شهید قهرمان ناو دنا «محمد فتاحی» فرزندی که رفت تا وطن بماند
امروز به سراغ خانوادههایی رفتیم که صبرشان از دریا ژرفتر و غمشان از افق گستردهتر است. پدران و مادرانی که با غرور درباره فرزندی سخن میگویند که رفت تا وطن بماند.
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از فارس، در آغوش آبهای نیلگون خلیج فارس، جایی که موجها نجواگر راز مردانگیاند، ناو دنا نامی شد که بر قامت آسمانهای ایران نقش بست. دلیرانی از جنس دریا، با قلبهایی آرام و ارادهای، چون فولاد، به مأموریتی رفتند که پایانش جاودانگی بود. نامشان در دفتر تاریخ این سرزمین با مرکب ایمان نوشته شد، تا هر بار نسیم جنوب میوزد، یادشان در دل خاک و آب زنده گردد.

امروز به سراغ خانوادههایی رفتیم که صبرشان از دریا ژرفتر و غمشان از افق گستردهتر است. مادرانی که داغ فرزند را در سکوت نجیبانهشان پنهان کردهاند، پدرانی که با غرور آرام درباره فرزندی سخن میگویند که رفت تا وطن بماند.
این گفتوگو، سفری است به دل ایمان و عشق؛ به قلب خانههایی که هنوز عطر حضور شهید را در خود دارند.
در برهههای سخت زندگی گاه قرعهای به ناممان زده میشود که شاید آسمان هم نتواند این بار سنگین را به دوش بکشد، درست مثل امروز که از من خواسته شد تا با خانواده شهدای ناو دنا گفتگویی انجام دهم. خانوادههایی که برخی از آنها حالا دیگر فرصت دیدار مجدد عزیزانشان هم فراهم نیست و تا ابد جاویدالاثر خواهند ماند هر چند همه آنان اثری جاودانه از خود بر جای گذاشتهاند.
روایتی از استواری و ایمان به خدا
ابتدا به سراغ خانوادهای رفتم که جمله "ما رایت الا جمیلا" را به زیبایی تفسیر کردند.
مادر شهید "محمد فتاحی" زنی محکم و استوار که وقتی از فرزند جوانش حرف میزد حتی لرزشی در صدایش نبود، چون معتقد است محمدش امانتی بوده از سوی خداوند که با نثار جانش برای وطن موجب سربلندیشان شده است.
خانم ترک زاد مادر شهید فتاحی که فقط یک پسر و یک دختر داشت میگوید: محمد در ۱۷ مردادماه ۱۳۸۴ متولد شد و از کودکی عاشق لباس نظامی بود تا جایی که مجبور شدیم برایش لباس نظامی بخریم و بزرگ که شد علاقه وافری به نیروی دریایی پیدا کرد به همین خاطر من و پدرش را راضی کرد و برای نیروی دریایی ثبت نام نمود.
به گفته مادرش، شهید فتاحی همیشه عاشق ناو دنا بوده و حتی قبل از شهادت، فیلمی بر روی عرشه گرفته و برای مادر فرستاده که نشان میدهد بسیار خوشحال است که عاقبت به آرزویش رسیده و حالا بر روی عرشه ناوشکنی ایستاده که همواره رویایی دیرینهاش بوده است.
مادر شهید فتاحی روایت میکند که ابتدا از طریق تلویزیون خبر حمله به ناو دنا را شنیدم و تمام بدنم به لرزه افتاد، اما هنوز امید داشتم که فرزندم آسیب ندیده باشد ولی وقتی یگان نظامی مربوط به محل کارش به ما اطلاع دادند که ...
پسرم در حق من پدری کرد و تاج سرم شد
در میانه گفتوگو با مادر شهید، وقتی از خصوصیات اخلاقی و ولایتمداری محمد پرسیدم، پدرش با صدایی رسا و قدرت کلامی که نشان از غرور و افتخار بود، گفت: راست است که میگویند شهدا گلچین شده روزگار هستند، چون پسرم فردی دلسوز و مهربان بود و از کودکی آزاده بود و آزاده زندگی کرد و هیچ گاه حتی با صدای بلند با خانواده صحبت نمیکرد.
پدر محمد فتاحی با اشاره به جمله سردار شهید حاج قاسم سلیمانی که تا کسی شهید نباشد شهید نمیشود، گفت: از بچگی پا به پای من کار کرد و حالا به عنوان یک پدر باید اعتراف کنم که او در حق من پدری کرد و تاج سرم شد.
پدر شهید فتاحی ادامه داد: ما چند شهید و جانباز در خانواده داشتیم و حالا افتخار میکنم که پسر هم با سن کمی که داشت و در اوج جوانی برای این آب و خاک جان داد و مسیری را انتخاب کرد که همیشه آرزویش را داشت.
این پدر دل شکسته، اما استوار در پایان، پیامی هم برای هموطنان فریب خورده یا مزدور داشت و گفت که میان دشمن و وطن ننگ بر آن که شک کند.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما


