«محمدرضا صفری» تندیسِ صبر در کوران ۱۰ سال اسارت
گروه استانهای دفاعپرس- «علیاصغر زینلی» فعال رسانهای؛ در وصف مردی، چون محمدرضا صفری، واژهها رنگ میبازند؛ چراکه او نه در کلمات، که در بطن تجربهای زیسته است که مرزهای طاقت بشری را جابهجا کرده است.

تنها ۲۰ روز با پایان خدمتش فاصله داشت، اما تقدیر؛ بهترین روزهای جوانی او را که میتوانست شروع زندگی جدیدی در کنار عزیزانش باشد به اسارتی ده ساله پیوند زد.
او از تبارِ همان آزاده مردان «نیمه پنهانِ دفاع مقدس» است؛ که در حصار غربت اردوگاههای مخوفی، چون «موصل یک»، بی هیچ هیاهویی، تاریخِ این سرزمین را با صبر خود نوشتند.
«محمدرضا صفری»، آزادهای با ۵۵ درصد جانبازی که یادگارِ زخمهای کهنه اسارت است، و کتابی است قطور از غصههای فروخورده که هر ورقش، بوی خاکِ نمزدهی اردوگاه و سرمایِ جانکاهِ شبهای اسارت را میدهد.
اما شگفت آنجاست که او پس از آن دالانِ تاریکِ ۱۰ ساله، نه با قلبی شکسته و لبریز از تلخی، که با روحی چنان صیقلخورده بازگشت که هنوز، تکیهگاهِ استوارِ خانوادهاش است.
وقتی همسرِ ایثارگرش از تابآوریِ بیبدیل او میگوید، گویی از کوهی سخن میگوید که طوفانهای سهمگینِ اسارت، نتوانست ذرهای از ابهتِ آرامشاش بکاهد.
صفری، تبلورِ این حقیقت است که «آزادی»، تنها در خروج از اردوگاه نیست؛ آزادی، رهایی از خشم و کینههایی است که با اصالت انسانیت آدمی بیگانه است.
آنچه آقای صفری را متمایز میکند، نه فقط آن ۱۰ سال اسارت، بلکه «کیفیتِ بازگشتِ» اوست. اینکه زنی صبور، او را «صبورتر از خود» میخواند، یعنی او در آن اردوگاههای نفرینشده، نه تنها خودش، که «امید» را نیز در دستانش حفظ کرده بود.
صفری از اسارت، گوهری با خود آورده است که در این دنیای بیقرار، کیمیایِ نایابی است «آرامشی که از بطنِ رنج متولد شده است.» او از دوران اسارت با حسرت یاد میکند، چون معتقد است اسارت برایش فصل بینظیری از دریافت کمالات و حال خوب معنوی بوده است.
نام او و امثالِ او، حکایتِ همان «نیمه پنهان» است؛ مردانی که اگر نبودند، سقفِ آسمانِ اخلاقِ ما، شاید خیلی پیشتر از اینها فرو میریخت.
درود بر این آزادهی سرافراز و همسرِ فرزانهاش که روایتگرِ این قصه پرغصه، اما شکوهمند هستند.
انتهای پیام/
