شهید «صادق زرین»؛ مردی که ردّ مجاهدت‌هایش در عاشورای ایران ماند

علیرضا شعبانی‌نژاد در گفت‌وگویی از خاطرات و ویژگی‌های شهید «صادق زرین» نوشته است؛ جوانی گیلانی که از فعالیت‌های فرهنگی به میدان‌های سخت امنیتی قدم گذاشت و سرانجام در همان مسیر به آرزوی دیرینه خود رسید.
کد خبر: ۸۴۲۸۰۸
تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۳ - 21June 2026
به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از رشت، کیست که نداند امنیت و آرامش جامعه همواره بیش از هر زمان دیگری مرهون مجاهدت‌های مردانی است که نامشان کمتر بر زبان‌ها جاری می‌شد، شهیدانی که بی‌هیاهو در میدان خدمت و امنیت ایستادند و بسیاری از ابعاد زندگی و مجاهدت‌هایشان به دلیل ماهیت مسئولیت‌هایشان کمتر روایت می‌شود، اما همان اندک روایت‌ها نیز نشان می‌دهد که چگونه با اخلاص و تعهد، بار سنگین پاسداری از امنیت کشور را بر دوش کشیدند.
شهید زرین
شهید «صادق زرین» از جمله همین چهره‌های گمنام، اما اثرگذار بود؛ جوانی از خطه گیلان که مسیر زندگی‌اش از فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی به عرصه‌ای دشوارتر کشیده شد و سال‌هایی از عمر خود را در راه انجام وظیفه در حساس‌ترین میدان‌ها سپری کرد. آنچه در ادامه می‌خوانید روایت صمیمانه‌ای است از نگاه یکی از دوستان و آشنایان شهید؛ روایتی از ویژگی‌ها و روحیه مردی که سرانجام در مسیر همان عهد و مسئولیتی که برگزیده بود به قافله شهیدان پیوست.
 
روایت «علیرضا شعبانی‌نژاد» دوست شهید «صادق زرین» را در ادامه می‌خوانید:
 
آقا صادق شهید صادق زرین با شهدا دست به دست بگیرید و دعا کنید که ما هم توفیق کسب رضایت ولی زمانمان را داشته باشیم.
 
حق این بود که خیلی زودتر از این حرف‌ها از شهید صادق زرین بنویسم. حجت من برای نوشتن این چند جمله هم پیغام مقام معظم رهبری به حاج محمود کریمی نیست، چون شناخت من از آقا صادق به دوران نوجوانی او برمی‌گردد.
 
راستش نوشتن درباره شهدای وزارت اصلاعات کلاً سخت است، چون حد و حدود امنیتی خاصی دارند و باید بسیار مراقبت کرد تا خدای ناکرده با کلام و اشاره‌ای عزیزان دیگر وزارت اطلاعات آسیبی نبینند.
 
آقا صادق را از وقتی که مجری برنامه «مدرسه عشق» شد بیشتر به خاطر دارم. برنامه‌ای که از شبکه باران پخش می‌شد و او برای چند ماهی اجرای آن را بر عهده داشت. توان سخنگویی و سیمای زیبایش او را شایسته این اجرا می‌کرد. آن روز‌ها این برنامه مخاطبان فراوانی در گیلان داشت و فعالیت‌های بسیج در آن به نمایش گذاشته می‌شد.
 
خاندان بزرگ زرین را می‌شناختم و با آنها هم رابطه داشتم. رابطه‌ای که بعد از ورود آقا صادق به وزارت اطلاعات طبیعتاً کم و کمتر شد، چون بالاخره آنها معذوراتی داشتند که باعث می‌شد روابط کمتری داشته باشند.
 
آقا صادق روزگار پرتلاطم و به قول همسرش، غیورانه‌ای را در مدت خدمت خود طی کرد. سربسته باید گفت که در نقاط پر خطر و ناامن ابایی از انجام وظیفه نداشت و نکته مهم‌تر اینکه با خانواده هجرت می‌کرد و آنها را هم در معرض قرار می‌داد. دلیلش را خدا می‌داند ولی می‌شود حدس زد که او به تدریج همسرش را برای روز‌هایی مثل امروز آماده می‌کرد. 
 
شنیدم ده سالی در مناطق مرزی و پرمخاطره خدمت کرد و بار‌ها تا مرز شهادت پیش رفت ولی قسمتش این بود که بازگردد و رسالتی مهم‌تر را به سرانجام برساند. آقا صادق سرپرسودایی داشت و اهل آرام گرفتن در جایی نبود. تهران‌نشین هم که شد کوتاه نیامد و اینگونه که از پیام مقام معظم رهبری برمی‌آید نقش خود را درست ایفا کرد و همراهی مطمئن برای آیت‌الله العظمی سید مجتبی خامنه‌ای شدند. زمان باید بگذرد تا حقیقت این مقطع آشکار شود و همگان بدانند که او چه کرد که اینگونه نامش در سفارش رهبر انقلاب اسلامی درخشید.
 
ولی تا آن روز مهم است که به این نکته خاص توجه داشته باشیم که در جریان جنگ دوازده روزه وزارت اطلاعات آماج حملات سنگین صهیونی واقع شد و به صورت طبیعی اگر آقا صادق قصدی برای کنج عافیت داشت به راحتی می‌توانست به گیلان بازگردد و اینجا خدمت کند ولی او برنگشت بااینکه حجت خوبی هم برای این کار داشت ولی بهانه نیاورد و ماند تا در سخت‌ترین روز‌های انقلاب اسلامی خادم امنیت مردم باشد و از میدان عاشورای ایران پا پس نکشد.
 
شنیدم و به دلیلی قصد باز کردن موضوع را ندارم که او هم به مانند بعضی از شهدای کربلا به گونه‌ای در محضر اباعبدالله الحسین علیه السلام حاضر شد که به یقین شفاعت مادر سادات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها شامل حالش می‌شود. من به اشاره گفتم. شما خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل و منع دیدار پیکر مطهرش.
 
من تا به امروز ننوشتم، چون گمان می‌کردم که دیگران از جهاد او در زندگی خواهند نوشت. کمتر نوشتند و من در آستان پدر و مادر بزرگوارش و همسر مکرمه‌اش و فرزندانش شرمنده شدم و با خودم گفتم اگر ننویسم فردای قیامت توبیخ خواهم شد.
 
شهید صادق زرین یکی بود مثل همه دوستانش که در مسیر رشد و بالندگی طی طریق می‌کرد ولی نقطه عطفی یافت که ما از آن آگاه نیستیم ولی به گمانم افتخاری بالاتر از این متصور نیست که ولی زمانه از کسی راضی باشد.
 
 آقا صادق دم شما در جهان باقی گرم! برادر حالا که رفتی حتماً آنجا در بزم شهدا صفا می‌کنی. حتماً با شهیدان پورابراهیمی، عشوری، سیرت‌نیا، کوچک‌زاده و... بزمی عاشورایی در ماه محرم دارید. 
 
آقا صادق، شهید صادق زرین با شهدا دست به دست بگیرید و دعا کنید که ما هم توفیق کسب رضایت ولی زمانمان را داشته باشیم.
 
انتهای پیام/
نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین