مصیبت دم‌دمی‌مزاجی‌ ترامپ برای شرکت‌های تجاری قاره آمریکا

پیچیده‌ترین مشکل برای شرکت‌های تجاری غیرقابل‌پیش‌بینی بودن دونالد ترامپ است. حتی اگر تیم‌های فنی با نمایندگی تجاری آمریکا به توافق برسند، تصمیم نهایی را رئیس‌جمهور آمریکا می‌گیرد که موضعش بسته به شرایط سیاسی به سرعت تغییر می‌کند.
کد خبر: ۸۵۰۷۱۸
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰ - 30August 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: تصمیم آمریکا برای عدم تمدید خودکار موافقتنامهٔ تجاری «تی-ام‌ای‌سی» میان مکزیک، آمریکا و کانادا به مدت ۱۶ سال دیگر، یکی از پربحث‌ترین رویداد‌های اقتصادی هفته‌های اخیر بوده است. تیتر‌های رسانه‌ای این تصور را ایجاد کردند که موافقتنامهٔ تجارت آزاد آمریکای شمالی عملاً در آستانهٔ فروپاشی قرار دارد. اما در واقعیت، موضوع مورد بحث پایان توافق نیست، بلکه فعال‌سازی سازوکاری دیگر برای این توافق است. 

قاره آمریکای شمالی

توافق تی-ام‌ای‌سی همچنان به قوت خود باقی است، تجارت آزاد میان کشور‌های قاره متوقف نشده و رژیم معافیت‌های گمرکی و قوانین مبدأ کالا‌ها نیز پابرجاست، اما ماهیت توافق تغییر کرده است. اگر این توافق پیش‌تر توسط کسب‌وکار‌ها به عنوان سازوکاری نسبتاً باثبات و بلندمدت تلقی می‌شد، اکنون مهم‌ترین ویژگی آن به «عدم‌قطعیت» تبدیل شده و یکپارچگی آمریکای شمالی به فضایی برای مذاکرات سیاسیِ مستمر، فرسایش‌زا و فشار‌های سالانه بدل گشته است.

موافقتنامهٔ تجارت آزاد آمریکای شمالی موسوم به «تی‌ال‌سی‌ای‌ان» یا «نفتا» در سال ۱۹۹۴ به اجرا درآمد و بیش از ربع قرن تقریباً بدون تغییر باقی ماند. در این مدت، اقتصاد جهانی شاهد جهانی‌شدن زنجیره‌های تولید و لجستیک، رشد بی‌سابقهٔ اقتصاد چین، توسعهٔ تجارت الکترونیک و تحول فناورانهٔ صنایع بود. پس از این تحولات، نفتا دیگر با واقعیت جدید اقتصاد جهان همخوانی نداشت.

دونالد ترامپ دقیقاً از همین استدلال در اولین کارزار انتخاباتی خود در سال ۲۰۱۶ استفاده کرد و این توافق را «بدترین معامله» برای آمریکا خواند. او مکزیک و کانادا را به بهره‌مندی نامتناسب از این توافق به ضرر صنایع آمریکا متهم و تهدید به خروج از نفتا کرد. ترامپ پیش‌تر نیز آمادگی خود را برای برهم‌زدن ساختار‌های تجاری بین‌المللی با خروج از توافق فراآرام نشان داده بود. در نتیجه، مکزیک و کانادا ناگزیر به بازنگری توافق تن دادند که حاصل آن، تولد تی-ام‌ای‌سی بود. در همین زمان بود که «بند غروب» (شرط فسخ) به متن توافق جدید اضافه شد که سازوکاری برای بازنگری دوره‌ای توافق به شمار می‌رفت.

واشنگتن ابتدا بر پایان خودکار تی-ام‌ای‌سی در هر پنج سال یکبار اصرار داشت که برای کسب‌وکار‌ها به معنای نبود امکان برنامه‌ریزی بلندمدت بود. مکزیک و کانادا موفق شدند مصالحه‌ای با آمریکا به دست آورند؛ به جای پایان خودکار توافق، سازوکاری برای ارزیابی منظم اجرای آن ایجاد شد. در سازوکار جدید، پس از پایان هر دوره میان سه کشور مذاکره از صفر شروع نمی‌شد، بلکه سه کشور صرفا به حسابرسی و اصلاح مکانیسم‌های خاص اجرای توافق می‌پرداختند. فرایند مذاکره بر سر تی-ام‌ای‌سی از سال ۲۰۱۷ آغاز و در اواخر سال ۲۰۱۸ پایان یافت و توافق به‌روز شده در سال ۲۰۲۰ به اجرا درآمد. با بازگشت ترامپ به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵، سیاست منفعت‌طلبانه ترامپ بار دیگر بر منطق حقوقی چیره شد و تعامل طرفین در چارچوب توافق را به شدت پیچیده کرد.

مادهٔ ۳۴.۷ تی-ام‌ای‌سی مقرر می‌کند که این توافق به مدت ۱۶ سال از زمان اجرا (یعنی تا ۲۰۳۶) معتبر است، مگر اینکه طرفین دربارهٔ تمدید یا اصلاح آن به توافق برسند. شش سال پس از اجرا، بازنگری مشترکی انجام می‌شود که در آن هر کشور باید اعلام کند آیا آمادهٔ تمدید ۱۶ سالهٔ توافق است یا خیر. اگر هر سه کشور پاسخ مثبت دهند، چرخهٔ جدید از پایان دورهٔ شش‌ساله آغاز می‌شود. اگر حتی یکی از طرفین آمادگی خود را برای تمدید اعلام نکند، توافق فوراً لغو نمی‌شود، بلکه جلسات سالانهٔ کمیسیون مشترک آغاز می‌شود تا عملکرد توافق ارزیابی، ادعا‌های طرفین بررسی و تغییرات احتمالی برای تداوم آن تعیین شوند. طرفین همچنان می‌توانند در هر یک از جلسات سالانهٔ بعدی دربارهٔ تمدید توافق به اجماع برسند. اگر اجماع حاصل نشود، توافق کماکان تا پایان دورهٔ ۱۶ سالهٔ اولیه به کار خود ادامه می‌دهد.

بنابراین، بازنگری سالانه یک فرایند خودکار برای فسخ توافق نیست، بلکه رژیمی برای نظارت مستمر بر آن است. با این حال، کسب‌وکار‌ها به خوبی مرز باریک میان ثبات حقوقی و سفسطهٔ بوروکراتیک و عدم‌قطعیت سیاسی را درک می‌کنند و این موضوع برای آنها از اهمیت بنیادین برخوردار است. حتی اگر معافیت‌های تعرفه‌ای به طور رسمی حفظ شوند، سرمایه‌گذاران ناگزیر به رصد هر جلسهٔ کمیسیون و در نظر گرفتن احتمال تغییر مفاد توافق هستند.

حساس‌ترین موضوع‌هایی که می‌تواند مورد بحث قرار گیرد، قوانین مبدأ کالاها، استاندارد‌های کار و شرایط حل‌وفصل اختلافات تجاری خواهند بود. برای شرکت‌ها، نه تنها وجود رژیم بدون تعرفه اهمیت دارد، بلکه توانایی پیش‌بینی سهم قطعاتی که باید در آمریکای شمالی تولید شوند، مدارک مورد نیاز برای تأیید مبدأ و هزینه‌های ناشی از تغییر الزامات نیز حیاتی است. این مسئله برای صنایعی که چرخهٔ تولیدشان از چندین کشور عبور می‌کند به‌ویژه صنایع خودروسازی و الکترونیک که قطعات بار‌ها از مرز‌های کشور‌های عضو عبور می‌کنند بسیار پیچیده‌تر است.

