دلنوشته/ غلامرضا ترابی

سردار نائینی در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه شهید شده بود!

قرار بود در جمع دانشگاهیان، تحلیلی از جنگ ۱۲ روزه ارائه دهد. آنجا بود که در عمق نگاهش، دلتنگی شهید سلامی را در آینه وجودش دیدم. گویی او همان روز با «قمر» ِ خود، به آسمان پر کشیده بود.
کد خبر: ۸۲۱۴۳۴
تاریخ انتشار: ۰۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۳:۰۷ - 21March 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس‌- «غلامرضا ترابی» مدیر روابط عمومی سپاه امام رضا علیه‌السلام؛ بیش از دو دهه، آشنایی‌ام با سردار شهید نائینی، چون ریسمانی زرین، روحم را به او پیوند زده بود. 

سردار نائینی در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه شهید شده بود!

از فصاحت کلامش در تریبون دانشگاه ارتباطات، تا حضور پرشکوهش در کنگره‌ها و همایش‌ها، و هم‌نشینی در مأموریت‌های فرهنگی که هر کدام، نقشی از مرام و معرفت او را بر جانم حک کرده بود.

اما پس از شهادت سردار سلامی، گویی گردی غریب بر آینه جان سردار نائینی نشسته بود. رفتارش، سلوکش، نگاهش؛ همه چیز دگرگون شده بود. حضوری سنگین‌تر، سکوتی عمیق‌تر. 

نزدیکیش به «قمر» ِ آسمانِ ایثار، سردار سلامی، شاید تنها کلیدی بود که می‌توانست راز این تحول را بگشاید.

روزی، جرأت کردم و پرسیدم: «حاجی، چه بر سر دلت آمده؟ چرا دیگر آن سردارِ دیروز نیستی؟» مکثی کرد، چند ثانیه‌ای گذشت. زیر عینکِ ضخیمش، با انگشت سبابه، آرام قطراتی را که بر گونه‌اش لغزیده بود، پاک می‌کرد. اما پاسخی نداد، تنها سکوت بود و سکوتی آغشته به دردی ناگفته.

قرار بود ساعاتی دیگر، در جمع دانشگاهیان، تحلیلی از جنگ ۱۲ روزه ارائه دهد. آنجا بود که در عمق نگاهش، دلتنگی شهید سلامی را در آینه وجودش دیدم. گویی او همان روز با «قمر» ِ خود، به آسمان پر کشیده بود؛ و البته به آرزوی سال‌ها در کنار امام و فرمانده شهیدش رسید.

انتهای پیام/

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار