«اسرائیل» چگونه صداهای عربی را به ابزار دفاع از جنایات خود تبدیل میکند؟
گروه بینالملل دفاعپرس- رسول حسین ابوالسبح؛ در شرایطی که ماشین جنگی رژیم صهیونیستی سرزمین و انسان را در فلسطین و لبنان هدف قرار داده و خون شهیدان در راه دفاع از کرامت امت اسلامی و مقدسات آن بر زمین جاری است، در پسِ صحنه نبردی دیگر نیز جریان دارد که از حیث خطر، کمتر از جنگ نظامی نیست، جنگی شناختی و رسانهای که هدف آن تحریف آگاهی ملتها و بازسازی مفاهیم فرهنگی و دینی در منطقه است.

در رأس این منظومه نرم، سازمان «شراکه» (Sharaka) قرار دارد، نهادی دیپلماتیک که پس از توافقهای موسوم به «ابراهیم» در سال ۲۰۲۰ شکل گرفت و با شعارهایی جذاب همچون «صلحسازی» و «درمان نفرت مسلمانان از یهودیان» فعالیت خود را آغاز کرد. اما فراتر از این عناوین ظاهراً انساندوستانه، این سازمان در پی آن است که چهره اشغالگری را در جهان عرب تطهیر کرده و به تدریج گروهی از چهرههای عربزبان را به مدافعان روایت صهیونیستی در عرصههای بینالمللی تبدیل کند؛ افرادی که اگرچه به زبان عربی سخن میگویند، اما در محتوا و جهتگیری، حامل گفتمان صهیونیستی هستند.
سازمان شراکه با مشارکت شماری از فعالان جوان از رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس و شمال آفریقا و با ادعای «ایجاد پل میان ملتها» تأسیس شد، با این حال، بررسی دقیق شبکه ارتباطات، منابع مالی و شرکای آمریکایی آن نشان میدهد که این نهاد دارای پیوندهای گسترده با ساختارهای سیاسی، نظامی و امنیتی اسرائیل است، از این رو، نمیتوان آن را یک سازمان مردمنهاد مستقل دانست، بلکه باید آن را بخشی از پروژه «عادیسازی گرم» یا «عادیسازی فرهنگی و اجتماعی» تلقی کرد، پروژهای که هدف آن عبور از توافقهای رسمی و نفوذ مستقیم در بافت فرهنگی و تاریخی جوامع عربی است.
این سازمان برای پیشبرد اهداف خود، راهبردی هدفمند را در جذب نخبگان جوان، تولیدکنندگان محتوا و فعالان رسانهای عرب دنبال میکند، در همین چارچوب، سفرهای سازمانیافتهای به سرزمینهای اشغالی برای این افراد تدارک دیده میشود و شرکتکنندگان در برنامههایی فشرده، با مقامات سیاسی و نظامی اسرائیل دیدار میکنند تا روایت یکجانبه و تحریفشدهای از منازعه منطقهای به آنان ارائه شود.
هدف نهایی این روند، تأثیرگذاری بر ذهنیت نسل جوان و دور کردن آنان از پیشینه هویتی، ملی و اسلامی خویش است، سپس همین افراد در میدان جنگ روایتها به کار گرفته میشوند تا از طریق فضای مجازی و محافل بینالمللی، به مقابله با جریان مقاومت پرداخته و از رژیم صهیونیستی دفاع کنند، به گونهای که حمایت از اشغالگری، بهعنوان موضعی برخاسته از صداهای عربی و اسلامی جلوه داده شود.
خطر این نفوذ فرهنگی زمانی دوچندان میشود که چنین نهادهایی تلاش میکنند در محیطهای مذهبی گوناگون حضور یافته و پایگاههای اجتماعی حامی مقاومت را تضعیف کنند. از این منظر، جوامع شیعی بیش از هر زمان دیگری نیازمند هوشیاری نسبت به اهداف و زمینههای سیاسی این تحرکات هستند، رویکرد شراکه بر راهبرد «تغییر دشمن» استوار است؛ بدین معنا که افکار عمومی عربی و اسلامی را متقاعد سازد که رژیم صهیونیستی دیگر دشمن اصلی نیست و در مقابل، نیروهای مقاومت بهعنوان تهدید معرفی شوند.
در این چارچوب، مفاهیمی همچون «ابراهیمیگری»، «گفتوگوی ادیان» و «همزیستی» بهصورت هدفمند مورد استفاده قرار میگیرند تا مضامین سیاسی خاصی را منتقل کنند؛ مضامینی که در نهایت به تضعیف ارزشهای بنیادین اسلام ـ اعم از شیعه و سنی ـ در زمینه مقابله با ظلم، حمایت از مظلوم و مقاومت در برابر اشغالگری میانجامند.
این شبکه همچنین میکوشد شخصیتها و نخبگانی از جوامع شیعی در کشورهای خلیج فارس، عراق و لبنان را جذب کرده و آنان را بهعنوان نمادهای «گشودگی» و «اعتدال» معرفی کند، اما هدف واقعی از این روند، ایجاد شکاف در اجماع اعتقادی و سیاسی جریانهای مخالف اشغالگری و القای این تصور است که این جوامع نیز به قطار عادیسازی پیوستهاند.
اگر شراکه در سالهای گذشته توانسته بود فعالیتهای خود را پشت شعارهای صلح و همزیستی پنهان کند، تحولات پس از عملیات «طوفان الاقصی» در هفتم اکتبر بسیاری از واقعیتها را آشکار ساخت، از زمان آغاز جنگ گسترده علیه غزه، این سازمان عملاً به بازوی تبلیغاتی رژیم صهیونیستی تبدیل شد و برخی چهرههای وابسته به آن در جهت توجیه اقدامات نظامی اسرائیل، تخریب چهره قربانیان و مقابله با جنبشهای همبستگی در دانشگاهها و پایتختهای غربی فعالیت کردند.
این روند، بیش از پیش این واقعیت را برجسته میسازد که مقابله با پروژههای منطقهای اسرائیل صرفاً به عرصه نظامی محدود نمیشود، بلکه نیازمند مواجههای همهجانبه با ابزارهای فرهنگی، رسانهای و شناختی آن نیز هست، «عادیسازی نیابتی» را باید یکی از مهمترین چالشهای هویتی و فکری جهان اسلام دانست، چالشی که مقابله با آن مستلزم آگاهیبخشی مستمر، روشنگری نخبگان و افشای سازوکارهای نفوذ نرم در جوامع اسلامی است.
در چنین شرایطی، مسئولیت علما، اندیشمندان و فعالان رسانهای بیش از هر زمان دیگری اهمیت مییابد؛ زیرا حفظ آگاهی عمومی و صیانت از حافظه تاریخی ملتها، مهمترین سد در برابر پروژههای نرم و سخت رژیم صهیونیستی خواهد بود.
انتهای پیام/ ۱۳۴
