ساواک؛ ترکیبی ننگین از «سیا» و «F.B.I»

ساواک دارای ۲ وظیفه اطلاعات (خارجی) و امنیت (داخلی) بود و در واقع ترکیبی بود از «سیا» و «F.B.I»، که هیئت مستشاری آمریکا در یک سازمان گنجانید.
کد خبر: ۸۴۱۷۳۰
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۳ - 17June 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، رژیم پهلوی تنها سلسله دست‌نشانده‌ای بود که توسط بیگانگان روی کار آمد و از حمایت همه‌جانبه آنها برخوردار بود؛ به همین دلیل با سلسله‌های پیش از خود تفاوت‌های اساسی داشت. شناخت این سلسله به نحوی به شناخت ماهیت انقلاب اسلامی کمک می‌کند؛ چرا که این انقلاب نجات‌بخش نه‌فقط با یک رژیم دست‌نشانده که با همه جهان استعمار و استکبار در جنگ بود. یکی از راه‌های شناخت رژیم پهلوی مطالعه کتاب‌هایی است که توسط عمال شاه به نگارش درآمده‌اند و از همین رو نگاهی جانبدارانه به انقلاب اسلامی ندارند.

ساواگ

کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» که بخش‌هایی از آن را در ادامه می‌خوانید به قلم «حسین فردوست» نوشته شده و پرده از حقایقی برمی‌دارد که می‌تواند تصویری واقعی از حکومت دیکتاتوری رژیم پهلوی بر مردم ایران ارائه دهد.

سازمان و آموزش ساواک

ساواک توضیح دادم دارای ۲ وظیفه اطلاعات (خارجی) و امنیت (داخلی) بود و در واقع ترکیبی بود از «سیا» و «F.B.I»، که هیئت مستشاری آمریکا در یک سازمان گنجانید. در اینجا به معرفی تشکیلات ساواک می‌پردازم:

حوزه ریاست

سازمان مرکزی ساواک به ترتیب عبارت بود از رئیس ساواک، قائم مقام ساواک، رئیس سازمان اطلاعات خارجی مدیر کل معاون مدیر کل رئیس اداره رئیس بخش رئیس دایره رئیس شعبه. در حوزه ریاست ساواک این سازمان‌ها را به خاطر می‌آورم، بازرسی ساواک رئیس آن سرتیپ انصاری بود. این سازمان طبق آیین نامه‌ای که توسط چند متخصص بازرسی نوشته شد و به تصویب من رسید از ادارات کل ساواک‌ها و نمایندگی‌های خارج از کشور بازرسی می‌کرد انجام بازرسی وظیفه خود انصاری بود و لذا ۲ کارمند بیشتر نداشت و هیچگاه کمک هم نخواست او طبعاً برای بازرسی ساواک‌ها و نمایندگی‌های خارج از کشور مسافرت زیاد داشت.

طبق آیین‌نامه، جزئیات مورد بازرسی او قرار می‌گرفت و لذا برای بازرسی از یک ساواک استان حدود ۲۰ روز وقت صرف می‌کرد. گزارشاتش خیلی مفصل بود ولی، چون دقیق و ماده بندی شده بود ماده به ماده قرائت می‌کرد و دستورات لازم را صادر می‌کردم او این دستورات را ابلاغ می‌نمود و انجام آن را خواستار می‌شد و انجام هم به من گزارش میشد انصاری در ساواک‌ها و نمایندگی‌ها شکایات را نیز می‌پذیرفت که دستور میدادم به قسمت شکایات تحویل شود.

قسمت رسیدگی به شکایات رئیس این سازمان سرتیپ زالتاش بود که فوق العاده به کار خود علاقه داشت برای شکایات صندوقی تعبیه کرده بود که کنار درب ورودی و دور از انظار بود تا کارمندان ساواک با خیال راحت ولو از رئیس خود شکایت داشته باشند از آن استفاده کنند. کلید صندوق نزد زالتاش بود و همه روزه موقع ورود به ساواک صندوق را باز می‌کرد و شکایات را جمع آوری و به ترتیب تاریخ رسیدگی می‌نمود. او همیشه باید با شاکی ملاقات می‌کرد تا از کنه مطلب مطلع شود. هفته‌ای یکبار نزد من می‌آمد و خلاصه شکایات و نتایج رسیدگی و پیشنهاد خود را قرائت میکرد. اکثراً پیشنهاد‌ها صحیح بود و تصویب می‌شد. مصوبه را به قسمت مربوطه ابلاغ می‌کرد و اجرای آن را می‌خواست و نتیجه را از کارمند شاکی سؤال می‌کرد تا زمانیکه کارمند تشکر کند و تحقق خواسته اش را اعلام دارد. در مورد خواسته‌های غیر قانونی هم با کارمند صحبت میکرد و او را قانع می‌نمود این ترتیب برای این اتخاذ شده بود که کارمندان ساواک هیچگاه نارضایتی را در خود نگه ندارند که موجب عواقب سوء شود.

دادسرای اداری ساواک نیز در حوزه ریاست قرار داشت که دارای یک دادستان و تعدادی دادیار بود و کار رسیدگی به تخلفات اداری را به عهده داشت. دادگاه بدوی ساواک متشکل از ۵ نفر بود و دادگاه تجدید نظر ساواک متشکل از ۷ نفر بود.

اعضاء این ۳ سازمان قضائی ساواک توسط کمیسیون عالى ساواک» پیشنهاد می‌شدند و احکام هر یک را امضاء می‌کردم و کار خود را شروع می‌نمودند. احکام صادره از دادگاه تجدید نظر را نیز مطالعه می‌کردم و طبق آیین نامه کلی که در وزارتخانه‌ها نیز عمل می‌شد، حق داشتم در احکام صادره یک درجه تخفیف بدهم همیشه از این اختیار استفاده می‌کردم که سبب محبوبیتم در ساواک شد.

حسابداری برای کنترل حساب‌های اداره کل ششم در حوزه ریاست ساواک یک کنترولر با درجه سرلشکری که متخصص امور حسابداری بود وجود داشت که کلیه حساب‌های اداره کل ششم و قیمت‌های آن و قیمت بازار را دقیقاً کنترل می‌کرد و به من گزارش ماهیانه می‌داد.

بودجه سری مسئول بودجه سری ساواک سرگرد شهستا بود این بودجه فقط به دستور شخص رئیس ساواک قابل پرداخت بود و لاغیر هرگاه من میخواستم از هزینه سری پرداخت صورت گیرد، به سرگرد شهستا می‌گفتم و او از رئیس ساواک پاکروان و بعد نصیری) اجازه می‌گرفت و همیشه تصویب میشد در زمان ترک ساواک (۱۳۵۰) بودجه سری به حدود ۲۰ میلیون تومان رسیده بود و در همان سال با تأیید محمدرضا قابل اضافه شدن بود که معمولاً اضافه میشد، چون شهستا بسیار پیر شده بود و نمی‌توانست کار کند مدتی بود که برادرش را برای کمک به خود به ساواک مأمور کرده بود ولی به هر حال در ساواک حاضر می‌شد و مسئولیت اصلی به عهده او بود.

در حوزه ریاست ساواک اداره موتوری به ریاست سرلشکر بدیعی و اداره بهداری به ریاست سرتیپ دکتر لطیفی نیز قرار داشت. همانطور که توضیح دادم پس از ورود به ساواک کمیسیون عالی ساواک (مرکب از ۷ نفر را تشکیل دادم که نقش مشاور رئیس و قائم مقام ساواک را ایفاء می‌کرد. درباره این کمیسیون و نقش آن توضیحات مفصل داده‌ام.

ساواک‌های استان ترکیبات ساواک‌های استان از نظر تعداد پرسنل متناسب با میزان فعالیت و جمعیت و تعداد ساواک‌های تابعه شهرستان بود ولی هر ساواک استان این تشکیلات را داشت رئیس معاون دفتر وظایف ادارات کل یکم و ششم و امور دفتری رئیس و معاون را انجام می‌داد. در ساواک استان‌های مرزی شعبه برون مرزی وجود داشت. در کلیه ساواک‌ها، بخش امنیت داخلی وجود داشت که دارای ۲ شعبه بود شعبه یک برای فعالیت‌های پنهانی و مضره شعبه دو برای کشف و گزارش نارضایی‌ها شعبه حفاظت نیز وجود داشت که رئیس آن همیشه افسر بود و بنابر احتیاج تعدادی پاسدار داشت. شعبه فنی وجود داشت که در آن لوازم مورد نیاز ساواک استان مورد استفاده قرار میگرفت برخی از ساواک‌ها دارای شعبه ضد جاسوسی بودند. شعبه تحقیق نیز متشکل از یکی دو مسئول تحقیق در همه ساواک‌ها وجود داشت.

ترکیب ساواک شهرستان عبارت بود از رئیس و ۲ الی ۳ رهبر عملیات و چند پاسدار ترکیب نمایندگی‌های خارج از کشور عبارت بود از یک رئیس نمایندگی و یک کارمند.

سازماندهی اداری ساواک

سازماندهی اداری ساواک مانند هر سازمان اطلاعاتی و غیر اطلاعاتی، نظامی و غیر نظامی، طبق مقررات مصوبه کارگزینی آن سازمان مشخص می‌گردید. هر کارگزینی دارای ۱۳ یا ۱۴ وظیفه است که تکلیف هر کارمند را از زمان استخدام تا بازنشستگی، معین می‌کند. این اصول کارگزینی را تا حدی که به یادم است می‌نویسم و در مورد ساواک تطبیق می‌دهم: ۱- استخدام در ساواک اشتغال پرسنل به ۲ شکل استخدام با مأموریت بود. از بدو تشکیل ساواک در سال ۱۳۳۵ این رویه وجود داشت و تا انحلال ادامه یافت.

استخدام در مورد افراد غیر نظامی بود. رسم بر این بود که فرد مورد نظر توسط یکی از کارمندان ساواک معرفی شود، لذا هیچگاه مراجعه اشخاص برای استخدام پذیرفته نمی‌شد. همه کارمندان موجود می‌توانستند معرف باشند و لذا هیچگونه کمبودی در معرفی احساس نمی‌شد، بلکه اضافه هم می‌آمد، چون همه پرسنل می‌خواستند که خویشاوندان یا دوستان خود را وارد ساواک کنند.

کارگزینی اسامی را در دفتری می‌نوشت و هر موقع فردی برای استخدام مورد نیاز بود از روی لیست و به ترتیب تقدم احضار می‌شد. در ۶-MI رویه استخدام این است که فرد باید ۲ معرف داشته باشد و مقام هیچ یک از معرف‌ها کمتر از رئیس اداره نباشد. این رویه را من نتوانستم در ساواک اعمال کنم، ولی در دفتر ویژه اطلاعات بدین ترتیب عمل می‌نمودم که هرگاه قرار می‌شد فردی به دفتر منتقل شود کلیه افسران دفتر در اتاق کنفرانس جمع می‌شدند و از روی کتابچه اسامی افسران که در اختیارشان بود فقط از بین سرگرد‌ها و سرهنگ دوم ها، ۳ نفر را انتخاب می‌کردند.

افسری تعیین می‌شد که کلیه سوابق کارگزینی و ضد اطلاعاتی این ۳ نفر را بررسی نماید و حداقل از ۵ افسر که آنها را می‌شناسند تحقیق کند و نتیجه تحقیقات را روی فرم چاپی مخصوص بنویسد و ترتیب تقدم این ۳ نفر را مشخص نماید. سپس نام این ۳ نفر به فرمانده نیروی زمینی داده میشد که هر کدام را موافق بود به دفتر منتقل کند.

مسئول تحقیقات سیاسی و غیر سیاسی طبق فرم مصوبه اداره کل چهارم بود. هرگاه فرد بی‌ایراد بود به کارگزینی معرفی می‌شد کارگزینی هم وظایفی داشت از نظر سطح تحصیلی باید مدرک تحصیلی به کارگزینی داده می‌شد و از نظر هوش و ذکاوت فرد آزمایش می‌شد. در کارگزینی وقتی پرونده فرد کامل می‌شد برای استخدام باید به تصویب رئیس ساواک می‌رسید که در زمان من به تصویب قائم مقام می‌رسید و توسط من امضاء می‌شد.

ساواک نوع دیگری کارمند هم داشت که مأمور می‌گفتند. این افراد یا افسر بودند و یا درجه دار ارتش در این مورد نیز اداره کل چهارم پرونده فرد را مانند استخدام بررسی می‌کرد و نتیجه تحقیقات را به کارگزینی می‌داد اگر نتیجه خوب بود از ارتش تقاضا می‌شد که فرد به ساواک مأمور گردد. البته برای اینکه نتیجه زحمات به هدر نرود، قبل از تحقیقات شفاهاً از ارتش سؤال میشد و زمانیکه موافقت ارتش جلب می‌گردید اداره کل چهارم تحقیقات را شروع می‌کرد و نتیجه را به کارگزینی میداد و تقاضا می‌شد و افسر یا درجه دار به ساواک مأمور می‌گردید.

ترفیعات در مورد پرسنل غیر نظامی در ساواک ۹ رتبه وجود داشت. شرط دادن رتبه یکی این بود که رئیس ساواک در زمان من قائم مقام یا مدیر کل مربوطه تقاضا کند، دوم اینکه کارگزینی تأیید نماید که فرد در شغلی که هست می‌تواند چنین رتبه‌ای داشته باشد. برای مثال یک کارمند شعبه پایین‌ترین شغل می‌توانست تا رتبه ۴ ارتقاء یابد و اگر رتبه ۵ برای او تقاضا می‌شد میسر نبود مگر اینکه فرد رئیس شعبه شود. برای اینکه بین پرسنل نظامی و غیر نظامی بتوان از نظر رتبه مقایسه کرد از بدو تشکیل ساواک طبق یک ماده در آیین نامه کارگزینی انطباق به وجود آمده بود. برای مثال یک سرهنگ با رتبه ۹ منطبق بود و ... ترفیعات درجه داران را رئیس ساواک در زمان من (قائم مقام میداد و به ارتش گزارش می‌کرد ترفیعات افسران را رئیس ساواک در زمان من قائم مقام از ارتش تقاضا می‌کرد و فرد پس از تصویب ارتش به ترفیع نائل می‌شد.

ارجاع شغل کارگزینی فردی را که استخدام کرده بود و یا از ارتش مأمور نموده بود به اداره کلی که به او نیاز داشت منتقل می‌کرد و مدیر کل به او شغل را محول و نتیجه را به کارگزینی منعکس می‌نمود. از زمانی که به ساواک رفتم کمیسیون عالی ساواک را تشکیل دادم که مرکب از ۷ نفر بود و مقرر کردم که مشاغل اصلی ساواک رئیس ساواک، معاون ساواک. مدیر کل معاون مدیر کل رئیس اداره رئیس نمایندگی ساواک باید با تصویب این کمیسیون باشد. تا زمانیکه در ساواک بودم این شورا به وظایف خود عمل می‌کرد.

آموزش پرسنل اطلاعاتی دوره ۹ ماهه اداره کل آموزش را طی می‌کرد. پرسنل حفاظتی دوره ۳ ماهه اداره کل چهارم را طی می‌کرد پرسنل فنی هر یک دوره مربوطه را در اداره کل پنجم طی می‌کرد. شش تخصص، چون کسب تخصص مشکل بود افراد متخصص فنی فقط می‌توانستند در سلسله مراتب تشکیلاتی خود ارتقاء یابند و تسهیلاتی نیز برای اخذ رتبه متخصصین پیش بینی شده بود. تخلفات اداری ساواک دارای یک دادستان و یک دادگاه بدوی (۵) نفر) و یک دادگاه تجدید نظر (۷) نفر) بود که طبق آیین نامه مصوبه هیئت دولت عمل می‌کرد و به تخلفات اداری رسیدگی می‌نمود. تشویقات طبق پیشنهاد رئیس ساواک در زمان من قائم مقام یا مدیر کل مربوطه تشویقات به اداره کارگزینی منعکس و پس از تصویب رئیس ساواک در زمان من قائم مقام) اجرا می‌شد.

حقوق و مزایا برای پرسنل استخدامی طبق آیین نامه مصوبه هیئت دولت بود. برای مأمورین از ارتش تا درجه سرهنگی حقوق و مزایای آنان را ارتش می‌پرداخت، ولی زمانیکه سرتیپ می‌شدند و به ساواک منتقل می‌گردیدند، ساواک می‌پرداخت.

بازنشستگی تا زمانی که در ساواک بودم افراد استخدامی بازنشسته نشدند، چون ساواک یک سازمان نو و تازه تأسیس بود پرسنل مأمور که از طرف ارتش بازنشسته می‌شدند، در صورت تمایل می‌توانستند به خدمت در ساواک ادامه دهند تا زمانیکه در ساواک بودم همه این افراد به خدمت ادامه دادند.

کلیه موارد فوق که در زمینه مسائل اداری ساواک نوشته شد از روزی که به ساواک رفتم تا زمانیکه آنجا بودم بدون استثناء تحت امر من بود و رئیس ساواک هیچ گونه دخالتی در امور اداری ساواک نداشت. دستورات را من صادر می‌کردم احکام را من امضاء می‌نمودم و سنگینی کار ساواک هم همین کار‌های اداری بود که روزانه حداقل ۳-۴ ساعت وقت احتیاج داشت. حوزه مسئولیت و دخالت رئیس ساواک در این زمان فقط امور عملیاتی بود و اگر تقاضایی برای ترفیع یا شغل افراد داشت به من مراجعه می‌کرد.

انتهای پیام/ 161

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین