ساواک سازمانی برآمده از «سیا»

اسناد تاریخی نشان می‌دهد ساواک از ابتدا با الگوگیری مستقیم از ساختار و آموزش‌های سیا شکل گرفت و بخش‌های کلیدی آن تحت نظارت مستشاران آمریکایی سازمان یافت.
کد خبر: ۸۴۷۸۳۸
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۴۰۵ - ۰۳:۵۲ - 20July 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، رژیم پهلوی تنها سلسله دست‌نشانده‌ای بود که توسط بیگانگان روی کار آمد و از حمایت همه‌جانبه آنها برخوردار بود؛ به همین دلیل با سلسله‌های پیش از خود تفاوت‌های اساسی داشت. شناخت این سلسله به نحوی به شناخت ماهیت انقلاب اسلامی کمک می‌کند؛ چراکه این انقلاب نجات‌بخش نه‌فقط با یک رژیم دست‌نشانده که با همه جهان استعمار و استکبار در جنگ بود. یکی از راه‌های شناخت رژیم پهلوی مطالعه کتاب‌هایی است که توسط عمال شاه به نگارش درآمده‌اند و از همین رو نگاهی جانبدارانه به انقلاب اسلامی ندارند.

پهلوی

کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» که بخش‌هایی از آن را در ادامه می‌خوانید به قلم «حسین فردوست» نوشته شده و پرده از حقایقی برمی‌دارد که می‌تواند تصویری واقعی از حکومت دیکتاتوری رژیم پهلوی بر مردم ایران ارائه دهد.

سازمان اطلاعات خارجی ساواک

در دورانی که در ساواک بودم سازمان اطلاعات خارجی ساواک يک رئيس داشت كه لشكر على معتضد بود. او در زمانی تا ۳ معاون داشت که بتدریج حذف شدند. دو اداره کل دوم و هفتم تحت امر رئیس اطلاعات خارجی بود. این سازمانی بود که مستشاران آمریکایی طبق الگوی «سیا» به سازمان اطلاعات خارجی ساواک دادند و بعداً در گفتگو با عضو بلندپایه سازمان امنیت اسرائیل متوجه شدم که با سازمان اطلاعات اسرائیل نیز تطابق دارد. با این تفاوت که در انگلستان و آمریکا سازمان اطلاعات (خارجی) مستقل است و جدا از سازمان امنیت عمل می‌کند و در اسرائیل سازمان اطلاعات هر چند جدا از سازمان امنیت است ولی مستقل نیست و تابع ستاد ارتش می‌باشد زیرا اسرائیلی‌ها خود را در شرایط جنگ می‌دانند و طبعاً هدف اصلی آنها اطلاعات نظامی است.

در شوروی سیستم به کلی متفاوت است: سازمان اطلاعات (خارجی) و سازمان امنیت داخلی در يک سازمان واحد (K.G.B) مجتمع است. در حالی که اطلاعات و ضد اطلاعات نظامی در سازمان دیگر (G.R.U). در ساواک، آمریکایی‌ها سازمان اطلاعات (خارجی) را به صورت دو اداره کل دوم و هفتم در کنار سازمان امنیت داخلی جای دادند با این منظور که ایران به کسب اطلاعات خارجی گسترده نیاز ندارد و برای ایجاد هماهنگی میان این دو اداره کل در رأس آن يک رئيس اطلاعات خارجی قرار دادند. که عنوان رسمی او معاونت اطلاعات خارجی ریاست ساواک بود.

اداره کل دوم اداره كل دوم ساواک، اداره كل كسب اطلاعات خارجی بود که پس از کسب اطلاعات آن را برای بررسی به اداره کل هفتم ارسال می‌داشت. مدیر کل آن منصور قدر بود که در سال ۱۳۴۶ به عنوان سفیر به اردن رفت و معاون او سرتیپ فرازبان مدیر کل شد. رازیان بر کار خود تسلطی نداشت ولی فرد آرامی بود و لذا توانست اداره کل دوم را به نحو منظمی اداره کند. آموزش اداره کل دوم توسط استادان اسرائیلی، خصوص رئیس پایگاه برون مرزی اسرائیل در خوزستان صورت گرفت و آنها نقش اساسی در ارتقاء کیفیت این اداره کل داشتند.

اداره کل دوم از دو طریق کسب اطلاعات می‌کرد اول از طریق پایگاه‌های یرون مرزی. لذا در کلیه ساواک‌های مرزی شعبه برون مرزی وجود داشت و علیرغم ضعف آنها به هر حال توانسته بود شبکه‌هایی در مرزهای عراق و افغانستان ایجاد کند و اطلاعاتی کسب نماید. در واقع امکانات برون مرزی ایران در رابطه با کشورهای عربی عمدتا توسط پایگاه‌های برون مرزی اسرائیل جذب شد و آنها بعداً هدایت کلیه این شبکه عظیم را به تل آویو منتقل کردند و چیزی نصیب ساواک نشد.

دومین طریق کسب اطلاعات اداره کل دوم روش ایجاد پایگاه در کشور هدف بود و در واقع بیشتر اطلاعات از این طریق کسب می‌شد، بدان معنا که اداره کل دوم از طریق وزارت خارجه افرادی را با سمت دبیر سفارت به سفارتخانه‌های ایران در منطقه اعزام می‌داشت این افراد آموزش دیده با شرکت در دعوت‌های سفارتخانه‌ها و شرکت در مراسم و پیدا کردن دوستان همتای خود در سایر سفارت‌خانه‌های منطقه و مسافرت به شهرهای مختلف و مشاهده وضع مردم و مطالعه روزنامه‌ها و ارسال يک نسخه به مرکز و غیره از طرق علنی می‌توانستند تقریباً ۹۰ درصد نیازهای اطلاعاتی اداره کل دوم را تأمین کنند. 

اگر گفته استاد اینتلیجنس سرویس را بپذیریم که «سیا» ۹۵ اطلاعات خود را از منابع علنی کسب می‌کند و تنها ۵٪ اطلاعات آن اطلاعات طبقه بندی شده کشورهای هدف است در مورد اداره كل دوم طبعاً حتی نمی توانست يک درصد اطلاعات خود را از طریق اطلاعات طبقه بندی شده تأمین کند. لذا می‌توان گفت که بیش از ۹۹ اطلاعات اداره کل دوم اطلاعات علنی بود که از طريق كارمندان ساواک مستقر در کشورهای هدف کسب می‌شد. معهذا زمانی که اطلاعات فوق از طریق بولتن اداره کل هفتم به دفتر ویژه اطلاعات منعکس می‌شد و با اطلاعات ارسالی اداره دوم ارتش درباره کشورهای هدف تلفیق می‌شد، تصویر نسبتاً جامعی از کشورهای منطقه به دست می آمد.

اداره کل دوم نیز طبعاً مانند سایر ادارات کل ساواک از طریق انتخاب پرسنل مناسب و تعیین افراد موجه برای مشاغل حساس و متناسب با استعداد و آموزش آنها می‌توانست به وظایف خود عمل کند آموزش برون مرزی يک دوره کوتاه تخصصی بود که رهبران عملیات برون مرزی الزاماً باید طی می‌کردند. بخش‌‎های اداره کل دوم هر كدام يک يا دو كشور خاص را در برمی‌گرفت و طبعاً رئیس بخش و پرسنل پس از سال‌ها سروکار داشتن با کشورهای مربوطه در امور آنها تسلط کافی می‌یافتند.

اداره کل هفتم اداره کل هفتم ساواک مسئول بررسی اطلاعات (خارجی) ارسالی از اداره کل دوم بود و ریاست آن با سرتیپ کاوه بود که بر کار خود تسلط کامل داشت. از آنجا که وظایف اداره کل هفتم ارتباط مستقیم با وظایف اداره کل دوم داشت، لذا سازمان آن نیز منطبق با سازمان اداره کل دوم بود برای مثال اگر در اداره کل دوم بخش يک مسئول جمع آوری اطلاعات از عراق بود در اداره کل هفتم نیز بخش يک مسئول بررسی اطلاعات جمع آوری شده از عراق بود.

تنها در اداره کل دوم اداره برون مرزی بود که طبعا اداره کل هفتم فاقد آن بود. اداره کل هفتم با بررسی اطلاعات واصله از اداره کل دوم و نیز بررسی کتب و مجلات و روزنامه‌های مربوط به کشورهای هدف و نیز اخبار رادیویی روزانه واصله از وزارت اطلاعات سابق به خوبی می توانست ماهیانه يک بولتن راجع به هر کشور هدف تنظیم کند و وضع کشور مربوطه در آن ماه را ترسیم نماید. این بولتن‌ها و گزارشات روزانه به شعبه مربوطه در دفتر ویژه اطلاعات ارسال می‌شد و با بولتن و گزارشات اداره دوم درباره کشورهای هدف تطبیق داده می شد. تفاوت بولتن اداره دوم با گزارش اداره کل هفتم در این بود که بولتن ارتش صرفاً در رابطه با مسائل نظامی بود و بولتن ساواک مربوط به مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و غیره از مجموعه گزارشات این دو ارگان جمع بندی نهایی در دفتر ویژه اطلاعات» به عمل میآمد بعلاوه بین اداره کل هفتم ساواک و اداره دوم ارتش نیز بولتن‌ها مبادله می شد تا شناخت هر دو ارگان از کشورهای هدف همه جانبه شود.

کشورهای هدف در اداره کل هفتم ساواک و اداره دوم ارتش از نظر اهمیت دارای درجه بندی بود کشورهای همسایه در درجه اول کشورهای منطقه در درجه دوم و سایر کشورهای هدف درد در درجه سوم اهمیت قرار داشت وزارت خارجه نیز موظف بود کلیه اطلاعاتی را که از سفارتخانه‌ها دریافت می‌داشت و برای درج در بولتن مفید تشخیص می‌داد، به اداره كل هفتم ساواک و اداره دوم ارتش منعکس کند. امروزه در جهان ثابت شده که سرویس‌های اطلاعاتی برای شناخت وضع يک كشور و يا يك حادثه سیاسی هیچ نیازی به اطلاعات طبقه بندی شده ندارند زیرا اطلاعات علنی و نیمه علنی به حدی زیاد است و وسایل ارتباط جمعی به حدی کامل و مؤثر شده اند که تقریباً همه خطوط لازم برای تحلیل و ارزیابی را بدست می‌دهند در حالی که برعکس اتکاء صرف بر اطلاعات طبقه بندی شده نه تنها غیر ممکن است بلکه به هی چوجه نمی‌تواند جایگزین اطلاعات و تحلیل‌های وسایل ارتباط جمعی شود.

بنابراین اهمیت اداره کل هفتم ساواک در مقایسه با اداره کل دوم روشن است. تصور من این بود که اگر پرسنل اداره کل هفتم در کار خود مجرب و جا افتاده شوند بخوبی خواهند توانست خود را تغذیه کنند و در مسائل کشورهای هدف صاحب نظر شوند و لذا در انتخاب و تکمیل پرسنل عدم تغییر شغل و ارتقاء در سلسله مراتب همان تخصص اصرار داشتم مدیر کل هفتم سرتیپ کاوه نیز چه از نظر تحصیلات عالیه نظامی و چه از نظر مدیریت و چه از نظر معلومات عالی از مسئولین برجسته ساواک بود.

انتهای پیام/ 161

نظر شما
captcha
پربیننده ها