روایت فرزند شهید میرغفاری از یک عمر مجاهدت+ پادکست

فرزند شهید سیدمصطفی میرغفاری با ذکر خاطراتی از پدرش، او را مجاهدی معرفی کرد که عمر خود را صرف خدمت به مردم، فعالیت‌های جهادی و دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی کرد.
کد خبر: ۸۰۳۱۴۲
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۴۰۴ - ۰۷:۳۸ - 07January 2026

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از البرز، شهید «سیدمصطفی میرغفاری» در پی حملات وحشیانه رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی به کرج همراه با دیگر همکارانش به فیض شهادت نائل آمد.

وی از نیرو‌های فعال سپاه و چهره‌ای شناخته‌شده در عرصه فعالیت‌های جهادی و خیریه بود و همواره تلاش می‌کرد خانواده‌اش را نیز در مسیر خدمت به مردم همراه سازد. او نه‌تنها در میدان مأموریت‌های سپاه حضوری مستمر داشت، بلکه در کنار آن، وقت خود را صرف کمک به محرومان و نیازمندان می‌کرد.

فرزند این شهید والامقام در روایت خود می‌گوید: پدرم هیچ‌وقت بیکار نبود؛ یا مشغول مأموریت‌های سپاه بود یا در خیریه فعالیت می‌کرد. ما را هم با خودش می‌برد تا مهربانی و کمک‌کردن را یاد بگیریم. با هم بسته‌های ارزاق را بین مستمندان توزیع می‌کردیم.

او به یکی از خاطرات شیرین خود اشاره می‌کند و می‌گوید: یک‌بار در مشهد به خانه‌های اطراف حرم برای جابه‌جایی فرش‌ها کمک کردیم؛ چقدر خندیدیم و آن روز تبدیل به یک خاطره ماندگار شد.

فرزند شهید میرغفاری با اشاره به روز‌های تلخ شهادت پدر ادامه می‌دهد: وقتی خبر حمله به سپاه کرج را شنیدیم و پدرم جواب تلفن‌ها را نمی‌داد، دل‌نگرانی تمام وجودمان را گرفت. مادرم می‌گفت محال است مصطفی ما را بی‌خبر بگذارد. اما ساعتی بعد خبر دادند که دیگر بابا ندارم…

وی می‌افزاید: داد می‌زدم بابامو می‌خوام. اجازه ندادند پیکرش را ببینم. مدام از دیگران می‌پرسیدم آیا بابام خیلی زجر کشید؟ خیلی درد کشید؟

این روایت، تنها بخشی از دلتنگی‌های فرزندی است که هنوز پدر را در مسجد محل، در اعتکاف، در فعالیت‌های خیرخواهانه و در لباس سبز پاسداری می‌جوید؛ پدری که عشق به امام حسین (ع) و آرمان‌های شهدا را با عمل معنا کرد و سرانجام، به یاران شهیدش پیوست.

انتهای پیام /

برچسب ها: البرز ، کرج ، دفاع پرس
نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار