شرح دعای سحر/ ۱۵

مومن به واسطه رابطه‌اش با خدا عزیز است

گناه موجب مى‌شود تا براى انسان بدبينى پيدا شود و و عزت خود را از دست دهد، اگر چه قدرت ظاهرى باشد. ولى «مؤمن» يعنى آن كه رابطه‌اش با خدا محكم است عزيز است، چون خدا را دارد همه چيز دارد.
کد خبر: ۸۱۳۴۰۸
تاریخ انتشار: ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۲:۵۸ - 05March 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، در آموزه‌‎های اسلامی هیچ مناسک و آیینی مانند دعا نمی‌تواند فاصله میان بنده و خدا را به هم نزدیک کنید. دعا یکی از رازآمیزترین اعمالی است که درک حقیقت آن می‌تواند انسان را به عالی‌ترین درجات برساند. نماز با همه ارزش و اهمیتی که دارد یک آمادگی روحانی است برای رسیدن به مرحله دعا کردن و درخواست از خدا. هرچند دعا کردن وابسته به زمان و مکان نیست و انسان در حال می‌تواند دست به دعا بردارد، اما در برخی مکان‌ها و بعضی از زمان‌ها امید اجابت آن بیشتر است. 

مومن به واسطه رابطه‌اش با خدا عزیز است
ماه رمضان که به تعبیر پیامبر اسلام (ص) بهار قرآن است بهترین زمان برای دعا و نیایش است. از میان همه ادعیه‌ای که در ایام مبارک رمضان وارد شده دعای سحر از ویژگی‌های بازری برخوردار است که رسیدن به عمق و معنای آن قطعا خواندن این دعای عظیم را اثربخش‌تر خواهد کرد. متن زیر که قسمت پانزدهم آن را در ادامه می‌خوانید شرح دعای سحر است که به قلم حجت‌الاسلام والمسلمین حسین مظاهری به نگارش درآمده است.

تذکر اخلاقى

چیزى که باید در این جمله به آن توجه داشت این است که مؤمن عزیز است، هر چه ایمان، بیشتر در دل رسوخ کند مؤمن عزیزتر شده و مى‌تواند بر هر چیزى غالب و مبدأ هر چیزى شود؛ یعنى در عالم تکوین تصرف کند و مى‌تواند بى‌نظیر باشد. اگر انسان، کامل باشد در عالم وجود بى‌نظیر است، مى‌تواند عزیز باشد و محبت و ابهتش در دل‌ها ریخته شود.  اگر مى‌خواهى در بین مردم عزیز باشى بدون این که خویشاوندانى داشته باشى، اگر مى‌خواهى ابهت داشته باشى بدون این که قدرت و سلطنت ظاهرى داشته باشى لباسِ ذلتِ معصیت را بکَن و لباسِ عزت اطاعت را بپوش. اسباب ظاهرى به کسى عزت نمى‌دهد. مکنت‌ها، قدرت‌ها و مال و منال این دنیا، فانى است. آن چه به انسان عزت حقیقى مى‌دهد و انسان را به جایى مى‌رساند که همه از او حساب ببرند، رابطۀ با خدا است؛ آن چه به انسان عزت مى‌دهد، روزه، دعاى سحر، نماز شب و خواندن قرآن است اگر با حال خوانده شود و زبان بگوید و دل از او متابعت کند.

معرفت و نور خدا و حکومت او بر دل هر چه بیش‌تر باشد، عزت و ابهت صاحب دل در جامعه بیش‌تر خواهد بود؛ بنابراین اگر عزت و ابهت مى‌خواهید رابطۀ خود را با خدا محکم کنید. در روایات مى‌خوانیم: «گناه موجب سقوط است. گناه، انسان را نه تنها پیش خدا مطرود مى‌کند بلکه پیش اهل بیت (ع) و در جامعه هم مطرودش مى‌کند. گناه موجب مى‌شود تا براى انسان در جامعه یک حّسِ بدبینى پیدا شود و در جامعه مطرود شده و ابهت و عزت خود را از دست دهد، اگر چه قدرت ظاهرى، مال و منال، مکنت و عشیره داشته باشد. ولى «مؤمن» یعنى آن که رابطه‌اش با خدا محکم است عزیز است، چون خدا را دارد همه چیز دارد.

«اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِمَشِیَّتِکَ کُلِّها وَ کُلُّ مَشِیَّتِکَ ماضِیَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ مَشِیَّتِکَ بِاَمْضاها.»، «مشیت» از نظر لغت به معناى «اراده» است. از حضرت رضا (ع) روایت داریم که فرموده‌اند: «ابداع، مشیت و اراده یک معنا دارند، اکثر استعمال «مشیت» در «اراده‌اى» است که در مقام ذات ربوبى باشد و معمولاً «اراده» براى ذات پروردگار عالم در مقام فعل و اسماى فعل استعمال مى‌شود؛ توضیح این که اراده مثل علم، قدرت و سایر صفات جمال است و مراتبى دارد؛ اول مرتبۀ ذات مقدس خدا که ارادۀ در مرتبۀ ذات عین ذات ربوبى است، دوم مرتبۀ اسما و صفات که از صفات جمال شمرده شده است، سوم مرتبۀ فعل که از صفات فعل محسوب مى‌شود. به اعتبار مراتب اول و دوم، اراده، قدیم و عین ذات است و به اعتبار مرتبۀ سوم، اراده، حادث و از صفات افعال است، بنابراین بین روایات و گفته‌ها جمع مى‌شود که آیا اراده حادث است یا قدیم؟ آیا اراده عین ذات است یا نه؟ اراده‌اى که «مشیت» نام دارد قدیم و عین ذات ربوبى است و اراده‌اى که مربوط به ایجاد و صفت فعل است، حادث است. 

کسى که در خانۀ خدا مى‌رود وقتى که به ارادۀ حق تعالى در مقام ذات و صفات، توجه کند، مى‌گوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ مَشِیَّتِکَ بِاَمْضاها» یعنی: «اى خدا! در خانه‌ات آمده‌ام، به مشیت و ارادۀ تو نظر دارم و تو را به امضا شده‌ترین مشیت‌هایت قسم مى‌دهم؛ یعنى تو را به ذات مقدست که مشیت عین ذات اوست، قسم مى‌دهم.»  وقتى که توجه کند که همۀ صفات جمال و جلال عین ذات اوست، مى‌گوید: «وَ کُلُّ مَشِیَّتِکَ ماضِیَة» خدا! در عالم هستى چیزى نیست به جز یک چیز و آن تویى، همۀ اسماء و از جمله مشیت تو عین ذات توست. «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِمَشِیَّتِکَ کُلِّها» یعنی: «اى خدا! به درخانه‌ات آمده‌ام، تو را به همۀ مشیت‌هایت قسم مى‌دهم؛ یعنى خدایا! به درخانه‌ات آمده‌ام و تو را به ذات مقدست قسم مى‌دهم.» 

عارف وقتى به مقام فعل، موجودات و فیض مقدس توجه کند، مى‌گوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ مَشِیَّتِکَ بِاَمْضاها» یعنی: «خدایا! به درخانه‌ات آمده‌ام، به آن اراده‌اى که موجودات به واسطه آن موجود شده‌اند و به امضا شده‌ترین آن اراده‌ها تو را قسم مى‌دهم، یعنى تو را به واسطۀ فیض‌ات، به حقیقت محمدى قسم مى‌دهم.» هنگامى که در نظرش فیض مقدس و ارادۀ حق تبارک و تعالى بسیط باشد، مى‌گوید: «وَ کُلُّ مَشِیَّتِکَ ماضِیَة؛ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِمَشِیَّتِکَ کُلِّها» یعنی «اى خدا! به در خانه‌ات آمده‌ام، یک مشیت و اراده بیشتر نیست، تو را به آن اراده و مشیتت قسم مى‌دهم، یعنى اى خدا! تو را به رحمت واسعه و «کن» رحمانى‌ات قسم مى‌دهم.» 

عارف وقتى توجه کند که اهل بیت (ع) مشیت خدا هستند، چنان که در روایات و زیارتشان مى‌خوانیم، مى‌گوید: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مِنْ مَشِیَّتِکَ بِاَمْضاها» یعنی: «خدایا! به درخانه‌ات آمده‌ام، چهارده معصوم (ع) را آورده‌ام، تو را به امضا شده‌ترین مشیت‌هایت، یعنى به حقیقت احمدى قسم مى‌دهم.» عارف زمانى که متوجه مى‌شود همۀ آنها یک مشیت هستند، به حقیقت و بساطت وجودى آنها نظر مى‌کند و مى‌گوید: «وَ کُلُّ مَشِیَّتِکَ ماضِیَة اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِمَشِیَّتِکَ کُلِّها» یعنی «اى خدا! به درخانه‌ات آمده‌ام، به آن مشیت بسیط و نور واحدت تو را قسم مى‌دهم.» یعنى خدایا! چهارده معصوم را آورده‌ام، تو را به آن چهارده معصوم (ع) قسم مى‌دهم.» 

منبع: تفسیر دعای سحر/ حجت‌الاسلام والمسلمین حسین مظاهری

انتهای پیام/ 161

نظر شما
پربیننده ها