به روز شده در: ۱۸ فروردين ۱۳۹۹ - ۰۰:۱۷
شهید «حمید جعفری»:
شهید «حمید جعفری» در وصیت‌نامه خود می‌نویسد: خدایا تنها راه سعادت خویش را شهادت در راهت یافتم و این نیست من مگر لطف و عنایتت نسبت به بنده اش، خداوندا مرا از این همه لطف و عنایت دور مگردان و شهادت را نصیبم کن.
کد خبر: ۳۸۹۱۰۹
تاریخ انتشار: ۰۵ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۵ - 24March 2020

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از آذربایجان شرقی، شهید «حمید جعفری» در سال 1339 در یک خانواده کم درآمد و مذهبی در شهرستان میانه پا به عرصۀ وجود نهاد و پس از خلق حماسه‌های مختلف به عضویت رسمی سپاه پاسداران در آمد و راهی جبهه شد و سرانجام در سال 1366 با سمت فرمانده گردان بقیه‌الله جامه شهادت را بر تن کرد.

وصیتنامه شهید:

بسم الله الرحمن الرحیم

« ربنا افرغ علینا صبرا وثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الکافرین »

« يا رب العالمین، ای غیاث المستغیثین و ای حبیب قلوب الطاهرین »

آری، من هم مثل شهیدان دیگر می آیم، تا با قطرات خون خود به دریای شهیدان بپیوندم. باید رفت و تو را شکر که راه شهادت را، که یگانه راه رسیدن به توست، به من، بنده‌ي حقیر و گناهکار، ارزانی داشتی. تو را شکر که این نعمت گرانقدر خود را به این انسان گناهکار عطا فرمودی و من تنها راه سعادت خویش را شهادت در راهت یافتم و این نیست من مگر لطف و عنایت پروردگار نسبت به بنده اش، خداوندا مرا از این همه لطف و عنایت دور مگردان و شهادت را نصیبم کن.

به نام الله و به نام شهیدانی که چون ندای حق را شنیدند، عاشقانه سوی او شتافتند و در اوج انسانیت با خون خود این حقیقت را گواهی کردند که، « لا اله الا الله ». من عاجزم از اینکه حالت روحانی خود را بیان کنم.

 آنچه در این جنگ و نبرد حق و باطل آموختم، تنها برای خدا بودن و در راه خدا بودن و در راه خدا خون دادن و بندگی خدا است. می دانم آنان که عاشقانه برای خدایشان زندگی می کنند، عاشقانه هم برای او خواهند مرد. من برای کسی وصیتی ندارم و در حدی نیستم که برای امت شهید پرور و قهرمان وطن اسلامیم وصیتی داشته باشم. ولی مشتی درد و رنج دارم که بر روی صفحه‌ي کاغذ می آورم تا همچون دشنه ای بر قلب سیه دلان، که این آزادی را حس نکردند و بر سر اموال دنیا انسانها و جهان را به نیستی و نابودی سوق دادند فرود آورم. خداوندا، تو خود شاهد بودی و هستی که این بنده‌ي گناهکار تو تمام مدت عمری که در این دنیای فانی سپری کرد، به هیچ گروهی و هیچ انجمنی وابسته نبوده و فقط و فقط در راه تو و برای رسیدن به تو تلاش کرده و ندای بر حق امامش را لبیک گفته و هستی و زندگی تازه خویش را در راه به هدف رسیدن حکومت عدل الهی فدا کرده است.

بله؛ ای امام، درد تو را جوانان و آن نوجوان 13 ساله درک می کند. این جوانان که از مال دنیا فقط تو را دارند و جان خویش را برای رسیدن به هدف شما، که اسلام است، فدا می کنند و می گویند: ای امام، تا لحظه ای که خون در رگ ما جوانان اسلام وجود دارد، لحظه‏ ای نمی گذاریم خط پیامبر گونه‌ي تو، که به خط انبیا تاریخ متصل است، به انحراف کشیده شود.

خدایا، پدر و مادر، خواهران و برادران و همسر و سایر دوستان و بستگانم را صبر و مقاومت همراه با آگاهی عطا کن تا بدانند که « ما اصاب من المصیبه الا باذن الله » جمله ای از امام عزیز یادم آمد که: ” زندگی من به اسلام خدمتی نکرد، شاید مرگم موجب خدمتی شود. “

حال سخنی چند با خانواده‌ي عزیزم:

ای پدر، معلم اخلاقم تو بودی. راستی که نتوانستم وظیفه‌ي فرزندی را نسبت به شما به جا آورم و نتوانستم زحمات پدرانه‌ي شما را جبران کنم. باید ببخشی. پدرجان، تنها خواهشی که از شما دارم صبر و استقامت در راه خدا است. در نماز جماعت و نماز دشمن شکن جمعه همیشه پیشقدم باش.

و تو ای مادرم، ای مهربانترین، وقتی جای مرا در خانه خالی می بینی، غمگین و عزادار می شوی، همچون زینب کبری(س) صبور و استوار باش. تو از طفولیت تا به امروز همیشه و در همه حال برایم جانفشانی کرده و زحمت بی حساب کشیدی. از اینکه نتوانستم فرزندی شایسته برایت باشم باید مرا ببخشی و شیر پاکت را حلالم کنی.

مادرم، اگر شهید شدم، اندوهی به خود راه نده و پیراهن عزا برایم نپوش که این کار تو باعث شادی دشمنان اسلام می شود. بدان و آگاه باش که شهدا در جوار قرب الهی قرار می گیرند. شما ای خواهران و برادرانم، به عظمت امـام بیشتر توجـه کنید. سعـی کنید عظمت او را بیشتـر از پیش درک نموده و خود را وقف فرامین او سازیـد و صداقت و اخلاص خود را همچنـان که حفظ کرده اید، حفظ نمایید. بایـد آنچه را که وظیفـه‌ي الهـی شماست، انجام دهید تا در سایـه‌ي او به کمال و تقرب الهی برسید. خداوند شما را در انجام امورات خیر عزیز و موفق بدارد.

حال خدایا، بگذار عاشقانه درمیدان شهادت بتازیم و بگذار غرور و تکبر را با آب خلوص و صدق و تواضع شستشو دهیم و با خون خود ننگ هزار ساله‌ي تاریخ را بشوییم. شهادت مرا آزاد کرده است و من آزادی خود را به هیچ چیز حتی به حیات خود نمی فروشم.

من نه لیاقت بهشت و نه لیاقت اسم شهید و مقام شهید را دارم، ولی از درگاه معبودم خواهانم، تا هنگامی که دشمن را به لرزه نیندازم نمی خواهم به سادگی کشته یا مجروح شوم.

در خاتمه سلامتی و ظهور حضرت ولیعصر (عج) و توفیق برادران و خواهران عزیز را از خداوند منان خواهانم. از خداوند پیروزی اسلام و مسلمین را می طلبم. باشد که ان شاءالله رزمندگان عزیز پرچم و بیرق یگانه‌ي توحید را در قدس عزیز و کربلای حسینی و تمامی کشورهای زیر ستم به اهتزاز در آورند. (آمین یا رب العالمین)

همچنین برای این حقیر دعا کنید تا خداوند گناهان مرا عفو کند.

انتهای پیام/

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها
آخرین اخبار