روش های عملیات روانی برضد اسرا/بخش اول

کد خبر: ۲۰۲۰۸۴
تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۷ - 04February 2013
چکیده در این مقاله تحقیقی به منظور شناسایی روشهای عملیات روانی مورد استفاده رژیم بعث عراق علیه اسرای در بند ایرانی و نیز سنجش میزان تأثیر آن روشها بر اسرا، از بین آزادگان سه شهر کشور، نمونه‌ای به حجم۱۵۰ نفر انتخاب و نظرات آنان با استفاده از یک مقیاس اندازه‌گیری دارای پایایی ۸۲% اندازه‌گیری شد.

داده‌های به دست آمده با استفاده از روشهای توصیفی و استنباطی بررسی شد و نتایج آن نشان داد که عراقیها برای شکستن مقاومت اسرا، تخریب روحیه، فروپاشی انسجام و وحدت آنان و نیز تهییج و تهدید آنان از چندین روش استفاده کرده‌اند.

لیکن ۱ـ میزان استفاده آنان از روشهای مختلف متفاوت از یکدیگر بوده است.
۲ـ شدت استفاده آنان از عملیات روانی علیه اسرا در مراحل مختلف اسارت متمایز از هم بوده است.
۳ـ بعضی از اسرا بیشتر آماج عملیات روانی عراقیها قرار گرفته‌اند.
واژگان کلیدی: عملیات روانی، شستشوی مغزی، تخریب روحیه، محرومیت حسی، تهدید و ارعاب مروری بر مبانی و ادبیات موضوع از زمانی‌که هانتر (۱۹۵۶) نخستین گزارش خود را در خصوص روشهای عملیات روانی مورد استفاده ارتش چین علیه اسرای امریکایی جنگ کره منتشر کرد، تاکنون مطالعات و بررسیهای متعددی در زمینه فرآیند فروپاشی روحیه و شستشوی مغزیاسرای جنگی صورت گرفته است.

افزون بر آن، روان‌شناسان و عصب – روان‌شناسان درباره دامنه و فرآیند اثرگذاری روشهایی همچون محرومیت حسی، شستشوی مغزی و تخریب حافظه مطالعات تجربی متعددی را به سامان رسانده‌اند. در سطوری که در پی می‌آید پاره‌ای از یافته‌های این دو پژوهشگر مرور می‌شود.

روشهای مرسوم عملیات روانی علیه اسرا هانتر (۱۹۵۶) در مقاله‌ای با عنوان شستشوی مغزی در چین کمونیست( ) ادعا کرده است که چینیها طی سالهای ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۴ از روشهایی همچون محرومیت بلندمدت از خواب، محرومیت حسی و کاهش معنا‌دار وزن، علیه اسرای امریکایی استفاده کرده‌اند. به باور او، چینیها از آن‌رو از این روشها، که او آنها را شستشوی مغزی نامیده است، استفاده کرده‌اند که اولاً: اسرای امریکایی را به دادن اطلاعات و اعتراف وادار کنند و ثانیاً: آنان را متقاعد سازند که ایدئولوژی کمونیستی حاکم در چین، ایدئولوژی آزادی‌بخش است و نه ایدئولوژی توتالیتر که امریکاییها تبلیغ می‌کردند. هانتر، که یافته‌های خود را حاصل بررسی روی ۲۰۰۰ اسیر آزاد شده امریکایی اعلام کرده است اذعان داشته است که عملیات شستشوی مغزی چینیها توانسته است مقاومت سربازان و افسران اسیر شده امریکا را فرو پاشد و آنان را متقاعد سازد که ایدئولوژی مائوئیستی چین آنچنان که دستگاه تبلیغاتی امریکا ادعا می‌کرده است ضد انسانی و ناقض حقوق انسانها نیست. از همین روی، امریکاییها، به توصیه هانتر و سایر محققانی که اثرات اسارت روی اسرای امریکایی زندانی در چین را مورد مطالعه قرار داده بودند، اندکی پس از آزادی اسرا آنان را در قرنطینه قرار دادند تا به زعم خود، آنان را چینی‌زدایی! کنند. ادنا هانتر (۱۹۹۱) نیز در مقاله‌ای با عنوان اسرای جنگ فرآیند اعمال روشهای شستشوی مغزی روی اسرای جنگ را مورد تحلیل قرار داده است. او در تحلیل خود روشهای شستشوی مغزی را به شرح زیر فهرست کرده است:

۱- انزوا: بر اساس این روش اسیر از تمامی حمایتهای اجتماعی محروم می‌شود و هر گونه تماس او با دیگران قطع می‌شود. پیامد فوری این روش تردید فرد در مورد خویشتن و وابستگی شدید او به زندانبانان خویش است‌.
۲- دستکاری ادراک: در این روش اسیر وادار می‌شود برای مدتی طولانی توجه خود را به محرکی معین معطوف نماید یا یک محرک متحرک را با چشمانش تعقیب کند. در عین حال او از هر نوع واکنش دیگری منع می‌شود.
۳- ایجاد فرسودگی و خستگی: بر اساس این روش اسیر وادار می‌شود تا برای چندین ساعت پیاپی به انجام فعالیتی خسته‌کننده و اغلب انزجار‌آمیز، مبادرت ورزد. پیامد این روش تضعیف توانایی روانی و جسمانی اسیر و کاهش قدرت مقاومت او است.
۴- تهدید: روش تهدید مبتنی بر این اصل روان‌شناختی است که اضطراب شدید و یأس سبب فروپاشی مقاومت اسیر می‌شود.
۵- دلخوشی گاه و بیگاه: در حالی‌که اسیر در معرض تهدید، انزوا، محرومیت و فشارهای متعدد روانی و جسمی قرار می‌گیرد، گاهی نیز عوامل انگیزشی مثبتی برای او فراهم می‌شود تا بر اثر آنها خود را از حیث روانی تسلیم عوامل زندان و اردوگاه کند.
۶- نمایش اقتدار و دانایی مطلق: زندانبانان با بهره‌گیری از روشهای مختلف چنین به اسیر القا می‌کنند که آنها و نظامشان مظهر قدرت، اقتدار، دانایی و برتری مطلق‌اند. هدف این روش آن است که احساس مقاومت و ندامت در اسیر ایجاد شود.
۷- تحقیر و توهین: عوامل اردوگاه برای فروپاشی مقاومت اسرا و ترغیب آنان به همکاری، شخصیت آنان را زیر سؤال برده و آنها را با القاب زننده و توهین‌آمیز خطاب می‌کنند پیامد مستقیم این روش کاهش عزت نفس او و ایجاد احساس پوچی و بی‌معنایی است.
۸- مجبور ساختن به انجام کارهای بیهوده: بر اساس این روش، اسرا به صورت فردی یا گروهی وادار می‌شوند تا فعالیتهای بیهوده، پیش ‌پا افتاده و بی‌معنی را انجام دهند. برای نمونه، ساعتهای متوالی به نخ‌کردن دهها سوزن! وادار می‌‌شدند. هدف اصلی اینگونه روشها آن است که اسیر وادار شود تا در طول دوران اسارت بی‌چون و چرا از فرامین عوامل اردوگاه اطاعت کند.
هانتر و هستند (۱۹۸۴) در تحقیقی با عنوان کنترل فکر فرآیند شستشوی مغزی اسرای جنگی را بررسی کرده‌اند. آنان نشان داده‌اند که در سالهای نیمه دوم قرن بیستم میلادی زندانبانان و اداره‌کنندگان اردوگاههای اسرای جنگی برای فروپاشی مقاومت اسرای جنگی و مطیع‌کردن آنان از یافته‌های علومی همچون روان‌شناسی اجتماعی بهره گرفته‌اند.
برای مثال، آنان نشان داده‌اند که زندانبانان با بهره‌گیری از فنونی همچون قدم به درگاه خانه و به مرگ بگیر تا به تب راضی شود، به رام‌کردن اسیر مبادرت می‌ورزند.
در روش قدم به درگاه خانه (روش گام به گام) ابتدا از اسیر خواسته می‌شود تا اقدام کوچکی را انجام دهد و یا به یک سؤال پیش پا افتاده پاسخ دهد، بررسیها نشان داده است که «قبول تقاضای کوچک اولیه، احتمال پذیرش تقاضای بزرگ بعدی را بسیار بالا می‌برد». (کریمی، ۱۳۷۷، ص ۱۸۶). کریمی تأکید کرده است که روش گام به گام همان روش شستشوی مغزی است که در جنگ کره چینیها نسبت به سربازان اسیر امریکایی به کار بردند؛ بدین صورت که بازجویان چینی می‌کوشیدند تا پاسخگویی به یک سؤال پیش پا افتاده را از اسیران بخواهند و همین که فرد پاسخ به سؤالات پیش پا افتاده را آغاز کرد و به پاسخگویی به این سؤالات ادامه می‌داد، سؤالات مهم‌تر و اساسی‌تر نیز مطرح می‌شد. (ص ۱۸۶) اما، در روش دوم بر خلاف روش اول، ابتدا خواسته بسیار بزرگی مطرح می‌شد، برای نمونه، از اسیر می‌خواستند تا یکی از هم‌بندان خود را به قتل برساند، اسیر با رد این درخواست بزرگ متعهد به پذیرش خواسته‌های کوچک‌تری می‌شد. برای مثال، مدتی پس از آنکه او از به قتل رساندن یکی از هم‌بندان خود اجتناب ورزید، از او خواسته می‌شد تا گفتگوهای سیاسی و اعتراض‌آمیز هم‌بندانش را به اطلاع مقامات اردوگاه برساند. سگال) و دیگران (۱۹۷۶) نیز روشهای عملیات روانی ژاپنیها را روی اسرای امریکایی جنگ جهانی دوم مورد مطالعه قرار داده‌اند. آنان نشان داده‌اند که ژاپنیها با بهره‌گیری از فنونی نظیر کنترل همه‌جانبه، القای ترس و وحشت و آموزش مستمر و خسته‌کننده به تغییر عقیده اسرای امریکایی مبادرت می‌ورزیدند. سارجنت (ترجمه سیف بهزاد و صالحی، ۱۳۷۲) برخی از روشهای مورد استفاده روسها را در عملیات روانی علیه زندانیان سیاسی و اسرای جنگی بررسی کرده‌اند. محرومیت از خواب، کاهش جیره غذایی، ایجاد اضطراب، وادار‌کردن زندانی به حبس ادرار و مدفوع و تابانیدن مستقیم چراغهای پرنور به چهره زندانی در حین بازجویی و بازجوییهای مکرر از جمله شایع‌ترین روشهای مورد استفاده روسها علیه اسرا و زندانیان بوده است. به باور سارجنت این روشها «مغز را خسته و برانگیخته می‌سازد و در نتیجه مرحله وقفه حفاظتی سریع‌تر شده و فرد را در موقعیت تلقین‌پذیری قرار می‌دهد» (ص ۳۱۷).

ویکتور فرانکل، روانپزشکی که در جنگ جهانی دوم به اسارت آلمانی‌ها درآمد، در کتابی با عنوان انسان در جستجوی معنی (ترجمه صالحیان و میلانی، ۱۳۷۴) برخی از روشهای عملیات روانی آلمانها علیه اسرای زندانی را گزارش کرده است؛ محرومیت از خواب، تحقیر شخصیت، کاهش جیره غذایی و تهدید به مرگ از جمله روشهایی‌اند که فرانکل از آنها نام برده است. فرانکل در زمینه تحمیل بی‌خوابی بر اسرا می‌نویسد: وحشتناک‌ترین لحظه‌ها در بیست و چهار ساعت زندگی اردوگاهی ساعت بیداری بود. زیرا خواب ما را در سپیده دم گرگ و میش با نواختن سه سوت پاره می‌کردند. ما را بی‌رحمانه از خواب ناشی از خستگی مفرط و رؤیاهای شیرین‌مان جدا می‌کردند و در این زمان بود که باید با کفشهای خیس خود، که به ندرت می‌توانستیم پاهای دردناک و آماس کرده خود را در آن فرو بریم، کشمکش کنیم (ص ۵۲). او در خصوص تحقیر شخصیت اسرای زندانی نیز می‌نویسد « هر یک از ما اسرا پیش از اسارت فکر می‌کردیم کسی هستیم در حالی که در زندان برای ما کمترین ارزشی قائل نبودند. (ص ۹۴) فرانکل، همانند هانتر، تأکید می‌کند که روشهای مورد استفاده عوامل اردوگاه بر اسرا تأثیر عمیقی می‌گذاشت. او از جمله مهم‌ترین آن آثار را واپس‌روی اسرا می‌داند. منظور از وا‌پس‌روی آن است که فرد در اثر استرس و فشارهای جسمی و روانی فوق از حیث رفتاری به مراحل کودکی باز می‌گردد و رفتاریهایی همچون گریه، التماس، کثیف‌کردن خود و … از او سر می‌زند که تنها در دوران کودکی غیرعادی تلقی نمی‌شوند. برای نمونه فرانکل می‌نویسد «یک روز صبح صدای گریه کسی را شنیدم که او را آدم شجاع و با وقاری می‌شناختم. این مرد مثل کودکان گریه می‌کرد زیرا پس از کشمکش فراوان با کفشهایش که برایش کوچک شده بود نمی‌توانست پاهای آماس کرده‌اش را در آن بگذارد»

رو‌‌تلج و دیگران (۱۹۷۹)، در تحلیلی جامع، نشان داده‌اند که اعتقاد راسخ افراد اسیر به ارزشهای ماندگار و فرامادی موجب افزایش مقاومت آنان در برابر فشارهای روانی و فیزیکی ناشی از اسارت و اقدامات برنامه‌ریزی شده عوامل اردوگاه برای فروپاشی مقاومت آنان، می‌شود. با وجود این، این نویسندگان نیز تأکید می‌کنند که گاهی دامنه و تعداد روشهای مورد استفاده عوامل اردوگاه آنچنان شدید است که هر اسیری را از پای درمی‌آورد. پاره‌ای از محققان نشان داده‌اند که همه اسرا به یک اندازه آماج روشهای روانی و عملیات روانی کارکنان اردوگاه قرار نمی‌گرفتند. برای مثال هانتر (۱۹۹۱) نشان داده است که اسرای دارای درجات بالا، افسران اطلاعاتی و فرماندهان اسیر و افراد دارای تحصیلات بالاتر بیش از سایر اسرا آماج عملیات روانی قرار می‌‌گرفتند. او در تأیید ادعای خویش به یافته‌های به دست آمده از مطالعات صورت گرفته در خصوص اسرای جنگ کره و اسرای جنگ ویتنام اشاره می‌کند. به اعتقاد او کارکنان اردوگاه دقت و توان خویش را صرف اسیری می‌کردند که همکاری او آنان را در تحقق مقاصد و مأموریتهای خویش یاری رساند.
ادامه دارد…

سایت جامع آزادگان
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین