عبادتی که بنده را شبیه مخلوق میکند
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، در آموزههای اسلامی هیچ مناسک و آیینی مانند دعا نمیتواند فاصله میان بنده و خدا را به هم نزدیک کنید. دعا یکی از رازآمیزترین اعمالی است که درک حقیقت آن میتواند انسان را به عالیترین درجات برساند. نماز با همه ارزش و اهمیتی که دارد یک آمادگی روحانی است برای رسیدن به مرحله دعا کردن و درخواست از خدا. هرچند دعا کردن وابسته به زمان و مکان نیست و انسان در حال میتواند دست به دعا بردارد، اما در برخی مکانها و بعضی از زمانها امید اجابت آن بیشتر است.

ماه رمضان که به تعبیر پیامبر اسلام (ص) بهار قرآن است بهترین زمان برای دعا و نیایش است. از میان همه ادعیهای که در ایام مبارک رمضان وارد شده دعای سحر از ویژگیهای بازری برخوردار است که رسیدن به عمق و معنای آن قطعا خواندن این دعای عظیم را اثربخشتر خواهد کرد. متن زیر که قسمت یازدهم آن را در ادامه میخوانید شرح دعای سحر است که به قلم حجتالاسلام والمسلمین حسین مظاهری به نگارش درآمده است.
درس ولایى
عارف و دعا کننده، گاهى هم نظر به اهل بیت دارد؛ اهل بیتى که مظهر صفات و اسما هستند، اهل بیتى (ع) که اتمّ کلمات هستند و نظر به کثرت دارد؛ یعنى نظر به پیغمبر اکرم (ص)، حضرت زهرا (س)، امیرالمؤمنین (ع) و سایر ائمه (ع) دارد. در این نظر مىگوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ کَلِماتِکَ بِاَتَمِّها» یعنی: «خدا! به درخانه تو آمدهام، چهارده معصوم (ع) را آوردهام و تو را به اتمّ کلماتت که پیغمبر اکرم (ص) است قسم مىدهم.» در همین توجه، نتیجه حاصل این است که تفاضلى میان ائمه (ع) نیست و همه یک نور و از نظر فضیلت یکى هستند. اگر چنان چه ما هم فضیلتى مىبینیم الا این که در هر یک، صفت یا صفات خاصى بروز و ظهور بیشترى کرده نیست و معصومین (ع) همه از نظر علم و از نظر هر صفتى که ما فرض کنیم همگى نور واحد هستند «کُلُّهُمْ نورٌ واحِد»، لذا مىگوید: «وَ کُلُّ کَلِماتِکَ تامَّةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکَلِماتِکَ کُلِّها» یعنی: «اى خدا! به درخانهات آمدهام، چهارده معصوم را آوردهام و تو را به اهل بیت قسم مىدهم.»
نکتهاى که در این جا باید به آن توجه داشته باشیم این است که انسان مىتواند کلمه تامه خدا بشود. وجود انسان کلمه است براى خدا و ذات مقدس او؛ یعنى بهترین دلیل براى وجود مقدس خدا و اثبات او همین انسان است. «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقد عَرَفَ رَبَّه» یعنی: «هر کسى خودش را بشناسد خدایش را شناخته است.». اما این انسان گاهى به واسطه سیر و سلوکش مىرسد به آن جا که «کلمه تامه خدا» مىشود. در قدسیهات مىخوانیم که «عَبْدى اَطِعْنى حَتّى اَجْعَلَکَ مِثلى أو مثلى اَقوُلُ للشی کُنْ فَیَکُونَ تَقوُلُ للشی کُنْ فَیَکوُن» یعنی: «اى بنده من! عبد شو، اطاعت من کن و در اثر اطاعت من، تشبهى به من پیدا مىکنى؛ یعنى چنان چه من مىتوانم در تکوین تصرف کنم تو هم مىتوانى.»
روزه ماه مبارک رمضان تشبه مىدهد. تشبه مخلوق به خالق. بهترین عبادت از این نظر روزه است؛ لذا در روایات هم مىخوانیم: «الَصَّومُ لى وَ اَنَا اُجْزى بِه» یعنی: «روزه مال من است. [چون که عبد تشبه به من پیدا مىکند و اگر روزه خوب هم بگیرد]جزایش خود من هستم.» دل شب مخصوصاً قبل از اذان صبح، طلوع فجر، راز و نیاز با خدا، بینالطلوعین، خواندن قرآن مخصوصا در ماه مبارک رمضان، اینها آدمى را مىرساند به این جا که مظهر صف جمال و صفت جلال مىکنند: «تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ اَلْمَضاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ» [سجده ۱۶]یعنی: «عدهاى از مردم رختخواب را رها و راز و نیازها با خدا دارند. در حالى که دل آنها هم صفت جلال و هم صف جمال در آن رسوخ کرده است.» صفت جمال خدا بر دلشان حکومت دارد؛ یعنى امید و رجاء دارند. صفت جلال خدا بر دلشان حکومت کرده است؛ یعنى خوف دارند از عظمت و کبریایى خدا و از قهاریت او»
«اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ کَمالِکَ بِاَکْمَلِهِ وَ کُلُّ کَمالِکَ کامِلٌّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکَمالِکَ کُلِهِ». کمال در لغت به معناى ضد نقصان است. به چیزى که نقص نداشته باشد «کامل» مىگویند. گفته مىشود که صورت، کمال هیولى است، فصل، کمال جنس است؛ یعنى فصل جنسى را که اقتضا ندارد، اقتضادارش مىکند. صورت، هیولى را که امرى بى اقتضا است، اقتضادار مىکند. گاهى هم «کمال» در مقابل «قِلت» استعمال مىشود. در قرآن شریف مىخوانیم: «تِلْکَ عَشَرَةٌ کامِلَةٌ» [بقره ۱۹۶]««عشرة» خود به خود نقص ندارد، اما وقتى با نُه قیاس بکنیم نُه ناقص و کمتر است و عشره کامل است؛ یعنى نسبت به نُه بیشتر است. مراد از کمالى که در این جاست، به طور قطع ضد نقصان نیست، چون در ذات، صفات، فیض و اهل بیت ربوبىاش نقصى نیست تا بخواهیم کامل و یا اکمل درست کنیم، بلکه مراد ضد قلت است؛ یعنى مىتوان در اسما و صفات در مقایسه با ذات مقدس الهى، یا در فیض مقدس به حسب معنا، کثرت و قلت فرض کرد.
عارف، یعنى کسى که بر در خانه خدا رفته است وقتى به عالم اَسماء و صفات توجه مىکند و این که اکمل همۀ کمالها ذات مقدس خداست، مىگوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ کَمالِکَ بِاَکَمَلِها» یعنی: «اى خدا! به درخانهات آمدهام، توجهم به کمال توست و به کاملترین کمالهایت تو را قسم مىدهم؛ یعنى به ذات مقدست تو را قسم مىدهم.» ممکن است که اصلاً نظر به ذات نباشد، بلکه نظر به خود صفات باشد. اگر چنین باشد معنایش این مىشود که: «اى خدا! به درخانهات آمدهام، به کاملترین کمالهایت، یعنى به قیومیتت تو را قسم مىدهم.»، اما وقتى توجه پیدا مىکند که همه صفات عین ذات خداست، مىگوید: «وَ کُلُّ کَمالِک کامِل اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکَمالِکَ کُلِه» یعنی: «اى خدا! به درخانهات آمدهام و به همۀ کمالهایت تو را قسم مىدهم؛ یعنى به ذات مقدست تو را قسم مىدهم.»
و، اما اگر توجه به «کُنِ رحمانى»، فیض مقدس و اسماء افعال باشد در آن جا کثرتها را مىبیند و از نظر سعه وجودى مشاهده مىکند که در این عالم بعضى اوسعاند و برخى واسع؛ لذا مىگوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ کمالِکَ بِاَکَمَلِه» یعنی: «اى خدا! به درخانهات آمدهام، توجهم به کمال توست، به کاملترین کمالهایت، یعنى به اوسع وجودهایت تو را قسم مىدهم.»
منبع: تفسیر دعای سحر/ حجتالاسلام والمسلمین حسین مظاهری
انتهای پیام/ 161


