چگونگي ورود حماسه 9 دي به معادله قدرت
اشاره
اولين اثر پيروزي انقلاب اسلامي در عرصه معادلات منطقه اي و جهاني ظاهر شد و پس از آن، معادله جديد قدرت بين ايران و استكبار كه نماد اصلي آن آمريكا بود، شكل گرفت. معادله قدرت تابعي از عوامل توليد قدرت مانند، توان نظامي، ثروت، موقعيت جغرافيايي، جمعيت و... است. در معادله قدرتي كه پس از انقلاب بين ايران و آمريكا شكل گرفت محور اصلي ذات انقلاب و انرژي متراكم در آن بود. ايران و آمريكا به مدت سه دهه رفتار متقابل شان را براساس اين معادله جديد قدرت تعيين مي كردند، ضمن آنكه از هر فرصتي براي تغيير آن به نفع خودشان سود مي جستند. در برخي موارد اتفاقاتي اين معادله را تكان مي داد؛ اما به غير از چند مورد نادر آنقدر قوي و مهم نبود كه بتواند در آن تغيير ايجاد كند. در آن چند مورد نادر كه بسيار هم مهم بودند، تغييرات ايجاد شده معادله را به نفع ايران تغيير داد. مانند پايان جنگ، شكل گيري حزب الله لبنان، شكل گيري حماس كه بعدها هم، شكست آمريكايي ها در عراق، توانمندي هسته اي و علمي ايران و... به آن اضافه شد. آمريكايي ها كه هميشه مترصد فرصتي براي تغيير اين معادله به نفع خودشان بودند، آن را در بستر انتخابات 22 خرداد سال 1388 يافتند كه در ادامه به فتنه و در پايان به شكل گيري حماسه 9 دي منجر شد. نوشتار حاضر درصدد بررسي اين مسئله است كه حماسه 9 دي چگونه وارد معادله قدرت بين ايران و آمريكا شد و آن را به نفع ايران تغيير داد.
بررسي حوادث آستانه انتخابات 22 خرداد و پس از آن اگر بر فرض، فاقد برنامه ريزي و مهندسي دقيق بوده، حاكي از آن است كه قرار گرفتن آنها كنار يكديگر مفهوم بسيار معناداري ايجاد مي كند كه نمي توان از آن گذشت و بلكه با تحليل آن، بسياري از مسائل روشن و درك مي شود. اگر فرض فوق براي اتفاقات اوليه پذيرفته شود، بايد گفت روند اتفاقات اوليه از جنس آن چيزي بود كه از مدت ها پيش در برنامه دشمن قرار داشت و اتفاقات بعدي براساس آن برنامه پيش آمد. در هر صورت، اين تفاوت جزئي تغيير در اصل موضوع ايجاد نمي كند. تحركات مشكوك و سازماندهي شده هواداران غالباً جوان موسوي پيش از انتخابات در قالب فعاليت هاي تبليغاتي از ظرفيت پرتحركي خبري داد كه با نزديك شدن به روز انتخابات بر تحرك و تعداد آنها افزوده مي شد. مشابه اين صحنه در دوم خرداد 76 هم وجود داشت با اين تفاوت كه شور آنها كمتر و تحركات شان ملايم تر و حد آن هم تا زمان رأي گيري بود، در حالي كه طرفداران موسوي نشان مي دادند كه ميل به درگيري و آشوب و تحميل ديدگاه شان و ادامه اين حركات در پس از رأي گيري را دارند. اين پديده بي سابقه و بسيار خطرناك بود.
اين مجموعه هاي پرتحرك كه نشانه هاي سازماندهي شدگي در آنها به وضوح ديده مي شد، نقطه آغاز تغيير معادله و اميد استكبار بود كه در ادامه توانست بستر حضور جمعيت 300-400 هزار نفري طرفداران موسوي را در 25 خرداد در خيابان آزادي فراهم كند، موضوعي كه آمريكايي ها سال ها انتظارش را مي كشيدند و يك گام بسيار بزرگ آنها را به تغيير معادله نزديك تر مي كرد و آنها تا چند ماه پيش از آن تصورش را هم نمي كردند. حادثه 25 خرداد، اتفاق بسيار بزرگي محسوب مي شد، زيرا دشمنان نظام براي اولين بار توانستند با تبليغ، فريب، نيرنگ و هوچي گري اغواكننده بخشي از مردم را به نفع اهداف خودشان و عليه نظام به خيابان آوردند. در آن روز در ظاهر همه چيز و در صدر حضور سازماندهي شده صدها هزار نفر در اختيار دشمن بود. نظام در برابر اين صحنه سازي مقاومت كرد و دست به روشنگري زد. خطبه هاي نمازجمعه امام خامنه اي(مدظله العالي) چهار روز پس از اين صحنه سازي سازمان جمعيتي، فتنه گران را به هم ريخت و آنها بلافاصله به ايجاد رعب و وحشت و تخريب اموال عمومي و ملي روي آوردند. در اين مرحله آنها اگرچه در صحنه ميداني سازمان جمعيتي شان را از دست داده بودند و در عرصه حقوقي نظام مباحث قانوني را كه مويد صحت برگزاري انتخابات بود، دنبال مي كرد؛ اما رفتار خشن و اغتشاشاتي كه آنها ايجاد كردند، سبب به وجود آمدن رعب و وحشت در جامعه شد. همراه با آشوب اراذل و اوباش كه نقش مزدوري استكبار را داشتند، تمام رسانه هاي دشمن نيز براي حمايت از آشوبگران و تضعيف روحيه مردم حامي نظام وارد صحنه شدند. تا آنجا كه خيابان ها صحنه درگيري عوامل فتنه با نيروهاي انتظامي و امنيتي شد و در اين ميان، مردم نقشي نداشتند و تنها نظاره مي كردند. از پيش معلوم بود تا چنانچه وضعيت به اين منوال ادامه پيدا كند، فتنه گران بازنده اين كارزارند از اين رو آشوبگران از يكسو بر آشوب، اغتشاش و ويرانگري و خشونت شان مي افزودند و از سوي ديگر، رسانه هاي دشمن با ترفندهاي تبليغاتي و عمليات رواني مردم را تحريك مي كردند كه به آشوبگران بپيوندند، حضور عوامل آموزش ديده منافقين، سلطنت طلب ها و بهائيان در بين آشوبگران و نشان دادن رفتار جسارت آميز، ساير آشوبگران را نيز جسورتر مي كرد. نيروهاي انتظامي و امنيتي پس از چند روز با اجراي چند طرح عملياتي توانستند تعدادي از افراد شاخص آنها را دستگير و تا حد زيادي تحركات آنها را مهار كنند؛ اما اگر غائله در اين نقطه و به اين شكل خاتمه پيدا مي كرد به هيچ وجه به نفع نظام نبود و با اينكه چنين خاتمه اي معادله قدرت بين ايران و آمريكا را تغيير نمي داد، ضربه سنگين و بدون پاسخي به نظام محسوب مي شد. در حالي كه بسياري گمان مي كردند فتنه با تسلط كامل نيروهاي نظامي و امنيتي به پايان مي رسد، رفتار وقيحانه فتنه گران در هتك حرمت مقدسات مردم در روز عاشورا سرنوشت فتنه و استكبار را در اين غائله تغيير داد. برگ برنده قاطع نظام يعني مردم در 9 دي آنچنان با شكوه و گسترده در سراسر كشور براي مقابله با فتنه گران و استكبار به صحنه آمدند كه هم فتنه گران را در داخل منكوب كرد و هم هيچ يك از سروصداها و ترفندهاي رسانه اي دشمن نتوانست اندكي از عظمت اين خروش فيصله دهنده را بپوشاند و مهم تر از همه اينكه نفس پديده بي نظير 9 دي در دفاع از انقلاب و كشور و زدن تودهني محكم به دشمنان نظام در قلب معادله قدرت بين ايران و آمريكا نشست و آن را به نفع ايران تغيير داد. اين حركت بسيار حساب شده و دفعي آمريكا را متوجه اين نكته دقيق كرد كه انقلاب اسلامي ريشه بسيار مستحكمي دارد و با اين پشتوانه عظيم هوشمند است كه سياست هاي خودش را دنبال مي كند و از تهديدات دشمن باكي ندارد. استكبار فكر مي كرد كاركرد حضور مردم در دفاع از انقلاب به حد بزرگداشت مراسم 22 بهمن و يا روز قدس رسيده و بيش از اين روي آن حساب نمي كرد؛ اما سيل خروشان حضور مردم در 9 دي اين تصور را باطل كرد و اين يعني حساب باز كردن بر روي حضور اين مردم در زمان لزوم كه در قالب تغيير معادله قدرت بين ايران و آمريكا و به نفع ايران معنا مي يابد.
رضا گرمابدرى
اولين اثر پيروزي انقلاب اسلامي در عرصه معادلات منطقه اي و جهاني ظاهر شد و پس از آن، معادله جديد قدرت بين ايران و استكبار كه نماد اصلي آن آمريكا بود، شكل گرفت. معادله قدرت تابعي از عوامل توليد قدرت مانند، توان نظامي، ثروت، موقعيت جغرافيايي، جمعيت و... است. در معادله قدرتي كه پس از انقلاب بين ايران و آمريكا شكل گرفت محور اصلي ذات انقلاب و انرژي متراكم در آن بود. ايران و آمريكا به مدت سه دهه رفتار متقابل شان را براساس اين معادله جديد قدرت تعيين مي كردند، ضمن آنكه از هر فرصتي براي تغيير آن به نفع خودشان سود مي جستند. در برخي موارد اتفاقاتي اين معادله را تكان مي داد؛ اما به غير از چند مورد نادر آنقدر قوي و مهم نبود كه بتواند در آن تغيير ايجاد كند. در آن چند مورد نادر كه بسيار هم مهم بودند، تغييرات ايجاد شده معادله را به نفع ايران تغيير داد. مانند پايان جنگ، شكل گيري حزب الله لبنان، شكل گيري حماس كه بعدها هم، شكست آمريكايي ها در عراق، توانمندي هسته اي و علمي ايران و... به آن اضافه شد. آمريكايي ها كه هميشه مترصد فرصتي براي تغيير اين معادله به نفع خودشان بودند، آن را در بستر انتخابات 22 خرداد سال 1388 يافتند كه در ادامه به فتنه و در پايان به شكل گيري حماسه 9 دي منجر شد. نوشتار حاضر درصدد بررسي اين مسئله است كه حماسه 9 دي چگونه وارد معادله قدرت بين ايران و آمريكا شد و آن را به نفع ايران تغيير داد.
بررسي حوادث آستانه انتخابات 22 خرداد و پس از آن اگر بر فرض، فاقد برنامه ريزي و مهندسي دقيق بوده، حاكي از آن است كه قرار گرفتن آنها كنار يكديگر مفهوم بسيار معناداري ايجاد مي كند كه نمي توان از آن گذشت و بلكه با تحليل آن، بسياري از مسائل روشن و درك مي شود. اگر فرض فوق براي اتفاقات اوليه پذيرفته شود، بايد گفت روند اتفاقات اوليه از جنس آن چيزي بود كه از مدت ها پيش در برنامه دشمن قرار داشت و اتفاقات بعدي براساس آن برنامه پيش آمد. در هر صورت، اين تفاوت جزئي تغيير در اصل موضوع ايجاد نمي كند. تحركات مشكوك و سازماندهي شده هواداران غالباً جوان موسوي پيش از انتخابات در قالب فعاليت هاي تبليغاتي از ظرفيت پرتحركي خبري داد كه با نزديك شدن به روز انتخابات بر تحرك و تعداد آنها افزوده مي شد. مشابه اين صحنه در دوم خرداد 76 هم وجود داشت با اين تفاوت كه شور آنها كمتر و تحركات شان ملايم تر و حد آن هم تا زمان رأي گيري بود، در حالي كه طرفداران موسوي نشان مي دادند كه ميل به درگيري و آشوب و تحميل ديدگاه شان و ادامه اين حركات در پس از رأي گيري را دارند. اين پديده بي سابقه و بسيار خطرناك بود.
اين مجموعه هاي پرتحرك كه نشانه هاي سازماندهي شدگي در آنها به وضوح ديده مي شد، نقطه آغاز تغيير معادله و اميد استكبار بود كه در ادامه توانست بستر حضور جمعيت 300-400 هزار نفري طرفداران موسوي را در 25 خرداد در خيابان آزادي فراهم كند، موضوعي كه آمريكايي ها سال ها انتظارش را مي كشيدند و يك گام بسيار بزرگ آنها را به تغيير معادله نزديك تر مي كرد و آنها تا چند ماه پيش از آن تصورش را هم نمي كردند. حادثه 25 خرداد، اتفاق بسيار بزرگي محسوب مي شد، زيرا دشمنان نظام براي اولين بار توانستند با تبليغ، فريب، نيرنگ و هوچي گري اغواكننده بخشي از مردم را به نفع اهداف خودشان و عليه نظام به خيابان آوردند. در آن روز در ظاهر همه چيز و در صدر حضور سازماندهي شده صدها هزار نفر در اختيار دشمن بود. نظام در برابر اين صحنه سازي مقاومت كرد و دست به روشنگري زد. خطبه هاي نمازجمعه امام خامنه اي(مدظله العالي) چهار روز پس از اين صحنه سازي سازمان جمعيتي، فتنه گران را به هم ريخت و آنها بلافاصله به ايجاد رعب و وحشت و تخريب اموال عمومي و ملي روي آوردند. در اين مرحله آنها اگرچه در صحنه ميداني سازمان جمعيتي شان را از دست داده بودند و در عرصه حقوقي نظام مباحث قانوني را كه مويد صحت برگزاري انتخابات بود، دنبال مي كرد؛ اما رفتار خشن و اغتشاشاتي كه آنها ايجاد كردند، سبب به وجود آمدن رعب و وحشت در جامعه شد. همراه با آشوب اراذل و اوباش كه نقش مزدوري استكبار را داشتند، تمام رسانه هاي دشمن نيز براي حمايت از آشوبگران و تضعيف روحيه مردم حامي نظام وارد صحنه شدند. تا آنجا كه خيابان ها صحنه درگيري عوامل فتنه با نيروهاي انتظامي و امنيتي شد و در اين ميان، مردم نقشي نداشتند و تنها نظاره مي كردند. از پيش معلوم بود تا چنانچه وضعيت به اين منوال ادامه پيدا كند، فتنه گران بازنده اين كارزارند از اين رو آشوبگران از يكسو بر آشوب، اغتشاش و ويرانگري و خشونت شان مي افزودند و از سوي ديگر، رسانه هاي دشمن با ترفندهاي تبليغاتي و عمليات رواني مردم را تحريك مي كردند كه به آشوبگران بپيوندند، حضور عوامل آموزش ديده منافقين، سلطنت طلب ها و بهائيان در بين آشوبگران و نشان دادن رفتار جسارت آميز، ساير آشوبگران را نيز جسورتر مي كرد. نيروهاي انتظامي و امنيتي پس از چند روز با اجراي چند طرح عملياتي توانستند تعدادي از افراد شاخص آنها را دستگير و تا حد زيادي تحركات آنها را مهار كنند؛ اما اگر غائله در اين نقطه و به اين شكل خاتمه پيدا مي كرد به هيچ وجه به نفع نظام نبود و با اينكه چنين خاتمه اي معادله قدرت بين ايران و آمريكا را تغيير نمي داد، ضربه سنگين و بدون پاسخي به نظام محسوب مي شد. در حالي كه بسياري گمان مي كردند فتنه با تسلط كامل نيروهاي نظامي و امنيتي به پايان مي رسد، رفتار وقيحانه فتنه گران در هتك حرمت مقدسات مردم در روز عاشورا سرنوشت فتنه و استكبار را در اين غائله تغيير داد. برگ برنده قاطع نظام يعني مردم در 9 دي آنچنان با شكوه و گسترده در سراسر كشور براي مقابله با فتنه گران و استكبار به صحنه آمدند كه هم فتنه گران را در داخل منكوب كرد و هم هيچ يك از سروصداها و ترفندهاي رسانه اي دشمن نتوانست اندكي از عظمت اين خروش فيصله دهنده را بپوشاند و مهم تر از همه اينكه نفس پديده بي نظير 9 دي در دفاع از انقلاب و كشور و زدن تودهني محكم به دشمنان نظام در قلب معادله قدرت بين ايران و آمريكا نشست و آن را به نفع ايران تغيير داد. اين حركت بسيار حساب شده و دفعي آمريكا را متوجه اين نكته دقيق كرد كه انقلاب اسلامي ريشه بسيار مستحكمي دارد و با اين پشتوانه عظيم هوشمند است كه سياست هاي خودش را دنبال مي كند و از تهديدات دشمن باكي ندارد. استكبار فكر مي كرد كاركرد حضور مردم در دفاع از انقلاب به حد بزرگداشت مراسم 22 بهمن و يا روز قدس رسيده و بيش از اين روي آن حساب نمي كرد؛ اما سيل خروشان حضور مردم در 9 دي اين تصور را باطل كرد و اين يعني حساب باز كردن بر روي حضور اين مردم در زمان لزوم كه در قالب تغيير معادله قدرت بين ايران و آمريكا و به نفع ايران معنا مي يابد.
رضا گرمابدرى
لینک کپی شد
نظر شما
