ساواک بازیچه شاه پهلوی برای سلطه بر کشور

روزهای انقلاب عمق نارضایتی اقشار مختلف اجتماع از محمدرضا و رژیم او را ثابت کرد. به نظر من نفس تأسيس اداره دوم ساواک یک عمل كاملا صحیح بود و اگر این اداره در کشف نارضایتی‌ها ناکام ماند به عوامل عدیده بستگی داشت که به اساس رژیم دیکتاتوری محمدرضا و عمق سلطه بیگانگان بر کشور و فساد دستگاه حاکمه باز می‌گشت.
کد خبر: ۸۴۷۸۴۳
تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۳:۳۰ - 26July 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، رژیم پهلوی تنها سلسله دست‌نشانده‌ای بود که توسط بیگانگان روی کار آمد و از حمایت همه‌جانبه آنها برخوردار بود؛ به همین دلیل با سلسله‌های پیش از خود تفاوت‌های اساسی داشت. شناخت این سلسله به نحوی به شناخت ماهیت انقلاب اسلامی کمک می‌کند؛ چرا که این انقلاب نجات‌بخش نه‌فقط با یک رژیم دست‌نشانده که با همه جهان استعمار و استکبار در جنگ بود. یکی از راه‌های شناخت رژیم پهلوی مطالعه کتاب‌هایی است که توسط عمال شاه به نگارش درآمده‌اند و از همین رو نگاهی جانبدارانه به انقلاب اسلامی ندارند.

ساواگ

کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» که بخش‌هایی از آن را در ادامه می‌خوانید به قلم «حسین فردوست» نوشته شده و پرده از حقایقی برمی‌دارد که می‌تواند تصویری واقعی از حکومت دیکتاتوری رژیم پهلوی بر مردم ایران ارائه دهد.

سازمان امنیت داخلی ساواک

وظیفه اصلی اداره کل سوم اطلاعات و عملیات ضدبراندازی بود که این وظیفه به اضافه وظیفه ضد جاسوسی در آمریکا وظایف F.B.I و در انگلستان وظایف 5 - MI را تشکیل می‌دهد. باید اضافه کنم که به علت اهمیت این اداره کل در مواردی عملیات خارج از کشور را نیز به عهده می‌گرفت که معروفترین نمونه آن عملیات ترور تیمور بختیار بود. مدیران اداره کل سوم ساواک به ترتیب عبارت بودند از سرتیپ مصطفی امجدی تا نیمه دوم خرداد ۱۳۴۲ سرهنگ ناصر مقدم که بتدریج تا سپهبدی رسید تا فروردین ۱۳۵۰ و بالاخره پرویز ثابتی.

در میان ادارات اداره کل سوم اداره یکم از اهمیت ویژه برخوردار بود که در زمان من در آن پرسنلی مانند پرویز ثابتی رئیس اداره یکم شد عطارپور پرویز فرنژاد چهره‌های جوان و شاخص بودند. وظیفه اداره یکم که مهمترین بخش وظایف اداره کل سوم را تشکیل می‌داد عبارت بود از کشف سازمان‌ها و شبکه‌های براندازی در سطح کشور و یا براندازی منطقه‌ای و محلی (خودمختاری یا تجزیه طبعاً هر گونه حرکت سیاسی مخالف با محمدرضا در این عنوان جای می‌گرفت و درجات مختلفی داشت از فعالیت‌های ساده سیاسی گرفته تا تشکیل گروه با مرام و رویه ضد سلطنت تا قیام مسلحانه و ترور اداره یکم نیز بر حسب موضوعات کار خود و مسائل تخصصی جانبی به بخش‌ها و دوایر و شعب تقسیم می‌شد.

به دلیل اهمیت وظایف اداره کل سوم از بدو ورود کلیه احتیاجات آن را از نظر پرسنل و آموزش و وسایل و بودجه سری و غیره به وفور تأمین می‌کردم. طبعاً انتظار محمدرضا این بود که وظایف امنیت داخلی در بهترین سطح انجام شود ولی این سطح تا زمانی که در ساواک بودم تحقق نیافت و خود مقدم مدیر کل سوم به علت مشکل بودن نوع فعالیت موفقیت خود را متوسط توصیف می‌کرد برای ارتقاء این اداره کل به سطح مورد نظر محمدرضا از انگلستان و آمریکا درخواست استاد ضد براندازی کردم صلاحشان نبود که بفرستند و می‌خواستند که ساواک وابسته و متکی به اسرائیل باشد از نیمرودی خواسته شد و برجسته‌ترین متخصص ضد براندازی اسرائیل را به تهران اعزام داشت.

دوره آموزش او ۳ ماه بود و در این ۳ ماه استعداد فوق‌العاده او برای رسیدن به عالی‌ترین مقامات اطلاعاتی و امنیتی برایم کاملا مشهود بود. در کلاس او حدود ۳۰ نفر آموزش داده شدند. وی کتابی نیز همراه داشت که ترجمه شد و در اختیار پرسنل ذینفع و اداره کل آموزش قرار گرفت. در مدتی که وی در تهران بود کتاب فوق را با دقت خواندم و اشکالات خود را پرسیدم. او همچنین درباره سازمان سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل توضیحاتی برایم داد. یکی از مسائل مهمی که استاد اسرائیلی مطرح ساخت و در آموزش «دفتر ویژه» در انگلستان نیز شنیده بودم، مسئله سنجش نارضایی در جامعه بود و این اصل اساسی براندازی و ضد براندازی که تا زمانی که رضایت عمومی در جامعه حکمفرماست هر عمل ضد براندازی شبکه‌های پنهانی محکوم به شکست است و تنها در شرایط نارضایتی عمومی و عمیق است که عملیات براندازی با موفقیت توام می‌شود و عملیات ضدبراندازی  هر قدر پیشرفته با ناکامی گویا لنین، که استاد امنیتی او را بزرگترین استاد براندازی قرن بیستم می‌دانست نیز در این باره مطالبی گفته است.

در سرفصل کتابی که استاد اسرائیلی به همراه داشت نیز با حروف درشت چنین جمله‌ای نوشته شده بود که اگر سازمان ضدبراندازی يک كشور بخواهد فعالیت شبکه‌های بنهانی را ناکام گذارد در درجه اول باید به ایجاد رضایت در جامعه اهمیت دهد! به هر حال، حتی در کشورهایی که دارای پیشرفته‌ترین و مجهزترین سرویس‌های امنیتی هستند، مانند انگلیس و آمریکا و شوروی تجربه نشان داده که شناسایی و خنثی کردن شبکه‌های براندازی پنهانی حد و مرزی دارد و رسیدن به حد عالی امکان‌پذیر نیست.

لذا بر اساس این تصور و به توصیه استاد اسرائیلی اداره دوم اداره کل سوم تأسیس شد. اداره دوم اداره کل سوم، در واقع سازمان اجتماعی و ضد نارضایتی ساواک بود این اداره می‌بایست میزان رضایت و عدم رضایت را در جامعه کنترل کند علل نارضایتی را بررسی و کشف نماید و راه حل‌های پیشنهادی خود را به اطلاع مقامات مسئول برساند. اطلاعات لازم از ساواک‌ها می‌رسید و گزارشات نوبه‌ای تهیه و به دفتر ویژه اطلاعات که تسلیم محمدرضا می‌شد و به سایر مقامات مسئول تحویل می‌شد.

اداره دوم بر اساس طبقات مختلف اجتماع به بخش‌های مختلف تقسیم می‌شد. بعدها که در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی نارضایتی‌ها و اعتصابات اوج گرفت، ضرورت یافت که اداره مستقلی با نام اداره دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی داخلی و دانشجویان خارج از کشور ایجاد شود زیرا مسئله دانشجویی به مهمترین مسئله کشور تبدیل شده بود. در اداره کل سوم بخش‌های دیگری نیز وجود داشت مانند بخش اقلیت‌های مذهبی که این تشکیلات در سال‌هایی که در ساواک نبودم به بعد گسترده شد.

ممکن است توضیح بالا درباره وظایف اداره دوم برای خواننده مضحک به نظر رسد. چون روزهای انقلاب مشاهده شده و عمق نارضایتی اقشار مختلف اجتماع از محمدرضا و رژیم او ثابت گردیده است به نظر من نفس تأسيس اداره دوم یک عمل كاملا صحیح بود و اگر این اداره در کشف نارضایتی‌ها ناکام ماند به عوامل عدیده بستگی داشت که به اساس رژیم دیکتاتوری محمدرضا و عمق سلطه بیگانگان بر کشور و فساد دستگاه حاکمه باز می‌گشت. نتیجه چنین نظامی این بود که اداره کل سوم در گزارش‌های خود اساس را بر تعریف و تمجید می‌گذارد و به رضایت‌ها بیش از حد و به نارضایتی‌ها کمتر از حد بهاء می‌داد. ولی آنچه که به شخص من مربوط می‌شد تا حد ممکن نارضایتی‌هایی را که می‌دیدم منعکس می‌کردم و حتی از ارسال مستقیم نامه سراپا فحاشی موسی صدر علیه محمدرضا ابا نداشتم در این باره توضیح خواهم داد.

از سال ۱۳۵۰ که به بازرسی رفتم پرسنل این سازمان را از ۱۵۰ کارمند عاطل و پیر و فرسوده به حدود ۱۵۰۰ کارمند فعال رساندم و به كمک قریب به ۲۵۰ مأمور تحقیق تا آستانه انقلاب حدود ۴۰۰۰ پرونده سوءاستفاده بیش از ۱۰ میلیون تومان تحویل محمدرضا دادم همه را به دادگستری ارجاع داد و همه از بایگانی راکد سر درآورد و معهذا من از پیگیری کوتاهی نکردم ولی هیچ کدام به جایی نرسید. من حتی از تهیه پرونده دزدی مجید اعلم  دوست صمیمی محمدرضا و ارسال آن به دادگستری پروا نداشتم مقامات مملکتی روحیه مرا می‌شناختند و همه بدون استثناء از من حساب می‌بردند بنابراین کسی نمی‌تواند ادعا کند که محمدرضا از فساد رژیمش و نارضایتی‌های مردم اطلاع نداشت و طفل بیگناهی بود و همه کاسه و کوزه‌ها را بر سر من خرد کند. من ذره‌ای در انجام وظایف خود قصور نکردم و این شخص محمدرضا بود که چنین می‌خواست.

همان طور که گفتم اداره کل سوم با داشتن مهمترین وظیفه که امنیت داخلی بود وسیع ترین سازمان اطلاعاتی و عملیاتی ساواک محسوب می‌شد و لذا در ساواک‌ها عناصر کافی را در اختیار داشت و در خارج از کشور نیز نمایندگی‌ها موظف بودند خواسته‌های اداره کل سوم را برآورده نمایند. مجموعه این امکانات و اختیارات به اداره کل سوم جایگاه خاصی در مجموعه ساواک می‌بخشید و به مدیر کل آن اقتدار و اهمیت زیاد می‌داد. طبیعی است که چنین سازمانی که فرد جاه‌طلبی چون ثابتی در رأس آن قرار گیرد و توسط عنصری از نوع نصیری هدایت شود و مسئول رژیم (محمدرضا) نیز از آن «امنیت مطلق» را انتظار داشته باشد بی آنکه به عوامل نارضایتی جامعه پاسخی دهد، به چه فجایعی دست می‌زند.

انتهای پیام/ 161

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار