آزاده آلایوب: برای هر استوری از رهبرم سربلندم
به گزارش گروه فرهنگ دفاعپرس، آزاده آل ایوب، مجری برنامه کودکونوجوان، جایگاه ویژهای در میان مخاطبان دهه ۸۰ و ۹۰ دارد، در شرایط سخت کشورمان ارتباط خود با مخاطبین و علاقهمندان نوجوان را قطع نکرده است و در پیامی برای مخاطبین نوشت: چقدر شاکرم؛ این روزها میون مومنین، میون شیعیان علی، میون مسلمانان معتقد، نفس میکشم.

نه کسی چشماش رو درشت میکنه، نه کسی ناسزا میگه، نه مثل اون شب فتنه تو کوچه مست کردن و فریاد میزنه هرکس با من مخالفت میکنه، بیاد جنازهاش رو بندازم زمین، نه تهدیدم میکنند نه توهین میکنند نه منو به فردا و مثله کردن خودم و خانوادهام واگذار میکنه، واسه کل کشیدن و هلهله کردن آل زیاد و آل مروان، من همه اینها رو چشیدم.
حالا قدر این روزها رو میدونم، حالا در محیطی امام زمانی نفس میکشم، حالا دیگه تنها نیستم، حالا دیگه میدونم راهم حق بوده و حالا به خاطر هر استوری که برای علی کریمی، مسیح علینژاد و
خائنین وطن گذاشتم، برای لعن اونها، برای ریزش فالورهام، برای غزه و لبنان.
برای دفاعم از شهید رئیسی، واسه هر استوری از رهبرم، سید حسن نصرالله، سردارها واسه دوستت دارم گفتنها، بیش از پیش سربلندم. وطنم دوباره وطن شد، همونی که در باطنش میدیدم. همون که رهبر شهیدم بهش امیدوار بود، همون رویشها، شکفتنها و برخاستنها. ملت شریف ایران، چون همیشه بهتون میبالم و جانم نثار نوری که هرگز خاموش نمیشود. ما همه سرباز توییم خمینی، خامنهای راه شما مسیر حیدر کرار است و عاقبت شما فوز عظیم است و کامیابی بزرگ آخیش خوش به نفسی که کنار مومنان و جان برکفان وطنم میکشم.
خدا بهتون قرة العین ببخشه. به حق یا معزالمومنین. یکی از نوجوانان علاقهمند این هنرمند کشورمان در پیامی که نسبت به کنشگریهای الایوب صورت گرفت برای او نوشت: سلام خاله نرگس! اینقدر این روزها حالم بد بود. دلم میخاست بهت پیام بدم بگم خاله نرگس، درسته بزرگ شدم ولی کودک درونم این روزها با بچهها هیچ فرقی نمیکنه از وقتی خبر شهادت رهبر شنیدم، شب قبل بود و شبکه اینترنشنال ساعت دوازده شب اعلام کرد و اون شب همه توی خیابون میرقصیدن ولی من داشتم میلرزیدم و دنبال خبرها بودم تا فرداش که اعلام کردن و فهمیدم حقیقت داره. از ته قلبم آتیش گرفتم.
صدای موشک که میاد، مصل بچهها وقتی هرشب نصف شب میزنه، بیدار میشم ناخودآگاه اشک میریزم و میگم بابامون رو زدن که اینقدر پرروتر شدن. فقط میگم رهبر درست میگفت، حاج قاسم اونبر جنگید بخاطر آرامش کشور ما و هنوز در تعجبم یه سریها خوشحالن.
ولی دلم میخاست پیام بدم بگم خاله نرگس باهامون حرف بزن. باهامون صحبت کن. با من حداقل صحبت کن. چون نیاز دارم آروم بشم. چون دچار حمله پنیک شدم. ولی میگفتم خاله نرگس الان وسط بمب و موشکه. نمیدونستم به کی زنگ بزنم یا به کی پیام بدم خودمو خالی کنم وقتی همه خوشحال بودن و میگفتن برو بابااااا یا مسخره میکردن اشکال ندارع. بازم قویتر میشه آدم ...
انتهای پیام/ 121