از این منظر، اهمیت تی-ام‌ای‌سی فراتر از یک موافقتنامهٔ تعرفه‌ای معمول است. این سند، بخش قابل‌توجهی از روابط اقتصادی سه کشور را تنظیم می‌کند، از تجارت دیجیتال و خدمات مالی گرفته تا تعهد‌های کارگری و هنجار‌های زیست‌محیطی؛ بنابراین هرگونه تغییر در مفاد آن، نه تنها بر صادرکنندگان، بلکه بر تصمیم‌های مربوط به استقرار واحد‌های تولیدی جدید نیز تأثیر می‌گذارد. در متن رسمی تی-ام‌ای‌سی تصریح شده که سازوکار بازنگری برای حفظ به‌روز بودن توافق طراحی شده و هدف از ایجاد این سازوکار بازنگری سالانه همه مفاد توافقنامه نیست، اما مسائل سیاسی می‌توانند محتوایی متفاوت به این فرایند بدهند. اگر یکی از طرفین از جلسات کمیسیون برای طرح خواسته‌هایی که مستقیماً به اجرای توافق مرتبط نیست، استفاده کند، بازنگری فنی به سرعت به ابزاری برای اعمال فشار بر آن کشور تبدیل می‌شود. به همین دلیل، مذاکراتی که از ۲۹ تیر آغاز شده، نه تنها از نظر امتیازات خاص، بلکه برای تعیین مرز‌های تأثیرگذاری سیاسی قابل‌قبول بر رژیم تجاری نیز مهم است.

در معنایی گسترده‌تر، تصمیم آمریکا برای تمدید نکردن خودکار «تی-ام‌ای‌سی»، فلسفهٔ جدید سیاست تجاری این کشور را در دوران ترامپ منعکس می‌کند؛ در این سیاست فشار مداوم باید به ابزاری کامل برای کنترل بر شرکا تبدیل شده و تجارت به طور فزاینده‌ای نه به عنوان فعالیتی اقتصادیِ بی‌طرف، بلکه به عنوان ابزاری برای رقابت فناورانه و رویارویی ژئوپلیتیکی تلقی شود.

برای کسب‌وکارها، مشکل اصلی در تغییر قوانین بازی و عدم‌قطعیت فزاینده است. پروژه‌های بزرگ سرمایه‌گذاری در صنعت، خودروسازی، انرژی یا فناوری‌های پیشرفته، برای ۱۵ تا ۲۰ سال آینده برنامه‌ریزی می‌شوند و نیازمند پیش‌بینی‌پذیری بلندمدت هستند. با بازنگری سالانه، سرمایه‌گذاران ناگزیر به در نظر گرفتن ریسک تغییرات دائمی شرایط تجاری می‌شوند.

با این حال، کارشناسان هنوز خروج گستردهٔ سرمایه از مکزیک را ثبت نکرده‌اند؛ برعکس، حجم سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی همچنان در حال رشد است و بازار‌ها نیز واکنشی آرام به تصمیم آمریکا نشان داده‌اند. اما مشکل جای دیگر است. عدم‌قطعیت، هرچند اقتصاد را فوراً نابود نمی‌کند، اما به طور غیرمستقیم می‌تواند پتانسیل رشد بلندمدت آن را به شدت محدود کند. شرکت‌ها ممکن است محتاط‌تر شوند، تصمیمات سرمایه‌گذاری را به تأخیر بیندازند و ریسک‌های سیاسی را به عنوان عاملی دائمی در نظر بگیرند. از این رو، عدم‌قطعیت شانس آن را دارد که به عنصری از سیاست اقتصادی تبدیل شود.

به طرز متناقضی، فشار واشنگتن در نهایت اهمیت عملی تی-ام‌ای‌سی را برای سایر کشور‌های عضو افزایش داده است. پس از اعمال تعرفه‌های یک‌جانبهٔ آمریکا، بسیاری از شرکت‌ها ناگزیر به رعایت دقیق‌تر قوانین توافق شدند. استفاده از سازوکار‌های تی-ام‌ای‌سی به لحاظ اقتصادی به صرفه‌تر شد. اگر در سال ۲۰۲۴ مکزیک و کانادا در کمتر از نیمی از موارد تجاری خود از این سازوکار استفاده می‌کردند، اکنون میزان استفاده از توافق به بیش از ۸۰ درصد رسیده است.

تعرفه‌ها به بخشی از راهبرد صنعتی آمریکا تبدیل شده‌اند. اعمال تعرفه‌ها در خارج از چارچوب تی-ام‌ای‌سی، رعایت هنجار‌های آن را برای کسب‌وکار‌ها بسیار سودآورتر کرده است. منطق دولت ترامپ ساده است: اگر توافق تجاری وجود دارد، شرکا باید دقیقاً از هنجار‌ها و الزامات تولیدی آن پیروی کنند. منظور از هنجار‌ها و الزامات تولید، قوانین مبدأ کالاهاست؛ واشنگتن به دنبال سطح بالاتری از تولید داخلی در آمریکای شمالی است که این خود بخشی از راهبرد صنعتی گسترده‌تر کاخ سفید به شمار می‌رود.

با وجود سخت‌گیری سیاسی واشنگتن، سناریوی لغو کامل توافق چندان محتمل نیست. دلیل آن، عمق یکپارچگی اقتصاد‌های آمریکای شمالی است. مکزیک امروز به بزرگ‌ترین شریک تجاری آمریکا تبدیل شده و از چین و کانادا پیشی گرفته است. آمریکا راهبرد گسترده‌ای برای توسعهٔ مراکز داده، تولید نیمه‌رسانا‌ها و استخراج مواد معدنی حیاتی دنبال می‌کند. در این حوزه، مکزیک با وجود تمامی مشکلات، مزیت رقابتی خود را حفظ کرده است. صادرات مکزیک نیز به شدت با تولید آمریکا گره خورده است. این بدان معناست که گسست زنجیره‌های تولید آمریکای شمالی، نه تنها به مکزیک، بلکه به خود آمریکا نیز ضربه خواهد زد.

کسب‌وکار آمریکایی به خوبی این وابستگی را درک می‌کند. به همین دلیل، سازوکار‌های نهادی مهار قدرت ریاست‌جمهوری در آمریکا همچنان فعال هستند. بسیاری از اقدامات تجاری نیازمند مشورت، بحث و هماهنگی با گروه‌های صنعتی و کنگره هستند و اقتصاد آمریکا عمیقاً به حفظ یکپارچگی با مکزیک و کانادا علاقه‌مند است.

تحول کنونی تی-ام‌ای‌سی تا حد زیادی نه به بازنگری منافع طرفین از موافقتنامه، که به رقابت جهانی آمریکا و چین مربوط می‌شود. واشنگتن به طور فزاینده‌ای آمریکای شمالی را به عنوان بستر تولید واحد در نظر می‌گیرد که بتواند با صنعت چین رقابت کند. دولت ترامپ در تلاش است تا مدل یکپارچگی آمریکای شمالی را تغییر ندهد، بلکه قواعد توزیع مزایای آن را تغییر دهد. ترامپ برای این کار از ابزارهایی، چون تعرفه، تهدید به بازنگری توافق و فشار سیاسی و اقتصادی استفاده می‌کند تا شرکا را به رعایت دقیق خواسته‌های آمریکا و افزایش تولید داخلی در خاک آمریکا وادار کند.

به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که مکزیک همچنان مزایای قابل‌توجهی را در زمینهٔ بازچینش تولید (نزدیک‌سازی به بازار آمریکا) حفظ کرده است. حتی در شرایط عدم‌قطعیت، آمریکا به طور عینی به توسعهٔ زنجیره‌های تأمین آمریکای شمالی علاقه‌مند است. از این منظر، تی-ام‌ای‌سی به تدریج از یک موافقتنامهٔ صرفاً تجاری به ابزاری برای رقابت ژئواکونومیک تبدیل می‌شود.

با این وجود، خطر تضعیف تدریجی توافق همچنان پابرجاست. اگر بازنگری‌های سالانه به سازوکاری برای امتیازدهی مداوم به واشنگتن تبدیل شود، تی-ام‌ای‌سی ممکن است یکپارچگی خود را از دست بدهد. هر بازنگری جدید می‌تواند قوانین مبدأ، رژیم تعرفه‌ای، الزامات زیست‌محیطی یا سازوکار‌های تنظیم‌گری بخش‌های خاص را تغییر دهد. ممکن است توافق به طور رسمی حفظ شود، اما ساختار اولیهٔ آن به تدریج فرسوده شود؛ بنابراین وظیفه اصلی مکزیک، جلوگیری از تبدیل بازنگری‌های سالانه به فرایندی بی‌پایان برای فشار سیاسی است.

پیچیده‌ترین مشکل برای مذاکره‌کنندگان مکزیکی، غیرقابل‌پیش‌بینی بودن دونالد ترامپ است. حتی اگر تیم‌های فنی با نمایندگی تجاری آمریکا به توافق برسند، تصمیم نهایی را رئیس‌جمهور آمریکا می‌گیرد که موضعش بسته به شرایط سیاسی به سرعت تغییر می‌کند.

در این شرایط، مکزیک بر راهبردی محتاطانه و عمل‌گرایانه تکیه دارد. دولت «کلودیا شینبائوم» از رویارویی عمومی پرهیز و امکان مذاکره را حفظ می‌کند. راهبرد کلیدی، عدم پذیرش خودکار همهٔ خواسته‌های آمریکا و استفادهٔ حداکثری از عامل زمان است. برای مکزیک، تحولات سیاسی آتی در آمریکا همچون انتخابات میان‌دوره‌ای، تغییر احتمالی موازنهٔ کنگره و کارزار ریاست‌جمهوری آینده اهمیت دارد. همچنین مکزیک ناگزیر به در نظر گرفتن موضوع حساس دیگری یعنی روابط با چین است. واشنگتن به طور فزاینده‌ای بر محدود کردن حضور قطعات و سرمایه‌گذاری چین در زنجیره‌های تولید آمریکای شمالی اصرار دارد، اما این تأمین‌ها برای صنعت مکزیک حیاتی باقی مانده و محدودیت‌های بیش از حد می‌تواند به خود بنگاه‌های مکزیکی آسیب بزند.

سال‌های آینده برای تعیین اینکه آیا آمریکای شمالی می‌تواند مدل یکپارچگی مبتنی بر قواعد نسبتاً باثبات را حفظ کند، یا به سمت الگویی از مذاکرات دائمی در شرایط نامتقارن سیاسی تکامل یابد، تعیین‌کننده خواهد بود. بازنگری توافق، تنها قسمت نخست فرایندی است که ممکن است تمام دههٔ آینده ادامه یابد.

بنابراین، ریسک اصلی نه در چشم‌انداز لغو تی-ام‌ای‌سی، بلکه در عدم‌قطعیتی است که هم‌اکنون به تدریج به هنجار جدید در کارکرد یکپارچگی آمریکای شمالی تبدیل می‌شود. اگر این امر به طور کامل محقق شود، منطقه یکی از عوامل تعیین‌کنندهٔ موفقیت اقتصادی خود یعنی ثبات و شفافیت فرایند‌های تجاری برای تحریک سرمایه‌گذاری، نوآوری و توسعهٔ صنعتی را از دست خواهد داد.  

با وجود این، سناریوی آینده این توافق همچنان نسبتاً خوش‌بینانه به نظر می‌رسد. رویداد‌های کنونی را می‌توان آغاز مرحلهٔ جدیدی از یکپارچگی تلقی کرد و تصور ناپدید شدن تی-ام‌ای‌سی در ده سال آینده دشوار است. تنها راه آمریکا برای افزایش رقابت‌پذیری در رویارویی با چین، همکاری با متحدان است و بدون مکزیک و کانادا، پیروزی در این نبرد تجاری جهانی ممکن نیست. سناریو‌های منفی و هشداردهنده، بیشتر داستان‌های ترسناک رسانه‌ای هستند. جریان‌های تجاری، مشاغل و زنجیره‌های تولید از قبل بر اساس قالب آمریکای شمالی طراحی و مستقر شده‌اند و دیر یا زود، رهبران عمل‌گراتری به قدرت می‌رسند که از هرج‌ومرج امروز نظم خواهند آفرید.

انتهای پیام/ 999

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار