آموزش تعقیب و مراقبت ساواک زیر نظر آمریکاییها
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، رژیم پهلوی تنها سلسله دستنشاندهای بود که توسط بیگانگان روی کار آمد و از حمایت همهجانبه آنها برخوردار بود؛ به همین دلیل با سلسلههای پیش از خود تفاوتهای اساسی داشت. شناخت این سلسله به نحوی به شناخت ماهیت انقلاب اسلامی کمک میکند؛ چرا که این انقلاب نجاتبخش نهفقط با یک رژیم دستنشانده که با همه جهان استعمار و استکبار در جنگ بود. یکی از راههای شناخت رژیم پهلوی مطالعه کتابهایی است که توسط عمال شاه به نگارش درآمدهاند و از همین رو نگاهی جانبدارانه به انقلاب اسلامی ندارند.

کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» که بخشهایی از آن را در ادامه میخوانید به قلم «حسین فردوست» نوشته شده و پرده از حقایقی برمیدارد که میتواند تصویری واقعی از حکومت دیکتاتوری رژیم پهلوی بر مردم ایران ارائه دهد.
ساواک و ادارات آن
اداره کل یکم اداره کل امور اداری ساواک بود که ریاست آن با سرتیپ [سیف الله] فروزین بود. این اداره کل تا حدی که به خاطر دارم از اداره کارگزینی، اداره مخابرات و قسمت تشریفات تشکیل شده بود. اداره کارگزینی در ساواک اهمیت ویژهای داشت و ریاست آن با سروان خداداد افسر بازنشسته بود. او بر وظایف خود مسلط بود و از نظر تخصص بر مدیر کل خود سرتیپ فروزین برتری داشت. به علت اهمیت کارگزینی به یکایک پروندهها شخصاً رسیدگی میکردم و هر چند وقت مرا میگرفت ولی هیچگاه این کار را به فرد دیگری محول ننمودم.
اداره مخابرات توسط یک سرگرد مخابرات که بر کار خود تسلط کامل داشت اداره میشد. او تمام شبکههای درونی و بیرونی ساواک را به بهترین وجه اداره میکرد. مرکز تلفن وسیع ساختمانهای ساواک تحت امر او بود. او یک شبکه بیسیم در سراسر کشور برای ساواک برقرار کرد و برای ساواکهای استان مرکز تلفن مناسب پیشنهاد و پس از تصویب و تهیه با نظارت خود مستقر میکرد کلیه تعمیرات تلفن و بیسیم در این اداره انجام میشد. در توسعه و تأمین امکانات مخابراتی و تخصص پرسنل و امکانات تعمیراتی این اداره مؤثر بودم و کلیه خواستهای رئیس این اداره را که همه صحیح بود تصویب میکردم.
قسمت تشریفات ساواک، داراى یک رئیس و چند کارمند محدود بود. رئیس تشریفات ساواک امیر قاسمی بود که بعداً آجودان کشوری محمدرضا نیز شد. او در کار خود فوق العاده موفق بود و بخصوص در پذیرایی از شیوخ خلیج بخوبی میدانست که چگونه پذیرایی کند. آنها نیز، چون او را به کرات دیده بودند با وی مانند یک دوست صمیمی رفتار میکردند.
امور مالی اداره کل ششم
اداره کل ششم اداره کل مالی ساواک بود که ریاست آن به عهده سرتیپ زنگنه بود. او از نظر مدیریت متوسط و از نظر مالی غیر قابل اعتماد بود و صراحتاً تا ۵٪ سوء استفاده را قانونی میدانست. در اداره کل ششم فقط بودجه علنی هزینه میشد که از زمان تأسیس ساواک نیمی از آن را نخست وزیری و نیم دیگر را وزارت جنگ تأمین میکرد تا به نام ساواک بودجهای به مجلس نرود. حسابهای اداره کل ششم در حوزه ریاست توسط یک متخصص امور حسابداری کنترل میشد.
اداره کل ششم مرکب از چند اداره بود اداره حسابداری، که مسئول برآورد بودجه سالیانه و کلیه پرداختها از هر نوع بود. اداره تهیه وسایل تدارکات مسئول تهیه وسایل از هر نوع از لوازم التحریر گرفته تا وسایل فنی اداره کل پنجم بود وسایل اگر وجود داشت از داخل تهیه میشد و در غیر این صورت توسط همین اداره از خارج تأمین میگردید. اداره باشگاهها یا بخش باشگاهها مسئول نگهداری باشگاههای ساواک و تهیه و اداره میهمانیها و تهیه و توزیع غذای پرسنل و غذای ۲۴ ساعته نگهبانی بود رئیس اداره باشگاهها را یکبار به پاریس اعزام داشتم تا نحوه کار در غذاخوری دانشجویان را ببیند. منظور من بیشتر تهیه حدود ۵۰۰ عدد از سینی مخصوص غذاخوری بود که توزیع غذا را بسیار تسهیل میکرد. اطلاع ندارم که آن نوع سینی تهیه شد یا نه ولی مدیر کل ششم یکبار گفت: «دستورتان اجرا گردید!» خانههای ساواک نیز توسط این اداره کل تهیه و نگهداری میشد. اگر خانهای برای ساواک ولی به نام کارمندی تهیه میشد او موظف بود به اداره کل ششم نامه بنویسد و اعلام دارد که خانه متعلق به ساواک است.
امور فنی اداره کل پنجم
اداره کل پنجم، اداره کل فنی ساواک بود که ریاست آن به عهده سرتیپ ساعدی بود. ساعدی هر چند شخصاً در امور فنی تخصص نداشت ولی مدیر درجه اولی بود و مورد علاقه زیر دستان زمانی که وارد ساواک شدم اداره کل پنجم بیشتر به موزه اشیاء عتیقه شباهت داشت تا به سازمان فنی ساواک وسایل آن ۲ - ۳ ضبط صوت اسقاط ۳-۴ میکروفن ۵-۶ دوربین و امثال آن بود. این وسایل هم کهنه بود و هم یک هزارم نیاز ساواک را نیز برطرف نمیکرد. متوجه شدم که یکی از راههای سوء استفاده سرتیپ علوی کیا در همینجا بوده او در بودجه سالی حدود ۵ میلیون تومان برای وسایل فنی پیش بینی میکرد و چیزی حدود ۱۰ هزار تومان هزینه میکرد.
این یکی از اقلام سوءاستفادههای علوی کیا بود. طی مدتی که در ساواک بودم، اداره کل پنجم را واقعاً به سازمان فنی ساواک تبدیل کردم پرسنل کامل شد برخی واحدهای فنی در حدی که بتواند پاسخگوی نیاز ساواک باشد توسعه داده شد. سطح آموزش فنی ارتقاء یافت. وسایل فنی در حد نیاز مرکز و استانها و نمایندگیهای خارج از کشور تهیه شد و همیشه -وسایل نیز به عنوان ذخیره در اداره کل پنجم نگهداری میشد.
ساعدی هر شش ماه یکبار احتیاجات فنی خود و ارزش تقریبی و منابع تهیه آنها را نزد من میآورد و تقریباً همه را بدون استثناء تصویب میکردم. سپس خود او ترتیبی میداد که اداره کل ششم اقلام را وارد کند و وصول هر یک از اقلام را گزارش میداد بدین ترتیب، اداره کل پنجم از نظر تجهیزات فنی دارای مدرنترین وسایل شد. علت این بود که طبق اصول کار اطلاعاتی تقریباً ۱۰ کشفیات سازمانهای پنهانی از طریق وسایل فنی امکان پذیر است و حدود ۲۰٪ به وسیله مأمورین نفوذی نفوذ دارای این عیب است که کوچکترین اشتباه مأمور نفوذی موجب نابودی و یا سوختن او میشود. البته نباید انکار کرد که یک مأمور نفوذی کارهایی میتواند انجام دهد و اطلاعاتی را منعکس کند که از عهده وسایل فنی ساخته نیست بنابراین هر چند نفوذ بهترین وسیله است ولی وسایل فنی نیز بهترین کمک کننده به کشف میباشد.
اداره کل پنجم بر حسب فنون مختلف به قسمتهایی تقسیم میشد، که تا حدودی که حافظهام یاری دهد ذیلا شرح میدهم. اداره تعقیب و مراقبت زمانی که به ساواک مأمور شدم تیمهای تعقیب و مراقبت جزء اداره کل پنجم بودند و تا زمان حضور من در ساواک نیز چنین بود. در آن زمان بسیار متعجب شدم که چگونه در حالی که اداره کل پنجم در سایر شاخههای فنی بسیار عقب مانده و ضعیف و فاقد حداقل وسایل مربوطه است در رشته تعقیب و مراقبت دارای پرسنل منتخب آموزش دیده و با تجربه است، مجهز به کلیه وسایل لازم میباشد و مأموریتهای محوله عموماً توأم با موفقیت است.
از مدیرکل پنجم: پرسیدم شما که هیچ ندارید چگونه مجهزترین تیمهای تعقیب و مراقبت را دارید؟ پاسخ مبهمی داد ولی مسئله برای من روشن بود. مستشاران آمریکایی ساواک لابد انتظاراتی از این تیمها دارند و لذا به آنها آموزش کامل داده و از طریق بودجه ساواک به بهترین وسایل مجهز کردهاند. در آن زمان پرسنل تعقیب و مراقبت با دقت کامل انتخاب شده و بهترین و کاملترین آموزشها را دیده بودند. هر تیم دارای ۳ خودرو و هر خودرو دارای ۳ پرسنل بود خودروهای تیم باید از انواع مختلف باشد تا توجه فرد تعقیب شونده را جلب نکند. بین خودروها ارتباط بیسیم وجود داشت و رئیس تیم به وسیله بیسیم با مرکز اداره تعقیب و مراقبت در اداره کل پنجم تماس دائم داشت. او به وسیله یک بیسیم از اداره کل پنجم دستور میگرفت و به وسیله بیسیم دیگر به خودروهای تحت امر خود دستور میداد. تیمها به کلیه رموز تخصص خود تسلط کامل داشتند.
در زمان من تعداد تیمها به ۳ برابر اضافه شد و ساواکهای استان نیز هر یک مجهز به یک یا چند تیم گردیدند. یکبار نیز از طریق سرهنگ ۲ اسرائیلی یعقوب نیمرودی بهترین رئیس تیم تعقیب و مراقبت از اسرائیل دعوت شد. او یک ماه با چند تیم کار کرد و با سطح آموزش و مسائل آنها آشنا شد و در پایان به من گزارش داد که ساواک دارای یکی از بهترین تیمهای تعقیب و مراقبت جهان است.
اداره شنود تلفنی این اداره نیز در اداره کل پنجم قرار داشت. در اینجا نیز در بدو ورودم مشخص شد که آمریکاییها بهترین پرسنل را انتخاب و کاملترین آموزش را دادهاند و در مرکز سیم کشی جدا از اداره مخابرات انجام شده است. در اینجا نیز مستشاران آمریکایی نفع داشتند و لذا خوب عمل کرده بودند. زمانی که به ساواک رفتم در اداره شنود اداره کل پنجم در آن واحد ۱۰۰ تلفن قابل شنود بود که هر تلفن مجهز به ضبط صوت بود. در بدو شروع مکالمه ضبط صوت کار میکرد و با خاتمه مکالمه متوقف میشد شنود ۲۴ ساعته فعالیت داشت. در پایان مأموریتم در ساواک، تعداد شنودها از ۱۰۰ به ۴۰۰ شماره در آن واحد ازدیاد یافت. بعلاوه، با داشتن مأمورینی در مراکز مخابرات شمارههای لازم قابل شنود بود، که ضبط میشد و کاستها برای بهره برداری به اداره کل پنجم تحویل میگردید در زمان من پرسنل شنود نیز ازدیاد یافت و برای شنود خارج از کشور نیز امکاناتی اضافه شد، ولی اساس کار به وسیله مستشاران آمریکایی پی ریزی شده بود.
بخش سانسور بخش سانسور نیز قبل از رفتن من به ساواک، تشکیل شده و کار میکرد و محل کار آن در اداره مرکزی پست بود پرسنل آموزش دیده بودند و فقط وسایل بدوی بود. پس از تحقیق معلوم شد که مدرنترین و کاملترین وسایل در آلمان ساخته میشود. این وسایل تهیه شد و در اختیار پرسنل قرار گرفت پرسنل در اداره مرکزی در اتاق خاصی همه روزه مستقر بود و پاکتها را بدون اثر و رد باز و بسته میکرد و بسرعت فتوکپیهای لازم را میگرفت. با وجود حجم زیاد پاکتها دستگاه بخوبی جوابگو بود ولی این همه نامهها نبود. در درون کشور نیز پاکتهای زیاد توزیع میگردید و لذا ساواکهای استان نیز مجهز به وسایل ساده تری شد که میتوانستند تعدادی از پاکتها را سانسور و فتوکپی کنند؛ بنابراین در این قسمت نیز کار اصلی توسط مستشاران آمریکایی شده و آموزش کافی داده شده بود.
بخش قفل ساواک در شروع کار از طریق شهربانی پی برده بود که مسلطترین افراد در این فن را که تجربه عملی درجه اول دارند میتوان در مقابل صحن مسجد شاه سابق پیدا کرد؛ و با کمک شهربانی ۲ نفر از مسلطترین قفل سازهای تهران را استخدام کرد. برای این دو ساختن هر نوع کلید و باز کردن هر نوع قفل کار آسانی بود. ولی وسایل مورد استفاده بدوی بود و نوع کار آنها نیز تجربی و کهنه بود و مثلاً صندوقهای دارای رمز ۶ رقمی و مشابه آن را نمیتوانستند باز کنند. زمانی که من وارد ساواک شدم بتدریج تعداد دیگری استخدام شدند و پرسنل این قسمت به ۷ نفر رسید که با کار روزانه و آموزش دادن به پرسنل معرفی شده از طرف ادارات کل تخصص خود را کاملتر میکردند مدرنترین وسایل را برایشان از آمریکا و آلمان و ژاپن وارد کردم و ۲ نفر از بهترین و مستعدترین آنها را انتخاب کرده و به آمریکا اعزام داشتم.
هدف این بود که این دو در آمریکا در سطح بهترین متخصص دوره ببینند و بتوانند هر نوع صندوق با قفل رمز را باز کنند چنین نیز شد ولی کار نیاز به وسایل خاص داشت، مانند دستگاه صدا بلند کن که صدا را حدود ۱۰۰ هزار بار بلند میکرد و از این طریق، با قراردادن گوشی موفق به کشف رمز میشدند علت این است که مثلا یک صندوق با قفل رمز ۶ رقمی (مثلا ۸۲، ۹۳ (۲۵) دو رقم به راست دو رقم به چپ و دو رقم به راست باز میشود. کسی که رمز قفل را نداند با دستگاه صدا بلند کن به دنبال رمز میگردد و وقتی که قفل روی رمز صحیح قرار گرفت، صدای خاصی میکند باز کننده دنبال این صدای خاص است.
بعدها در آمریکا صندوقهایی با قفل رمز ساختند که برای تشخیص صدای آن احتیاج به دستگاهی بود که یک میلیون بار صدا را بلند کند. جالب اینکه همزمان با ساختن صندوق و قفل دستگاه صدا بلند کن مربوطه نیز توسط همان شرکت ساخته شد ولی ظاهراً فروش آن تحت کنترل دولت بود و فقط به سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی و انتظامی مورد نظر خودشان فروخته میشد. به دو فرد اعزامی به آمریکا باز کردن صندوق از طریق انفجار قفل رمز و از طریق آب کردن قفل نیز آموزش داده شد. از این راه صندوق سریعتر باز میشد ولی ایراد اساسی آن بود که دستبرد مشخص میشد در حالی که با دستگاه صدا بلند کن صندوق باز میشد، از پرونده کپی برداشته میشد و دقیقاً در جای قبلی قرار میگرفت و کسی متوجه دستبرد نمیشد. این رویه برای دستگاههای اطلاعاتی است و رویه انفجار و آب کردن قفل برای دستبرد به بانکها.
سپس دو نفر دیگر از مستعدترین پرسنل را به ژاپن اعزام داشتم. سازمان اطلاعاتی ژاپن هر چه میدانست به افراد اعزامی آموزش داد و سطح دانش و تخصص آنها بسیار بالا رفت. در ژاپن همه چیز بود و تکنولوژی بسیار پیشرفتهای مشاهده شد. ژاپنیها قفلی ساخته بودند که هرگاه به هر وسیله جز کلید خود دستکاری میشد دیگر باز نمیشد و قابل استفاده نبود. این قفل هر چند از نظر فنی کشف فوق العادهای بود و چند نمونه آن به تهران آورده شد. ولی صرفاً برای اطلاع مفید بود و نه برای استفاده اصولاً هیئتهای اعزامی به خارج مجاز بودند هر وسیلهای را که مفید تشخیص دهند ۲ یا ۳ نمونه آن را بیاورند و وجه آن را به سازمان اطلاعاتی مربوطه بپردازند هم برخی از این وسایل در بازار آزاد پیدا نمیشد و هم قیمت سازمان اطلاعاتی معمولا. قیمت بازار آزاد بود در در تهران از این نمونهها آزمایشهای متعدد میشد و هرگاه بهترین بود به تعداد زیاد به سازمان اطلاعاتی مربوطه سفارش داده میشد.
عکاسی در این رشته پیشرفتهای فوق العادهای در ژاپن و برخی کشورهای غربی و آمریکا پدید شده بود که ادامه دارد. در زمان من تعدادی از پرسنل قسمت عکاسی اداره کل پنجم برای دوره به خارج از جمله ژاپن اعزام شدند و بهترین وسایل نیز برای آنها تهیه شد. وسایلی که در آن زمان در اختیار ساواک بود دوربینهایی بود که تا ۶ کیلومتر با وضوح کامل، در حد شناخت افراد عکس میگرفت. دوربینهایی نیز بود که از نزدیکترین فاصله تا ۱۰ سانتی متر عکسبرداری میکرد که برای تصویر برداری از اسناد سفارتخانهها بود. وسایل عکاسی مادون قرمز در تاریکی مطلق و انواع دوربینهای فیلمبرداری مدرن با همان امکانات دور و نزدیک نیز به حد کافی تهیه شد.
ساواک و استراق سمع مهمترین اداره اداره کل پنجم اداره الکترونیک بود و لذا رئیس این اداره معاون مدیر کل پنجم ساواک بود. او قبل از ورود من استخدام شده و دارای مدرک دکترای الکترونیک در عالیترین سطح بود و در دوران من تیم ورزیدهای از متخصصین الکترونیک در رده فوق لیسانس و لیسانس و تکنسین را گرد آورد. این اداره دارای فرستندههای مخفی گیرندههای مربوطه تلویزیون رادیو تلویزیون مدار بسته برای حفاظت تأسیسات بسیار حساس که نگهبان و گشتی کافی نیست و هرگونه وسایل الکترونیکی دیگر مورد نیاز ساواک بود. وسایل متنوع و زیاد بود و هر قسمت آن نیاز به تخصص تکمیلی داشت.
آنچه اهمیت خاص داشت فرستندههای مستقر در اماکن جلسات شبکههای پنهانی و نیز در منزل اشخاص متنفذ یا مشکوک یا سفارتخانهها بود به دستور محمدرضا گاه در منزل برخی مقامات مهم این فرستندهها نصب میشد و گزارش آن به اطلاع او میرسید. این فرستندهها به نحوی بود که به هیچوجه قابل کشف نباشد ولی وسایلی برای کشف وجود داشت که یک دستگاه کوچک جیبی بود و موجی که توسط فرستنده ارسال میشد را کشف و محل تقریبی را نشان میداد در ایران شبکههای پنهانی مجهز به این وسایل نبودند و موردی دیده نشد که فرستنده را کشف کنند. اشخاص متنفذ یا مشکوک هم که اصولاً نمیدانستند چنین وسیلهای وجود دارد و یا اصولاً احتمال شنود را نمیدادند.
انواع فرستندههای مخفی که مورد استفاده ساواک بود و پیشرفتهترین تکنولوژی در این رشته تا آن زمان بود عبارت بود از صفحه کاغذ بسیار نازک فلزی شبیه به کاغذهایی که برای علامت لای کتاب گذارده میشود انواع فرستندههای بسیار ریز حتی به اندازه یک ماش فرم آهن ربایی آن برای میزهای فلزی مناسب بود و فرم چسبان برای میزهای چوبی تکمه سردست تکمه یقه و پیراهن فرستنده کوچک کار گذارده شده در ساعت مچی و خلاصه هر چه بتوان تصور کرد در انواع و اقسام و مارکهای مختلف استفاده از این وسایل منوط به مورد خاص بود.
در اداره الکترونیک شعبه خاصی نیز برای کشف فرستنده و راههای خنثی کردن کشف وجود داشت. در ساختمان سفارتخانههای هدف ساواک با پرداخت پول هنگفت به مستخدمین و کارکنان فرستنده کار میگذارد ولی گاه کشف میشد. البته کشف منوط به کشور مربوطه بود. سفارتخانههای کویت و عربستان سعودی و امثالهم اصولاً به فکر این مسائل نبودند تا چه رسد به کشف آن لذا در این سفارتخانهها فرستندههای فوق مورد استفاده قرار گرفت. اما سفارتهای شوروی و اروپای شرقی دائماً به دنبال کشف بودند و اداره کل پنجم را با دردسر مواجه میکردند.
گیرندهها بستگی به برد فرستندهها داشت و معمولاً در یک ساختمان نزدیک محل مورد نظر و یا در اتومبیلی که به طور معمولی پارک میشد مستقر بود. مثلا، به دستور هیئت مستشاری آمریکا چندین خانه حوالی سفارت شوروی توسط ساواک تهیه شده بود. هرچه فرستنده میفرستاد روی نوار ضبط میشد و سپس نوار مورد استفاده سازمان مربوطه اداره کل هشتم هیئت مستشاری اداره کل سوم و ... قرار میگرفت. ضبط صوت عملیاتی مورد استفاده ساواک باید حتماً دارای ۳ خاصیت میبود: اول اینکه از فاصله نزدیک، حتی نیم متری و کمتر صدای کار آن شنیده نشود. قطع و وصل آن معمولاً به وسیله سیمی از درون آستین انجام میگرفت. دوم اینکه حجم آن کوچک باشد، هر چه کوچکتر بهتر و سوم اینکه مدت نوار آن کافی باشد. تصور میکنم بهترین ضبط صوتهای عملیاتی ساواک ساخت ژاپن بود.
اشکال اصلی فرستندههای بسیار کوچک در زمان من این بود که به وسیله شارژ ۲۴ الی ۴۸ ساعت بیشتر کار نمیکردند فرستندههای باطری دار حدود یک ماه و فرستندههای برقی همیشه کار میکردند لذا در مورد فرستندههای خودشارژ ساواک مجبور بود هر از چندی مخفیانه وارد محل هدف شود و فرستنده را شارژ کند گاه برای این کار از مأمورین نفوذی مانند مستخدمین استفاده میشد. برای جلساتی که در فضای باز مثلاً در محوطه باغ برگزار میشد، فرستنده کوچکی به شکل یک قطعه سیم بسیار نازک موجود بود که حتی از ۱۰ سانتی دیده نمیشد. این فرستنده به وسیله یک دستگاه کوچک تپانچه مانند به بالای محل میهمانی یا جلسه پرتاب میشد و هدف گیری روی شاخه درخت بود این فرستنده تا زمانیکه کشف نمیشد قابل استفاده بود.
اصولاً علت اینکه اداره تعقیب و مراقبت در حوزه فعالیت اداره کل پنجم قرار داشت همین ظرایف بود. پرسنل مربوطه باید با همه این فنون آشنایی مییافت باید میتوانست قفل را باز کند و وارد ساختمان شود فرستنده کار گذارد صندوق قفل شده را باز کند و از مدارک عکسبرداری نماید و یا متخصص مربوطه را برای باز کردن قفل همراه ببرد و غیره؛ لذا من به اداره تعقیب و مراقبت و مأمورین آن بهای خاص میدادم. تلویزیون مدار بسته نیز در اداره کل پنجم قسمت خاصی داشت. این وسیله برای حفاظت اماکن حساس بسیار مهم بود. هر چند روی دیوار اینگونه محوطهها سیم برق یا سیم زنگ خطر کار گذارده میشد ولی کار تلویزیون مدار بسته چیز دیگری بود. تلویزیونها در فواصل معینی کار گذارده میشد و از یک مرکز هر گونه حرکتی در بیرون دیوار روی دیوار و درون محوطه زیر نظر بود.
انتهای پیام/ 161
