اقتدار نیروی دریایی سپاه در مدیریت تنگه هرمز
گروه دفاعی امنیتی دفاعپرس- محمد زرچینی؛ در ژئوپلیتیک پیچیده منطقه غرب آسیا، تنگه هرمز بهعنوان شریان حیاتی انرژی جهان، همواره کانون توجه قدرتهای بزرگ بوده است؛ با تشدید تنشها در منطقه و حضور مستمر ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده در آبهای خلیج فارس، سوال اساسی این است که نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (ندسا) تا چه میزان از بازدارندگی واقعی برخوردار است و آیا توانایی واردکردن ضربات کاری به ناوگان آمریکا (به دلیل بدعهدی آمریکا و محاصره دریایی ایران) را دارد یا ملاحظاتی همچون آتشبس مانع اقدام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میشود؟ بررسی دکترین نظامی ایران و تجهیزاتِ در اختیار ندسا نشان میدهد که تهران نهتنها توانایی ایجاد اختلال جدی در تردد دریایی را دارد، بلکه هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی برای واشنگتن را بهشدت افزایش داده است.

دکترین جنگ نامتقارن؛ پاشنه آشیل ناوگان کلاسیک
نیروی دریایی سپاه برخلاف نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که بر نبردهای کلاسیک و آبهای آزاد متمرکز است، دکترین «جنگ نامتقارن» را در پیش گرفته است. این دکترین بر این اصل استوار است که در برابر دشمنی با برتری تکنولوژیک و آتش سنگین (مانند ناوهای هواپیمابر و رزمناوهای آمریکایی)، نباید وارد نبرد مستقیم و خطی شد. در عوض، باید از سرعت، اختفا، تعداد زیاد و غافلگیری استفاده کرد.
خلیج فارس به دلیل عمق کم، وجود جزایر متعدد و سواحل صخرهای، بهترین جغرافیا برای اجرای این نوع جنگ است. در چنین محیطی، رادارهای پیشرفته آمریکایی دچار خطا شده و شناسایی اهداف کوچک و سریع ایرانی دشوار میشود.
موشکها و قایقهای تندرو؛ زنبورهای کشنده ندسا در نبرد دریایی با آمریکا
ستون فقرات توان رزمی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را یگانهای قایقهای تندرو تشکیل میدهند. هزاران فروند قایق تندرو مجهز به موشکهای ضدکشتی سبک و سنگین، اژدر و توپهای سریعالنصب، شبکهای مرگبار را در خلیج فارس ایجاد کردهاند. تاکتیک حمله گسترده پاترولکرفتها در این بخش معنا پیدا میکند؛ صدها قایق کوچک از نقاط مختلف به سمت یک هدف بزرگ آمریکایی هجوم میبرند. سیستمهای دفاعی ناوهای آمریکایی مانند فالانکس یا سیآیدبلیواس (CIWS) اگرچه از دقت برخوردارند؛ اما در برابر اشباع همزمان از چندین جهت ناتوان هستند؛ حتی اگر ۹۰ درصد قایقها منهدم شوند، همان ۱۰ درصد باقیمانده میتوانند با شلیک موشک یا انجام عملیات انتحاری، آسیبهای جبرانناپذیری به بدنه ناوها، سنسورها و پروانههای آنها وارد کنند.


موشکهای ساحل به دریا؛ چتر آتشین غیرقابل نفوذ
یکی از برگهای برنده سپاه، استقرار گسترده سامانههای موشکی ساحل به دریا در سواحل خلیج فارس و جزایر استراتژیک است. موشکهایی نظیر «نصر-۱»، «قدیر»، «خلیج فارس» و مدلهای جدیدتر با برد متوسط و دقت بالا، کل عرض تنگه هرمز و بخشهای وسیعی از خلیج فارس را تحت پوشش قرار میدهند. ویژگی کلیدی این موشکها، قابلیت حرکتپذیری (Mobile) و استتار آنهاست. لانچرهای موشکی میتوانند در تونلهای زیرزمینی مخفی شوند و موقع نیاز بیرون آمده، شلیک کنند و بلافاصله جابهجا شوند. این امر ردیابی و انهدام پیشدستانه آنها توسط نیروی هوایی آمریکا را تقریباً غیرممکن میسازد. شلیک همزمان دهها موشک از سواحل مختلف، دیوار آهنینی از آتش ایجاد میکند که مواجهه با آن برای هر ناوگانی کابوسوار است.
مینگذاری دریایی؛ کابوس لوجستیک آمریکا
شاید ترسناکترین ابزار ندسا برای بستن تنگه هرمز و اختلال در عبور و مرور تنگه هرمز، مینهای دریایی باشد. ایران زرادخانه عظیمی از مینهای شناور، تهنشست و هوشمند در اختیار دارد. مینگذاری میتواند به سرعت و توسط کشتیهای تجاری معمولی یا قایقهای کوچک انجام شود. پاکسازی مینها فرآیندی زمانبر، پرهزینه و بسیار خطرناک است که نیازمند کشتیهای مینروب تخصصی است.
بستهشدن تنگه حتی برای چند هفته، شوک عظیمی به اقتصاد جهانی و قیمت نفت وارد میکند. آمریکا برای بازگشایی تنگه نیاز به ائتلافی بزرگ و زمانی طولانی دارد که در این مدت، فشار سیاسی و اقتصادی بیسابقهای بر واشنگتن و متحدانش وارد خواهد شد. علاوه بر این، وجود مینها بر کاهش سرعت و افزایش احتیاط ناوهای آمریکایی، تأثیرگذار است و این امر میتواند آنها را به اهداف آسانتری برای قایقهای تندرو و زیردریاییها تبدیل کند.

