حضرت آیتالله خامنهای، یک تن به مثابه وطن
گروه استانهای دفاعپرس- «غلامرضا بنیاسدی» پیشکسوت دفاع مقدس؛ سید علی حسینی خامنهای فقط چند واژه در یک شناسنامه نبود حتی وقتی که حضرت آیتالله اول آن قرار میگرفت؛ افقی بود گشوده به وسعت یک تاریخ. نامی که هر جزءش نشانی از ریشه، راه و رسالت داشت. او یک «تن» بود، اما تنی که در قامت یک «وطن» ایستاد؛ وطنی به نام ایران. ایرانی که نه صرفاً جغرافیا، که کالبدی برای روح اسلام است؛ و اسلامی که جان میشود برای ایران تا این پیکر کهن، زنده و بالنده بماند.

در نگاه او، عزت ایران نه یک شعار، که یک ضرورت تمدنی بود. استقلال را نه برای جدال، که برای سربلندی میخواست. ایستادگیاش بر حق غنیسازی و حقوق هستهای، نه یک پافشاری صرف بر یک موضع سیاسی، بلکه تعهدی راهبردی به آینده این سرزمین بود؛ به فردایی که باید بر پای خود بایستد و دست نیاز به سوی هیچ قدرتی دراز نکند. برخی گمان میکردند او بر سخن خویش تعصب دارد؛ نمیدانستند که او از «خود» گذشته است و آنچه میبیند، افقهای دور وطن است.
«آقا» برای خویش چیزی نخواست؛ حتی نام. آنچه میخواست، رساندن خلق خدا به حقشان بود. عهدی که با خدای خویش بسته بود، او را از مصلحتاندیشیهای کوتاهمدت عبور میداد و به صبر و استقامت فرامیخواند. در قاموس او، سیاست بیاخلاق معنا نداشت و قدرت بیعدالت، ارزشی نداشت. او عزت را در پیوند ایران و اسلام میدید؛ پیوندی که نه از سر تحمیل، که از سر هویت تاریخی این ملت شکل گرفته است.
دشمنان پنداشتهاند که میتوان با فشار، تهدید یا حتی ترور شخصیتها، هژمون یک اندیشه را متوقف کرد. اما راهی که بر بنیاد ایمان و آگاهی بنا شده باشد، با رفتن یک فرد پایان نمییابد. اگر روزی تنها بیفتند، اندیشهها برمیخیزند. مکتب او، مکتب ایستادگی و امید است؛ دروازهای به سوی عزت و سربلندی.
«امام شهید» تنها عنوانی برای سوگ نیست؛ تعریفی است از برخاستنی دوباره. هر شهید، پس از افتادن و به خون تپیدن، در جان یک ملت برمیخیزد؛ و این بار، برخاستنی است که دیگر افتادن در آن راه ندارد؛ زیرا به حافظه تاریخی مردم گره خورده است.
او اگر روزی از میان ما برود، راهش روشنتر از همیشه پیش روی ما خواهد بود؛ راهی که مقصدش ایرانی مستقل، سربلند و عزیز است. ایرانی که در آن، اسلام جان است و عدالت ستون؛ و مردمانش، وارثان عزتی که با ایستادگی به دست آمده است.
انتهای پیام/


