سروده ای در رثای علی چیت سازیان
به نام خدا
|
ای علی ای آیت عشق و صفا ای خلیل آسا تبر آهیخته ای سمند عشق و تقوی کرده زین هاله ی نوری که بر جانت نشست مرد میدان حماسه، مرد دین سبز پوش عرصه پیغمبری سایه آسا در کمین بنشسته ای آفتابی، شعله ی سوزنده ای در تو پرواز کبوترها پراست مست صهبای حقیقت بوده ای شاهدی بر ما و چرخ روزگار روزگاری جمع در روز تو بود باغ هستی زیب از نام تو یافت صبر بنیان ظفر بودی تو را
|
***
|
رهنورد خط سرخ کربلا شعله بر بنیان بت ها ریخته عازم رزم سپاه مشرکین کشتی اصحاب تاریکی، شکست باخته در مسلخ جان نرد دین کرده ره جویان حق را رهبری راه دزدان حقیقت بسته ای همچو درس عشق آموزنده ای جان تو عشاق را آبشخور است کاین چنین سر بر در حق سوده ای؟ ما و ننگی ها و چرخ روزگار شرمگین مهر از تب و سوز تو بود مرد و مردی کام از جان تو یافت در پناه او مفر بودی تو را
|
|
گرد راهت توتیای چشم ماست شهر در هجران تو سوزد هنوز شهر با بوی تو مستی می کند شمع ها گریان آن پروانه اند با جنون حق چه ننگت است عاقلی با تو پیمان خدایی محکم است گر چه از ما رخت غم بربسته ای نور چشمی چشمه چشمان عشق پرتوی از شمس حق چون با تو بود
|
|
از غبار او ضیای چشم ماست جامه از دیبای غم دوزد هنوز در فراقت چیره دستی می کند عاقلان مدهوش آن دیوانه اند بر ندای عشق سنگ است عاقلی آن یکی بی ادعایی محکم است در حریم دیدگان نشسته ای سرو آزادی ز شهرستان عشق راز دالان های هستی می گشود
|