زیردریاییهای نیمهسنگین و غواصان انتحاری
نیروی دریایی سپاه دارای ناوگانی از زیردریاییهای کلاس «غدیر» و «فاتح» است. اگرچه این زیردریاییها اتمی نیستند، اما در آبهای کمعمق خلیج فارس بسیار کارآمدند. صدای کم و ابعاد کوچک آنها تشخیصشان را برای سونارهای آمریکایی دشوار میکند. این زیردریاییها میتوانند در کمین بنشینند و با شلیک اژدر یا موشک، ناوهای بزرگ را هدف قرار دهند.
پهپادهای انتحاری و شناسایی؛ چشم بینای سپاه
در سالهای اخیر، پهپادها نقش محوری در دکترین ندسا یافتهاند. پهپادهای انتحاری مانند سری «شاهد» و پهپادهای شناسایی-رزمی، امکان رصد لحظهبهلحظه تحرکات ناوگان آمریکا و حمله انتحاری به عرشه ناوها یا رادارهای آنها را فراهم میکنند. سقوط پهپاد گلوبال هاوک آمریکا توسط پدافند هوایی ایران در گذشته، نشان داد که حریم هوایی خلیج فارس نیز برای آمریکا امن نیست. ترکیب حملات پهپادی با حملات موشکی و قایقهای تندرو، یک حمله چندلایه و هماهنگ ایجاد میکند که دفاع در برابر آن برای هر سامانه پدافندی، دشوار است.
در پاسخ به این سوال که آیا سپاه میتواند تنگه هرمز را ببندد، باید گفت که ایران ضمن برخورداری از توانایی «اختلال پایدار» و «ناامنسازی مطلق» نیازی به بستن دائمی تنگه ندارد. سپاه میتواند تنگه را به منطقهای چنان پرخطر تبدیل کند که بیمه کشتیها سر به فلک بکشد، تردد تجاری متوقف شود و هزینه هر بشکه نفت به ارقام نجومی برسد؛ چیزی که هماکنون هم شاهد آن هستیم و عبور و مرور کشتیها و اقتصاد جهانی را با مشکل جدی مواجه کرده است.
تحلیلگران اقتصاد نفتی میگویند: شاید قیمت نفت هماکنون در حدود ۱۰۰ دلار در حال نوسان باشد، اما خرید قیمت نفت برای ماه آتی و یا روی نفتکش حدود ۱۴۵ دلار است و این نشاندهنده موفقیت نیروی دریایی سپاه در مدیریت هوشمند تنگه هرمز است.
در مورد ضربهزدن به آمریکا، تجربه نبردهای نیابتی و درگیریهای محدود نشان داده است که ندسا توانایی واردکردن خسارات ملموس، غرقکردن یا از رده خارجکردن ناوهای جنگی، و تحمیل تلفات به نیروهای آمریکایی را دارد. چنین اتفاقی از نظر سیاسی برای کاخ سفید غیرقابل تحمل است؛ بنابراین، توانمندی نیروی دریایی سپاه نه در شکستدادن کل نیروی دریایی آمریکا در یک نبرد کلاسیک، بلکه در تحمیل هزینهای فراتر از منافع واشنگتن است؛ این نه یک بزرگنمایی نظامی، بلکه حقیقت میدانیَ جنگ احتمالی در خلیج فارس با ایالات متحده آمریکاست.
انتهای پیام/ 281


