آتش انقلاب به رژیم سعودی هم می‌رسد

کد خبر: ۱۹۸۱۴۵
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۱ - ۱۳:۵۹ - 07January 2013
به گزارش ساجد به نقل از نشریه ایندیپندنت، رابرت فیسک در یادداشتی برای این نشریه به انتقاد از رفتار غربی‌ها و اسرائیل در قبال مردم بیگناه منطقه خاورمیانه پرداخته و پیش بینی می‌کند که انقلاب‌های مردمی دامن پادشاهی عربستان را نیز خواهد گرفت.

هرگز در مورد خاورمیانه چیزی را پیش‌بینی نکنید. اما پیش‌بینی در مورد این منطقه پیشینه بسیار قابل توجهی دارد. جهانگرد فرانسوی که به خلیج فارس و بغداد سفر کرده بود در سال 1883 می‌نویسد: «جنبشی عربی، که به تازگی آغاز شده، در آینده‌ای نزدیک هویدا خواهد شد و نژادی که تا کنون زیر پا لگد مال شده بود، جایگاه خود را در جهان اسلام مطالبه خواهد کرد.» یک سال پیش از آن، یک دیپلمات انگلیسی در جده تأیید کرد که «بنده خبر دارم که ایده آزادی برخی از اذهان را حتی در مکه، به خود مشغول کرده است...»

اجازه دهید به اکنون یعنی سال 2013 بپردازیم: «بیداری عربی» ادامه خواهد یافت، تقاضا برای کسب شأن انسانی و آزادی ـ اجازه دهید که اینجا حرفی از «دموکراسی» نزنیم ـ ثبات کاذبی را که در خاورمیانه برقرار بود را بر هم خواهد زد و ترس و نگرانی بسیاری را در واشنگتن و همچنین کشورهای حاشیه خلیج فارس به وجود خواهد آورد.

در تاریخ حماسی ملل، هیچ شکی در این مورد نیست. در کانون این نارضایتی‌ها مطالبه ایجاد یک دولت فلسطینی قرار می‌گیرد که هنوز شکل نگرفته و ممکن است شکل نگیرد و اسرائیل ـ از طریق ایجاد شهرک‌های یهودی‌نشین در سرزمین مردم عرب ـ می‌کوشد که «فلسطین» همچنان به عنوان یک رؤیای عربی باقی بماند.

اگر سال 2012 را بررسی کنند، خود فلسطینی‌ها متوجه خواهند شد که در سال 2013: 1) نه آمریکایی‌ها و نه اروپایی‌ها شهامت کمک کردن به آنها را ندارند، زیرا 2) اسرائیل همچنان در سایه‌سار مصونیت به کار خود ادامه خواهد داد، و 3) نه اوباما‌ها نه کامرون‌ها و نه هولاند‌ها هیچ یک کمترین علاقه‌ای به رویارویی با لابی لیکودی را ندارند، چرا که به محض وارد کردن کمترین انتقادی علیه اسرائیل، برچسب «ضد صهیونیسم» بودن بر پیشانی ایشان چسبانده می‌شود.

به این واقعیت باید این موضوع را نیز اضافه کنید که محمود عباس و رژیم به شدت نامعتبرش در رام‌الله به سمت سازش با اسرائیلی‌ها حرکت خواهند کرد حتی در زمانی که هیچ بستری برای سازش کردن باقی نمانده باشد. حماس و خالد مشعل همچنان وجود اسرائیل را منکر خواهند شد در نتیجه به اسرائیل این فرصت را می‌دهند به نادرستی مدعی شود که «هیچ کس را برای مذاکره کردن در مقابل خود نمی‌بینند»؛ و این ادامه خواهد یافت تا زمانی که جنگ بعدی در غزه آغاز شود و اسرائیلی‌ها از روی بزدلی از غرب بخواهند که «هر دو طرف را محدود کند»، گویی این فلسطینی‌ها هستند که تانک‌های مرکاوا، جنگنده‌های اف18 و هواپیماهای بدون سرنشین دارند. انتفاضه سوم؟ شاید.

در پیش گرفتن رویکرد رجوع به دادگاه بین‌المللی برای محکوم کردن اسرائیل به اتهام جنایات جنگی و ساخت شهرک‌های یهودی نشین در سرزمین دیگر مردمان؟ شاید. اما بعدش چه؟ فلسطینی‌ها پرونده مربوط به ساخت دیوار حائل را در دادگاه بین‌المللی پیروز شدند، اما هیچ اتفاقی نیافتاد. این سرنوشت فلسطینی‌ها است. به آنها گفته شد که خشونت را کنار گذاشته و روش‌های گاندی را در پیش گیرند، اما باز هم کاری از پیش نبردند. این بود اخبار بد برای فلسطینی‌ها در سال 2013.

در مورد ایران چه؟ ایرانی‌ها خیلی بهتر از آنکه غربی‌ها آنها را درک کنند، غربی‌ها را درک می‌کنند. ایرانی‌ها همواره در هر کاری شیوه‌ای را در پیش می‌گیرند که در پایان پیروز می‌شوند. جرج بوش به افغانستان حمله کرد و دشمن ایران، «طالبان سیاه» را نابود کرد. سپس به همراه بلر به عراق حمله کرد و صدام حسین، دیگر دشمن ایران را حذف نمود. بنابراین می‌توان گفت ایران پیروز هر دو جنگ عراق و افغانستان بود، بدون آنکه تیری شلیک کند.

اما شکی نیست که اگر اسرائیل/آمریکا ـ که هر دوی آنها در ایران و بسیاری از کشورهای خاورمیانه هیچ فرقی با هم ندارند ـ به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کنند، ایران هم مقابله به مثل خواهد کرد. اما اسرائیل به هیچ وجه شهامت جنگ تمام عیار با ایران را ندارد ـ اسرائیل بازنده این جنگ خواهد بود؛ و آمریکا، که تا کنون دو جنگ در خاورمیانه را از دست داده است، هیچ تمایلی به شکست در جنگ سوم ندارد. تحریم‌ها، شاید بتوانند کارگشا باشند، و بیشتر از اف18های اسرائیل کارایی داشته باشند. چرا آمریکا از همان روز اول ایران را تهدید می‌کند؟ آمریکا هنگامی که هند به سمت هسته‌ای شدن پیش می‌رفت، این کشور را تهدید نکرد. حتی هنگامی که پاکستان، کشوری بی‌ثبات و بسیار تندرو به سمت توسعه تسلیحات هسته‌ای پیش می‌رفت، هرگز آمریکا آن را به بمباران تأسیسات هسته‌ایش تهدید نکرد. بله، اینجا بود که این ادعا را شنیدیم، که توان هسته‌ای به دست کسی که نباید ممکن است بیافتد؛ همانطور که در مورد سوریه گفتند «گازهای سمی در دست نااهلانش قرار گرفته»، یا در مورد غزه هنگامی که حماس در انتخابات سال 2006 پیروز شد، گفتند دموکراسی «در دست نااهلان قرار گرفته» است.

حال که اوباما وارد دور دوم ریاست جمهوری هواپیما‌های بدون سرنشین خود شده است، اخبار جدیدی را در چهار سال آتی در مورد بمباران‌ مردم غیر نظامی و البته تروریست‌ها خواهیم شنید. روزی خواهد رسید که یکی از همین وسایل پرنده، که در دسته‌های هفت یا هشتایی پرواز می‌کنند، چندین غیر نظامی، از جمله شماری از اتباع غربی و سازمان‌های مردم نهاد را بمباران کرده‌اند. سپس اوباما به پشت تریبون رفته و عذر خواهی می‌کند ـ البته مانند ماجرای نیوتاون، اشک نخواهد ریخت. بنابراین در مورد این ماجرا، قصه امسال به این شرح خواهد بود. لابی تسلیحاتی در ایالت‌های مختلف به ما خواهد گفت که «این تفنگ‌ها نیستند که کسی را می‌کشند، این مردم هستند که مردم را می‌کشند.» همین قصه را در مورد حمله هواپیما‌های بدون سرنشین به پاکستان یا حمله بمب افکن‌های اسرائیلی به مردم غزه تطبیق دهید. این تفنگ‌ها/ بمب‌ها/ راکت‌ها نیستند که کسی را می‌کشند، چرا که آمریکایی‌ها قصد ندارند مردم غیر نظامی را بکشند و اسرائیلی‌ها هم نمی‌خواهند فرد بیگناهی را به قتل برسانند. همه این کشته‌ها، «آسیب جانبی» هستند؛ با این حال نمی‌توانید چنین بهانه‌ای را در مورد راکت‌های حماس ارائه کنید.

خوب دیگر چه چیزی برای سال 2013 باقی می‌ماند؟ بشار اسد. او تا کنون به خوبی در برابر نیروهای شورشیان مقاومت کرده است و غرب هم به تدریج در حال زانو زدن است. بله، اسد روزی خواهد رفت، اما نه به این زودی و نه به شیوه‌ای که قذافی رفت. مصر تونس نبود و یمن مصر نبود و لیبی یمن نبود و سوریه لیبی نیست.

در مورد کشورهای حاشیه خلیج فارس چه؟ عربستان، آیا بیداری عربی در این کشور هم رقم خواهد خورد. جایی که در واقع اولین انقلاب عربی، یعنی ظهور اسلام، رقم خورد و در سراسر جهان منتشر شد. افرادی هستند که می‌گویند نظام‌های پادشاهی خلیج فارس همچنان پابرجا خواهند ماند. اما نمی‌توان روی این ادعا حساب کرد. فراموش نکنید دیپلمات انگلیسی 130 سال پیش از این نوشت «حتی در مکه...».
تسنیم
نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین