگي سخت با اين نظام، تقابل كنند و آن را از سر راه بردارند كه نمونه بارزش جنگ تحميلي بود؛ به خوبي متوجه شدند اين از آن جنسي نيست كه بتوان اگرچه با تجميع تمامي سخت افزارها و جنگ افزارهاي نظامي، آن را از ميان برداشت. در دهه دوم سعي كردند با شيوه هاي سرد، با جنگ سرد، تحميل فشارها و بحث هايي چون تحريم هاي شديد اقتصادي، تهاجم فرهنگي و مباحثي از اين قبيل و فشارهاي سياسي و رواني، مانع تثبيت و پيشرفت اين الگو شوند. در اين هم به هدف نرسيدند. در دهه سوم بود كه تقريباً از 77 به بعد وارد عرصه جديدي شدند تحت عنوان آنچه امروز آن را جنگ نرم مي ناميم.
در دهه سوم تقابل با الگويي را كه در 22بهمن متولد شد شروع كردند؛ اهميت 22خرداد در اين بود. در 22خرداد دشمني كه يك دهه حداقل تمركز كرده بود روي يك محوري كه فكر مي كرد با آن محور با اين الگو تقابل كند به يكباره خلع سلاح شد.
22خرداد اوج جمهوريت نظام را به رخ كشيد. نمي توانستند در 22خرداد ديگر مشاركت مردم را انكار كنند. 58 درصد بعد از سي سال در انتخابات حضور پيدا كردند. نه تنها مشاركت بلكه 22خرداد نشان داد كه نظام از جمهوريتي برخوردار است كه پرشورترين رقابت ها را مي تواند برگزار كند. نمي توانستند انكار كنند رقابتي را كه به دنبالش مشاركت بود؛ يعني مشاركت و رقابت به عنوان دو بال جدي با هم در اين انتخابات ظهور پيدا كردند؛ مشاركت پرشور، رقابت تنگاتنگ در قالب يك الگوي جديد «جمهوري اسلامي» آن مركزيتي كه سي سال به دنبال تقابل با اين الگو بود؛ الگوي جمهوري اسلامي؛ از همه ظرفيت هاي خودش استفاده كرده بود، جنگ سرد، فشار اقتصادي، آخرين الگويي كه برايش باقي مانده بود اين بود كه به بهانه جمهوريت و دموكراسي اين الگو را به چالش بكشاند. در 22خرداد نشان داد كه اين الگو در ظرفيت بسيار زياد جمهوريتي قوي است. عظمت 22خرداد در اين بود: اوج الگوي جمهوري اسلامي. نشان داد كه اين الگو مبتني بر يك جمهوريت قوي است.
ظرفيت هاي ايران يكي يكي در داخل و خارج به كار مي افتادند. يك راه براي آنها مانده بود كه اين الگو را از درون به چالش بكشانند. اينكه جمهوريت جمهوري اسلامي را زير سوال ببرند. ظلم بزرگ به نظام اينجا بود. دستاوردي را كه نظام ايجاد كرد كه حاصل هوشياري و هوشمندي مردم بود؛ ظرفيت زيادي كه ايجاد كرد، اين بار به چالش كشيده شود نه تنها از روي قدرت ها و مركزيتي كه از ابتداي انقلاب بناي تقابل با ظرفيت را داشت بلكه از سوي برخي چهره ها. ظلم بزرگ اين بود. يكي از بحث هايي كه آنها هميشه مطرح مي كردند اين بود كه در كشورهاي غير خودشان بگويند بين ثبات سياسي و رقابت سياسي بايد رابطه معكوس باشد؛ يعني هرگاه رقابت سياسي بخواهد اوج بگيرد، بايد ثبات سياسي كم شود به گونه اي كه مردم از اين گونه پويايي و مشاركت خسته شوند و به آنچه آنها مي خواهند تن دهد. در برخي از كشورهاي همسايه ما همين گونه است. هرگاه كه رقابت هاي سياسي شكل مي گيرد، اين رقابت ها را با برخي بي ثباتي سياسي همراه مي كنند كه مردم از رقابت خسته شوند.
22 خرداد 88 نشان داد كه جمهوري اسلامي ايران در اوج ثبات سياسي، رقابت سياسي خوبي را هم شكل مي دهد. غير از ظلمي كه به نظام شد در آن بالندگي كه ايجاد شده بود، ظلمي هم به كساني شد كه طرفدار نامزد پيروز نبودند؛ در اين عرصه وارد شده بودند؛ مشاركت و رقابت قوي و خوب. اين مي توانست موجب بالندگي در ادامه باشد. لذا شما شاهد هستيد كه 22 خرداد ما شاهد اوج بالندگي هستيم. 40 ميليون مردم آن را خلق كردند و از يك طرف شاهد كساني هستيم كه دوباره منويات خودشان را رو كردند. انكار رأي مردم، انكار جمهوريت. جمهوريت بروز يافته در 22 خرداد نشان داد اتفاقاً در اينجا نه تنها جمهوريت حافظ و پشتيبان اسلاميت نظام است، بلكه اينجا اسلاميت نظام و ولايت فقيه، بزرگ ترين حافظ جمهوريت است. مانع وتوي حق مردم مي شوند؛ مانع وتوي آراي مردم مي شوند؛ خيلي اصرار داشتند؛ يعني آن بحث رابطه اسلاميت و جمهوريت نظام و اين رابطه متقابل در اين 22 خرداد و جريانات بعد از آن ظهور پيدا كرد و فتنه در اينجا شكل گرفت؛ از اينجا شكل گرفت كه اين بار فقط آن مركزيتي نبود كه از ابتداي انقلاب هميشه در برابر نظام ايستاده بود. اين بار بسياري از چهره هايي كه خودشان در همين سازوكارها وجهه پيدا كرده بودند و موقعيت پيدا كرده بودند به مقابله با جمهوريت نظام ايستاده بودند. بسياري از كساني كه تصور مي رفت اينها مقابل انديشه اسلام هستند، نشان دادند كه نه تنها اين بلكه مقابل جمهوريت نظام هستند و اين را انكار مي كنند، لذا شما مي بينيد آن مركزيت فعال مي شود با همه ظرفيت ها و اين چهره ها به عنوان پادوي آن مركز حركت مي كنند. چگونه عمل كردند با سخيف ترين منطق ها.
دو ماه بعد از انتخابات در مرداد ماه 88 يك موسسه آمريكايي در سطح كشور نظرسنجي كرد و روي سايت خودش گذاشت. من همان سال گزارش آن را در مجلس خبرگان خواندم. نتايج نظرسنجي آن موسسه كه يكي از موسسات معتبر آمريكايي است و در داخل كشور ما انجام شده بود درباره نتيجه انتخابات، با نتيجه انتخابات هيچ فرقي نداشت الا يكي دو درصد كه طبيعي است.
طبيعي است وقتي مردم مي آيند چنين موفقيتي را رقم بزنند در عرصه هاي مختلف را جمهوريت نظام را به رخ بكشند و اسلاميت آن را و موفقيت آن در عرصه هاي مختلف، حتماً بايد احقاد بدريه و حنينيه و خيبريه اينجا سر باز كند؛ حتماً بايد انتقام جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه، آن شكستي كه بر آنها تحميل شد، اينجا در قالب شعارهايي مثل نه غزه نه لبنان ظهور پيدا كند. طبيعي است اگر چنين موفقيت هايي شكل پيدا مي كند، اگر دشمن در جنگ 33 و 22 روزه ناكام مي شود و مي داند اين ناكامي به دليل اين است كه انديشه انقلاب اسلامي تكثير شده حتماً بايد از اين انديشه انتقام گرفت و فتنه جايي است كه چهره هاي داخلي با آن همسويي كنند. طبيعي است بايد از امامي كه مبدع اين تحول و الگو بوده، انتقام گرفته شود و طبيعي است چيزهايي مثل اهانت به تصوير حضرت امام را شاهد باشيم و طبيعي است اگر همه اينها مبتني بر ظرفيتي است كه آن ظرفيت اين را ايجاد كرده؛ يعني اگر نظام ما سه ركن دارد، مردم، انديشه اسلام و ولايت فقيه به عنوان پيونددهنده اين دو، بايد از اين انتقام گرفته شود. هر سه اين عنصر اصلي كه مقوم هاي اين الگو هستند اين ظرفيت از عاشورا گرفته شود؛ از مردم، از رهبري و از انديشه ديني و طبيعي است كه تو دهني بزرگ هم بايد در عاشورا زده شود و 9 دي اين حماسه بود. مردم آمدند از جمهوريت، اسلاميت و رهبري دفاع كردند. آن رابطه متقابل در اينجا ظهور پيدا كرد.
اگر ولايت فقيه بعد از 22 خرداد با تمام فشارها در دفاع از رأي مردم و عدم اجازه اينكه رأي مردم و تو شود و عدم اجازه به اينكه رأي مردم انكار شود، ايستاد و حافظ جمهوريت نظام هم بود، مردم هم در 9دي آمدند و اين ظرفيت را ايجاد كردند و اين فضا را به وجود آوردند كه نشان داد اين انقلاب و اين الگو ريشه دارتر از چيزي است كه آنها فكر مي كنند و مي توانند درباره اش فكر كنند. عرض من اين است كه امروز ظرفيتي بروز پيدا كرده است كه سه دهه از آن گذشته و ان شاءالله اتممناها بعشر.
در دهه چهارم اين ظرفيت، تعالي و پيشرفت خودش را بيش از پيش شاهد خواهد بود. از دي88 يك سال نگذشت كه اين ظرفيت تكثير شد. اين ظرفيت (الگوي) انقلاب اسلامي در حال تكثير و رويش در سرزمين هاي اسلامي است. امروز شما شاهد هستيد كه ديگر آنها بحث شان فقط اين نيست كه در جمهوري اسلامي ايران دارد انديشه ديني و فكر ديني ظهور پيدا مي كند و تقابل پيدا مي كند با انديشه آنها. امروز در ظرفيت هاي ديگر اين ظرفيت بروز پيدا مي كند و اين ظرفيت روز به روز بالنده تر مي شود. به همين مناسبت يكي از بزرگ ترين دغدغه هاي آنها اين است كه اين ظرفيت و اين فضاي جديد نتواند براي ساير حركت هاي منطقه الگو باشد.
من فكر مي كنم امروز آنچه را آنها با همه ظرفيت به كار برده اند و وارد عرصه جنگ نرم با جمهوري اسلامي ايران كرده اند يك عرصه فرصت محور براي جمهوري اسلامي ايران است. من اين را بارها عرض كرده ام. اين باور بنده است. آنها وقتي در جنگ سرد با ما وارد مبارزه شدند، جنگ افزارها و سلاح هاي آنها قابل مقايسه با ما نبود اما چرا شكست خوردند؟ ما در جنگ سرد به مدد پشتوانه اي كه داشتيم در قدرت نرم توانستيم آنها را ناكام بگذاريم. ورود آنها الآن به عرصه جنگ نرم ورود به عرصه اي است كه مزيت نسبي است. ورود به عرصه اي است كه اگر اتفاقاً در جنگ سخت آنها زراد خانه در اختيار دارند در جنگ نرم زراد خانه هاي آنها كه زراد خانه هاي انديشه و فكر است در اختيار ماست و جمهوري اسلامي ايران حتماً به فضل خدا در اين جنگ نرم كه مزيت نسبي ما در آن است، موفق تر و پيروزتر خواهد شد. ان شاءالله
لینک کپی شد
نظر شما
