ایستادن در میدان جنگ برای روایت شجاعانهتر از انتقاد است
سعید فرجی، مستندساز و کارگردان مستند «حالا من از جنگ قصه دارم» که در بخش مسابقه ایران و «جنگ ۱۲ روزه» نوزدهمین جشنواره بینالمللی سینماحقیقت حضور دارد، در گفتوگو با خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، درباره دشواریهای تولید مستند در جریان جنگ ۱۲ روزه و چرایی کمرنگ بودن آثار جسورانه، اظهار داشت: من درباره این موضوع یک بحث جدی دارم. ما در وضعیت جنگ بودیم. وقتی به ما پیشنهاد ساخت کار داده شد، جنگ تازه تمام شده بود و من آن لحظه اصلاً به صلاح نمیدیدم که وارد فضای انتقادی شویم. هنوز جنگ تمام نشده، بعد من بیایم از چیزی انتقاد کنم که خودم در دل همان وضعیت دارم انجامش میدهم؟ من باید از چه چیزی انتقاد میکردم؟!

وی ادامه داد: من میخواستم خودِ جنگ را نشان بدهم؛ یک روایت زنانه از جنگ. اینکه یک خانم وسط جنگ ایستاده، عکاسی میکند، تلاش میکند، کمک میکند و با یک نگاه کاملاً اعتقادی به ماجرا وارد میشود. ما باید نشان میدادیم چه رنجی کشیده شد.
کارگردان مستند «حالا من از جنگ قصه دارم» با اشاره به اهمیت روایت فراتر از مدیوم فیلم گفت: من شاید مدل انتقادم جور دیگری باشد. شاید در فیلمم نیایم انتقاد مستقیم بکنم، اما سعی میکنم به آدمهایی دسترسی پیدا کنم که میشود با آنها حرف زد. وقتی فیلم آماده نیست، روایت میکنم. روایت یک صنعت جدی است.
فرجی افزود: گاهی خودِ من یک رسانهام. وقتی قصه میگویم، لرزش صدایم، اشکی که در چشمم جمع میشود، خشمم، همه اینها برای مخاطب تأثیر دارد؛ گاهی حتی بیشتر از یک فیلم. فیلم جای خودش را دارد، اما روایت زنده هم کار خودش را میکند که ما قبل از آماده شدن مستندمان با حضور در جمع دوستان و روایت این اتفاقات، دست به انتقال و انتشار روایت زدیم.
مردم خارج از تهران هم باید جنگ را میفهمیدند
فرجی با اشاره به تجربه روایت جنگ برای مخاطبان شهرستانی گفت: ما فقط مردم تهران را نداریم. در شهرهایی مثل شاهرود، دعوت شدیم و رفتیم روایت جنگ را گفتیم. هنرمندان و مردم نشستند و قصههای ما را شنیدند. خیلیها تشکر میکردند و میگفتند ما جنگ را نفهمیدیم، شما آمدید و ما را شریک کردید.
کارگردان مستند «حالا من از جنگ قصه دارم» تأکید کرد: آن موقع فیلم هنوز آماده نشده بود، اما روایت انجام میشد. الان که فیلم آماده شده، میروم آن را نمایش میدهم و بعد باز هم درباره جنگ حرف میزنم. حتی اگر حرف نزنم، فیلم کار خودش را میکند.
وی درباره مفهوم جسارت در سینمای مستند گفت: چرا فکر میکنیم کار جسورانه یعنی فقط انتقاد کردن؟ ما جانمان را کف دستمان گذاشتیم، وسط جنگ ایستادیم، کار کردیم، توهین هم شنیدیم، فحش هم خوردیم، اما مهم نبود؛ چون من مهم نیستم، خبر مهم است، تصویر مهم است. ما نباید یکطرفه به قاضی برویم. بعد از ۳۶–۳۷ سال از پایان جنگ هشتساله، در عرض چند ساعت ارکان نظامی کشور مورد هدف قرار میگیرد. اگر این را روی کاغذ بنویسید، میبینید میتوانست یک نظام را ساقط کند. در چنین شرایطی، ما در اضطراب جلوی دوربین ایستادهایم.
مسئله انتخاب و اعتماد در تولید
فرجی با انتقاد از سازوکارهای محدودکننده تولید مستند در شرایط جنگی گفت: اگر یک سیستم طراحی میشد که در جریان جنگ تحمیلی اخیر به یک عده خاص اعتماد میشد، با اینکه حتماً تولیدات بیشتری صورت میگرفت اما با این وجود وقتی اعتبار را به یک تعداد محدود میدهید، طبیعی است که در بین دیگر مستندسازان حرف و حدیث ایجاد شود لذا در این شرایط من ترجیح میدهم انتخاب نشوم، خودم راه پیدا کنم و کار کنم، تا اینکه بگویند اینها خودیاند و گذاشتهاند کار کنند.
وی آثار تولید شده دوران جنگ تحمیلی رژیم صهیونی علیه کشورمان و دفاع مقدس 12 روزه را جسورانه دانست و افزود: حتی فیلمهای غیرجنگی که در آن دوره ساخته شد هم جسورانه بود. نباید همه چیز را فقط در قالب انتقاد ببینیم.
این مستندساز با اشاره به تجربه فعالیت بینالمللی خود گفت: دوستان خارجی میگویند، ایران سختترین جایی است که در آن عکاسی کردهاند. مردم اجازه نمیدهند با اینکه در شرایط عادی فضای کشورمان امنیتی نیست چنین دشواریهایی وجود دارد. در این شرایط ما به عنوان مستندساز نباید وارد یک درگیری شویم که گاهی بیشتر از اینکه به اصلاح کمک کند، باعث دعوای بیشتر شود.
فرجی درباره چرایی تمرکز فیلم بر روایت زنانه گفت: این ایده فقط به خاطر زوج بودن ما نبود. همسرم میخواست کار کند و در این شرایط جنگی عکاسی و مستندسازی کند و من نگران بودم. نیتمان کمک کردن بود. من از دور میدیدم یک خانم با دوربین ایستاده و تلاش میکند مقاومت را نشان دهد.
وی ادامه داد: ما همیشه از جنگ گفتهایم، اما کمتر از مقاومت مردم حرف زده شده است. مردمی که با وجود فشارهای اقتصادی و حتی اختلاف نظر در کشورشان ایستادند؛ چیزی که دشمن جور دیگری روی آن حساب کرده بود.
تجربهای فشرده از تمام جنگها
فرجی با اشاره به اتفاقات تلخ آن روزها گفت: در عرض ۲۴ ساعت، همسرم چیزهایی دید که من در ۲۰ سال جنگ دیده بودم؛ از بمباران تهران تا دیدن پیکرهای متلاشیشده، انفجار خیابان فلسطین و سوگواری آن فضا. او متنی نوشت با عنوان «سوگواری در خیابان فلسطین» که در مجله مستند چاپ شد و از دل آن این فیلم ساخته شد.
وی درباره شیوه مواجهه خود با محدودیتها گفت: من با هر چیزی که میشود، حتی صدای پدافند، میتوانم فیلم بسازم. شاید این محدودیتها بعضی وقتها آدم را خلاقتر کند. جنگ فقط موشک و درگیری نیست؛ اضطراب، صدا، سکوت و ایستادگی مردم هم جنگ است.
فرجی در پایان تأکید کرد: من از وضعیت و حجم تولیدات درباره جنگ ۱۲روزه راضی نیستم و کاملاً با دوستانم موافقم که باید فضا بازتر میشد. این جنگ خیلی فشرده و ۱۲روزه بود. شاید اگر طولانیتر میشد، تولیدات بیشتری شکل میگرفت. امیدوارم جنگی رخ ندهد، اما اگر شد، باید جور دیگری با روایت و تولید رسانهای برخورد کنیم.
انتهای پیام/ 121


