امام رضا (ع) بقیهالله و حجت خدا بر مردم است
گروه فرهنگ دفاعپرس ـ رسول حسنی ولاشجردی؛ در تاریخ ولادت امام رضا (ع) اختلاف است و مشهور آن است که در یازدهم ذىالقعده سال ۱۴۸ ه. ق در مدینه متولد شد. اسم شریف آن حضرت على و کنیت آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین القاب آن حضرت، رضا است و صابر و فاضل و رضى و وفى نیز مىگفتند.

ابن بابویه به سند حسن از بزنطى روایت کرده است که به خدمت امام محمد تقى (ع) عرض کردم که گروهى از مخالفان شما گمان مىکنند که پدر بزرگوار شما را مامون ملقب به رضا گردانید در وقتى که آن حضرت را براى ولایت عهد خود اختیار کرد؟
حضرت فرمود: به خدا سوگند که دروغ مىگویند بلکه حقتعالى او را به رضا مسمى گردانید. براى آنکه پسندیده خدا بود در آسمان و رسول خدا و ائمه هدى (ع) در زمین از او خشنود بودند و او را براى امامت پسندیدند.
گفتم: آیا همه پدران گذشته تو پسندیده خدا و رسول و ائمه (ع) نبودند؟
گفت: بلى.
گفتم: پس به چه سبب او را در میان ایشان به این لقب گرامى مخصوص گردانیدند؟
گفت: براى آنکه مخالفان و دشمنان او را پسندیدند و از او راضى بودند چنانچه موافقان و دوستان از او خشنود بودند و اتفاق دوست و دشمن بر خشنودى از او مخصوص آن حضرت بود پس به این سبب او را به این اسم مخصوص گردانیدند.
روایت شده که حضرت امام موسى (ع) پیوسته فرزند پسندیده خود را رضا مىنامید و مىفرمود که بخوانید فرزند مرا رضا. پدر آن حضرت موسى بن جعفر (ع) بود و مادر آن حضرتامولدى بود که او را تکتم و نجمه و اروى و سکن و سمانه وامالبنین مى نامیدند، و بعضى خیزران و صقر و شقراء نیز گفتهاند.
مادر امام موسى (ع) از جمله اشراف و بزرگان عجم بود، کنیزى خرید و او را به تکتم مسمى گردانید و آن جاریه سعادتمند بهترین زنان بود در عقل و دین و حیا و خاتون خود حمیده را بسیار تعظیم مى نمود و از روزى که او را خرید هرگز نزد او نمى نشست براى تعظیم و اجلال او، پس حمیده روزى با حضرت امام موسى (ع) گفت: اى فرزند گرامى! تکتم جاریهاى است که من از او بهتر ندیدهام در زیرکى و محاسن اخلاق و مىدانم هر نسلى که از او به وجود آید پاکیزه و مهطره خواهد بود. او را به تو مىبخشم. چون حضرت امام رضا (ع) از او به وجود آمد او را به طاهره مسمى گردانید.
چون حمیده، نجمه مادر امام رضا (ع) را خرید شبى پیامبر (ص) را در خواب دید و آن حضرت به او گفت که اى حمیده! نجمه را به فرزند خود موسى تملیک نما که از او فرزندى به هم خواهد رسید که بهترین اهل زمین باشد. به این سبب حمیده، نجمه را به آن حضرت بخشید.
روزى حضرت امام موسى (ع) از من پرسید که آیا خبر دارى که کسى از برده فروشان مغرب آمده باشد؟
گفتم: نه، حضرت فرمود که بلکه آمده است بیا تا برویم به نزد او.
پس حضرت سوار شد و من در خدمت آن حضرت سوار شدم، چون به محل معهود رسیدیم دیدیم که مردى از تجار مغرب آمده است و کنیزان و غلامان بسیار آورده است، حضرت فرمود که کنیزان خود را بر ما عرضه کن، او نه کنیز بیرون آورد و هر یک را حضرت فرمود که دارى و باید که بیاورى.
گفت: به خدا سوگند که ندارم مگر یک جاریه بیمار.
حضرت فرمود که او را بیاور، چون او مضایقه کرد حضرت مراجعه کرده روز دیگر مرا به نزد او فرستاد و فرمود که به هر قیمت که بگوید آن جاریه بیمار را براى من خریدارى کن و به نزد من آور.
چون رفتم و آن کنیزک را طلب کردم قیمت بسیارى براى او گفت.
گفتم من به این قیمت خریدم، گفت من نیز فروختم و لیکن خبر ده که آن مرد کى بود که دیروز با تو همراه بود؟
گفتم: مردى است از بنىهاشم گفت: از کدام سلسله بنىهاشم؟
گفتم: بیش از این نمى دانم.
گفت: بدان که من این کنیزک را از اقصاى بلاد مغرب خریدم، روزى زنى از اهل کتاب که این کنیز را با من دید پرسید که این را از کجا آورده اى؟ گفتم: این را براى خود خریدهام، گفتم: سزاوار نیست که این کنیز نزد مانند تو کسى باشد و مىباید که این کنیز نزد بهترین اهل زمین باشد و، چون به تصرف او درآید بعد از اندک زمانى پسرى از او به وجود آید که اهل مشرق و مغرب او را اطاعت کنند، پس بعد از اندک وقتى حضرت امام رضا (ع) از او به وجود آمد.
حضرت امام موسى (ع) فرمود به جماعتى از اصحابش وقتى که تکتم را خرید به خدا قسم که من نخریدم این جاریه را مگر به امر خدا و وحى خدا.
از نجمه مادر آن سرور روایت کرده است که گفت:، چون حامله شدم به فررند بزرگوار خود به هیچ وجه ثقل و حمل در خود احساس نمىکردم و، چون به خواب مىرفتم صداى تسبیح و تهلیل و تمجید حق تعالى از شکم خود مىشنیدم و خائف و ترسان مىشدم و، چون بیدار مىشدم صدایى نمىشنیدم. چون آن فرزند سعادتمند از من متولد شد دستهاى خود را بر زمین گذاشت و سر مطهر خود را به سوى آسمان بلند کرد و لبهاى مبارکش حرکت مىکرد و سخنى مىگفت که من نمىفهمیدم. در آن ساعت حضرت امام موسى (ع) به نزد من آمد و فرمود که گوارا باد تو را اى نجمه کرامت پروردگار تو.
پس آن فرزند سعادتمند را در جامه سفیدى پیچیده و به آن حضرت دادم، حضرت در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و آب فرات طلبید و کامش را به آن آب برداشت پس به دست من داد و فرمود که بگیر این را که این بقیهالله است در زمین و حجت خدا است بعد از من.
از محمد بن زیاد روایت شده است که گفت از حضرت امام موسى (ع) شنیدم در روزى که حضرت امام رضا (ع) متولد شد مىفرمود که این فرزند پاک و پاکیزه متولد شد و جمیع ائمه چنین متولد مىشوند.
منبع: منتهی الآمال
انتهای پیام/ 161
