دلنوشته/

بازگشتِ ناتمام؛ روایت صبحی که جاده به خانه نرسید

ساعت ۹ صبحِ یکم تیرماه بود. خورشید تازه گرمای خود را بر جاده‌ها پهن کرده بود و آتها پس از روزهایی دوری از خانه و خانواده، در مسیر بازگشت به شهرشان بودند.
کد خبر: ۸۴۲۹۷۷
تاریخ انتشار: ۰۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۳ - 22June 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس- «سمیه محرمی»؛ ساعت ۹ صبحِ یکم تیرماه بود. خورشید تازه گرمای خود را بر جاده‌ها پهن کرده بود و «علی توری، مجید قاسمی و محمدرضا فروغی‌راد»، پس از روزهایی دوری از خانه و خانواده، در مسیر بازگشت به شهرشان بودند. مسیری که قرار بود پایان یک مأموریت و آغاز دوباره آغوش خانواده باشد. حتماً در ذهنشان تصویر خانه زنده شده بود؛ صدای خنده فرزندان، نگاه پر از انتظار همسران، و دل‌نگرانی مادرانی که هر بار با دعای خیر، فرزندشان را راهی مأموریت می‌کردند.

بازگشتِ ناتمام؛ روایت صبحی که جاده به خانه نرسید

این سه مرد، مثل بسیاری از مدافعان وطن، سال‌ها پیش انتخاب کرده بودند که آسایش خود و خانواده‌شان را با امنیت مردم گره بزنند. آن‌ها راهی را برگزیده بودند که در آن ترک خانه عادی است، دوری از عزیزان بخشی از زندگی است و احتمال خطر همیشه در کمین. اما با همه این‌ها، دلشان قرص بود؛ چون می‌دانستند راهی که می‌روند راه دفاع از وطن است، راهی که امنیت این سرزمین و آرامش مردمش به آن وابسته است.

آن‌ها رفتند تا از ایران دفاع کنند؛ از خاکی که در آن بزرگ شده بودند، از مردمی که شاید هیچ‌گاه آن‌ها را از نزدیک نمی‌شناختند اما امنیتشان مدیون همین فداکاری‌ها بود. رفتند و مثل همیشه دل از خانه کندند، دل از خانواده بریدند و قدم در مسیری گذاشتند که بسیاری توان رفتنش را ندارند اما صبح آن روز، جاده تقدیری دیگر داشت.

در حمله‌ای ناجوانمردانه، وقتی تنها چند ساعت با خانه فاصله داشتند، هدف کینه دشمن قرار گرفتند. مسیری که قرار بود آن‌ها را به آغوش خانواده برساند، به آسمان ختم شد. بازگشتی که قرار بود با لبخند و آرامش همراه باشد، با شهادت گره خورد.

چه سخت است تصور آن لحظه؛ لحظه‌ای که جاده به پایان می‌رسد اما نه به خانه، بلکه به آسمان. لحظه‌ای که فرزندانی چشم‌انتظار پدر می‌مانند، همسرانی چشم به در می‌دوزند و مادرانی دعایی را که بدرقه راه فرزندشان کرده بودند، با اشک بدرقه آسمانی شدن او می‌کنند.

یک سال پیش در چنین روزی، زنجان داغدار سه فرزند رشید خود شد. شهری که سال‌هاست با نام ایثار و شهادت شناخته می‌شود، بار دیگر در سوگ مردانی نشسته که برای دفاع از وطن، از جان و خانواده گذشتند. آن‌ها رفتند تا ما بمانیم؛ رفتند تا امنیت در این سرزمین نفس بکشد.

نامشان در حافظه این شهر خواهد ماند؛ در کوچه‌هایی که از آن عبور کردند، در جاده‌ای که آخرین مسیر زندگی‌شان شد و در دل مردمی که می‌دانند امنیت امروز، نتیجه فداکاری چنین مردانی است.

صبح یکم تیرماه شاید برای آنها پایان یک سفر بود، اما برای مردم این سرزمین آغاز یک یاد ماندگار شد؛ یاد مردانی که خانه را ترک کردند تا وطن بماند.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین