روایت یک عهد در محمدشهر؛ از مسجد سوخته تا دلهای روشن
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از البرز، در صحن مسجدی که هنوز بوی دود و خاکستر فتنه در هوایش جاری بود، مردمی ایستادند با قرآن بر سر، دل بر نور و قدم بر ایمان. همان مسجدی که در روزهای تاریک اغتشاشات ۱۹ دی، هدف کینه و توطئه قرار گرفته بود، این بار میزبان اجتماعی از نور، ایمان و وفاداری شد؛ اجتماع عظیم و پرشکوه «قرآنیاوران»

مردم محمدشهر، زن و مرد، پیر و جوان، با دستهایی لرزان اما دلهایی محکم، قرآنها را بر سر و بر دست گرفتند و بیآنکه نیاز به سخنرانی داشته باشند، با زبان عمل فریاد زدند: قرآن نمیسوزد، کنار گذاشته نمیشود؛ قرآن، هدایتگر مسیر زندگی ماست. چشمها از اشک ایمان تر بود و قلبها به روشنی آیههای الهی میتپید.
در مسجد جامع محمدشهر، قرآن نهفقط کتابی مقدس، بلکه پرچمی از استقامت ملی و ایمان عمومی بود و مردم آمده بودند بگویند اگر دشمن قرآن را هدف گرفته است، ما خود را سپر آن میکنیم. این اجتماع، تنها پاسخی به یک هتک حرمت نبود، بلکه نمادی از نبض بیداری ملت ایران بود.
مردم محمدشهر نشان دادند که اگر معاندان بخواهند با آتش بر ایمان ملت بتازند، همان آتش به بصیرت مردم فروزانتر بدل میشود. آری، قرآنیاوران البرز، در عمل، سیلی محکمی بر چهره دشمنان ایمان زدند؛ سیلیای برخاسته نه از خشم، بلکه از عشق؛ عشق به حقیقت، به دین و به وطن.
آنچه در آتش سوخت، آجر و سنگ بود، نه اعتقاد و باور. مسجد جامع محمدشهر، اگرچه از بیرون زخم آتش داشت، اما از درون، پر از گرمای حضور مؤمنانی بود که آمده بودند خانه خدا را با اشک و دعا بازسازی کنند. در نگاه مردم، خاکستر دیروز، بذر ایمان امروز بود.
هر کسی که آمده بود، در دل، عهدی بست؛ عهدی برای زنده نگهداشتن قرآن در خانه، در فرزند و در جامعه. قرآنیاورانِ محمدشهر به جهانیان پیامی واضح دادند؛ ما ملتی هستیم که قرآن را نه بر طاقچه، بلکه بر سر زندگیمان گذاشتهایم. قرآن برای ما شعار نیست، معیار است؛ نه یک خاطره، بلکه یک پیمان زنده با خدا.
این حضورِ با معنا، آینهای از شعور و بصیرت مردمی بود که در سایه ایمانشان، استوار ماندهاند. اجتماع قرآنیاوران نهفقط برای التیام یک زخم، بلکه برای تجدیدعهد با خداوند و کتاب آسمانیاش برگزار و از غبار فتنه اغتشاشگران و آشوبگران، حقیقتی تابناک زاده شد.
مسجدی که سوخت، به نمادی از ایستادگی بدل گشت، قرآنی که هتک حرمت شد، عزیزتر از هر زمان در قلب و دستان مردم جا گرفت و ایمانی که دشمن آن را نشانه رفته بود، اکنون از همیشه زندهتر در روح جامعه جریان دارد.
آری، اگر مسجد جامع محمدشهر در آتش کینه سوخت، در دلهای مردم این شهر، شعله ایمان بلندتر از همیشه زبانه زد. آتش، میتوانست خشت و دیوار را بسوزاند، اما نتوانست گرمای باور انسانهای مؤمن را خاموش کند.
اگر قرآن را هتک حرمت کردند، مردم با فریاد و حضور خود، نشان دادند که قرآن در دستانشان نه زخمخورده، بلکه عزیزتر از همیشه است. آن روز، محمدشهر از دلِ خاکستر برخاست و از مسجدی که سوخته بود، مسجدی زندهتر، پرشورتر و متحدتر زاده و با اشک و تلاوت و ایمان مردم احیا شد.
این اجتماع، تنها یک گردهمایی نبود؛ نمایش روح زنده انقلاب اسلامی بود و نشانی از مردمی که حتی در سختی، دست از مسیر ایمان، ولایت و قرآن نمیکشند. مردم با قرآنهای در دست، اعلام کردند که قرآن برایشان نه زینت طاقچهها، بلکه نقشه راه زندگی و هدایت قدمهایشان است.
در میدان آزمون، آنان ثابت کردند که این کتاب آسمانی، همچنان منشأ نور، صبر و استقامت ملت ایران است. هر ورق از قرآن که بالا رفت، پیام واضحی داشت؛ ما قرآن را از زندگی جدا نخواهیم کرد، زیرا با قرآن زندهایم، با قرآن میفهمیم و با قرآن میمانیم.
از دل حادثه تلخ ۱۹ دی، درسی تاریخی و پیامی جاودان بهجا ماند؛ ملت ایران، مردمی هستند که ایمانشان با بحران سنجیده و با قرآن قوت گرفته است. واقعه محمدشهر نشان داد که دشمن هرچه بسوزاند، نمیتواند ایمان را از دلها بگیرد. قرآنیاوران با حضورشان نوشتند که فتنه میآید تا ایمان را بیازماید، نه آنکه آن را نابود کند.
و اینگونه، خاکستر به بذر تبدیل شد و از دل آن بذر، نهال تازهای از ایمان رویید؛ نهالی از وحدت، آگاهی و وفاداری به قرآن و انقلاب. در تاریخ ملتها، روزهایی هست که در ظاهر شبی تاریک هستند اما در حقیقت، سپیدهدمیاند برای بیداری دوباره و 19 دی یکی از همان روزها بود؛ روزی که از میان آتش، نور برآمد.
این نور، از آیههای قرآن برخاست و در دستهای مردم البرز جاری شد تا بار دیگر ثابت کند که قرآن زنده است، مردم بیدارند و راه، روشن ادامه دارد؛ راهی که از ایمان شروع میشود، با بصیرت تداوم مییابد و با ایستادگی، به پیروزی میرسد.
گزارش: صدیقه صباغیان
انتهای پیام/


