در دادگاه رسیدگی به اتهامات منافقین مطرح شد؛

جنایات منافقین؛ از سوزاندن بیماران تا کشتن کودکان در آغوش مادر

وکیل شکات با بیان اینکه کشتار مردم و بیماران، سوزاندن بیماران، حمله به بخش زایمان و کشتن اطفال تازه به دنیا آمده از جمله جنایت‌های منافق است، گفت: هیچ یک از این اقدامات برای مقاومت و مقابله با نظامیان نبوده است.
کد خبر: ۸۱۰۰۲۶
تاریخ انتشار: ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۸ - 03February 2026

به گزارش خبرنگار جامعه دفاع‌پرس، پنجاه و سومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات گروهک تروریستی منافقین صبح امروز (سه‌شنبه) با حضور خانواده شهدا، اعضای جدا شده این سازمان و وکلا در دادگاه ۵۵ بین‌الملل برگزار شد.

دادگاه رسیدگی اتهامات گروهک تروریستی منافقین آغاز شد

حجت‌الاسلام والمسلمین دهقانی، قاضی دادگاه در ابتدای جلسه، اظهار داشت: دادگاه حاضر در راستای رسیدگی به کیفرخواست واصله از دادسرای عمومی و انقلاب تهران برای رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از متهمان، اعضای کادر مرکزی و شخصیت حقوقی سازمان منافقین در شعبه ۱۱ دادگاه کیفری یک تهران برگزار می‌شود.

در ادامه وکیل شکات در جایگاه حاضر شد.
 
وکیل شکات در تبیین ماهیت جنایتکارانه گروهک تروریستی منافقین و در راستای شکایت موکلین، تأکید کرد: این سازمان با کارنامه‌ای مشتمل بر شهادت بیش از هفده هزار تن از شهروندان ایرانی، همواره دست به کشتار مردم بی‌گناه، از جمله جوانان و کودکان زده و حتی به این اقدامات افتخار کرده است.
 
وی با اشاره به یکی از مصادیق روشن این جنایات و عملیات فروغ جاویدان، گفت: در آن عملیات مسعود رجوی پس از پذیرش قطعنامه و برقراری آتش‌بس، با جلب حمایت صدام حسین، برای بقای سازمان مجدداً به اقدام نظامی و کشتار مردم ایران متوسل شد؛ چرا که حیات این تشکیلات بر پایه عملیات‌های تروریستی و ایجاد رعب و خشونت استوار بوده است. در این عملیات، کشتار جمعی، قتل‌های فجیع، تخریب شهر‌ها و روستاها، آواره‌سازی غیرنظامیان، آتش‌زدن بیمارستان‌ها، منازل و نابودی اموال غیرنظامیان رخ داد که تنها بخشی از جنایات آنها است.
 
وکیل شکات در خصوص مسئولیت کیفری عوامل دخیل متهمان گفت: به طور کلی در چند دسته قابل تقسیم هستند؛ افرادی که مباشرت و فرماندهی عالی عملیات‌های تروریستی را بر عهده داشته‌اند، فرماندهان میانی و مسئولان محورها، اعضای مسلح و کادر‌های عملیاتی گردان‌ها و گروهان‌ها و همچنین اشخاصی که هرچند در صحنه عملیات حضور مستقیم نداشته‌اند، اما با پشتیبانی، برنامه‌ریزی، تصمیم‌سازی و تسهیل اقدامات مجرمانه در تحقق این جنایات نقش مؤثر ایفا کرده‌اند؛ بنابراین در این پرونده با یک اجتماع ساده مجرمان برای ارتکاب چند جرم محدود مواجه نیستیم، بلکه با یک سازمان تروریستی منسجم، ساختارمند و سازمان‌یافته روبه‌رو هستیم.
 
حجت الاسلام مسعود مداح، وکیل شکات گفت: در چارت تشکیلاتی سازمان منافقین که در نشریه مجاهد شماره ۲۵۲ صفحه ۴۵ تا ۶۲ شرح داده شده است، مسعود رجوی متهم ردیف ۲ پرونده به عنوان رهبری معرفی می‌شود و مریم رجوی متهم ردیف سوم پرونده هم ردیف با مسئول اول سازمان معرفی می‌شود. به عنوان مثال علی زرکش فرمانده نظامی و سیاسی معرفی می‌شود.
 
وی افزود: یک لیست تقریباً ۱۹ نفره از اعضای سازمان را نام می‌برند که اینها اعضای دفتر سیاسی سازمان هستند و علی القاعده کارشان این بوده که کار‌های سیاسی را انجام دهند، اما چرا گفته می‌شود آنها یک گروهک تروریستی هستند؟ زیرا همان فردی که در بحث سیاسی هم فعالیت دارد و یا کسی‌که در بحث تامین مالی مشغول بوده، بنا به گواهی که شهود حاضر در این جلسه هم اذعان کردند، کسی از اشرف خارج نمی‌شده است مگر اینکه مسلح باشد؛ لذا اینها یک تیم تروریستی مسلح هستند.
 
وکیل شکات با ذکر مثالی گفت: محمود عطایی متهم ردیف ۲۶ پرونده که در دفتر سیاسی سازمان فعالیت می‌کند و خود سازمان این شخص را به عنوان فرد فعال در دفتر سیاسی معرفی می‌کند، در عملیات فروغ جاویدان، فرماندهی محور تهران را بر عهده دارد که فرمانده ۱۳ تیپ می‌شود و مسئولیتش تصرف شهر تهران بوده و وارد درگیری می‌شود. شخص دیگری مانند مهدی براعی هم به همین ترتیب بوده است.
 
وی ادامه داد: همچنین اعضایی را به عنوان اعضای کادر مرکزیت سازمان و اعضایی را به عنوان اعضای اجرایی سازمان نام می‌برند و کار‌های مختلفی را به آنها می‌سپارند، اما وقتی حرف از عملیات باشد، همه آنها مسلح شده و مباشرت در این جنایات دارند. نهایتاً دسته چهارم افرادی بودند که بعد از این عملیات و بعد از اقدامات تروریستی سازمان، عضو سازمان منافقین شده باشند.
 
حجت الاسلام مداح عنوان کرد: در جلسه گذشته نسبت به مسئولیت کیفری این پنج دسته به صورت تفکیک شده مطالبی را عرض کردم و انتصاب سه بزه افساد فی الارض، محاربه و بغی را با تطبیق ارکان مادی و معنوی بر متهمین پرونده و اعضایی که در عملیات فروغ جاویدان نقش جدی داشتند مفصلاً خدمت دادگاه بیان کردم.
 
وکیل شکات با بیان اینکه کشتار مردم و بیماران، سوزاندن بیماران، حمله به بخش زایمان و کشتن طفل تازه به دنیا آمده و در آغوش مادر از جمله اقدامات منافق بوده است، گفت: هیچ یک از این اقدامات برای مقاومت و مقابله با نظامیان نبوده است.  اینکه ایشان مسئول پشتیبانی بوده است، دقیقا چه کار‌هایی را انجام می‌داده است. او مسئول تامین و توزیع غذا، سوخت، مهمات، لباس و تجهیزات مورد نیاز افرادی بوده که دست به کشتار مردم زدند، آماده سازی و نگهداری خودرو‌ها و ماشین آلات و سلاح‌های سازمانی و زرهی، حمل و نقل نیرو و تجهیزات بین مناطق عملیاتی، پشتیبانی فنی در حوزه مخابرات، پزشکی و تعمیرات میدانی، مدیریت انبار‌ها و هماهنگی با قرارگاه‌ها، ارزیابی نیاز‌های آینده برای عملیات‌های تروریستی که همگی جزو وظایف وی بوده است.
 
حجت الاسلام مداح خاطرنشان کرد: نامبرده مسئول ستاد فرماندهی بوده است و در این جایگاه، تدوین طرح‌های عملیاتی و دستورالعمل‌های اجرایی که از فرمانده یا جانشین فرمانده این ارتش ضد خلقی تروریستی ابلاغ می‌شده است، هدایت کلی نیرو‌ها طبق ماموریت ابلاغی، نظارت بر اجرای عملیات، ارتباط مستقیم با ستاد‌های بالاتر، هماهنگی بین بخش‌های مختلف اطلاعاتی و عناوین دیگر را انجام می‌داده است.
 
وی گفت: اینکه ایشان مسئول ستاد اطلاعات بوده است و در پی آن چه مسئولیت‌هایی داشته است؟ باید گفت در این پست به گردآوری اطلاعات از منابع میدانی فنی، انسانی، الکترونیکی می‌پرداخته است.
 
حجت‌الاسلام مداح تاکید کرد: یکی از کار‌هایی که اینها می‌کردند و مفصلا در نقش سازمان در طول جنگ تحمیلی در جلسات آینده خدمت دادگاه اسناد را ارائه خواهم کرد، این بوده که در طول جنگ تحمیلی دست به شنود می‌زدند و با لو دادن عملیات‌های ایران به صدام منجر به شکست نیرو‌های خودی می‌شدند و نهایتاً منجر به کشتار هموطنان به دست صدام ملعون می‌شدند.
 
وکیل شکات افزود: موقعیت جغرافیایی و تحرکات حوزه عملیات، تهیه گزارش‌های اطلاعاتی برای ستاد فرماندهی، بررسی نقاط ضعف و قوت نیرو‌های سازمان و دشمن، (دشمن مراد مردم ایران هستند که اینها می‌کشند) شناسایی اهداف و ارزیابی خطرات قبل و حین عملیات، راه‌اندازی و راهبری سیستم‌های رمزنگاری ضدجاسوسی و شنود از جمله مواردی است که ایشان مرتکب می‌شدند.
 
حجت الاسلام مداح تصریح کرد: اینکه ایشان معاونت ستاد قرارگاه نیرویی در عملیات چلچراغ، آفتاب و فروغ جاویدان را بر عهده داشته و در اسلاید بعدی خدمت دادگاه ارائه کردم، وظایف ایشان این بوده که برنامه‌ریزی تاکتیکی و اجرای طرح‌های عملیاتی در میدان را انجام دهد، گزارش لحظه‌ای وضعیت میدان را به فرماندهی کل داده و کسب تکلیف کند.
 
وی گفت: همچنین از دیگر وظایف می‌توان به حفظ آمادگی رسمی و هماهنگی میان تیم‌های خط مقدم، اتخاذ تصمیم‌های سریع در شرایط غیرقابل پیش‌بینی، مدیریت منطقه عملیاتی، برقراری ارتباط با فرماندهی، پشتیبانی و اطلاعات در حین ماموریت، هدایت واحد‌های رسمی، کشتی، حفاظتی و امدادی بوده است اشاره کنم که من مسئولیت‌های سایر متهمین را نیز به همین صورت، خدمت مقام عالی مفصلاً در لایحه ارائه کردم.
 
وکیل شکات ادامه داد: در خصوص شخص مسعود رجوی و سایر سرکردگان این سازمان، باید تصریح کرد که مجموعه افعال و ارکان مادی جرایم انتسابی، به‌تنهایی و حتی صرفاً با بررسی یک نمونه مشخص، یعنی عملیات فروغ جاویدان، برای اثبات معاونت و مشارکت در کشتار گسترده مردم و نیز معاونت در ایراد صدمات وسیع علیه تمامیت جسمانی شهروندان کفایت می‌کند. این عملیات به‌صورت کاملاً سازمان‌یافته، منسجم، ایدئولوژیک و با هدف مقابله با اساس نظام و قصد براندازی طراحی و اجرا شده است؛ اوصافی که به‌تنهایی برای انطباق عنوان مجرمانه محاربه و افساد فی‌الارض کافی است. کمااینکه قانون‌گذار در قانون سال ۱۳۶۱ نیز این قبیل اقدامات مسلحانه و سازمان‌یافته را ذیل همین عناوین جرم‌انگاری کرده است؛ بنابراین تمامی افرادی که در چارچوب آن پنج دسته مشخص در عملیات فروغ جاویدان نقش داشته‌اند، مشمول این عناوین کیفری خواهند بود.
 
حجت‌الاسلام مداح گفت: هیچ‌یک از عاملان و فرماندهان نمی‌توانند با تمسک به اینکه صرفاً دستور حمله داده‌اند یا قصد کشتار غیرنظامیان نداشته‌اند از مسئولیت شانه خالی کنند؛ زیرا علم به امکان وقوع چنین جنایاتی داشته و این نتایج نوعاً و به‌طور متعارف از اقدامات آنان ناشی می‌شده است. هنگامی که حمله مسلحانه به شهر‌ها و مناطق مسکونی صادر می‌شود، وقوع قتل، تخریب و آسیب به غیرنظامیان کاملاً قابل پیش‌بینی است و در این پرونده نیز متهمان در تصمیم‌گیری، هدایت و کنترل نیرو‌ها نقش مستقیم داشته و عمداً اجرای عملیات را دنبال کرده‌اند. افزون بر این، بنا بر شهادت شهود حاضر در جلسه، مسعود رجوی صراحتاً به نیرو‌ها دستور داده است که در صورت مخالفت مردم با آنان، معترضان را به قتل برسانند که این امر دلالت روشن بر قصد و اراده ارتکاب جنایت دارد.
 
وکیل شکات گفت: ادعای تبعیت از دستور مافوق یا مأمور بودن نیز رافع مسئولیت نیست؛ چراکه اولاً چنین دستوری فاقد وصف قانونی و مشروع بوده و اساساً امر آمر قانونی محسوب نمی‌شود و نمی‌تواند موجب رفع مسئولیت شود. ثانیاً حتی ادعای اکراه نیز در این قبیل جرایم پذیرفته نیست؛ زیرا مطابق مواد ۳۷۵ به بعد قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، اکراه در قتل و کشتن دیگری رافع مسئولیت مباشر نیست. بدیهی است متهمانی که خود در جایگاه فرماندهان میانی و سردستگان عملیات قرار داشته‌اند، اصولاً امکان استناد به اکراه را نیز ندارند. بر این اساس، مسئولیت کیفری مباشرین، معاونین و آمران این جنایات، محرز است.

در ادامه دادگاه «صمد اسکندری» یکی از اعضای جداشده در جایگاه قرار گرفت و گفت:۱۷ سال عضو سازمان بودم، سازمان منافقین در حوادث ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ نقش مستقیم در ایجاد آشوب، آتش‌زدن بانک‌ها و ادارات و حمله به نیرو‌های امنیتی داشته است. این اقدامات منجر به کشته و زخمی شدن مردم بی‌گناه شد.

وی گفت: سازمان با هدایت رجوی و ارتباط با آمریکا و اسرائیل، به‌صورت سازمان‌یافته و غیرمستقیم اغتشاشات را هدایت می‌کرد. در ناآرامی‌های سال‌های اخیر نیز همان الگو و سناریو تکرار شده است. سازمان پایگاه مردمی ندارد و تبلیغات داخلی آن کاذب است. پس از جدایی در سال ۱۳۸۴ که فرار کردم و به ایران آمدم متوجه شده اکثر مردم حتی نام سازمان را نمی‌شناسند.

اسکندری گفت: وقایع اخیر، برای من یادآور همان آشوب‌ها و فتنه‌های ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ بود، سیاستی که بر اساس آن، سازمان تلاش داشت به اربابان خارجی خود، از جمله آمریکا و اسرائیل، نشان دهد که دارای نیروی عملیاتی است. اگرچه فرماندهی و هدایت این اقدامات اغلب به‌صورت غیرمستقیم انجام می‌شد، اما نقش رهبری سازمان در تحریک و سازماندهی این حوادث کاملاً روشن است و جان مردم برای آنان اهمیتی نداشت.

این عضو جدا شده سازمان اظهار کرد: مسعود رجوی در سال ۶۳ یک دفتر سیاسی با محوریت مهدی ابریشمچی با نام مستعار شریف تاسیس کرد. پس از ارتباط نامشروعی که با همسر مهدی ابریشمچی برقرار کرد و توانست او را به همسری خود درآورد، اعتراضاتی در سطوح بالایی سازمان شکل گرفت و رجوی مجبور شد مرکزیتی را برای سازمان در نظر بگیرد.

وی افزود: حسینیه اعظم زنجان در کشور شناخته شده است، خانواده سعید محسن که یکی از پایه‌گذاران سازمان منافقین بود، در زنجان زندگی می‌کنند، هنوز یک خانواده سنتی و مذهبی هستند که با کار‌های پسرشان مخالفند. من در حسینیه اعظم زنجان با یکی از اعضای خانواده او صحبت کردم و می‌گفت که تا پای جان پابند جمهوری اسلامی هستیم.

اسکندری بیان کرد: رجوی در ادامه بحث مرکزیت را مطرح کرد و برخی افراد را که به آنها اعتماد کامل داشتند به مرکزیت سازمان در می‌آورد. افراد اصلی این مرکزیت، مهدی ابریشمچی، عباس داوری، محمد سیدالمحدثین، ابراهیم ذاکری، مهدی تقوی، محمود عطایی، ابوالقاسم رضایی، عذرا علوی، فهیمه اروانی، مهوش سپهری، زهره اخیانی، دیهیم، سهیلا صبری و محبوبه جمشیدی بودند.

این عضو جدا شده سازمان ادامه داد: در بین اسامی متهمانی که در دادگاه مطرح شد، اسامی برخی جنایتکاران وجود ندارد. محبوبه جمشیدی با نام مستعار آذر فرمانده قرارگاه تاکتیکی فائزه در کوک بود که به دلیل نزدیکی با مرز مهران، تیم‌های ترور را فعالانه آموزش می‌داد و خودش شخصا این تیم‌ها را رهبری می‌کرد و افراد را برای ترور شخصیت‌ها به داخل کشور اعزام می‌کرد. من خودم شاهد بودم که محبوبه نفرات را برای انجام عملیات تروریستی توجیه می‌کرد، آموزش می‌داد و به داخل کشور می‌فرستاد. نام او در بین اسامی متهمان دادگاه نیست.

جنایات منافقین؛ از سوزاندن بیماران تا کشتن کودکان در آغوش مادر

وی گفت: بنده با توجه به شناختی که به ساختار سازمان مجاهدین و رسانه دارم، درباره نحوه تصویر سازی و نقش کادر مرکزی شورای رهبری و کمک‌های نظامی می‌خواهم صحبت کنم.

اسکندری گفت: شاید قدری عجیب باشد، اما زمانی که من در زمان شاه کودک بودم، سریال تلویزیونی ملیجک دربار پخش می‌شد. شخصیت و هویت رجوی خیلی شبیه این ملیجک دربار است، چراکه در زمانی که در زندان ساواک بود، از آنجاکه احساس خطر اعدام می‌کرد، همه همفکر‌های خود را فروخت و مکان‌هایی که آنها مخفی شده بودند را به ساواک لو داد تا خودش زنده بماند.

این عضو جدا شده سازمان مجاهدین ادامه داد: وقتی در قیام ضد سلطنتی از زندان بیرون آمد؛ به خاطر اینکه بتواند حاکمیت را غصب کند، دست به وقایع تاریخ حماسی خرداد و جنگ مسلحانه زد. وقتی هم که با لباس زنانه به پاریس فرار کرد به اربابان خارجی خود در فرانسه دم تکان می‌داد، تا بتواند با نوکری آنها جایگاهی به عنوان آلترناتیو سیاسی ایجاد کند. وقتی عرصه برایش تنگ آمد و داستان آفریقای جنوبی پیش آمد و دولت آنها را به هر دلیلی طرد و به کشور‌های آفریقایی فرستاد، احساس خطر کرد و با نخست وزیر عراق در پاریس مخفیانه دیدار کرد و با این فرد قرارداد صلح امضا کرد.

وی افزود: رجوی وقتی احساس می‌کند که یک ارباب از دست می‌رود تلاش می‌کند با نخست وزیر عراق مخفیانه صلح‌نامه امضا کند و بعد از آن به عراق می‌آید. اینها معتقد بودند که جنگ تحمیلی نیست و آن را جمهوری اسلامی به راه انداخته است و جنگ عادلانه نیست. رجوی اینطور القا می‌کرد.

اسکندری گفت: استراتژی آنها برای بقا ایجاد جنگ و صدور تروریسم بود. یکی از سیاست‌های رجوی این بود که جمهوری اسلامی باید برود و با صدور بحران همان جنگ، تروریسم و سرکوب داخلی باید این حرکت رخ می‌داد. مبنای این صلح نامه اش با نخست وزیر عراق این بود که عراق آغازگر جنگ نبوده برخلاف اینکه شورای عالی امنیت در قطعنامه اش به این موضوع اشاره کرده بود. البته رجوی با این کار به جاسوسی و خیانت خود مشروعیت می‌بخشید.

قاضی گفت: حتی اگر کسی نماینده مردم ایران باشد یا نباشد باید با دشمن مردم ایران صلح نامه بنویسد؟

اسکندری گفت: بله. رجوی این کار را به راحتی مثل آب خوردن انجام می‌داد. مثال می‌زنم، رجوی با بنی صدر به فرانسه فرار کرد. وقتی مسعود رجوی به عراق رفت و به پایگاه‌های نظامی رفت و شروع به عملیات‌های نظامی کردند، بنی صدر به عنوان کسی که مخالف این مملکت بود موضع گیری کرد و گفت: من هم مخالف جمهوری اسلامی هستم ولی انجام کار نظامی علیه مملکت خیانت است.

وی گفت: فایلی صوتی از بنی صدر موجود است که در آن گفت که رجوی مثل همان ملیجک دربار است. وقتی صدام سرنگون شد، هراسان به آغوش آمریکا رفت. ما شاهد بودیم برنامه‌هایی به عنوان شام جمیل برگزار می‌کردند که قبل از اینکه اعضا حاضر باشند، امریکایی‌ها حضور داشتند. 

 اسکندری گفت: آنها می‌گفتند عراق را که از دست دادیم به آغوش آمریکا برویم. بعد از آن هم در سال ۹۵ از آنجایی که مقر سفارت نحس رژیم صهیونیستی در آلبانی قرار دارد مخفیانه با سفارت این رژیم در ارتباط بودند. رجوی چنین شخصیتی دارد و او مردی هزار چهره بود.

این شاهد عینی یادآور شد: شورای رهبری واقعا یک نهاد فرمالیته بود؛ چرا که در ابتدای دهه هفتاد صدام حسین از شکست‌های منافقین در عملیات‌های نظامی در کشور و عواقب کشتار مردم غیرنظامی توسط سازمان می‌ترسید و بیم آن را داشت که ایران بخواهد این عملیات‌ها را پاسخ دهد و در آن زمان مهدی ابریشمچی، مسئول روابط بود و اطلاعات نظامی، موقعیت شهر‌ها و سایر اطلاعات حساس کشور را در اختیار رژیم بعث قرار می‌داد.

وی ادامه داد: فرمانده استخبارات عراق با مهدی ابریشمچی ارتباط مستقیم داشت و از او اطلاعات می‌گرفت. به عقیده من ابریشمچی گناهکارتر و منافق‌تر از رجوی است. او جنایت‌های زیادی را علیه مردم ایران و حتی اعضای سازمان انجام داد. ابریشمچی مسئول شکنجه و سر به نیست کردن افراد مخالف و معترض در سازمان بود.

این عضو جدا شده سازمان منافقین گفت:، چون صدام می‌ترسید که ایران این عملیات‌های منافقین را جبران کند، سال‌ها اجازه عملیات به آنها نمی‌داد و منزوی شده بودند. برای همین رجوی شگرد جدیدی را پیاده کرد و آن تشکیل شورای رهبری با حضور زنان بود. استراتژی سازمان این بود که رجوی همه کاره سازمان بود. چون سازمان نیاز به یک آرایش جدید داشت که اعضا را سرگرم کند و اعضا فرصت تفکر و فکر کردن به اهداف و قول‌هایی که داده بودند نداشته باشند برای همین شورای مرکزی را تاسیس کردند. چرا از زنان در این مرکزیت استفاده شد؟ چون بیشتر این زنان سابقه چندانی در عضویت سازمان نداشتند و به نوعی حضور آنها فرمالیته بود.

وی تصریح کرد: برای بسیاری از اعضای سازمان سوال بود که چرا مریم رجوی باید در راس سازمان قرار بگیرد؟ رجوی هم دقیقا همین را می‌خواست. او می‌خواست ذهن اعضا را به این حواشی منحرف کند تا فرصت فکر کردن نداشته باشند و کاری به خود مسعود نداشته باشند.

وی ادامه داد: متأسفانه زنان در این ساختار بسیار آسیب دیدند و بیشتر از سایر نقاط دنیا مورد ظلم قرار گرفتند، زیرا به باورهایشان خیانت شد، مسعود رجوی با رقص رهایی و با عنوان شورای رهبری چه بلا‌هایی بر سر این زنان و فرزندانشان آورد؛ همه باورها، دنیا، جسم و روح آنها تسخیر شد و به نابودی کشیده شدند. رجوی با سرکار گذاشتن این زنان، به نوعی دل آنها را به دست می‌آورد.

وی گفت: وقتی می‌خواستم عکس مادر، پدر یا خواهر ببینم، باید گزارش می‌دادم و این ممنوع بود. یک بار مادرم را در خواب دیدم ناخواسته این را به فرمانده گفتم، دلم برای مادرم تنگ شده بود. سه روز بعد گفتند این را بیا و بگو مادرت بین تو و و رهبری حائل شده است.

انتهای پیام/
نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار