شیر زن ایرانی
گروه استانهای دفاعپرس- «ابوالقاسم محمدزاده» پیشکسوت دفاع مقدس؛ زن، واژهای است هزارساله و پر از معنی، گاهی تنها با ادای چند جمله، پرده از غبار اندیشهها برمیدارد و چنان واگویههایش حقیقت را برملا میسازد و نفوذ کلامش بر جانها رسوخ میکند که برای همیشه تاریخ جاودانه میشود.

فراموشمان نمیشود که همین زن، در حادثه عاشورای سال۶۱ هجری قمری، چنان پرده از نقاب یزید برداشت که یزید را رسوای خاص و عام کرد؛ و یادمان نخواهد رفت که در عصر یکی از روزهای خرداد، جایی در تهران، زنی پشت میزی در ساختمان شیشهای تهران نشسته بود و داد سخن میگفت و به نیابت شیرمردان ایران زمین، حماسه نبرد بین حق و باطل میخواند. در حالی که دیو جنگ، پایش را کشیده بود به خیابانهای تهران و تا میانه شهر پیش آمده بود.
شیرزن! حماسی میخواند و روشنگری میکرد. شیر زنی از تبار زینب (س) که زبان حقیقت بود و گویای «ما رایت الا جمیلا». اما، دشمن زبون تاب نیاورد و حماسه روشنگریاش را جاودانه کرد و ثبت جهانی.
او واژه حرفه را خوب شناخته بود و رسالت خبررسانی و خبرگزاری را خوب درک کرده بود؛ و قلم ناتوان است از ستایش یک زن، یک مادر، یک مجری که در مقابل چشم هزاران بیننده حقارت صهیونیسم را به دنیا نشان داد و هیمنه امپراطوری دروغ رسانهای دنیا را یک تنه به سخره گرفت و ثابت کرد که تربیتیافته مکتب زینب (س) و اسلام است. ثابت کرد ایرانی است (س) و خون تهمینه در رگ دارد، فریاد زد تا جهانیان همه اوج شجاعت و دلاوری
یک زن ایرانی را ببینند:
من ایرانیم خون تهمینهها در رگم
مرامم همان راه و من پیرو زینبم
سخن بر لبم حق و روشنگریست
بلی استادم در این ره دخت علیست
شجاعت، بلاغت، فصاحت از اوست
همانی که از کودکی بر لبم گفتگوست
غدیرییم و زینبی گفتوگو میکنم
و رسوای عالم مرام عدو میکنم
من ایرانیام، حیدرییم چه باک
اگر پیکرم در مسیر وطن افتد به خاک
آری! جملههایی که سحر امامی، بیخطابه، بداهه بر لب جاری ساخت و جهانیان شنیدند، برای همیشه تاریخ ماندگار خواهد شد و درس آزادگی به زنان عالم خواهد داد، آری بانو سحر امامی، خبرنگار و مجری شبکه خبر برای همیشه تاریخ ماندگار شد و باعث افتخار ایران و ایرانی، مایه سربلندی زن ایرانی و نماد حق. مگر بانو امامی اسلحه در دست داشت یا پشت سنگری بتنی ایستاده بود؟
همان چند جمله حماسی که در سراسر گیتی در حال انتشار و شنیدن بود، کفایت میکرد که چهره زبون و وقیح و واقعی صهیونیسم را به دنیا مخابره کند. همان چند جمله پایانی خطبههایش کفایت میکرد تا نان کلماتش، گرسنگان عالم دانایی را سیر کند و خشم دشمن صهیونیستی را برانگیزد. مگر او مسلح بود و سلاح در دست داشت؟
چه زیبا سخن استاد کلام و بلاغت علی علیهالسلام پس از سالها نمود پیدا کرد که در بخشی از نامه ۳۱ فرمود «در تمام کارها، خود را به خدا واگذار کن که به پناهگاه مطمئن و نیرومندی رسیدهای» و خداوند از زبان و عمل شیرزنی ایرانی، چهره واقعی دشمن را به تصویر کشید و جهانیان دیدند او فقط فریاد زد «الله و اکبر ... الله و اکبر»
انتهای پیام/


